آیهٔ چهلِ دانیال یازده یکی از ژرف‌ترین آیات کتاب‌مقدس است. این آیه نمایانگر گشوده شدن مُهرِ کتاب دانیال در سال‌های ۱۷۹۸، ۱۹۸۹ و ۲۰۲۳ است. این سه بار که کتاب گشوده شد، پایانِ پراکندگیِ «هفت زمان» را نشان می‌دهد. سال ۱۷۹۸ نشانگر پایانِ دو هزار و پانصد و بیست سالِ پراکندگی بود که در ۷۲۳ پیش از میلاد آغاز شد، هنگامی که آشور ده قبیلهٔ شمالی را به اسارت برد. سال ۱۹۸۹ نشانگر پایانِ ۱۲۶ سال از زمانِ شورشِ ۱۸۶۳ بود، هنگامی که کلیسای ادونتیست روز هفتم رسماً «هفت زمان»ِ لاویان بیست‌وشش را کنار نهاد. سال ۲۰۲۳ نشانگر پایانِ سه روز و نیمِ مکاشفهٔ یازده بود، زمانی که دو شاهد آن مرده در کوچه افتاده بودند. در پایانِ ۲٬۵۲۰ سال (۱۲۶ سال و ۳ روز و نیم—که همگی نمادهای «هفت زمان» هستند)، کتاب دانیال گشوده شد.

خواهر وایت به ما آگاه می‌سازد که در سال 1798 لازم بود وقایعی که با بسته شدن زمانِ آزمایش مرتبط بودند، به انسان‌ها ارائه شوند. هنگامی که او این حقیقت را ثبت می‌کند، در حال شناسایی تاریخ‌های موازی است، زیرا او همچنین پیام ایام آخر را به‌مثابه وقایعی که با بسته شدن زمانِ آزمایش مرتبط‌اند، به تصویر می‌کشد. او در سخن گفتن از تاریخ میلری چنین می‌نویسد:

«لازم بود که مردم نسبت به خطر خویش بیدار شوند؛ که برانگیخته شوند تا خود را برای رویدادهای خطیری که با پایان یافتن زمانِ آزمایش مرتبط است، آماده سازند.» نبرد عظیم، ۳۱۰.

او دربارۀ ایام آخر چنین می‌نویسد:

«پیش از مصلوب شدنش، نجات‌دهنده برای شاگردان خود توضیح داد که او باید به قتل برسد و بار دیگر از قبر برخیزد؛ و فرشتگان حاضر بودند تا سخنان او را بر ذهن‌ها و دل‌ها نقش کنند. اما شاگردان در انتظار رهاییِ زمانی از یوغ روم بودند، و نمی‌توانستند اندیشهٔ این را تحمل کنند که او که همهٔ امیدهای ایشان بر او متمرکز بود، مرگی ننگین را متحمل شود. سخنانی که لازم بود به یاد آورند، از ذهنشان رانده شد؛ و چون زمانِ آزمایش فرا رسید، آنان را ناآماده یافت. مرگ عیسی امیدهای ایشان را به همان‌گونه به‌کلی نابود کرد که گویی او پیشاپیش ایشان را آگاه نساخته بود. بدین‌سان در نبوت‌ها نیز آینده به همان روشنی در برابر ما گشوده شده است که به‌وسیلهٔ سخنان مسیح در برابر شاگردان گشوده شد. رویدادهای مربوط به پایانِ زمانِ آزمون و کارِ آماده‌سازی برای زمانِ تنگی، به‌وضوح ارائه شده‌اند. اما انبوهی از مردم از این حقایق مهم بیش از آن آگاهی ندارند که گویی هرگز مکشوف نشده بودند. شیطان در کمین است تا هر تأثیری را که آنان را برای نجات حکیم سازد، برباید؛ و زمانِ تنگی آنان را ناآماده خواهد یافت.» کشمکش عظیم، ۵۹۵.

