دانیال یازدهم با معرفی دونالد ترامپ بهعنوان آخرین رئیسجمهورِ ششمین پادشاهیِ نبوتِ کتابمقدس آغاز میشود. در سال سومِ کورش، که رؤیا در همانجا در باب دهم آغاز شد، در آیهٔ نخستِ باب یازدهم با واژهٔ «نیز» تکمیل میگردد.
اور میں بھی مادی دارا کے پہلے سال میں، یعنی میں ہی، اس کی تائید اور تقویت کے لیے کھڑا رہا۔ دانی ایل 11:1۔
جبریل با دقت به داریوش بازمیگردد و در آغاز روایت خود از فصل یازدهم، او را به کورش پیوند میدهد. فصل دهم بهصورت یک رؤیا تا آخرین آیهٔ فصل دوازدهم ادامه مییابد، و این رؤیا در سال سوم کورش آغاز میشود.
در سال سومِ کورش، پادشاهِ فارس، امری بر دانیال که نامش بلطشصر خوانده میشد مکشوف گردید؛ و آن امر راست بود، اما زمانِ معین دراز بود؛ و او آن امر را دریافت و رؤیا را فهم کرد. دانیال 10:1.
داریوش همراه با کورش، نماد ملتِ دوگانهٔ مادها و پارسها را تشکیل میدهند که بیانگر قدرتِ دوگانهٔ جمهوریخواهی و پروتستانیسم در ایالات متحده است؛ و بدینسان، نمادِ دوگانهٔ زمانِ آخر را نمایندگی میکنند. تولد هارون و موسی، زمانِ آخرِ نبوتِ چهارصدسالهٔ ابراهیم را در آغازِ اسرائیلِ باستان مشخص ساخت؛ همچنین، تولد یحیای تعمیددهنده و مسیح نیز دو نشانهٔ زمانِ آخر را در پایانِ اسرائیلِ باستان نمایان ساخت. عیسی همواره پایان را با آغاز به تصویر میکشد.
داریوش و کورش با هم، آن نشانهٔ راه را نمایندگی میکنند که بهعنوان زمانِ آخر معرفی شده است؛ زمانی که اسارتِ هفتادساله در بابل به پایان رسید.
«کلیسای خدا بر زمین، در طی این دورهٔ طولانیِ آزارِ بیامان، به همانسان در اسارت بود که بنیاسرائیل در دوران تبعید در بابل در اسارت بودند.» انبیا و پادشاهان، 714.
داریوش و کوروش نمودگار سالهای 1798 و 1799 هستند و زمان پایان را بازنمایی میکنند؛ هنگامی که اسارتِ موازیِ اسرائیلِ روحانی در بابلِ روحانی به پایان رسید. سال 1798 پایان نظام سیاسیِ پاپی را مشخص کرد؛ نظامی که بهصورت وحشی تصویر شده است که فاحشهٔ روم بر آن سوار بود.
پس او مرا در روح به بیابان برد؛ و زنی را دیدم که بر حیوانی به رنگ ارغوان نشسته بود، حیوانی آکنده از نامهای کفر، و دارای هفت سر و ده شاخ. مکاشفه ۱۷:۳.
ناپلئون در سال 1798 به زندگیِ آن وحش پایان داد، و در سال 1799، آن زنی که بر وحش سوار بود، در تبعید درگذشت. در سال 1989، هم رونالد ریگان و هم جورج بوشِ پدر رئیسجمهور بودند، و این زمانِ آخر را در سال 1989 مشخص ساخت. داریوش و کورش نمایندهٔ ریگان و بوشِ پدر هستند. آیهٔ دو چنین میگوید:
و اکنون حقیقت را به تو خواهم نمود. اینک، هنوز سه پادشاه در پارس برخواهند خاست؛ و چهارمین از همۀ ایشان بسی دولتمندتر خواهد بود؛ و او به نیرویی که از ثروتش برمیخیزد، همگان را بر ضدّ مملکت یونان برخواهد انگیخت. دانیال 11:2.
بیداری
داریوش، ریگان بود؛ کوروش، بوشِ بزرگتر بود؛ و آن سه تن که پس از کوروش آمدند، کلینتون، بوشِ کوچکتر، و اوبامای تفرقهافکن بودند؛ و رئیسجمهور چهارم و «بسیار دولتمندتر» که جهانیگرایانِ یونان را برانگیخت، ترامپ بود. واژهٔ «برانگیختن» به معنای بیدار کردن است. هنگامی که ترامپ در سال ۲۰۱۵ نامزدی خود را اعلام کرد، جهانیگرایان، که یوئیل آنان را «امتها» معرفی میکند، بیدار شدند.
بگذار قومهای بتپرست بیدار شوند و به وادیِ یهوشافاط برآیند؛ زیرا در آنجا خواهم نشست تا بر تمامی قومهای اطراف داوری کنم. داس را به کار اندازید، زیرا محصول رسیده است؛ بیایید، فرود آیید، زیرا چرخُشت پُر است و حوضها لبریز شدهاند؛ زیرا شرارت ایشان عظیم است. انبوهها، انبوهها در وادیِ تصمیم؛ زیرا روز خداوند در وادیِ تصمیم نزدیک است. یوئیل 3:12–14.
Cuando los “paganos” sean despertados, “cercano está el día de Jehová” en el valle de Josafat. “Josafat” significa juicio de Jehová; y el valle también es llamado el valle de la decisión. A partir de 2015, las “multitudes” del planeta tierra comenzarán a entrar en los diversos manojos preparados para cada excusa dada por los hombres para no decidir servir a Dios. En el 11 de septiembre comenzó el juicio de los vivos, y en 2015 Trump anunció que procuraría la presidencia. En el 11 de septiembre comenzó a caer la primera fase de la lluvia tardía, y la lluvia tardía es lo que lleva a fructificación la cosecha; y en 2015, catorce años después de iniciada la lluvia que produce la cosecha madura, el libro de Joel hace sonar la advertencia de que cuando Donald Trump “agita el reino de Grecia”, o como dice Joel, cuando Trump “despierta a los paganos en 2015”, la cosecha del planeta tierra está comenzando a madurar.
لازم است تشخیص داده شود که نخستین حقیقتی که در دانیال یازده ذکر شده، نقش نبویِ دونالد ترامپ است. نخستین پادشاهیِ نبوتِ کتابمقدس که در کتاب دانیال نمایانده شده، بابل است. تصور کنید داستان بابل در کتاب دانیال را، اگر نبوکدنصر از سوی الهام برای برپاداشتن یک الگوی نبوی به کار گرفته نشده بود. ششمین پادشاهیِ نبوتِ کتابمقدس بدون شهادتِ آخرین فرمانروای آن پادشاهی ناقص است. قاعدهٔ نخستین ذکر، اهمیت ترامپ را بهعنوان نمادی با اهمیتِ بنیادی در رؤیایی که دانیال در روز بیستودوم، پس از آنکه سه هفته روزه گرفته بود، دریافت کرد، تثبیت میکند.
