در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ نخستین نومیدیِ جنبشِ یکصد و چهل و چهار هزار فرا رسید. این رخداد در درونِ «تاریخِ پنهانِ» آیهٔ چهلِ دانیال یازده واقع شد. این نومیدی در میانه‌های همان «تاریخِ پنهان» رخ داد—تاریخی که با فروپاشیِ اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۸۹ آغاز شد. آیهٔ چهل و یکم نمایانگرِ قانونِ یکشنبه در ایالات متحده است، که همچنین در آیهٔ شانزدهمِ همان فصل نیز بازنمایی شده است. «گشوده شدنِ مُهرِ» حقایقی که «تاریخِ پنهانِ» آیهٔ چهل را در سال ۲۰۲۳ تشکیل می‌دهند، از سوی دانیال در فصل دوازدهم عرضه شده است. فصل‌های ده تا دوازده یک رؤیای واحد هستند، و آن رؤیا با این شناسایی آغاز می‌شود که دانیال نمایندهٔ «حکیمان» است؛ کسانی که هر دو پیامِ درونی و بیرونیِ نبوت را درمی‌یابند، که در آنجا به‌ترتیب با عنوانِ «آن امر» و «رؤیا» بازنموده شده‌اند.

در سال سومِ کورش، پادشاهِ فارس، امری بر دانیال، که او را بلطشصر می‌نامیدند، مکشوف گردید؛ و آن امر راست بود، اما زمانِ مقرر دراز؛ و او آن امر را دریافت و رؤیا را فهم کرد. دانیال ۱۰:۱.

دو رؤیا

“چیز” و “رؤیا” نمایانگر رؤیت‌های درونی و بیرونیِ نبوت‌اند، و دانیال نمایندهٔ قومی است که هر دو را درک می‌کنند، زیرا هم “چیز” و هم “رؤیا” در فصل دهم بر دانیال “مکشوف” گردید. در این فصل، در روز بیست‌ودوم، رؤیای مسیح در قدس بر دانیال “مکشوف” شد. واژهٔ عبری‌ای که به “چیز” ترجمه شده است، در فصل نهم به “امر” ترجمه شده، و در آنجا نیز در پیوند با “رؤیا” ارائه گردیده است.

در آغازِ تضرعات تو، فرمان صادر شد، و من آمده‌ام تا آن را به تو بنمایانم؛ زیرا تو بسیار محبوب هستی. پس این امر را دریاب و رؤیا را ملاحظه کن. دانیال ۹:۲۳

لفظ «thing» در باب دهم همان واژه‌ای است که در آیهٔ بیست‌وسومِ باب نهم به «matter» ترجمه شده است. در رؤیای نهایی دانیال در باب‌های دهم تا دوازدهم، «thing» در باب یازدهم یا «matter» در باب دهم، هر دو با «the vision» مرتبط‌اند. «Vision» همان واژهٔ عبری «mareh» است و به معنای «appearance» می‌باشد. دانیال در کتاب خود دو «vision» را مشخص می‌سازد، هرچند یکی از آن دو «vision» یک بار در صیغهٔ مؤنث و سپس بار دیگر در صیغهٔ مذکر بیان شده است. دانیال در آیهٔ نخستِ باب دهم کسانی را که «vision» مربوط به appearance، و نیز «matter» یا «thing» را درک می‌کنند، معرفی می‌نماید. در باب هشتم، دانیال دو «vision» را که با یکدیگر مرتبط‌اند مشخص می‌سازد. در ترجمهٔ انگلیسی، واژهٔ vision هشت بار در آن باب آمده است، و یکی از واژه‌های عبری که به «vision» ترجمه شده «mareh» است، و دیگری «chazon». واژهٔ mareh به معنای «appearance» است، و chazon به معنای «a dream, a revelation or an oracle». سیاق باب هشتم روشن می‌سازد که هرگاه واژهٔ «mareh» به «vision» ترجمه می‌شود، نمایانگر «appearance of Christ» است.

به‌عنوان نمونه، «مَرئه» یا «رؤیای ظهور» در دانیال ۸:۱۴ است؛ بدین معنا که در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴، مسیح به‌طور ناگهانی در هیکل ظاهر شد، در تحققِ «رسولِ عهد» در ملاکی باب سه؛ که خواهر وایت گفت این امر در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ به انجام رسید. هنگامی که خواهر وایت آن فرشتهٔ مکاشفهٔ ده را که فرود آمد و یک پا بر خشکی و یک پا بر دریا نهاد، «شخصی نه کمتر از عیسی مسیح» معرفی می‌کند، او نشانه‌ای راهنما در نبوت را مشخص می‌سازد که در آن مسیح ظاهر می‌شود. این یکی از ظهورات بسیارِ اوست. بنا بر رسالهٔ یهودا، او در رستاخیز موسی ظاهر شد. در آنجا او به‌صورت میکائیلِ رئیس‌فرشتگان ظاهر شد، اما با این همه، آن نیز ظهوری نبوی بود. رؤیای مَرئه در باب هشت نیز به «ظهور» ترجمه می‌شود، که با معنای آن موافق است.

و چون من، یعنی من دانیال، آن رؤیا را دیدم و در پیِ دریافتِ معنای آن بودم، اینک کسی با هیئتِ مردی در برابر من ایستاد. دانیال 8:15.

سیاق در اینجا نشان می‌دهد که این فرشتهٔ جبرائیل بود که «هیئتِ انسانی» داشت، و واژهٔ «هیئت» همان marʾeh، یعنی ظاهرِ رؤیای مسیح است؛ زیرا همان‌گونه که مسیح به‌وسیلهٔ میکائیلِ رئیسِ فرشتگان، و نیز به‌وسیلهٔ فرشتهٔ نیرومندِ مکاشفهٔ ده بازنموده می‌شود، مسیح در معناشناسیِ نبوی با نمادپردازیِ فرشتگان، و حتی انسان‌ها، قابلِ جانشینی است. خواه جبرائیل در آن آیه باشد، یا مسیح در مکاشفهٔ ده، یا به‌صورتِ میکائیلِ رئیسِ فرشتگان، هر یک از ایشان پیامی را نمایندگی می‌کنند؛ و به همین سبب، خواهر وایت فرشتگانِ مکاشفه را هم با پیامی که نمایندگی می‌کنند و هم با مردمی که پیامِ نمایانده‌شده به‌وسیلهٔ آن فرشتگان را اعلام می‌دارند، مقایسه می‌کند. این حقیقت چنان اهمیت دارد که در همان سه آیهٔ نخستِ بابِ اولِ مکاشفه—آن سه آیه‌ای که گشوده‌شدنِ مکاشفهٔ عیسی مسیح را اعلام می‌کنند، درست پیش از بسته‌شدنِ زمانِ آزمون، زیرا «وقت نزدیک است»—فرآیندِ ارتباطِ خدا با انسان به‌طورِ مشخص چنین معرفی می‌شود: پیامی از پدر که به پسر داده شد، و او سپس آن پیام را به فرشته‌ای می‌دهد، و آن فرشته آنگاه آن را نزد انسانی می‌برد، و او نیز به‌نوبهٔ خود آن را به کلیساها می‌فرستد. هر گام از این فرآیندِ ارتباط، مقدس و قدوس است، و آن قداستِ تقدیس‌شده در نشانه‌های راهِ نبوی بازنموده می‌شود، در جاهایی که مسیح یا به‌صورتِ خودِ او، یا از طریقِ فرشته، انسان، یا پیام ظاهر می‌گردد. هرگاه او در یک نشانهٔ راه مستقیماً خویشتن را مرتبط می‌سازد، آن رؤیای «mareh» یعنی «رؤیای هیئت» است.