پیام میلری در سال ۱۷۹۸ گشوده شد و «وقایعِ مرتبط با پایانِ زمانِ آزمایش» را ارائه کرد. هنگامی که او دربارهٔ ایام آخر سخن می‌گوید، تاریخِ شاگردان را به‌کار می‌گیرد تا این حقیقت را نشان دهد که «وقایعِ مرتبط با پایانِ زمانِ آزمایش» همان اموری هستند که انسان را برای نجات حکیم می‌سازند، اما فهمیده نمی‌شوند. پیام‌هایی که در سال‌های ۱۷۹۸، ۱۹۸۹ و ۲۰۲۳ گشوده شدند، پیام‌هایی بودند که «وقایعِ مرتبط با پایانِ زمانِ آزمایش» را مشخص می‌ساختند.

چهل‌اُمین آیه نمایانگر خطی تاریخی است که در آن کتاب دانیال سه بار از مُهر گشوده می‌شود. در سال ۱۷۹۸، رؤیای دانیال دربارهٔ رود اُولای، که نمایانگر فصل‌های هفت تا نه است، از مُهر گشوده شد. در سال ۱۹۸۹، رؤیای دانیال دربارهٔ رود حِدِّقِل، که نمایانگر فصل‌های ده تا دوازده است، از مُهر گشوده شد. در سال ۲۰۲۳، تاریخِ پنهانِ آیهٔ چهلِ دانیال یازده از مُهر گشوده شد.

تاریخِ آیتِ چهل، 1798 سے لے کر آیتِ اکتالیس کے سنڈے لا تک کی نمائندگی کرتی ہے، جو ریاستہائے متحدہ کی تاریخ ہے، اور وہی مکاشفہ تیرہ کا زمینی درندہ، مکاشفہ سولہ کا جھوٹا نبی، اور بائبلی نبوت کی چھٹی بادشاہی بھی ہے۔ دانی ایل گیارہ کی آیتِ چالیس میں جس ایک ہی تاریخ کی نمائندگی کی گئی ہے، اسی کی نمائندگی کتابِ مکاشفہ میں بھی ایک ہی آیت میں کی گئی ہے۔

اور میں نے ایک اور حیوان کو زمین سے نکلتے دیکھا؛ اور اُس کے دو سینگ برّہ کی مانند تھے، اور وہ اژدہا کی طرح بولتا تھا۔ مکاشفہ 13:11۔

این آیه، همانند آیهٔ چهل، تاریخى است که با قوانین بیگانگان و فتنهٔ سال 1798 آغاز می‌شود و با قانون یکشنبه، هنگامی که آن ملت چون اژدها سخن می‌گوید، پایان می‌یابد؛ تاریخى که از زمانی آغاز می‌شود که روم پاپى از تخت فروگرفته می‌شود و زمانی پایان می‌پذیرد که روم پاپى دوباره بر تخت برقرار می‌گردد. تاریخى که هم در مکاشفه 13:11 و هم در دانیال 11:40 به تصویر کشیده شده است، با برچیده شدن پنجمین پادشاهیِ نبوت کتاب‌مقدس آغاز می‌شود و با برچیده شدن ششمین پادشاهیِ نبوت کتاب‌مقدس پایان می‌یابد.

وہ “ستر” برس جن میں بابل نے بائبل کی نبوت کی پہلی سلطنت کے طور پر، بائبل کی نبوت کی دوسری سلطنت تک حکومت کی، آیت چالیس کی تاریخ کی نمائندگی کرتے ہیں، 1798 سے اتوار کے قانون تک۔

و در آن روز واقع خواهد شد که صور هفتاد سال، بر حسب ایام یک پادشاه، به فراموشی سپرده خواهد شد؛ و پس از پایان هفتاد سال، صور مانند فاحشه‌ای آواز خواهد خواند. بربطی برگیر، در شهر گردش کن، ای فاحشه‌ای که به فراموشی سپرده شده‌ای؛ نغمه‌ای دلنشین بنواز، سرودهای بسیار بخوان، تا به یاد آورده شوی. و واقع خواهد شد که پس از پایان هفتاد سال، خداوند از صور تفقد خواهد نمود، و او به مزد خویش بازخواهد گشت، و با تمامی مملکت‌های جهان بر روی زمین زنا خواهد کرد. اشعیا 23:15–17.