لیکن فارس کی مملکت کے رئیس نے اکیس دن تک میری مخالفت کی؛ مگر دیکھو، میکائیل، جو سرکردہ رئیسوں میں سے ایک ہے، میری مدد کے لیے آیا؛ اور میں وہاں فارس کے بادشاہوں کے پاس ٹھہرا رہا۔ اب میں اس لیے آیا ہوں کہ تجھے سمجھا دوں کہ آخری ایام میں تیری قوم پر کیا گزرے گی، کیونکہ یہ رویا ابھی بہت دنوں کے لیے ہے۔ دانی ایل 10:13، 14۔
رؤیای فصل یازدهم نشان میدهد که در ایام آخر چه بر سر قوم خدا میآید، و اینکه ترامپ بهعنوان رهبر ایالات متحده، و پس از آنِ سازمان ملل متحد، حقیقتی است که پیامدهای ابدیِ وابسته به فهمیدن یا نفهمیدن آن حقیقت دارد. آن حقیقت برای جبرئیل چنان اهمیت داشت که به دانیال منتقل کند که در آیهٔ چهارده، دانیال از نوری که فرشتهٔ جبرئیل فراهم ساخت ثبت میکند که این «دزدانِ قوم تو» هستند که رؤیا را برقرار میسازند. پیگرفتن درستِ حرکات دونالد ترامپ در نبوت، بدون بهکارگیریِ روم بهعنوان الگو برای تشخیص ردپاهای ترامپ در تاریخِ نبویِ دانیال یازده، ناممکن است.
ترامپ، بهعنوان نمادی از ایالات متحده در دورهٔ زمانیِ قانونِ یکشنبه، تصویری از وحش را تشکیل میدهد، و با انجام این کار، وحش را تکریم میکند؛ بنابراین، هم تصویری از وحش است و هم تصویری به افتخارِ وحش. در مکاشفه 17، پاپیّت هشتمین است، یعنی از آن هفت است، و دونالد ترامپ از زمانِ ریگان در وقتِ آخر در سال 1989، هشتمین رئیسجمهور است، اما او همچنین ششمین است، که بدین معناست که او هشتمینی است که از آن هفت است.
در مکاشفه هفده، یوحنا در آیه سه به بیابان برده میشود، جایی که فاحشهای را میبیند که بر وحشی سوار است. این فاحشه از سوی هر فرقه عمده پروتستان بهعنوان کلیسای کاتولیک شناخته شده است، هرچند همه آنان در ایام آخر باورهای بنیادی خود را انکار میکنند. هنگامی که یوحنا او را دید، کلیسای روم از خون شهیدان مست بود، و عنوان مادر فاحشهها را بر خود داشت. این امر نشان میدهد که یوحنا به سال 1798 منتقل شد، جایی که پاپیّت خونِ شهادت را بر خود داشت و برخی از کلیساهای سابقاً پروتستان از پیش در حال بازگشت به مشارکت کاتولیک رومی بودند. از آن موضع، یوحنا «هفت پادشاه» را دید که پنج تن از آنان تا سال 1798 از پیش سقوط کرده بودند، و یک پادشاهی در سال 1798 وجود داشت، و آن پادشاهی ایالات متحده بود؛ اما پادشاهی دیگری، مرکب از ده پادشاه، پس از آن میآمد، زیرا در سال 1798، در جایی که یوحنا ایستاده بود، پادشاهی هفتم هنوز نیامده بود. آن ده پادشاه برای ساعتِ بحرانِ قانون یکشنبه فرمانروایی میکنند، و موافقت مینمایند که پادشاهی هفتمِ خود را به وحشِ پادشاهی پنجم بدهند، همان که در سال 1798 زخمِ مهلکی دریافت کرده بود.
عدد «8» نماد رستاخیز است، و پاپیّت همان هشتمی است که از میان هفت است، آنگاه که زخمِ مهلکش در اتحادِ سهگانهٔ اژدها، وحش و نبیِ کاذب—که در قانون یکشنبهایِ قریبالوقوع رخ میدهد—شفا مییابد. در سال 2020، جهانیگرایان انتخابات را از ترامپ دزدیدند و او در خیابانهای مکاشفه یازده کشته شد. دو شاهدِ مکاشفه یازده نمایندهٔ دو شاخِ وحشِ زمین هستند که هر دو در سال 2020 کشته شدند. ترامپ، از زمانِ پایان در 1989، ششمین رئیسجمهور پس از ریگان است؛ اما تا سال 2024، او همچنین همان هشتمی است که از هفت پادشاهِ پیشین است. در سال 2024، زخمِ مهلکِ او شفا یافت و او همزمان به همان هشتمی که از میان هفت است تبدیل شد، در انطباقی کامل با نمادِ نبویای که رؤیا را استوار میسازد. اگر روم را نداشته باشید، هیچ توانایی برای پیگیری حرکاتِ صورتِ روم نخواهید داشت.
ماگا
برای درک اینکه چگونه ترامپ، هنگامی که «۲۵۰» سالِ نرون به پایان میرسد، کنستانتین کبیر است، یا چگونه او در سال ۲۰۷ ق.م. آنتیوخوس کبیر است، یا چگونه او آخرین رئیسجمهوری است که تمام جنبش عصر طلاییاش بر «عظیم» ساختن آمریکا مبتنی است، لازم است پذیرفته شود که این فصل نخست از ترامپ و نقش نبوتیِ او یاد میکند.
دستخط «حقیقت» که با واژۀ عبریِ «حقیقت» نمایانده میشود و از حرف اوّل، سیزدهم و بیستودومِ الفبای عبری تشکیل شده است، ریگان را بهعنوان حرف اوّل، و اوباما را بهعنوان حرف سیزدهمِ عصیان مشخص میکند؛ چنانکه این امر در سال 2013 نمود یافت، زمانی که رهبر پیشینِ دفتر تفتیش عقاید جای خود را به نخستین پاپ یسوعی داد. از آنجا که رهبر تفتیش عقاید کنارهگیری کرد، نقطۀ پایان او با نقطۀ آغاز پاپ یسوعی منطبق میشود. آن پیوند میان دو پاپِ اوباما، 13 مارس 2013 بود. اوباما با حرف سیزدهمِ عصیان همراستا است، و حرف بیستودوم ترامپ است.