مکاشفۂ یسوع مسیح، جو خدا نے اُسے اس لیے عطا کیا کہ اپنے بندوں کو وہ باتیں دکھائے جو عنقریب واقع ہونے والی ہیں؛ اور اُس نے اپنے فرشتہ کے وسیلہ سے اُسے اپنے بندہ یوحنا پر ظاہر کیا: جس نے خدا کے کلام کی، اور یسوع مسیح کی گواہی کی، اور اُن سب باتوں کی جو اُس نے دیکھیں، شہادت دی۔ مبارک ہے وہ جو پڑھتا ہے، اور وہ جو اِس نبوت کی باتیں سنتے ہیں، اور اُن باتوں پر عمل کرتے ہیں جو اِس میں لکھی ہیں، کیونکہ وقت نزدیک ہے۔ … اور اُس نے مجھ سے کہا، اِس کتاب کی نبوت کی باتوں پر مُہر نہ لگا، کیونکہ وقت نزدیک ہے۔ جو ناراست ہے، وہ ناراستی ہی کرتا رہے؛ اور جو ناپاک ہے، وہ ناپاک ہی ہوتا رہے؛ اور جو راست باز ہے، وہ راست بازی ہی کرتا رہے؛ اور جو مقدس ہے، وہ تقدیس ہی میں قائم رہے۔ مکاشفہ 1:1–3؛ 22:10، 11۔

در باب هشتم، «خازون» واژهٔ دیگرِ عبری است که به «رؤیا» ترجمه شده است. در ارتباط با «ظهور»، رؤیای «مَرَه/مارَه» نشانه‌ای راهنما را مشخص می‌کند، و رؤیای «خازون» دوره‌ای نبوی را تعیین می‌نماید. در دو واژه‌ای که در باب هشتم به «رؤیا» ترجمه شده‌اند، نوعی تقارن الهی وجود دارد، از این حیث که واژهٔ عبری «مَرِه» نیز از سوی دانیال در صورت مؤنث آن، یعنی «مارَه»، به کار گرفته شده است. دانیال در مورد «خازون» نیز آن را به دو شیوه بازمی‌نمایاند، اما نه از طریق تقابل مذکر و مؤنث، بلکه با دو واژه که همان معنا را می‌رسانند، با این حال در این کار، آن معنا را به‌گونه‌ای تصاعدی بسط می‌دهند.

חזון به‌معنای رؤیا، یا مکاشفه، یا نبوت است؛ و واژه‌ای که در انگلیسی گاه به «matter» یا «thing» ترجمه شده، واژهٔ عبری «dabar» است که به‌معنای «کلام» می‌باشد. هنگامی که فهمیده شود رؤیای «chazon» نیز در دانیال با واژهٔ «dabar» بازنمایی شده است، آنگاه این دو در کنار هم پیام‌های نبویِ کلام خدا را نمایندگی می‌کنند. دانیال همواره «dabar» یا «chazon» را با «mareh» در تقابل قرار می‌دهد. هنگامی که در سطح نبوی در نظر گرفته شود، «پیام‌های نبویِ کلام خدا»، آن‌گونه که به‌وسیلهٔ «dabar» و «chazon» بازنمایی می‌شوند، چون با رؤیای «marah» از ظهور مسیح در کنار هم قرار گیرند، آنگاه نشانه‌های مقدسِ تاریخ نبویِ کلام خدا را در اختیار دارید. سپس اگر «marah»، یعنی صورت مؤنثِ واژهٔ «mareh»، را نیز به رشتهٔ معانیِ رؤیا در دانیال بیفزایید، آنگاه رؤیای آینه‌گونِ عدالت به‌وسیلهٔ ایمان را خواهید داشت.

در آخرین رؤیای دانیال، که در سه باب پایانی کتاب او بازنمایی شده است، دانیال نمایانگر قومی در ایام آخر است که «رؤیاهای نبویِ» «کلام خدا» را، و نیز قداستِ نشانه‌های مقدسی را که جنبش اصلاحیِ یک‌صد و چهل و چهار هزار نفر را تشکیل می‌دهند، درک می‌کنند؛ زیرا ایشان همان کسانی‌اند که هر جا برّه می‌رود، در کلام مقدس و نبوی او، از او پیروی می‌کنند. و چون از برّه پیروی می‌کنند، او ایشان را به رؤیای آینه‌گونِ دانیال ۱۰:۷ رهبری می‌کند، جایی که یا می‌گریزند تا زیرِ خطا پنهان شوند، و در آنجا برای ابد مدفون می‌گردند، یا در غبار فروتن می‌شوند، عادل شمرده می‌شوند، و قدرت می‌یابند تا پیام نبویِ ایام آخر را اعلام کنند.

جبرائیل دانیال را فرمان می‌دهد که هم «کلام» و هم «رؤیا» را «تمییز دهد». واژهٔ عبری‌ای که به «تمییز دادن» ترجمه شده، به معنای «قائل شدنِ تمایز ذهنی» است. دانیال، که نمایندهٔ من و شما، خوانندهٔ عزیز، می‌باشد، مأمور شد که تفاوت و تمایز میان «کلام» و «رؤیا» را دریابد. رؤیای «حازون» نمایانگر خط بیرونیِ تاریخ نبوی است، و رؤیای «مَرئه» نمودار ظهور مسیح است. «کلام» و «چیز» همان واژهٔ عبریِ «دابار» است که به معنای «کلمه» می‌باشد. عیسی همان «دابار» است، زیرا او «کلمه» است. «چیز» و «کلام»، که هر دو همان «دابار» هستند، در پیوند با رؤیای ظهور ارائه شده‌اند.

دَبار، که همان امر و چیز است، همچنین رؤیای خازونِ باب هشتم است و رؤیای تاریخ نبوی را نمایندگی می‌کند. هر یک از آن بازنمایی‌ها (خازون، دَبار، امر و چیز) خطّ خارجی نبوت را مشخص می‌سازند، و ماره، و صورت مؤنث آن، ماراه، خطّ داخلی نبوت را نمایندگی می‌کنند. قوم خدا در ایام آخر، که در آیهٔ یکِ دانیال ده نمایانده شده‌اند، هم خطّ داخلی و هم خطّ خارجی تاریخ نبوی را درک می‌کنند. در کتاب مکاشفه، خطّ داخلی با هفت کلیسا نمایانده شده است و خطّ خارجی با هفت مُهر.

যখন দানিয়েল একুশ দিনের উপবাসের পর খ্রিষ্টের দর্শন দেখলেন, তখন তিনি mareh দর্শনের স্ত্রীলিঙ্গীয় প্রকাশ দেখেছিলেন। mareh অর্থ “appearance”; আর যখন দানিয়েল খ্রিষ্টকে দেখলেন, তিনি “marah” দর্শন দেখেছিলেন। যদিও mareh শব্দের অর্থ appearance, একই শব্দের স্ত্রীলিঙ্গীয় রূপের অর্থ “a looking glass.” সিস্টার হোয়াইট আমাদের জানান যে দানিয়েল যে দর্শন দেখেছিলেন, সেটিই সেই দর্শন যা যোহন দেখেছিলেন; আর যোহন সেই দর্শন দেখেছিলেন যখন খ্রিষ্ট স্বর্গীয় ধর্মধামে ছিলেন।

«در زمان دیدار جبرائیل، نبیّ دانیال قادر به دریافت تعلیمات بیشتری نبود؛ اما چند سال بعد، چون مشتاق بود دربارهٔ موضوعاتی که هنوز به‌طور کامل توضیح داده نشده بودند، بیشتر بداند، بار دیگر خود را وقفِ طلبِ نور و حکمت از خدا کرد. «در آن ایام، من دانیال، سه هفتهٔ کامل ماتم گرفتم. نانِ لذیذ نخوردم، و گوشت و شراب به دهانم داخل نشد، و خویشتن را نیز اصلاً تدهین ننمودم…. آنگاه چشمان خود را بلند کرده، نگریستم، و اینک مردی دیدم ملبّس به کتان، که کمرش به طلای خالصِ اوفاز بسته شده بود. بدنش نیز مانند زبرجد بود، و چهره‌اش همچون منظرِ برق، و چشمانش چون مشعل‌های آتش، و بازوان و پاهایش مانند برنجِ صیقلی در رنگ، و آوازِ سخنانش مانند آوازِ جماعتی عظیم.»