تاریخِ 1798 تا قانونِ یک‌شنبه، همچنین همان تاریخی است که در آن فاحشهٔ صور، چنان‌که در اشعیا بیست‌وسه ثبت شده است، به فراموشی سپرده می‌شود؛ جایی که این دوره به‌صورت «هفتاد سال» و به‌عنوان «ایام یک پادشاه» بیان شده است. از نبوکدنصر تا بلشصر، نخستین پادشاهیِ نبوتِ کتاب‌مقدس سلطنت کرد؛ و بدین‌سان نمونه‌ای از ششمین پادشاهیِ نبوتِ کتاب‌مقدس گردید که با سیمای بره آغاز می‌شود، اما سرانجام همچون اژدها سخن می‌گوید. نبوکدنصر نمایندهٔ پیروِ بره است و بلشصر نمایندهٔ پیروِ اژدها.

تاریخِ 1798 سے لے کر اتوار کے قانون تک، مکاشفہ چودہ کے تین فرشتوں کی تاریخ بھی ہے، جو میلرائیٹوں کی اصلاح سے شروع ہوتی ہے اور ایک لاکھ چوالیس ہزار کی اصلاح پر ختم ہوتی ہے۔ تین فرشتوں کا پیغام، عدالت کے وقت کا پیغام ہے۔ میلرائیٹوں نے ان واقعات کا اعلان کیا جو عدالت کے آغاز سے متعلق تھے، اور ایک لاکھ چوالیس ہزار ان واقعات کا اعلان کرتے ہیں جو مہلتِ آزمائش کے اختتام سے متعلق ہیں۔

رویدادهای مرتبط با ختمِ مهلتِ توبه، بر خطوط داخلی و خارجیِ نبوت ترسیم شده‌اند، و این رویدادها در درجهٔ نخست در تاریخی که در آیهٔ چهلِ دانیال یازده بازنمایی شده است، رخ می‌دهند. رویدادهای آیهٔ چهل با قانونِ یکشنبه در ایالات متحده پایان می‌پذیرند؛ ازاین‌رو، رویدادهای گردآوری نهاییِ سایر فرزندانِ خدا که هنوز در بابل‌اند، در آیهٔ چهل بازنمایی نشده است؛ بااین‌حال، بحرانی که آنگاه جهان را مواجه می‌سازد، تازه در ایالات متحده به پایان رسیده است. آن رویدادها داوری بر ایالات متحده و تطهیرِ کلیسای خدا را، پیش از آنکه کلیسا همچون عَلَمی برافراشته شود، بازنمایی می‌کنند.

رویدادهای درونیِ مرتبط با پایان یافتنِ زمانِ آزمایش، کارِ مسیح را به‌عنوان کاهنِ اعظم در به انجام رساندنِ سرِّ خدا در میانِ قومِ روزهای آخرِ او مشخص می‌سازد. رویدادهای بیرونی، نقشِ ایالات متحده را در بازگرداندنِ قدرت به پاپیّت مشخص می‌کند. تمامیِ تاریخِ ایالات متحده به‌عنوان ششمین پادشاهیِ نبوتِ کتاب‌مقدس، تمامیِ تاریخِ لائودکیه، در خلالِ تاریخی رخ می‌دهد که آیهٔ چهل آن را نمایان می‌سازد.

خطوطِ داخلی و خارجی در آیهٔ چهل به‌وسیلهٔ دو شاخِ وحشِ زمین نمود یافته‌اند. شاخِ جمهوری‌خواهی خطِ خارجی است و شاخِ پروتستانتیسم خطِ داخلی. هر دو خط در درونِ تاریخِ پادشاهیِ ششم وجود دارند، و در پایانِ تاریخِ پادشاهیِ ششم، داوریِ خدا بر هر دو شاخِ پروتستان و جمهوری‌خواه وارد می‌شود. پیامی که رویدادهای مرتبط با بسته‌شدنِ زمانِ آزمایش را مشخص می‌سازد، همان پیامی است که رویدادهایی را مشخص می‌کند که بر ایالات متحده وارد می‌شوند، آنگاه که پیمانهٔ زمانِ آزمایشیِ خود را پر می‌سازد. پیامی که رویدادهای مرتبط با بسته‌شدنِ زمانِ آزمایش را مشخص می‌سازد، همچنین همان پیامی است که رویدادهایی را مشخص می‌کند که بر اَدونتیسمِ روزِ هفتم وارد می‌شوند، آنگاه که پیمانهٔ زمانِ آزمایشیِ خود را پر می‌سازد.