متمم بیستودوم، ریاستجمهوری را به دو دوره محدود میسازد، و هنگامی که رؤسایجمهوریِ دودورهای را که دورههایشان متوالی نبوده است در نظر میگیریم، تنها دو تن وجود دارند. گروور کلیولند، آلفایِ رؤسایجمهوریِ دودورهای با دورههای غیرمتوالی است، و ترامپ، اُمگا. گروور کلیولند بیستودومین رئیسجمهور بود، و ترامپ، بهعنوان اُمگایِ نسبت به کلیولند، تمایز آلفاییِ «22» را در خود دارد. کلیولند و ترامپ نمایانگر آلفا و اُمگایی هستند که دربردارندهٔ نمادپردازیِ حرف بیستودومِ الفبای عبری است. تنها دو رئیسجمهور بودهاند که دو دورهٔ غیرمتوالی داشتهاند، و ترامپ دومیِ آن دو است. دوِ اُمگا ضرب در بیستودویِ آلفا برابر است با چهلوچهار، نمادی از 1844، که خود نمادی از درِ بسته در قانونِ یکشنبه است، چنانکه بهواسطهٔ درِ بستهٔ 1844 پیشنمون شده است. ترامپ چهلوچهارمین شخصِ متمایز است که رئیسجمهور شده است، و او در زمانی رئیسجمهور است که در در قانونِ یکشنبه بسته میشود.
ترامپ بهصورت نمونهای بهوسیلهٔ کوروشِ بزرگ پیشنموده شده است. کوروشِ بزرگ فرمان نخست را صادر کرد و اردشیرِ بزرگ فرمان سوم را صادر نمود. فرمان نخست و سوم با یکدیگر همراستا هستند، زیرا عیسی همواره پایان را بهوسیلهٔ آغاز به تصویر میکشد. ترامپ در آنجاست هنگامی که «۲۵۰» سالِ نرون، که بهوسیلهٔ کنستانتینِ بزرگ نمایانده شده است، به پایان میرسد. در پایانِ «۲۵۰» سال از ۴۵۷ پیش از میلاد، ترامپ بهوسیلهٔ آنتیوخوسِ بزرگ نمایانده میشود، که در سال ۲۰۲۴ نیرومندتر از پیش بازگشت، در تحققِ آیهٔ سیزدهم.
زیرا پادشاه شمال بازخواهد گشت و انبوهی بزرگتر از نخستین بسیج خواهد کرد، و بیگمان پس از چند سال با سپاهی عظیم و اموالی فراوان خواهد آمد. دانیال 11:13.
وقتی ایالات متحده در زمان قانون یکشنبه بهدست روم مغلوب میشود، آنگاه هر کشوری در جهان ناگزیر میگردد در برابر روم سر فرود آورد.
«ملتهای بیگانه از نمونهٔ ایالات متحده پیروی خواهند کرد. هرچند او پیشگام است، بااینحال همان بحران بر قوم ما در همهٔ نقاط جهان واقع خواهد شد.» شهادتها، جلد ۶، ص. ۳۹۵.
«اقوامِ بیگانه» بهوسیلهٔ ایالات متحده مجبور به انجام این کار میشوند؛ همان کشوری که در قانون یکشنبهایِ بهزودیواقعشونده رهبریِ سازمان ملل متحد را بر عهده میگیرد. سازمان ملل متحد همان ده پادشاهِ مکاشفهٔ 17 است که تحت سلطهٔ اَخاب، پادشاهِ ده سبطِ شمالی، قرار دارند؛ همو که با ایزابل ازدواج کرده است. ازدواجِ ایزابل با اَخاب همان ازدواجی است که در قانون یکشنبهایِ بهزودیواقعشونده به کمال میرسد. در قانون یکشنبه، ایالات متحده ــ سرزمینِ جلالِ دانیال یازده، و حیوانِ زمینیِ مکاشفهٔ سیزده ــ تاریخ خود را بهعنوان ششمین پادشاهیِ نبوتِ کتابمقدس به پایان میرساند. بر کوه کرمل، 850 نبیِ بعل و کاهنانِ بیشه که بر سفرهٔ ایزابل میخوردند، بهدستِ ایلیا کشته میشوند. ایالات متحده در قانون یکشنبهایِ بهزودیواقعشونده کشته میشود، همانگونه که انبیای دروغین در کوه کرمل کشته شدند. از آن پس، داستان میان ایلیا، در برابر اَخاب و ایزابل، جریان مییابد، و اَخاب نمایندهٔ یک پادشاهیِ دهگانه است که بهوسیلهٔ همان کسی اداره میشود که نخست با ایزابل زنا کرد. ایزابل قصد دارد با هر پادشاهیای زنا کند، اما اَخاب نمایندهٔ نخستین کسی است که چنین کرد، و این ایالات متحده است که در کوه کرمل میمیرد و بیدرنگ نخستین معشوقِ ایزابل میگردد. از منظرِ دانیال یازده، در همانجا، در قانون یکشنبه، است که ترامپ همچون پادشاهِ مقتدرِ یونان، که اسکندرِ کبیر نمایندهٔ آن است، برمیخیزد.
او پیاوێکی بەهێز هەڵدەستێت، کە بە دەسەڵاتێکی گەورە فەرمانڕەوایی دەکات و هەرچییەک لە ویستی خۆیدا بێت ئەنجامی دەدات. و کاتێک هەڵسا، شانشینییەکەی دەشکێت و بۆ چوار باکانی ئاسمان دابەش دەکرێت؛ نە بۆ نەوەکانی خۆی، و نە بە پێی ئەو دەسەڵاتەی کە فەرمانڕەوایی پێ دەکرد: چونکە شانشینییەکەی هەڵدەکەندرێت، بۆ کەسانێکی تر جگە لەوانە. دانیال 11:3، 4.