«نه کسی کمتر از پسر خدا بر دانیال ظاهر شد. این توصیف مشابه توصیفی است که یوحنا هنگامی که مسیح در جزیرهٔ پطمس بر او آشکار شد، ارائه کرده است. اکنون خداوند ما با فرشته‌ای آسمانی دیگر می‌آید تا به دانیال آنچه را که در ایام آخر واقع می‌شد، تعلیم دهد. این معرفت به دانیال داده شد و به الهام برای ما، که انتهای عالم بر ما رسیده است، به ثبت رسید.»

«حقایق عظیمی که به‌واسطهٔ فدیه‌دهندهٔ جهان آشکار شده‌اند، برای کسانی است که حقیقت را همچون گنج‌های نهفته جست‌وجو می‌کنند. دانیال مردی سالخورده بود. زندگی او در میان افسون‌های دربارِ امّت‌پرستان سپری شده بود، و ذهنش با امور یک امپراتوری بزرگ مشغول بود؛ بااین‌همه، از همهٔ این‌ها روی برمی‌گرداند تا جان خویش را در حضور خدا ذلیل سازد و معرفتِ مقاصدِ حضرتِ اعلی را بطلبد. و در پاسخ به تضرعات او، نوری از دربارهای آسمانی برای کسانی منتقل شد که در ایام آخر زیست خواهند کرد. پس، با چه جدّیتی باید خدا را بطلبیم تا فهم ما را بگشاید و ما را قادر سازد حقایقی را که از آسمان به ما آورده شده‌اند، درک کنیم.» Review and Herald، 8 فوریهٔ 1881.

۱۴۴٬۰۰۰ نفر

دانیال «امر» و «رؤیا» را درمی‌یابد و هم به نام دانیال شناخته می‌شود و هم به نام بلطشصر. تغییر نام در نبوت، نمایانگر رابطه‌ای عهدی است؛ از این‌رو، دانیال نمایندهٔ قوم نهاییِ عهد است، یعنی آن یکصد و چهل و چهار هزار نفری که به‌وسیلهٔ رؤیای مسیح در هیکل آزموده می‌شوند. آن آزمون موجب جداییِ دو دسته از عبادت‌کنندگان می‌گردد.

اور میں، دانی ایل، اکیلا ہی اُس رؤیا کو دیکھ سکا؛ کیونکہ جو آدمی میرے ساتھ تھے انہوں نے اُس رؤیا کو نہ دیکھا؛ لیکن اُن پر سخت لرزہ طاری ہوا، یہاں تک کہ وہ بھاگ کر اپنے آپ کو چھپانے لگے۔ دانی ایل 10:7۔

دانیال به‌طور مستقیم در حال شناساییِ آزمون دوم و آزمونِ هیکلِ مرتبط با قومِ خدا در ایام آخر است؛ آزمونی که بر دیدنِ مسیح در قدسِ آسمانی مبتنی است. رؤیای آیهٔ هفت مؤنثِ رؤیای «ماره» است که به‌صورتِ رؤیای «ماراه» بازنمایی شده است. اگر به رؤیای هیکلِ مسیح همان‌گونه پاسخ دهید که پاسخِ دانیال آن را نمایان می‌سازد، «امر» نبوتی و «رؤیا»ی نبوتی بر شما «مکشوف» خواهد شد.

اگر شما با همان رؤیای هیکلِ مسیح از راهِ گریختن برای پنهان شدن ارتباط برقرار کنید، به ظلمت ابدی داخل می‌شوید. آزمونِ هیکل، که دومین آزمون از سه گامِ انجیل جاودانی است، مسبوق به نخستین و بنیادی‌ترین آزمون است. پرسشِ آزمایشیِ بنیادها در آیهٔ چهاردهمِ دانیال یازده نمود یافته است، جایی که روم به‌عنوان «غارتگرانِ قومِ تو» معرفی می‌شود که «رؤیا» را برقرار می‌سازد.

وقت نزدیک است

سه روز و نیم پس از ناکامیِ ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، در ۳۱ دسامبر ۲۰۲۳ مکاشفهٔ عیسی مسیح آغاز به گشوده شدن کرد، زیرا «وقت نزدیک بود.»

مبارک ہے وہ جو پڑھتا ہے، اور وہ جو اس نبوت کے کلام کو سنتے ہیں، اور ان باتوں پر عمل کرتے ہیں جو اس میں لکھی ہوئی ہیں، کیونکہ وقت نزدیک ہے۔ … اور اُس نے مجھ سے کہا، اِس کتاب کی نبوت کے کلام پر مہر نہ لگا، کیونکہ وقت نزدیک ہے۔ مکاشفہ 1:3؛ 22:10۔

“زمان”ی که گشوده‌شدنِ مکاشفهٔ عیسی مسیح را مشخص می‌کند، در آغازِ کتابِ مکاشفه مورد اشاره قرار گرفته است، و در پایانِ کتاب همان اعلانِ یکسان، با بیانی پایانی، بر گزارهٔ آغازین افزوده می‌شود.

مکاشفهٔ عیسی مسیح اندکی پیش از پایان زمانِ آزمایش گشوده می‌شود. در روز بیست‌ودوم، پس از روزه‌ای بیست‌ویک‌روزه، آن «چیز» که همان «امر» نیز هست، که همان دابار یا کلمه نیز هست، که همان رؤیای حَزونِ تاریخِ ظاهریِ نبوی نیز هست، بر دانیال آشکار گردید، آنگاه که او رؤیای آینه‌گونِ ماراه را از کاهنِ اعظمِ آسمانی در قدس‌الاقداس تجربه می‌کرد.

دانیال نمایندۀ کسانی است که تجربۀ رؤیای آیینۀ نگران را دارند، و نیز ظهورات نبویِ مسیح را، همراه با تاریخِ ظاهری‌ای که به‌وسیلۀ رؤیای chazon نشان داده شده است، درک می‌کنند. رؤیای marah، مسیح را به‌عنوان نشانۀ راهِ نبوی به تصویر می‌کشد، و صورتِ مؤنثِ همان واژه، تجربۀ حاصل از نظارۀ جلال خدا را بازمی‌نمایاند؛ همان‌گونه که در دانیال، یوحنا، اشعیا، خواهر وایت و دیگر انبیا نمایان شده است.