در درون تاریخ آیهٔ چهل، کتاب دانیال سه بار مُهرگشایی می‌شود، و هر یک از آن سه بار، خطی داخلی و خطی خارجی پدید می‌آورد که رویدادهای مرتبط با بسته‌شدن زمانِ فیض را ارائه می‌کند. هر یک از آن سه نشانهٔ راه، پیش از خود با پراکندگیِ هفت‌باره همراه است. بنابراین آیهٔ چهل نمایانگر تاریخِ ۱۷۹۸ تا قانونِ یک‌شنبه است، و نشانه‌های راهِ نبوتی در درون آن تاریخ، همان «رویدادهای مرتبط با بسته‌شدن زمانِ فیض» هستند. در درون تاریخِ آیهٔ چهل، خطِ داخلی در آغاز، نمایانگرِ گذاری از فیلادلفیا به لاودکیه است، و در پایان، نمایانگرِ گذاری از لاودکیه به فیلادلفیا. آغاز، یک جنبشِ اصلاحی را نشان می‌داد، چنان‌که در مَثَلِ ده باکره به تصویر کشیده شده است؛ مَثَلی که جنبشِ اصلاحیِ پایان را نیز نمونه‌وار می‌ساخت، جنبشی که آن مَثَل را نیز به تمامِ معنا و به دقیق‌ترین وجه محقق کرد.

جنبش میلریِ فیلادلفیایی با تحققِ «هفت زمان»ِ لاویان بیست‌وشش در سال 1798 آغاز شد، و سپس با تحققِ دیگری از «هفت زمان» در 22 اکتبر 1844. دست‌کم تا سال 1856، هم جیمز وایت و هم خواهر وایت این جنبش را در وضعیتی لائودیکیه‌ای شناسایی کردند. در همان سال، نور جدیدی دربارهٔ «هفت زمان» در نشریهٔ رسمی کلیسا ارائه شد که هرگز به پایان نرسید. «هفت زمان» در 1798 تحقق یافت، و پس از آن ویلیام میلر آنچه را که خواهر وایت «آغاز زنجیرهٔ حقیقت» نامیده بود کشف کرد، و آغاز زنجیرهٔ حقیقت همان «هفت زمان» بود. 1798 تحققی از «هفت زمان» بود، و پس از آن، هنگامی که کتاب دانیال گشوده می‌شود، میلر کشف بنیادین خود را دربارهٔ «هفت زمان» انجام می‌دهد. پس از آن، 22 اکتبر 1844 تحقق دیگری از «هفت زمان» را رقم می‌زند، که به نوبهٔ خود با گذاری در جنبش از فیلادلفیا به لائودیکیه دنبال می‌شود، در همان سالی که نور جدید دربارهٔ «هفت زمان» ناتمام رها می‌گردد. در سال 1863، آنچه تا 1856 جنبش میلریِ فیلادلفیایی بود، هنگامی که به جنبش میلریِ لائودیکیه‌ای انتقال یافت، به کلیسایی که به‌طور قانونی به ثبت رسیده بود تبدیل شد؛ عمدتاً تحت مقتضیات و فشارهای جنگ داخلی و به‌منظور حفاظت از جوانان کلیسا. جنبش در 1863، هنگامی که به یک کلیسا بدل شد، پایان یافت. هفت سال پیش از آن، در 1856، لائودیکیه پیامی از نور جدید را دربارهٔ همان موضوعی کنار نهاد که نخستین کشف نبویِ ویلیام میلر بود.

جنبش میلری و نوری که «آغاز زنجیرۀ حقیقت» خوانده می‌شود، یعنی نورِ «هفت زمان»، بر رهبری جنبش لائودیکیه گشوده شد؛ رهبری‌ای که به‌تدریج میل به پاسداری از «هفت زمان» را کنار نهاد، و در پایان هفت سال («هفت زمان») در سال ۱۸۶۳، جدول تازه‌ای و پیام نبوی‌ای نو پدید آمد، بی‌آنکه هیچ اشاره‌ای به «هفت زمان» در آن باشد.