ڈونلڈ ٹرمپ اقوامِ متحدہ کے اُس «زبردست بادشاہ» کے طور پر کھڑا ہوتا ہے، جس کی آیت میں نمائندگی کی گئی ہے اور جس کے بعد سکندرِ اعظم کی تاریخ کے ذریعے اُس کی تمثیل پیش کی گئی ہے۔ جب وہ کھڑا ہوتا ہے تو بائبل کی نبوت کا چھٹا مملکت، یعنی ریاستہائے متحدہ، ختم ہو جاتا ہے، اور مکاشفہ سترہ کے دس بادشاہوں کی ساتویں مملکت شروع ہو جاتی ہے۔ وہ دس بادشاہ اپنی ساتویں مملکت کا آغاز وہاں اور اُسی وقت اس بات پر متفق ہو کر کرتے ہیں کہ اپنی ساتویں مملکت پوپائی اقتدار کے حوالے کر دیں، جو آٹھویں مملکت ہے، اور جو پہلے کی سات مملکتوں میں سے ہے۔ اُن کا یہ اتفاق خدا کی مرضی پوری کرنے کے لیے تھا، اور اُس کی مرضی صحائفِ حق میں سطر پر سطر نمایاں کی گئی ہے۔
روم کی تمثیل کرتے ہوئے
دانیال باب یازده کی آیات پانچ تا نو ایک ایسی نبوتی تاریخ میں پوری ہوئیں جس نے اسی باب کی آیات اکتیس تا چالیس میں بیان کی گئی پاپائی قوت کی تاریخ کی کامل تمثیل پیش کی۔ آیات پانچ تا نو میں مذکور تاریخی سلسلہ، آیات اکتیس سے آیت چالیس تک کے تاریخی سلسلے کے متوازی ہے۔ دونوں سلسلے ایک ایسے دور کی نشان دہی کرتے ہیں جس میں پاپائی روم کی نمائندگی کرنے والی قوت نے پہلے تین رکاوٹوں پر غلبہ پایا، پھر ایک مدت تک حکومت کی، یہاں تک کہ ایک شکسته عہد نے اُن کے خلاف ایک جنوبی بادشاہ کو لے آیا، جس نے اُن پر ایک مہلک زخم وارد کیا۔ ان دونوں سلسلوں کا جس قدر قریب سے مطالعہ کیا جائے اور تاریخ کے ساتھ ان کا تقابل کیا جائے، اسی قدر زیادہ گہرے طور پر ان کی صحت و درستی پہچانی جاتی ہے۔ ان کی درستی کا تعلق اس امر سے ہے کہ وہ آیات کے اندر موجود ساخت کی کس قدر دقیق نمائندگی کرتے ہیں، اور نیز اس تاریخ کی بھی جس نے ان آیات کو پورا کیا۔
تاریخی که پنج آیه را به تحقق رسانید، با تاریخ روم پاپی که در آیات سیویک تا چهل بیان شده است، به موازات پیش میرود و با آن هماهنگ است، و زمینه را برای معرفی انطیوخسِ کبیر در آیات ده تا پانزده فراهم میآورد.
لیکن اس کے بیٹے برانگیختہ ہوں گے، اور بڑی بڑی فوجوں کا ایک ہجوم جمع کریں گے؛ اور ایک یقیناً آئے گا، اور سیلاب کی مانند امڈتا اور گزرتا چلا جائے گا؛ پھر وہ لوٹے گا، اور اپنے قلعہ تک برانگیختہ رہے گا۔ دانی ایل 11:10۔
در تحقق آیهٔ ده، آنتیوخوسِ کبیر تا دژ مصر پیروزمندانه پیش رفت و در آنجا برای تجدید قوا به لشکرکشی پایان داد. آن تاریخ، فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را در سال ۱۹۸۹ نمونهوار مینمایاند، چنانکه در آیهٔ چهلِ همان فصل بازنمایی شده است.
و در زمانِ آخر، پادشاهِ جنوب به او حملهور خواهد شد؛ و پادشاهِ شمال همچون گردبادی بر او خواهد تاخت، با ارابهها و سواران و کشتیهای بسیار؛ و او به سرزمینها داخل خواهد شد، و چون سیل سرازیر گشته، عبور خواهد کرد. دانیال 11:40.
عبارتِ آیتِ دہم، «یقیناً آئے گا، اور امڈ پڑے گا، اور گزر جائے گا»، عبرانی متن میں بعینہٖ آیتِ چالیس کے اس فقرے کے مماثل ہے: «وہ ممالک میں داخل ہوگا، اور امڈ پڑے گا اور گزر جائے گا۔» دونوں آیات اس وقت کی نشان دہی کرتی ہیں جب شمال کا بادشاہ (آیتِ دہم میں انطیوکس اور آیتِ چالیس میں ریگن) جنوب کے بادشاہ کو شکست دیتا ہے (آیتِ دہم میں بطلیموس اور آیتِ چالیس میں سوویت یونین)۔ دونوں حملے جنوب کے بادشاہ کی پیشگی فتح کے انتقامی جواب تھے (آیاتِ پانچ تا نو میں بطلیموس اور آیتِ چالیس میں نپولین)۔ حملے کے لیے جنوبی بادشاہ کا محرک ایک ٹوٹا ہوا عہد تھا (آیاتِ پانچ تا نو میں برنیس کی شادی، اور نپولین کے ساتھ 1797ء کا ٹوٹا ہوا معاہدۂ تولنتینو)۔ ان آیات کے اندر نمایاں نبوتی ساخت، اور تاریخ میں ان آیات کی بعد کی تکمیل بھی، یسعیاہ 8:8 کے ساتھ ہم آہنگ ہے۔
اور وہ یہوداہ میں سے گزرے گا؛ وہ اُمڈے گا اور بڑھتا چلا جائے گا، وہ گردن تک پہنچ جائے گا؛ اور اُس کے پروں کا پھیلاؤ، اے عمانوایل، تیری سرزمین کی وسعت کو بھر دے گا۔ یسعیاہ 8:8۔
هنگامی که اشعیا پیشگویی میکند که لشکر سنحاریب «طغیان کرده، عبور خواهد کرد»، بار دیگر همان واژهٔ عبریِ آیات ده و چهل به کار رفته است. اشعیا مشخص میسازد که در چه هنگام سنحاریب، پادشاهیِ شمالی، پادشاهیِ جنوبیِ یهودا را مغلوب ساخت، اما اورشلیم را برپا باقی گذاشت، زیرا او فقط «تا گردن» رسید، همانگونه که انطیوخس در آیهٔ ده تا مرز رسید. انگیزهٔ سنحاریب این بود که حزقیا عهد با آشور را شکسته بود، چنانکه این امر در توقفِ خراجِ مورد توافق از سوی حزقیا نمایان شد. عهدِ شکسته، ناهنجاریِ این سه آیهٔ موازی است. هر یک از آنها مشتمل بر عهدی شکسته بود، اما در مورد بطلمیوس و ناپلئون، این پادشاهِ شمال بود که به شکستن عهد متهم میشد. سنحاریب، پادشاهِ شمال، حزقیا را به امتناع از پرداختِ خراجِ مقرر متهم ساخت.