در این سطح، رؤیای بیرونیِ چازون نمایانگر آزمون بنیادین است، و رؤیای مَرِه از ظهورات مسیح در توالیِ نبویِ رویدادها، آزمون معبد است. آیا مسیح در قدس‌الاقداسِ شما ظاهر شده است؟ آنجاست که الوهیت به انسانیت پیوند می‌یابد. این همان آزمونی است که باید پیش از بسته شدنِ مهلتِ آزمایش در آزمونِ نهایی گذرانده شود. آن آزمونِ نهایی که شخصیت را آشکار می‌سازد، رؤیای آینه‌سانِ ماراه است.

در 31 دسمبر 2023، آزمون بیرونیِ بنیاد بر سرِ «غارتگرانِ قومِ تو» در آیهٔ چهاردهم آغاز شد، و هنگامی که پاپ کنونی در 8 مه 2025 به منصب خود گماشته شد، «رؤیا»ی آیهٔ چهاردهم برقرار گردید. آزمونِ بنیادی به آزمونِ معبد منتقل شد. از 9 مه 2025، آزمونِ معبد در جریان بوده است. قیامِ دو شاهد در 31 دسمبر 2023 در آیهٔ یازدهمِ مکاشفه یازدهم بازنمایی شده بود، و قیامی که در آن تاریخ آغاز شد در درونِ دورهٔ جنگ اوکراین رخ داد؛ جنگی که در 2014 آغاز شد و در 2022 تشدید گردید. خطوطِ بیرونی و درونیِ نبوت در آن تاریخ به یکدیگر پیوستند. در 31 دسمبر 2023، کارِ نهادنِ بنیاد در جریان بود، کاری که به‌وسیلهٔ تاریخِ 1798 تا 1840، و نیز 1840 تا 1844، و نیز 19 اپریل 1844 تا 22 اکتبر 1844 نمونه‌سازی شده بود.

دانیال یازده آیهٔ یازده، در تاریخ به‌عنوان خط خارجی نبوت وارد شد و با همان تاریخی مرتبط گردید که خط داخلی مکاشفهٔ یازده است. در سال ۲۰۱۴، جنگ اوکراین آغاز شد، چنان‌که به‌وسیلهٔ نبرد رافیا در ۲۱۷ پیش از میلاد نمونه‌سازی شده بود. در سال ۲۰۱۵، چهارمین و بسیار دولتمندتر از همه، یعنی پادشاهِ آیهٔ دومِ دانیال یازده، برخاست و قصد خود را برای نامزد شدن به منصب ریاست‌جمهوری اعلام کرد. آن اعلام، جهانی‌گرایانِ اژدهااندیش را که به‌صورت قلمرو یونان نمایانده شده‌اند، به خشم آورد.

مکاشفہ گیارھویں باب کی گیارھویں آیت نے 31 دسمبر 2023 کو اُس مقام کے طور پر متعین کیا جہاں دو گواہ زندہ کیے گئے۔ چنانچہ 18 جولائی 2020 سے 31 دسمبر 2023 تک کے عرصہ کو ایک نبوی ’’بیابان‘‘ سمجھا گیا۔ ’’بیابان کے دور‘‘ کے اختتام پر جولائی 2023 میں ایک آواز پکارنے لگی، اور پھر نیش وِل کی ناکام پیش گوئی، 18 جولائی 2020، کے ٹھیک ایک ہزار دو سو ساٹھ دن بعد، یہوداہ کے قبیلہ کا شیر اپنے نبوی کلام کی مہریں کھولنے لگا۔ خدا کے نبوی کلام کی مُہر کُشائی ہمیشہ دانی ایل بارہ میں مذکور ایک سہ مرحلہ آزمائشی عمل کو جنم دیتی ہے۔

بسیاری طاهر خواهند شد و سفید گردانیده خواهند شد و آزموده خواهند شد؛ اما شریران شرارت خواهند ورزید؛ و هیچ‌یک از شریران نخواهند فهمید؛ لیکن حکیمان خواهند فهمید. دانیال ۱۲:۱۰.

در مکاشفهٔ نوزدهم، عروس خود را آماده می‌سازد و سپس جامه‌ای سفید به او عطا می‌شود. آن جامه‌های سفید نشان می‌دهند که عروس آماده است، و این در مکاشفهٔ نوزدهم، هنگامی که پنجره‌های آسمان گشوده می‌شوند، به وقوع می‌پیوندد. پیش از آنکه عروس با جامهٔ عدالتِ مسیح سفید گردانیده شود، نخست تطهیر می‌شود.

در ۳۱ دسامبر ۲۰۲۳، آزمونِ بنیان‌ها آغاز شد تا آنان را که پاک خواهند بود، تطهیر کند. این تطهیر از راهِ افزونیِ معرفت به انجام می‌رسد، زیرا شیرِ سبطِ یهودا در آن هنگام آغاز کرد که مکاشفهٔ نهاییِ خویش را از مُهر بگشاید. آن مکاشفه شامل این حقیقت نیز هست که او یگانه بنیانی است که می‌توان نهاد. رد کردنِ حقیقتِ بنیادی‌ای که معیّن می‌سازد روم «غارتگرانِ قومِ تو» است، به‌منزلهٔ رد کردنِ تنها بنیانی است که می‌توان نهاد.

در ۳۱ دسامبر ۲۰۲۳، فرایندی از آزمون آغاز شد که بی‌درنگ جداییِ دو طبقه را پدید آورد. اینک شیرِ سبطِ یهودا آشکار کرده است که تحقق تاریخیِ آیهٔ چهاردهم، در ۸ مهٔ ۲۰۲۵ بوده است، و بدین‌سان تأیید نمود که شناساییِ روم از سوی میلر، به‌عنوان نمادی که رؤیای خارجیِ نبوت را برقرار می‌سازد، درست بوده است. هنگامی که ترامپ در ۲۰۲۴ بازگشت، آیهٔ سیزدهمِ دانیال یازده را تحقق بخشید؛ سپس در آیهٔ بعد، با انتخاب پاپ لئوی، سال ۲۰۲۵ را مشخص می‌کنیم. هم ترامپ و هم همتای ضدّمسیحِ او در ۲۰۲۵ به منصب خود گمارده شدند.

Las fechas que identificamos en este movimiento son, en esencia, retrospectiva santificada. Identificamos el tiempo del fin como 1989; luego, la formalización del mensaje tuvo lugar en 1996. En el 11-S, el mensaje formalizado fue revestido de poder. En la presentación de las Tablas de Habacuc en 2012, y culminando en enero de 2013, fueron echados los fundamentos.

El 18 de julio de 2020 llegó el primer chasco; luego, en julio de 2023, una voz comenzó a clamar en el desierto; y el 31 de diciembre de 2023 comenzó el desellamiento de la Revelación de Jesucristo y dio inicio la primera prueba fundacional externa.

در ۸ مه ۲۰۲۵، دومین آزمون درونی هیکل آغاز شد. سومین آزمون سرنوشت‌ساز درست در پیش است. در آنجا آشکار خواهد شد که آیا جان، روغنِ پیام را که به‌وسیلهٔ نخستین آزمونِ بیرونی نمایان شد، و نیز روغنِ همراهِ دومین آزمونِ درونی را دارد یا نه. این آزمون‌ها به‌ترتیب نمایانگر امر بیرونی، سپس امر درونی، و سپس تجربه هستند.