در سال ۱۸۶۳، پایانِ نبوتِ شصت‌وپنج‌سالهٔ اشعیا درست در همان‌جا که آغاز شده بود به انجام رسید: با جنگی داخلی میان شمال و جنوب. مسئلهٔ برده‌داری در سال ۱۸۶۳ به‌واسطهٔ به اسیری برده شدنِ هر دو پادشاهیِ شمالی و جنوبی، در تحققِ «هفت زمان»، نمونه‌وار پیش‌تر ترسیم شده بود؛ و آن بندگی‌ای که اسرائیل بدان گرفتار شد، به‌درستی مسائلِ برده‌داری را در انتها بازنمایی می‌کرد. سال ۱۸۶۳ نمایانگرِ پایانِ ساختارِ نبویِ مبتنی بر نبوتِ شصت‌وپنج‌سالهٔ اشعیاست.

خداوندگار خداوند یوں فرماتا ہے: یہ قائم نہ ہوگا اور نہ وقوع میں آئے گا۔ کیونکہ شام کا سر دمشق ہے، اور دمشق کا سر رزین ہے؛ اور پینسٹھ برس کے اندر افرائیم ایسا ٹوٹ جائے گا کہ وہ قوم نہ رہے گا۔ اور افرائیم کا سر سامریہ ہے، اور سامریہ کا سر رملیاہ کا بیٹا ہے۔ اگر تم ایمان نہ لاؤ گے تو یقیناً تم قائم نہ رہو گے۔ یسعیاہ 7:7–9۔

اگر این نبوت به‌درستی فهمیده شود، که آغاز آن در ۷۴۲ ق.م. است، سه نشانۀ راه را در درون یک بازۀ شصت‌وپنج‌ساله مشخص می‌سازد. دو تا از این نشانه‌های راه، نقاط آغازِ دو هزار و پانصد و بیست سال اسارت و بندگی را برای هر دو پادشاهیِ شمالی و جنوبیِ اسرائیل تعیین می‌کنند. در ۷۴۲ ق.م. پادشاهی‌های شمالی و جنوبی درگیر جنگی داخلی بودند، و ده سبطِ شمالی با سوریه اتحادی بسته بودند تا به پادشاهی جنوبیِ یهودا یورش برند. نوزده سال بعد، در ۷۲۳ ق.م.، ده سبطِ شمالی به دست آشوریان به بندگی برده شدند. چهل‌وشش سال بعد، در ۶۷۷ ق.م.، آشوریان مَنَسّی را اسیر کردند و او را به بابل بردند. دو هزار و پانصد و بیست سال پس از ۷۲۳ ق.م. به ۱۷۹۸ می‌رسد، زمان آخر و آغاز آیۀ چهل. چهل‌وشش سال بعد، «هفت زمان» بر ضد پادشاهی جنوبی که در ۶۷۷ ق.م. آغاز شده بود، در ۱۸۴۴ به پایان رسید. نوزده سال بعد، در ۱۸۶۳، ویژگی‌های نبویِ ۷۴۲ ق.م. به‌تمامیِ لفظ بازنمایی می‌شوند. در ۷۴۲ ق.م. و ۱۸۶۳، جنگی داخلی میان پادشاهی‌های شمالی و جنوبی در جریان است. در ۷۴۲ ق.م.، پیشگویی‌ای که به‌واسطۀ اشعیا به آحازِ شریر داده شد، دربارۀ بندگیِ قریب‌الوقوعِ هر دو پادشاهیِ شمالی و جنوبی بود، و در ۱۸۶۳، دقیقاً در نقطۀ مرکزی جنگ داخلی، رئیس‌جمهور لینکلن اعلامیۀ آزادی بردگان را صادر کرد و فرایند پایان دادن به بردگی را آغاز نمود. هشداری که در ۷۴۲ ق.م. به آحازِ شریر داده شد، در سرزمین باشکوهِ تحت‌اللفظی داده شد که از پیامی حکایت می‌کرد که به‌واسطۀ لینکلن در سرزمین باشکوهِ روحانی داده شد.