اور حزقیاہ بادشاہ کے چودھویں برس میں اسور کے بادشاہ سنحاریب نے یہوداہ کے سب فصیل دار شہروں پر چڑھائی کی اور اُن کو لے لیا۔ تب یہوداہ کے بادشاہ حزقیاہ نے لکیس کو اسور کے بادشاہ کے پاس کہلا بھیجا کہ مجھ سے خطا ہوئی؛ میرے پاس سے لوٹ جا۔ جو کچھ تُو میرے ذمہ ٹھہرائے گا میں برداشت کروں گا۔ اور اسور کے بادشاہ نے یہوداہ کے بادشاہ حزقیاہ پر تین سو قنطار چاندی اور تیس قنطار سونا مقرر کیا۔ اور حزقیاہ نے وہ ساری چاندی جو خُداوند کے گھر میں اور بادشاہ کے محل کے خزانوں میں پائی جاتی تھی، اُسے دے دی۔ 2 سلاطین 18:13–15۔
لشکر شمالیِ سِنَّاخِریب در مسیر خود به سوی اورشلیم، چهلوشش شهرِ یهودا را تصرف کرد. از حیثِ نبوی، این امر دارای اهمیتی عظیم است که اشعیا ۸:۸ با آیاتِ ده و چهل ارتباط مییابد و بدینسان، شاهدِ سومی بر فروپاشیِ پادشاهیِ جنوبیِ اتحادِ جماهیرِ شوروی در سال ۱۹۸۹ فراهم میآورد. آن فروپاشی، آغازِ دورهای از آیهٔ چهل را نشان میدهد که خالی است. از تحققِ آیهٔ چهل در سال ۱۹۸۹ تا آیهٔ چهلویک، که نمایانگرِ قانونِ یکشنبهایِ قریبالوقوع است، در آیهٔ چهل دورهای خالی وجود دارد. آن دوره از ۱۹۸۹ آغاز میشود و به قانونِ یکشنبه خاتمه مییابد. آیهٔ چهل دربارهٔ آن بازهٔ زمانی چیزی نمیگوید، اما آیهٔ چهل را میتوان با روششناسیِ «سطر بر سطر» فهمید.
یک «کلید» اساسی برای اثبات تاریخ پنهانِ آیهٔ چهل، شهادتِ اشعیا دربارهٔ جنگِ تلافیجویانهٔ پیروزمندانهٔ پادشاهیِ شمالی بر ضد پادشاهیِ جنوبی است. خواه این امر شورشِ حزقیا باشد که از پایبندی به تعهد پیشینِ خود برای پرداخت «خراج» به آشور دست کشید، یا کنار گذاشته شدنِ برنیس بهدستِ آنتیوخوس، یا معاهدهٔ تولنتینوی ناپلئون؛ هر سه آیه بهواسطهٔ تاریخهایی تحقق یافتند که بر نقضِ یک معاهده بهعنوان انگیزهٔ زیربناییِ حمله تأکید دارند. در دوران ریاستجمهوریِ اوباما، تحت وزارت امور خارجهٔ جان کری، معاون وزیر، ویکتوریا نولاند، یک انقلاب رنگی را برای سرنگونیِ دولتِ اوکراین پدید آورد. از آن زمان به بعد، دربارهٔ جنگِ اوکراین دو سویِ یک مجادله وجود داشته است؛ پوتین میگوید که مسئله، نقضِ یک معاهده بوده است، و مخالفانِ او میگویند معاهدهای که پوتین بدان اشاره میکند هرگز در آن چارچوبی که او ادعا میکند وجود نداشته است. اینکه آیا واقعاً معاهدهای بسته شد و سپس نقض گردید، یا بالعکس، اهمیتی ندارد، زیرا گزارشِ نبوی صرفاً نقضِ یک معاهده را بهعنوان انگیزهٔ جنگ ثبت میکند.
اشعیاہ 8:8 یہ دیکھنے کے لیے “کلید” فراہم کرتی ہے کہ شمالی بادشاہ صرف گردن تک، یا سر تک ہی فتح کرتا ہے۔ یہ “کلید” روس کو اُس سر کے طور پر مشخص کرتی ہے جو 1989 میں جسم کے انہدام کے بعد قائم رہ گیا تھا۔ آیت آٹھ کی نبوتی اہمیت صرف سر کی شناخت کرنے والی اس “کلید” میں ہی نہیں پائی جاتی، بلکہ “گردن” کی اُس شناخت میں بھی ہے جو سر، یا دارالحکومت کی نمائندگی کرتی ہے؛ اور یہ بات صرف اشعیاہ 8 کے اسی رویا کے ایک سابقہ اقتباس کے ساتھ تعلق میں ہی قائم کی جا سکتی ہے۔ یہ رویا باب سات سے شروع ہوتی ہے، اور آیات سات اور آٹھ میں سر کی تعریف ایک بادشاہ، یا اُس کی مملکت، یا کسی مملکت کے دارالحکومت کے طور پر کی گئی ہے۔ یروشلم یہوداہ کا دارالحکومت تھا، جس کے 46 شہر سنحاریب کی فوج نے فتح کر لیے تھے، لیکن سنحاریب نے دارالحکومت یروشلم کو قائم رہنے دیا۔
زیرا سرِ اَرام دمشق است، و سرِ دمشق رَصین؛ و در مدت شصت و پنج سال، افرایم چنان شکسته خواهد شد که دیگر قوم نباشد. و سرِ افرایم سامره است، و سرِ سامره پسرِ رِمَلْیا. اگر ایمان نیاورید، یقیناً استوار نخواهید ماند. اشعیا ۷:۸، ۹
هنگامی که سپاه سنخاریب در سال ۷۰۱ پیش از میلاد به دیوارهای اورشلیم رسید، تا گردن بالا آمد، و بدینسان شاهدی تاریخی از باقی ماندن روسیه پس از فروپاشی ۱۹۸۹ بر جای گذاشت. چنانکه آنتیوخوس بزرگ انتقامگیری خود را علیه پادشاهی جنوبی آغاز کرد، در آیهٔ ده به مرز مصر رسید، اما داخل نشد. آنچه در پیروزی آنتیوخوس در آیهٔ ده اهمیت دارد این است که پایان یک لشکرکشی نظامیِ آنتیوخوس را نشان میدهد که فاقد نبردی مشخص بود، اما بیانگر کار او در بازاستقرار جغرافیایی است که پیشتر از دست رفته بود. فتوحات او در آیهٔ ده نمایانگر پایان چندین پیروزی است. او لشکرکشیِ جنگ چهارم سوریه را در رافیا به پایان رساند؛ رافیا به معنای «سرزمین مرزی» است، و رافیا مرز، یا «گردنِ» مصر بود. لشکرکشی آنتیوخوس از ۲۱۹ پیش از میلاد تا ۲۱۷ پیش از میلاد نمایانگر سرریز شدن و عبور کردنِ فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی از ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۱ است، هنگامی که پادشاه از کشورها گذشت.