خطِّ داخلیِ نبوت از نشانه‌های پیشین تشکیل شده است که همین اکنون به آن‌ها استناد کردم. هر یک از آن نشانه‌ها با نشانه‌های همانندِ تاریخ میلریتی همسو هستند. 1798 به‌عنوان زمانِ آخر، متناظر با 1989 است که آن نیز زمانِ آخر می‌باشد. در آنجا شیرِ سبطِ یهودا کلامِ خود را مُهرگشایی کرد، زیرا او خودِ کلام است. هنگامی که اَدونتیسم، با بازگشتن برای خوردنِ غذا با نبیِ دروغینِ بیت‌ئیل، در شورشِ بنیادینِ یَربعام نقشِ نبیِ نافرمان را به انجام رسانید، به همان استدلال‌های پروتستانیسمِ سقوط‌کرده بازگشتند که علیه شناساییِ «هفت زمان» از سوی ویلیام میلر به کار گرفته شده بود. از این‌رو، آنان به‌طور کامل، اگر اصلاً، درک نمی‌کنند که چرا 1863 آخرین نشانه برای جنبشِ آلفای فرشتۀ اول و دوم است.

به همین سبب، برای ایشان هیچ اهمیتی ندارد که این مدت ۱۲۶ سال است؛ نمادی از ۱٬۲۶۰، و نمادی از «بیابانی» که سراسر تاریخ را از ۱۸۶۳ تا زمان پایان در ۱۹۸۹ در بر می‌گیرد. در پایان چهل سال، یوشع آن جنبش را به سرزمین موعود رهبری کرد. در سال ۱۹۸۹، خداوند کار هدایت جنبش اومگای خویش را از «بیابانِ» ۱۸۶۳ تا ۱۹۸۹ آغاز کرد، همان‌گونه که جنبش آلفا را از «بیابانِ» ۵۳۸ تا ۱۷۹۸ بیرون آورده بود.

در سال ۱۹۸۹، رؤیای نهر حدّاقل، که نمایانگر سه باب پایانی دانیال است، گشوده شد؛ همان‌گونه که رؤیای نهر اولای، که نمایانگر ابواب ۷، ۸ و ۹ دانیال بود، در سال ۱۷۹۸ گشوده شد. دویست و بیست سال پس از انتشار کتاب‌مقدس نسخهٔ کینگ جیمز، ویلیام میلر برای نخستین بار پیام خود را بر پایهٔ رؤیای اولای منتشر کرد و بدین‌سان پیام خود را در سال ۱۸۳۱ رسمیت بخشید؛ چنان‌که پیام حدّاقل نیز برای نخستین بار در سال ۱۹۹۶ منتشر شد، یعنی دویست و بیست سال پس از ۱۷۷۶، زادگاه سرزمین جلالِ ایالات متحده.

صورت‌بندی رسمیِ پیام به‌وسیلهٔ میلر، دویست‌وبیست سال پس از ترجمهٔ کینگ جیمز، ویلیام میلر را به‌عنوان نخستین پیام‌آورِ مقدسی معرفی می‌کند که برای پدید آوردن احیا و اصلاح، از نبوت‌های کتاب‌مقدس، هم در عهد عتیق و هم در عهد جدید، بهره گرفت. کتاب‌مقدس الهی است، و دویست‌وبیست سال بعد با عنصر انسانی پیوند یافت تا پیامِ اولای را پدید آورد.

عیسی الفا و امگا است، و او کلام خداست؛ بنابراین، انتشار نسخهٔ کینگ جیمزِ کتاب مقدس در سال 1611، عیسی را هم در 1611 و نیز در 1831 قرار می‌دهد. مسیح در زمان آخر به‌صورت شیرِ سبطِ یهودا ظاهر می‌شود؛ آنگاه که پیام صورت‌بندی رسمی می‌یابد، او الفا و امگا و کلام است. نسبتِ میلر با آغاز، این حقیقت را آشکار می‌سازد که هم آغاز و هم انجام، بر انتشار پیام تأکید دارند. 1776 تا 1996، هرچند متفاوت، همان ویژگی‌ها را داراست.

پیام حدّاقل، پیام قانون یک‌شنبه در ایالات متحده است، چنان‌که در آیهٔ چهل‌ویکمِ دانیال یازده بیان شده است. سال 1776 و انتشار اعلامیهٔ استقلال، نقطهٔ آغازِ دورهٔ دویست‌وبیست‌ساله‌ای را نمایندگی می‌کند که با انتشارِ کتابِ Time of the End ــ که به‌گونه‌ای مشیّت‌آمیز، نه از روی قصد، این‌گونه عنوان‌گذاری شده بود ــ به پایان رسید. در همان سال، 1996، یک مؤسسهٔ خدمتی با نام Future for America به ما عطا شد. پیامِ سرزمینِ جلال، یعنی ایالات متحده، با پیوندی مستقیم میان آغاز و پایانِ نبوت، صورت‌بندی شد. هر نشانهٔ اصلیِ تاریخ میلریتی، تحت الگوی راهبرِ مَثَلِ ده باکره، تکرار شده است. هر دو دورهٔ دویست‌وبیست‌ساله، آغاز و پایانی دارند که با یک نشریه مشخص شده است.

پیام و روش‌شناسی میلر با تحققی از اسلامِ وایِ دوم تأیید و تقویت شد. آنچه خداوند برای تقویت پیام به کار برد، اصلِ «یک روز به عوض یک سال»ِ میلر بود؛ و اصلی که در ۱۱ سپتامبر پیام و روش‌شناسی را قدرت بخشید، هنگامی که نزولِ فرشتهٔ مکاشفه هجده، نزولی را که او در ۱۱ اوت ۱۸۴۰ انجام داده بود، تکرار کرد، همان اصلی بود که در فصل دهمِ مکاشفه به تصویر کشیده شده است. آن دو فرشته نمایانگر ظهوری نبوی از مسیح به‌صورت فرشته هستند. اصلی که برای جنبشِ ۱۱ سپتامبر به همان اندازه بنیادی است که اصلِ «یک روز به عوض یک سال» برای جنبشِ ۱۱ اوت ۱۸۴۰ بود، این است که تاریخِ میلری در تاریخِ صد و چهل و چهار هزار تکرار می‌شود.

جب تیسرے افسوس کے متعلق اسلام کی ایک پیشین گوئی کی تکمیل اومیگا اور تیسرے فرشتے کی تاریخ میں واقع ہوئی، اور وہ اسلام کی پہلی اور دوسری افسوس سے متعلق ایک پیشین گوئی کی تکمیل کے ساتھ ہم آہنگ تھی، جو الفا، پہلے اور دوسرے فرشتوں کی تاریخ میں واقع ہوئی تھی—تو یہ اصول کہ میلری تاریخ ایک لاکھ چوالیس ہزار کی تاریخ میں دہرائی جاتی ہے، اُسی مضبوطی کے ساتھ ثابت ہوا جس طرح مکاشفہ ۹ کی پہلی اور دوسری افسوس کے سلسلے میں ملر کے ’’ایک دن برابر ایک سال‘‘ کے اصول کا ثبوت قائم ہوا تھا۔ بعض لوگ، جو تین سو اکانوے برس اور پندرہ دن کی اُس زمانی پیشین گوئی سے واقف ہوں جو مکاشفہ ۹:۱۵ میں مذکور ہے، ممکن ہے میرے سابقہ نکتے کو نہ سمجھ سکیں۔ مجھے وضاحت کرنے دیں۔

مصیبتِ اوّل و دوم با تاریخِ فرشتهٔ اوّل و دوم هم‌راستا هستند، و تاریخِ مصیبتِ سوم با تاریخِ فرشتهٔ سوم هم‌راستا است. مقصود در این‌جا آن است که نقطهٔ آغازِ سیصد و نود و یک سال و پانزده روز که در تاریخِ مصیبتِ دوم بیان شده است، در تاریخِ مصیبتِ اوّل یافت می‌شود. در تاریخِ مصیبتِ اوّلِ مکاشفه ۹، نبوّتی به مدّتِ یکصد و پنجاه سال وجود دارد، و در همان روزی که آن دورهٔ نبوّتی پایان می‌یابد، نبوّتِ سیصد و نود و یک سال و پانزده روز آغاز می‌شود. این دو نبوّت، مصیبتِ اوّل و دوم را به‌طور مستقیم به یکدیگر پیوند می‌دهند؛ از این‌رو، هنگامی که نبوّتی دربارهٔ اسلام، بر اساسِ اصلِ یک روز برای یک سال، پیشگویی شد، آن نبوّت، نبوّتِ مصیبتِ اوّل و دومِ اسلام بود، و این همان پیامی بود که روش‌شناسی و پیامِ میلر را در تاریخِ فرشتهٔ اوّل و دوم تأیید کرد.