هفت سال پس از آن‌که پیام‌های «هفت زمان» از سوی هیرام ادسن در سال ۱۸۵۶ منتشر شد، ادونتیسم در سال ۱۸۶۳ نموداری پدید آورد که تعلیم میلریِ «هفت زمان» را حذف می‌کرد؛ و بدین‌سان انبوهی از عباراتی را که در آن‌ها الن وایت تعلیم می‌دهد که ما باید پیام‌های میلری‌ها را تکرار کنیم، و نیز در برابر حمله به آن پیام‌ها از آن‌ها دفاع نماییم، مورد تردید قرار داد. در همان سال، آنان به کلیسایی که به‌طور قانونی ثبت شده بود تبدیل شدند. مطالب بیشتری می‌توان دربارهٔ سال ۱۸۶۳ و دلالت‌های نبوی آن نوشت، اما آنچه من در اینجا خاطرنشان می‌کنم این است که چندین شاهد، هم درونی و هم بیرونی، وجود دارند که شورشِ سال ۱۸۶۳ را شناسایی می‌کنند، خواه شورشِ بیرونی با ایالت‌های جنوبی باشد، یا شورشِ درونی با ردّ نخستین حقیقتِ بنیادی. سال ۱۸۶۳ یکی از رخدادهای درون تاریخِ آیهٔ چهل است که نشانه‌ای را نمایندگی می‌کند که بخشی از «وقایعِ مرتبط با پایانِ زمانِ آزمایش» را تشکیل می‌دهد.

۱۸۶۳ با آغاز چهل سالِ بیابان‌گردی برای اسرائیلِ باستانِ تحت‌اللفظی هم‌راستا است. در پایان آن چهل سال، یوشع اسرائیلِ باستان را به سرزمین موعود داخل ساخت، و ایشان اَریحا را فرو افکندند و بر هر که اَریحا را از نو بنا کند لعنتی اعلام کردند. در ۱۸۶۳، رهبری ادونتیسمِ لائودیکیه اَریحا را از نو بنا نهاد. ۱۸۶۳ در آغاز و انجامِ آن چهل سالِ بیابان‌گردی بازنمایی شده است. ۱۸۶۳ نشانه‌ای نبوی است که تاریخِ خطوطِ خارجی و داخلیِ تاریخِ آیهٔ چهل را به یکدیگر پیوند می‌دهد. کلیسای هفتم در آنجاست، «کلیسایی داوری‌شده»، چنان‌که واژهٔ «لائودیکیه» بدین معناست، که به دوره‌ای داخل می‌شود که با مرگِ تمامِ یک نسل در بیابان بازنمایی می‌گردد. در همان نقطه، نخستین رئیس‌جمهور جمهوری‌خواه کارِ آزاد ساختنِ بردگان را آغاز می‌کند، و بدین‌سان نمونهٔ پیشگویانه‌ای از آخرین رؤسای‌جمهور جمهوری‌خواه می‌گردد که در دوره‌ای از بحران، منتهی به آنچه الهام «ویرانی ملی» می‌خواند، حکومت نظامی را به اجرا خواهند گذاشت.

در نشانه‌های راهِ آغاز، نشانه‌های راهِ پایان بازنمایی شده است، و رویدادهای مربوط به اختتام داوری در رویدادهای مربوط به افتتاح داوری به‌صورت نمونه پیش‌نگاشته شد. عصیان در قادِش، در ردّ پیام یوشع و کالیب در آغاز چهل سال، نمونه‌ای بود از عصیان موسی در زدنِ صخره در قادِش در پایان چهل سال. سال ۱۸۶۳ حکم یکشنبه را مشخص می‌سازد؛ جایی که لائودیکیه از دهان خداوند قی می‌شود، و جایی که آن بیست‌وپنج مردِ مشایخ در اورشلیم در حزقیال فصل هشت در برابر خورشید سجده می‌کنند، و جایی که شیلوه بر آنان که بر سخنان دروغین اعتماد می‌کنند تکرار می‌شود: «هیکل خداوند، هیکل خداوند، هیکل خداوند ما هستیم.»

ما این بررسیِ پانیوم را در مقالۀ بعدی ادامه خواهیم داد.