از منظر نبوتی، اشعیا ۸:۸ این امکان را فراهم میسازد که روسیه، بهعنوان گردن در نبرد سنحاریب، یا دژ در نبرد انطیوخس، در مقام پادشاهِ جنوب در نبرد رافیا شناخته شود؛ چنانکه با تحقق آیهٔ یازدهم به تصویر کشیده شده است. بدینسان، این آیه تاریخِ بیرونیِ ممثل در اژدها (پادشاهِ جنوب)، وحش (پادشاهِ شمال)، و نبیِ کاذب (قدرتِ نیابتیِ پادشاهِ شمال) را بهطور مستقیم با خطِ درونیِ نبوت، آنگونه که در نبوتِ شصتوپنجسالهٔ آیهٔ هفتمِ بابِ هفتم نمایان شده است، پیوند میدهد.
از نظر نبوی، اهمیتِ برآمدنِ سنحاریب به سوی اورشلیم یکی از نیرومندترین شهادتهای نبویِ قدرتِ خدا را در کتب مقدس فراهم میآورد، زیرا خدا در آنجا لشکرِ سنحاریب را که متشکل از ۱۸۵٬۰۰۰ مرد بود، در یک شب هلاک ساخت. روز پیش از آن، بر حصارِ اورشلیم هم ایلیاقیم و هم شبنا حضور داشتند؛ نمادهای ادونتیسمِ لائودیکیهای و فیلادلفیهای که در درِ بستهٔ ۱۸۴۴ و درِ بستهٔ قانونِ یکشنبه نشانگذاری میشوند.
اکنون در سال چهاردهمِ پادشاهیِ حِزِقیا واقع شد که سَنْحاریب، پادشاهِ آشور، بر ضدِّ همهٔ شهرهایِ مستحکمِ یهودا برآمد و آنها را گرفت. و پادشاهِ آشور، رَبشاقی را با لشکری عظیم از لاکیش نزدِ پادشاهِ حِزِقیا به اورشلیم فرستاد. و او نزدِ مجرایِ برکهٔ بالایی، در راهِ کشتزارِ رختشویان، ایستاد. آنگاه اِلیاقیم، پسرِ حِلقیّا، که بر خانه گماشته بود، و شِبنا، کاتب، و یوآخ، پسرِ آساف، مُذَکِّر، نزدِ او بیرون آمدند. اشعیا ۳۶:۱–۳.
در باب هفتمِ اشعیا، اشعیا با پیامی نزد آحازِ شریر، پادشاه یهودا، یعنی پادشاهیِ جنوبی، فرستاده میشود. همان پادشاهی است که سَنَحاریب در باب هشتم، آیهٔ هشت، به آن حمله میکند. هنگامی که اشعیا با آحازِ شریر، پادشاه، دیدار میکند، او را «نزد ناودانِ برکهٔ بالایی، در راهِ مزرعهٔ گازر» ملاقات میکند؛ درست در همان جایی که ربشاقی به نامِ خداوند کفر میگوید. اشعیا تعلیم میداد که او و فرزندانش نشانهها بودند.
देखो, मैं और वे बालक जिन्हें यहोवा ने मुझे दिया है, इस्राएल में सेनाओं के यहोवा की ओर से, जो सिय्योन पर्वत पर निवास करता है, चिन्ह और अद्भुत कामों के लिये हैं। यशायाह 8:18।
هنگامی که اشعیا با آحازِ شریر «نزدِ مجرای استخرِ بالایی در راهِ مزرعهٔ رختشویان» دیدار کرد، پسر خود، شِعاریاشوب را نیز همراه آورده بود؛ نامی که به این معناست: «باقیماندهای بازخواهد گشت.»
سپس خداوند به اشعیا فرمود: اکنون تو و پسرت، شِئارجاشوب، بیرون بروید تا با آحاز در انتهای مجرای حوضِ بالایی، در راهِ کشتزارِ گازر، ملاقات کنید. اشعیا ۷:۳.
شیاریاشوب نشان میدهد که پیامی که اشعیا در «انتهای مجرای برکۀ بالایی در راهِ مزرعۀ گازران» اعلام کرد، پیامی است که بازماندگانی را که بازمیگردند مشخص میسازد. آن بازمانده همان کسانیاند که در کتاب ملاکی فراخوانده میشوند تا با بازگشت نزد او، و با بازگردانیدن دهیکها به خزانه، خداوند را بیازمایند. آنان که بازمیگردند، همچنین در ارمیا بهعنوان کسانی نمود یافتهاند که پس از نخستین نومیدی بازمیگردند. در باب هفتم، «انتهای مجرای برکۀ بالایی در راهِ مزرعۀ گازران» اشعیا را در حال ابلاغ پیامی به پادشاهی شریر از پادشاهی جنوبی به تصویر میکشد؛ و در اشعیا سیوشش، الیاقیم، شبنا و یوآخِ وقایعنگار از جانب حزقیا تعامل کردند، در حالی که ربشاقی نمایندۀ سنحاریب بود.
نخستین پیامِ «انتهاى نهرِ برکهٔ بالا در راهِ مزرعهٔ رختشویان» بهوسیلهٔ اشعیا و پسرش اعلام شد، و آخرین پیامِ «انتهاى نهرِ برکهٔ بالا در راهِ مزرعهٔ رختشویان» بهوسیلهٔ سه شخص اعلام گردید. پیام نخست به پادشاهی داخلی بود و پیام دوم به پادشاهی خارجی. خطِّ فاصل، دیوار است که نمادی از شریعت خداست، و قانون یکشنبه که نمایانگر برداشته شدن دیوارِ جداییِ کلیسا و دولت است. در قانون یکشنبه، یا نزد دیوار، سه نماد وجود دارد: الیاقیم فیلادلفیا است، شبنا لائودیکیه است، و یوآخِ کاتب ساردِس است.
در زمان قانون یکشنبه، بسیاری مطابق دانیال ۱۱:۴۱ سرنگون میشوند، و این اشخاص همان کسانی هستند که در قبال نوری که دربارهٔ سبتِ روز هفتم به آنان داده شده است مسئول شناخته میشوند. کسانی که در آیهٔ ۴۱ سرنگون میشوند، ادونتیستهای روز هفتمِ لائودیکیه هستند، و الیاقیم نمایندهٔ فیلادلفیا است.