وقتی آن تاریخ در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ به پایان رسید، شیپور هفتم آغاز به نواخته‌شدن کرد، و شیپور هفتم هم وایِ سوم است و هم سِرِّ دینداری، که همان مسیح در شما، امیدِ جلال است. آن شیپور، هم پیامی هشداردهندهٔ بیرونی است و هم پیامی هشداردهندهٔ درونی. از این‌رو، نبوتِ ۲٬۵۲۰ ساله با استراحتِ سالِ هفتم برای زمین مرتبط است، که یوبیل را نیز دربر می‌گیرد. در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴، شیپور هفتم در تحققِ نبوت‌های ۲٬۵۲۰ ساله و ۲٬۳۰۰ ساله آغاز به نواخته‌شدن کرد.

بلکه در ایامِ آوازِ فرشتهٔ هفتم، چون به نواختن آغاز کند، سِرِّ خدا به انجام خواهد رسید، چنان‌که به بندگان خود، انبیا، اعلام فرموده است. مکاشفه 10:7.

۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ روزِ کفاره بود، و کرناى یوبیل می‌بایست در روزِ کفاره نواخته شود. از آن زمان تاکنون، ما در تاریخِ فرشتهٔ سوم، و نیز در تاریخِ وایِ سوم، که همان شیپورِ هفتم است، زندگی می‌کنیم. در ۱۱ اوت ۱۸۴۰ آن فرشتهٔ نیرومندِ مکاشفهٔ ده فرود آمد تا زمین را با جلالِ خود روشن سازد، چنان‌که فرشتهٔ مکاشفهٔ هجده نیز در 9/11 چنین کرد.

در سال ۲۰۱۲ تا ژانویۀ ۲۰۱۳، مجموعه‌ای با عنوان «جدول‌های حبقوق» تهیه شد، و با انتشار چارتِ پیشگامِ ۱۸۴۳ در ماه مه ۱۸۴۲ هم‌راستا بود. سپس بنیان‌های این حرکت نهاده شد؛ خواه حرکتِ آلفای فرشتۀ اول و دوم بوده باشد، یا حرکتِ فرشتۀ سوم، دو جدولِ حبقوق در تاریخ و پیام درهم تنیده شده بود. پیشگوییِ ناکامِ ۱۸ ژوئیه ۲۰۲۰ با ۱۹ آوریل ۱۸۴۴ موازات داشت، و زمانِ تأخیر در مَثَل در جریان بود.

بیابانی به مدت ۱٬۲۶۰ روز با گشوده‌شدنِ مُهرِ ۳۱ دسامبر ۲۰۲۳ به پایان رسید. نیکوست به یاد داشته باشیم که مسیح دو بار معبدِ خود را از هتکِ حرمتِ کفرآمیز آن، چنان‌که خواهر وایت آن را نام‌گذاری می‌کند، پاک ساخت. او این کار را در آغاز و در پایانِ خدمتِ خود انجام داد و بدین‌سان آن دو تطهیر را به تطهیری آلفا و اُمگا بدل ساخت.

خواهر وایت به‌روشنی نخستین تطهیر هیکل را با ۱۱ سپتامبر و با ندای اول منطبق می‌سازد؛ ندایی که او آن را سه آیهٔ نخستِ مکاشفهٔ هجده معرفی می‌کند. سپس «ندای دیگرِ» آیهٔ چهارم را به‌عنوان دومین تطهیر هیکل معرفی می‌نماید، و نیز آن را قانون یکشنبه می‌شناساند. ۱۹ آوریل ۱۸۴۴ نخستین تطهیر هیکل برای میلری‌ها بود و ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ دومین آن. در طی چهل‌وشش سال، از ۱۷۹۸ تا ۱۸۴۴، هیکلِ میلری برپا شد، و یک فراکتال از برپایی هیکل میلری در تاریخِ دو نومیدی یافت می‌شود که هر دو نمایانگر تطهیرهای هیکل‌اند. آن تاریخ دربارهٔ هیکل است.

از ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ تا ۳۱ دسامبر ۲۰۲۳، باکره‌ها در زمانِ تأخیر به خواب بودند. هنگامی که بیدار می‌شوند، به مسئولیتِ خود برای نهادنِ بنیاد و برپا ساختنِ هیکل بیدار می‌شوند. از آن زمان، مسیح، به‌عنوان شیرِ سبطِ یهودا، نورِ نبوی را از مُهر گشوده است، و نورِ نبوی‌ای که مُهرش گشوده می‌شود، همواره فرایندِ آزمایشیِ سه‌مرحله‌ای‌ای پدید می‌آورد که به آزمونِ نهایی می‌انجامد؛ جایی که در آن سیرت آشکار می‌گردد، اما هرگز پرورش نمی‌یابد. در آزمونِ نهایی، باکره‌های امین ریزشِ روح‌القدسی را دریافت خواهند کرد که از هر ظهورِ قدرتِ خدا در میانِ قومِ خدا که تاکنون ثبت شده است فراتر خواهد رفت. افزایشی در نور خواهد بود که هرگز مشاهده نشده است. با این همه، من خطِ تاریخیِ دیگری را ارائه خواهم کرد که توازیِ تاریخِ میلری‌ها را با تاریخِ صد و چهل و چهار هزار تأیید می‌کند.

لیکن تو، اے دانی ایل، ان باتوں کو بند کر دے اور کتاب پر مہر لگا دے، یہاں تک کہ آخری وقت آ پہنچے: بہت سے اِدھر اُدھر دوڑیں گے، اور علم میں اضافہ ہوگا۔ اور اُس نے کہا، اے دانی ایل، اپنی راہ لے: کیونکہ یہ باتیں آخری وقت تک بند اور مہر شدہ رہیں گی۔ بہت سے پاک کیے جائیں گے، اور سفید بنائے جائیں گے، اور آزمائے جائیں گے؛ لیکن شریر شرارت کرتے رہیں گے: اور شریروں میں سے کوئی نہ سمجھے گا؛ لیکن دانا سمجھیں گے۔ دانی ایل 12:4، 9، 10۔

ما این مطالب را در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.

یکتایی

ایلان ماسک در ۲۱ فوریهٔ ۲۰۲۶ ادعا کرد که «ما اکنون در «تکینگی» هستیم».

تکینگی فناورانه

تکینگیِ فناورانه (که اغلب فقط «تکینگی» نامیده می‌شود) نقطه‌ای فرضی در آینده است که در آن پیشرفت فناوری—که اساساً به‌وسیلهٔ هوش مصنوعی پیش رانده می‌شود—چنان سریع و نیرومند می‌گردد که فراتر از کنترل و فهم انسان شتاب می‌گیرد و به دگرگونی‌هایی ژرف و غیرقابل‌پیش‌بینی در تمدن بشری می‌انجامد. اندیشهٔ محوری، «انفجار هوش» است: هنگامی که سامانه‌ای از هوش مصنوعی پدید آوریم که از هوشمندترین انسان‌ها نیز هوشمندتر باشد (که غالباً «ابرهوش مصنوعی» یا ASI نامیده می‌شود)، آن سامانه می‌تواند خود را سریع‌تر از هر گروه انسانی که تاکنون ممکن بوده است بازطراحی و بهبود بخشد. این امر حلقه‌ای بازگشتی از خودبهسازی پدید می‌آورد که در آن توانمندی بارها و بارها در بازه‌های زمانیِ بسیار کوتاه (روزها ← ساعت‌ها ← دقیقه‌ها) دوچندان می‌شود، به‌گونه‌ای که تحولات بعدی حالتی انفجاری می‌یابد و برای «انسان‌های پیشاتکینگی» پیش‌بینی یا هدایت معنادار آن ناممکن می‌شود. اصطلاح «تکینگی» از فیزیک و ریاضیات وام گرفته شده است؛ جایی که در «یک سیاه‌چاله»، تکینگی نقطه‌ای است که در آن گرانش بی‌نهایت می‌شود و قوانین کنونی فیزیک ما از کار می‌افتد—ما نمی‌توانیم ببینیم یا پیش‌بینی کنیم که در آن سوی افق رویداد چه رخ می‌دهد.

به‌همین‌سان، تکینگیِ فناورانه به‌منزلهٔ «افقِ رویداد» در تاریخ نگریسته می‌شود: ما می‌توانیم روندها را تا آن نقطه پیش‌بینی کنیم، اما فراتر از آن، آینده برای ذهن‌های انسانیِ تقویت‌نشده تیره و ناروشن می‌گردد.

تاریخچهٔ مختصر و اندیشمندان اصلی

دههٔ ۱۹۵۰—بذرهای نخستین در آثار ریاضی‌دان جان فون نویمان پدیدار می‌شود (که از شتاب‌گیریِ دگرگونیِ فناورانه سخن گفت) و نیز در کارِ ریاضی‌دان/رمزنگار آی. جی. گود (که در سال ۱۹۶۵ «انفجار هوش» را توصیف کرد، هنگامی که ماشین‌ها ماشین‌های بهتری را طراحی کنند).

۱۹۹۳—دانشمند علوم رایانه و نویسندهٔ علمی‌تخیلی، ورنور وینج، مفهوم مدرن را در جستار خود با عنوان The Coming Technological Singularity رواج داد. او پیش‌بینی کرد که ما در فاصلهٔ سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۳۰ نوعی هوشِ فراانسانی پدید خواهیم آورد، و پس از آن «عصر انسان» پایان خواهد یافت (بدین معنا که انسان‌های بی‌یارِ فناوری دیگر هوشِ غالب نخواهند بود).

۲۰۰۵—مخترع/آینده‌پژوه ری کورزویل این ایده را با کتاب خود، *The Singularity Is Near*، به کانون توجه عمومی آورد. او استدلال می‌کند که تکینگی در حدود سال ۲۰۴۵ فرامی‌رسد و محرک آن رشد نماییِ توان محاسباتی است (در پیِ «قانون بازده‌های شتاب‌گیر» او)، همراه با نانوفناوری، زیست‌فناوری، و واسط‌های مغز و رایانه. او پیوسته بر این جدول زمانی پای فشرده و اخیراً نیز AGI در ۲۰۲۹ و تکینگی در حدود ۲۰۴۵ را بار دیگر تأیید کرده است.

پیش‌بینی‌های جدول زمانی (تا اوایل سال ۲۰۲۶)

پیش‌بینی‌ها در چند سال اخیر، به سبب پیشرفت فوق‌العاده سریع در مدل‌های زبانی بزرگ، سامانه‌های استدلالی، و قوانین مقیاس‌پذیری، به‌طرز محسوسی فشرده‌تر شده‌اند: دیدگاه‌های تهاجمی‌تر / نزدیک‌مدت‌تر (۲۰۲۶–۲۰۲۷): برخی از رهبران برجستهٔ هوش مصنوعی (برای نمونه، داریو آمودئی از Anthropic، ایلان ماسک) به‌طور علنی اظهار داشته‌اند که ابرهوشمندی، یا چیزی که از حیث کارکرد معادلِ محرّکِ تکینگی باشد، ممکن است به‌زودی در سال ۲۰۲۶ یا ظرف ۱ تا ۳ سال پدید آید.

بررسی‌های کارشناسیِ میانه همچنان برای اَبَرفراهوشیِ کامل/تکینگی، عمدتاً پیرامون سال‌های ۲۰۴۰ تا ۲۰۵۰ متمرکزند.

دو اردوگاه از پیامدهای ممکن

آرمان‌شهری / خوش‌بینانه → فراوانیِ بنیادین، ریشه‌کن شدن بیماری و فقر، نامیراییِ عملی از طریق بارگذاریِ ذهن یا نانوپزشکی، درهم‌آمیختنِ انسان با هوش مصنوعی (ترابشریت‌گرایی)، حلّ مسائل علمیِ پیش‌تر حل‌ناشدنی در عرض چند دقیقه.

پادآرمانی / بدبینانه ← از دست رفتن عاملیت/کنترل انسانی، ناهم‌سویی (هوش مصنوعی اهدافی را دنبال می‌کند که نسبت به ارزش‌های انسانی بی‌ارتباط یا با آن‌ها خصمانه است)، فروپاشی اقتصادی و اجتماعی، یا حتی مخاطرات وجودی برای بشریت.

تکینگی صرفاً «هوش مصنوعیِ بسیار پیشرفته» نیست، بلکه لحظه‌ای است که در آن تکامل فناورانه از قیدوبندهای زیستی/سرعتِ انسانی می‌گریزد و به فرایندی خودمختار و مهارنشدنی تبدیل می‌شود. خواه این امر در سال 2026، 2030، 2045 رخ دهد، یا هرگز رخ ندهد، همچنان یکی از سرنوشت‌سازترین پرسش‌های گشوده در تاریخ بشر در زمان حاضر باقی می‌ماند.

زمانِ آخر — 1989

دنیاے باہم‌پیوند آغاز می‌شود

گذار از رایانشِ منفرد به رایانشِ متصل. تیم برنرز-لی در سرن (1989) شبکهٔ جهان‌گستر را پیشنهاد می‌کند. پژوهشِ تجاریِ شبکه‌های عصبی گسترش می‌یابد (کاربرد نظامی + دانشگاهی)، Intel 80486 عرضه می‌شود—توانِ رایانشِ شخصی جهشی چشمگیر می‌یابد، و آرپانت به سوی آنچه بعدها اینترنتِ مدرن می‌شود گذار می‌کند. پیش از این، رایانش نیرومند بود، اما عمدتاً در ساختارهای جدا و منزوی محصور می‌ماند. پس از 1989، رایانش ماهیتی شبکه‌محور می‌یابد. شبکه‌های عصبی در 1989 هنوز در مراحل آغازین بودند، از حیث سخت‌افزار با محدودیت روبه‌رو بودند، و عمدتاً سامانه‌های الگو-محورِ تقویت‌شده با قواعد به شمار می‌رفتند—اما ارتش و آزمایشگاه‌های پژوهشی از پیش در حال آزمودن سامانه‌های یادگیرنده برای هدف‌گیری، هدایت، و طبقه‌بندیِ سیگنال بودند. این لایهٔ بنیانیِ همهٔ آن چیزی بود که بعداً پدید آمد.