اور اُس دن ایسا ہوگا کہ مَیں اپنے خادم اِلیاقیم بن حِلقِیاہ کو بُلاؤں گا۔ اور مَیں اُسے تیرے جُبّے سے مُلبّس کروں گا، اور تیری کمر بند سے اُسے مضبوط کروں گا، اور مَیں تیری حکومت اُس کے ہاتھ میں سونپ دوں گا؛ اور وہ یروشلیم کے باشندوں اور یہوداہ کے گھرانے کے لیے باپ ہوگا۔ اور مَیں داؤد کے گھرانے کی کنجی اُس کے کندھے پر رکھوں گا؛ چنانچہ وہ کھولے گا اور کوئی بند نہ کرے گا؛ اور وہ بند کرے گا اور کوئی کھول نہ سکے گا۔ یسعیاہ 22:20–22۔
اور کلیسیا کے فرشتہ کو جو فِلَدِلفیہ میں ہے لکھ: یہ باتیں وہ فرماتا ہے جو قدوس ہے، جو برحق ہے، جس کے پاس داؤد کی کنجی ہے، جو کھولتا ہے اور کوئی بند نہیں کرتا، اور بند کرتا ہے اور کوئی کھول نہیں سکتا؛ میں تیرے اعمال کو جانتا ہوں۔ دیکھ، میں نے تیرے سامنے ایک کھلا ہوا دروازہ رکھ دیا ہے جسے کوئی بند نہیں کر سکتا، کیونکہ تجھ میں کچھ تھوڑی سی قوت ہے، اور تو نے میرے کلام کو محفوظ رکھا ہے، اور میرے نام کا انکار نہیں کیا۔ دیکھ، میں شیطان کی جماعت والوں میں سے، جو اپنے آپ کو یہودی کہتے ہیں اور ہیں نہیں بلکہ جھوٹ بولتے ہیں، ایسے لوگوں کو اس حال میں لے آؤں گا کہ وہ آ کر تیرے قدموں پر سجدہ کریں گے، اور جان لیں گے کہ میں نے تجھ سے محبت رکھی ہے۔ مکاشفہ ۳:۷–۹۔
شبنا با الیاقیم جایگزین میشود، و شبنا بر دیوار نمایانگر ادونتیستهای روز هفتمِ لائودیکیهای است که از پذیرفتن بهرهٔ پیام باران اول یا آخر امتناع میورزند. باران اول در پیوند با کلیسا بهوسیلهٔ اشعیا و باقیماندگانی که بازگشتند نمایانده شد، و آن پیام متوجه کلیسایی مرتد بود که بهوسیلهٔ آحازِ پادشاه شریر نمادین شده بود. پیامی که از دیوار داده شد، به پادشاه شریرِ شمال که در پیِ مغلوب ساختن اورشلیم بود، داده شد، و این پیام نمایانگر باران آخر در نسبت با باران اول است. در حالی که کلیسای خدا داوری میشود، بارانهای اول یا سابقه بهصورت نمنم فرو میریزند، اما در هنگام قانون یکشنبه، باران بیپیمانه فرو ریخته میشود. پیام به آحاز، پیام داخلی بود؛ پیام به سنحاریب، خارجی بود. صدای نخستِ مکاشفه ۱۸:۱–۳ تکرارِ پیام فرشتهٔ دوم است و داخلی است. صدای دومِ مکاشفه باب هجده آیهٔ چهار، خارجی است و پیام سوم است. اشعیا و پسرش پیام داخلیِ فرشتهٔ دوم را آوردند، و بر دیوار، همراه با پیامی خارجی، سه جان هستند.
ایلیاقیم همان صد و چهل و چهار هزار نفر است؛ شبنا نمایانگر اَدونتیسمِ لائودیکیهایِ روزِ هفتم است که در آن زمان از دهان خداوند بیرون افکنده میشود. یوآبِ وقایعنگار، گلهٔ دیگرِ خدا را نمایندگی میکند که تاریخِ منتهی به دیوار را ثبت میکنند تا هنگامی که عَلَمِ ایلیاقیم برافراشته شود، آن را بازشناسند.
اشعیاہ 8:8، اشعیاہ کے ابواب چھ سے بارہ کے پیغامات کو دانی ایل 11:10 میں لے آتی ہے۔ ایسا کرتے ہوئے یہ دوسری گواہی فراہم کرتی ہے کہ حملے کے بعد سلطنت کا سر باقی کھڑا رہتا ہے۔ یہ ایک ٹوٹے ہوئے عہد کے اس استدلال کی نشان دہی کرتی ہے جو ایک جنگ کو بھڑکانے کے لیے استعمال کیا جاتا ہے۔
از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۸۹، در آیهٔ چهل، تا قانون یکشنبهای که بهزودی خواهد آمد و در آیهٔ بعدی به آن اشاره شده است، سیوهفت سال از تاریخ نبوی وجود دارد که آیهٔ چهل هیچ سخنی از آن نمیگوید. آیات ده تا پانزدهِ دانیال یازده نمایانگر آن تاریخ نبوی است که در آیهٔ چهل مورد اشاره قرار نگرفته است. این امر تنها هنگامی دیده میشود که از روش «سطر بر سطر» استفاده شود. «اگر ایمان نیاورید، یقیناً استوار نخواهید شد»، این هشدار نبوی است که به سه آیهای پیوسته است که سال ۱۹۸۹ را توصیف میکنند، و تحقق تاریخیِ آیهٔ هشتِ اشعیا هشت، آزمونی را برای الیاقیم و شِبنا به تصویر میکشد. آیا میبینید، یا کور هستید؟
آیت چهلویکِ دانیال یازده همان قانون یکشنبهایِ قریبالوقوع در ایالات متحده است که بهواسطهٔ تاریخی که آیهٔ شانزده را به انجام رسانید، بهطور نمادین پیشنموده شده است.
اما آنکه بر ضدّ او میآید، بر وفق ارادۀ خویش عمل خواهد کرد، و هیچکس در برابر او پایدار نخواهد ماند؛ و او در سرزمینِ باشکوه خواهد ایستاد، سرزمینی که به دست او بهکلی نابود خواهد شد. دانیال 11:16
او به زمینِ جلال نیز داخل خواهد شد، و بسیاری از کشورها واژگون خواهند گردید؛ اما اینان از دست او خواهند گریخت: یعنی ادوم و موآب و برگزیدگانِ بنیعمون. دانیال 11:41.