پیام، به‌صورت رسمی تنظیم‌شده – ۱۹۹۶

انفجار تجارت اینترنتی

وب همگانی، تجاری و جهانی می‌شود. نت‌اسکیپ و جنگ‌های مرورگر، و آمازون و ای‌بی که کارآمدی تجارت برخط را ثابت می‌کنند. گوگل تأسیس می‌شود (با نام BackRub در استنفورد، 1996)، و پذیرش Windows 95 شتابِ رایانشِ مصرف‌کننده را افزایش می‌دهد. 1996 زمانی است که اینترنت از حالت دانشگاهی خارج می‌شود و اقتصادی می‌گردد. زیرساختِ 1989 اکنون به مقیاس مصرف‌کننده می‌رسد. عصر دات‌کام دربارهٔ وب‌سایت‌ها نیست—بلکه دربارهٔ دیجیتالی‌سازیِ کسب‌وکار است. این دوره تجارت، تبلیغات، کشف اطلاعات و الگوهای ارتباطی را دگرگون کرد.

پیامی توان‌بخش — ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱

د موبایل + پلیټفارم دور پیلېږي

رسانه‌ها دیجیتالی می‌شوند + زیرساخت‌های نخستینِ رایانش ابری + پهن‌باندِ دائماً متصل. اپل آی‌پاد را عرضه می‌کند (آغازِ اکوسیستم دیجیتالِ قابل‌حمل)، ویکی‌پدیا راه‌اندازی می‌شود (الگوی پلتفرمِ دانشِ جمعی)، پذیرشِ پهن‌باند جهش می‌یابد، آمازون بی‌سروصدا ساختنِ آنچه بعدها به AWS بدل می‌شود را آغاز می‌کند. پس از ۱۱ سپتامبر، فناوریِ نظارت با شتابی عظیم پیش می‌رود و زیرساختِ تحلیلِ داده به‌سرعت رشد می‌کند. آغازِ رایانش ابری، اکوسیستم‌های پلتفرمی، سلطهٔ محتوای دیجیتال، زیرساختِ همواره‌متصل، و شالودهٔ رسانه‌های اجتماعی و گوشی‌های هوشمند در اینجا نهاده می‌شود.

ایښودل شوی بنسټ – د حبقوق لوحې – ۲۰۱۲، ۲۰۱۳

پیشرفت عمیق در یادگیری

تولد هوش مصنوعی مدرن

این همان لحظهٔ سرنوشت‌ساز بود که در آن شبکه‌های عصبی از مرحلهٔ آزمایشی عبور کردند و به ابزارهایی با قدرت عملی بدل شدند— دقیقاً همان پل میان عصر «پلتفرم/رایانش ابری» در سال 2001 و انفجار «هوش مصنوعی مولد» در سال 2023. سپتامبر 2012: الکس‌نت (یک شبکهٔ عصبی کانولوشنیِ عمیق) با اختلافی عظیم در رقابت ImageNet پیروز می‌شود— و همهٔ الگوریتم‌های پیشین را درهم می‌شکند. این رویداد واحد در پژوهش‌های هوش مصنوعی به‌طور همگانی به‌عنوان همان لحظه‌ای شناخته می‌شود که یادگیری عمیق مدرن زاده شد. 2012: تیم جفری هینتون ثابت می‌کند که شبکه‌های عصبی عمیق، هنگامی که بر روی GPUها آموزش داده شوند، می‌توانند ویژگی‌های سلسله‌مراتبی را به‌صورت خودکار بیاموزند. 2013: گوگل شرکت هینتون (DNNresearch) را خریداری می‌کند. صنعت ناگهان میلیاردها دلار به سوی یادگیری عمیق سرازیر می‌سازد. پیشرفت‌های GPU شرکت NVIDIA (CUDA) به سخت‌افزار استاندارد برای هوش مصنوعی تبدیل می‌شود. ابزارهای کلان‌داده نیز هم‌زمان با این روند به بلوغ می‌رسند (Spark 1.0 در سال 2013 منتشر شد) و مجموعه‌داده‌های عظیم مورد نیاز برای یادگیری عمیق را امکان‌پذیر می‌سازند.

کھولنا – 2023

هوش مصنوعیِ مولد از آستانه عبور می‌کند

هوش مصنوعی در دسترس، قابل‌استفاده و از نظر اقتصادی برهم‌زننده می‌شود؛ نه صرفاً «شبکه‌های عصبیِ بهتر». این همان لحظه‌ای است که هوش مصنوعی کُد می‌نویسد، تصویر تولید می‌کند، کارهای دفتری و اداری را خودکار می‌سازد، وظایف استدلالی را در مقیاس گسترش می‌دهد، و برای نخستین بار، از حالت تخصصی بودن بازمی‌ایستد و به ابزاری شناختی با کاربرد عمومی بدل می‌شود.

۲۰۲۶ – یگانگی؟

  • ۱۹۸۹ به‌مثابهٔ گشوده‌شدنِ خودِ زمانِ آخر (اتصالِ شبکه‌ای آغاز می‌شود، بنیانی برای جریانِ جهانیِ دانش؛ مرتبط با فروپاشیِ اتحادِ جماهیرِ شوروی به‌عنوانِ نشانهٔ راه برای آخرین دورهٔ آزمایشیِ ادونتیسم).

  • ۱۹۹۶ به‌عنوان رسمیت‌یافتنِ این پیام (وبِ تجاری مقیاسِ اقتصادِ اطلاعات را گسترش می‌دهد و تجارت و اکتشاف را دیجیتالی می‌کند).

  • ۲۰۰۱ به‌عنوان توانمندسازیِ پیام (بسترها، ابر، و دسترسیِ همواره‌فعال، زیست‌بومِ دیجیتال را برای دانشِ جمعی و سیّار پایه‌گذاری می‌کنند).

  • ۲۰۱۲/۲۰۱۳ به‌منزلهٔ گذاشتنِ شالوده برای هوشِ حقیقی (پیشرفتِ یادگیریِ عمیق، فهمِ ماشینی را عملی و مقیاس‌پذیر می‌سازد).

  • ۲۰۲۳ به‌منزلهٔ اوجِ گشوده‌شدنِ مُهرها (هوش مصنوعیِ مولد به قلمرو شناختِ عمومی‌منظوره گام می‌نهد و آفرینشِ دانش و استدلال را دسترس‌پذیر و دگرگون‌ساز می‌گرداند).

یہ پیش رفت نہایت بلیغ ہے: ہر مرحلہ اپنے سابقہ مرحلے پر تراکمی طور پر استوار ہوتا ہے، اور ربط → تجارتی کاری → ماحولیاتی نظام → ذہانت → ادراک کی جانب منتقل ہوتا ہے۔

2012/2013 نقطهٔ عطفِ سرنوشت‌ساز است؛ لحظه‌ای که شبکه‌های عصبی تواناییِ یادگیریِ سلسله‌مراتبی و خودکار را به اثبات رساندند (پیروزیِ AlexNet/ImageNet، تأیید شدنِ کارِ Hinton، و امکان‌پذیر شدنِ مقیاس‌پذیریِ GPU)، و همین امر انفجارِ مولدِ سالِ 2023 را اجتناب‌ناپذیر ساخت. بدون آن تغییرِ معماری در 2012، مدل‌های ترنسفورمر (2017) و مقیاس‌پذیریِ عظیم نمی‌توانستند به عام‌بودگیِ در سطحِ ChatGPT بینجامند.