تحققُ الآياتِ من العدد السادس عشر إلى العدد الثلاثين في دانيال الحادي عشر، من الناحية التاريخية، هو تاريخُ روما الوثنية. وكلُّ سطرٍ نبويٍّ في الأصحاح الحادي عشر من سفر دانيال إمّا أن يُمثِّل تاريخَ روما الوثنية أو البابوية أو الحديثة. فكلُّ سطرٍ إمّا أن يحدِّد مباشرةً تاريخًا رومانيًّا، أو أن يُمثِّل رمزيًّا تاريخًا رومانيًّا مستقبليًّا. كلُّ سطر. والآياتُ التي تشير مباشرةً إلى التاريخ الذي تحقق بروما الوثنية، تُعَدُّ نموذجًا لروما البابوية. ومعًا، فإن روما الوثنية وروما البابوية تشهدان لروما الحديثة. فروما هي التي تُقيم الرؤيا، لأن الرؤيا من بداية الأصحاح إلى نهايته تدور حول روما.
عیسی آشکار ساخت که خیانتی در میان است تا چون خیانت یهودا ظاهر شود، شاگردانش ایمان آورند.
«هنگامی که مسیح وای را بر یهودا اعلام کرد، در قبال شاگردان خود نیز مقصودی از رحمت داشت. بدینسان، برترین گواهِ مسیحابودنِ خویش را به آنان عطا کرد. او گفت: «اکنون، پیش از آنکه واقع شود، به شما میگویم تا چون واقع گردد، ایمان آورید که من هستم.» اگر عیسی خاموش مانده بود، چنان که گویی از آنچه بر او خواهد آمد بیخبر است، شاگردان ممکن بود چنین پندارند که استادشان از پیشآگاهیِ الهی برخوردار نبوده و غافلگیر شده و به دست آن جماعتِ آدمکش تسلیم گردیده است. یک سال پیش از این، عیسی به شاگردان گفته بود که دوازده تن را برگزیده است و یکی از آنان ابلیس است. اکنون سخنان او به یهودا، که نشان میداد خیانتِ او بهطور کامل بر استادش آشکار بوده است، ایمانِ پیروان راستینِ مسیح را در طیِ تحقیر او استوارتر میساخت. و هنگامی که یهودا به فرجام هولناک خود میرسید، آنان وایای را که عیسی بر خیانتکار اعلام کرده بود، به یاد میآوردند.» آرزوی اعصار، 655.
دسامبر ۳۱، ۲۰۲۳، شیرِ سبطِ یهودا آغاز به گشودنِ مُهرهای مکاشفهٔ خویش کرد، و آزمونِ بنیادی آغاز شد. آزمون بر سر این بود که آیا روم همچنان آن نمادی بود که رؤیا را در آیهٔ چهارده برقرار میساخت، یا اوضاع دگرگون شده بود؟ هنگامی که نخستین ضدّمسیح از ایالات متحده در ۸ مهٔ ۲۰۲۵ آغاز به سلطنت کرد، آیهٔ چهارده تحقق یافته بود. آنگاه آشکار شد که رابطهٔ میان ترامپ و پاپ لئون، بهوسیلهٔ ریگان و ژان پل دوم پیشنمون شده بود. جنگ اوکراین که در سال ۲۰۱۴ آغاز شد، هنگامی که وزارت امور خارجهٔ ایالات متحده انقلابی رنگی را در اوکراین پدید آورد، در دوران ریاستجمهوری اوباما رخ داد؛ او که در دوران دو پاپ فرمان راند. ریگان و ژان پل دوم در آیهٔ ده، و سپس در سال ۲۰۱۴، جنگ اوکراین آغاز شد، چنانکه در نبردِ سرزمینِ مرزیِ آیهٔ یازده، یا نبردِ رافیا، به تصویر کشیده شده است. رافیا به معنای «سرزمین مرزی» است، و واژهٔ «اوکراین» نیز همین معنا را دارد. در آن تاریخ، اوباما و دو پاپ، دومین نبرد از سه نبردِ آیات ده تا پانزده را مشخص میسازند. سپس در ۲۰۲۴، ترامپ در تحققِ آیهٔ سیزده بازگشت. سپس در آیهٔ چهارده، رؤیا با آمدنِ همتای پاپیِ ترامپ برقرار میشود.
آنچه برقرار گردید این بود که سه نبردِ آیات ده تا پانزده، نمایانگر سه علامتِ راه است که هر یک، رابطهٔ میان ایزابل و اَخاب را در مسیرِ منتهی به کوه کرمل در قانون یکشنبه مشخص میسازد. در زمان ریگان، ایزابل در سامره بود و بهواسطهٔ اتحادی پنهانی، مخفی نگاه داشته میشد. سپس کاهنان بَعل و انبیای بیشه، روحگراییِ کاتولیسیسمِ لیبرالِ بیدارشده را برافراشتند، همراه با نمادپردازیِ اسکیزوفرنیکِ اوباما از هر دو: نبیِ کاذبِ پروتستانتیسمِ مرتد و نبیِ کاذبِ اسلام، پرستشِ مادرِ زمین، هرزگی و هرجومرجِ انقلاب فرانسه. سپس ترامپ در ۲۰۲۴ بازگشت، و رابطهٔ آشکار میان وحش و تصویرِ آن در ۲۰۲۵ ظاهر گردید. اکنون ۲۰۲۶ است، و آزمونِ رؤیتِ بیرونیِ بنیان بهسلامت گذرانده شده است، و ما اکنون در رؤیای آزمونِ هیکل هستیم.
آیهٔ یازدهم در نبرد رافیا در سال ۲۱۷ پیش از میلاد تحقق یافت، و نمونهٔ جنگ اوکراین است که در سال ۲۰۱۴ آغاز شد، در سال ۲۰۲۲ تشدید گردید، و اکنون در آستانهٔ پایان یافتن است. پوتین غالب خواهد شد، اما این پیروزی صرفاً آغاز زوال او را پدید میآورد. ساختار نبوی آیهٔ یازدهم و تحقق تاریخی آن در پیروزی بطلمیوس در نبرد رافیا در سال ۲۱۷ پیش از میلاد، در تحقق آیهٔ یازدهم از باب یازدهم، با تاریخ نبوی پادشاه عُزّیا منطبق است. هم بطلمیوس و هم عُزّیا پادشاهان جنوبی بودند که دلهایشان به سبب کامیابیهای نظامی متکبر شد، اما همین دلهای برافراشته هر دوی ایشان را ساقط ساخت، و زوال هر دو با تلاشهای متقابل برای تقدیم قربانی در مَقْدِس اورشلیم مرتبط است.
در مقالهٔ بعدی به بررسی ادامهٔ زوال پوتین، که در آیهٔ پانزدهم به نبرد پانیوم منتهی میشود، خواهیم پرداخت.