تاریخِ مذکور از آیهٔ شانزدهم تا بیست‌ودومِ دانیال یازدهم، با نمونه‌سازیِ شریعتِ یکشنبه آغاز می‌شود و با همان نیز پایان می‌یابد. یکسان بودنِ آغاز و پایانِ این خط، مُعرِّفِ امضای مسیح است، به‌عنوانِ آلفا و اُمگا. از دیدگاهِ نبوی، این امر اقتضا می‌کند که آیهٔ شانزدهم با آیهٔ بیست‌ودوم منطبق گردد. چون این کار انجام شود، تاریخِ سرزمینِ جلال، آن‌گونه که به‌وسیلهٔ خطِ مکابیان بازنمایی شده است، به تاریخِ آیاتِ ده تا پانزده منتقل می‌شود.

مکابیان

قیام مکابیان نمایانگر بیست‌ودو سالی است که در 1776 آغاز شد و در 1798، زمانی پایان یافت که ایالات متحده به ششمین پادشاهی نبوتِ کتاب‌مقدس تبدیل شد. این امر عدد بیست‌ودو را به‌عنوان تاریخی که مستقیماً به زمانِ آخر در 1798 پیوسته است مشخص می‌سازد؛ همان‌جایی که آیهٔ چهلِ دانیال یازده آغاز می‌شود.

شناسایی رابطهٔ عدد بیست‌ودو با ۱۷۹۸ اهمیت دارد. قیام مکابیان، در مقام نمونهٔ نوعیِ انقلاب آمریکا، هر دو انقلابِ سرزمینِ جلال‌مند (حقیقی و روحانی) را به‌عنوان انقلاب‌هایی همسو می‌سازد که هم کشورداریِ سلوکیان و پادشاهان اروپا را رد کردند و هم کلیساداریِ یونان و روم را. در هر دو شهادت تاریخی، یونان و روم نمایندهٔ پادشاه شمال بودند.

لشکر مکابیان در آیهٔ بیست‌وسه نمایانده شده است، اما این لشکر نمایانگر تاریخی است که ۳۳ سال پس از پانیومِ آیهٔ پانزده آغاز شد، و اندکی بیش از یک‌صد سال پیش از پومپی در آیهٔ شانزده. این سلسله با داوریِ صلیب پایان می‌یابد؛ داوری‌ای که تا سال ۷۰ میلادی امتداد یافت، هرچند آن دورهٔ داوری در آیهٔ بیست‌ودو صرفاً به‌صورت صلیب معرفی شده است. از منظر نبوی، خط مکابی، که سرزمین جلال را از ۱۷۷۶ نمایندگی می‌کند، سپس در ۱۷۹۸ با دودمان حَسمونی و آنگاه دودمان هیرودی تا صلیب و سال ۷۰ میلادی، در آیهٔ بیست‌ودو پایان می‌یابد، و آغاز آن با بیست‌ودو سال از ۱۷۷۶ تا ۱۷۹۸ است. این بیست‌ودو سال از ۱۷۷۶ تا ۱۷۹۸ همچنین نمونه‌ای از بیست‌ودو سال از ۱۱ سپتامبر تا ۲۰۲۳ است، که در دانیال ده به‌صورت بیست‌ودو روز نمونه‌سازی شده بود. خط مکابی با «بیست‌ودو» آغاز می‌شود و با «بیست‌ودو» پایان می‌یابد.

چہار رومی فرمانروا

آیات شانزدهم تا بیست و دوم به‌طور مستقیم چهار فرمانروای رومی را مشخص می‌کنند و خط دیگری را در درون این آیات بازنمایی می‌نمایند. خط مکابیان بر اساس اصل «تکرار و گسترش» منطبق گردیده است، و خط رومی به‌طور مستقیم در این آیات نمایانده شده است. پومپی دو مانع نخست را از میان سه مانع مغلوب ساخت، زیرا روم در نبرد آکتیوم در سال ۳۱ پیش از میلاد، به‌عنوان پادشاهی چهارمِ نبوت کتاب‌مقدس، بر تخت سلطنت صعود کرد. پس از او، ژولیوس سزار، آگوستوس سزار و تیبریوس سزار آمدند. پومپی یک سردار بود، و سه نماد آخر به‌عنوان امپراتوران به یکدیگر پیوند یافته‌اند.

آخرینِ آن چهار فرمانروا در آیهٔ بیست‌ودو، در جایی که مسیح مصلوب شد، می‌میرد؛ ازاین‌رو باید آخرینِ آن چهار فرمانروای روم را به قانون یکشنبهٔ آیهٔ شانزده بازگردانیم. هنگامی که این کار را انجام می‌دهیم، پومپه نمایندهٔ نخستینِ چهار نشانهٔ راه خواهد بود، که در آن، نشانهٔ راهِ چهارم و نهایی با قانون یکشنبهٔ آیهٔ شانزده منطبق است. آیهٔ شانزده به‌وسیلهٔ تیبریوس قیصر نمایانده می‌شود، و نبرد پانیومِ آیهٔ پانزده به‌وسیلهٔ آگوستوس قیصر نمایانده می‌شود، و نبرد رافیا در آیهٔ یازده، یولیوس قیصر خواهد بود؛ بدین‌سان، ژنرال پومپه به‌عنوان آیهٔ ده و ۱۹۸۹ مشخص می‌گردد.

این امر نشان می‌دهد که «تاریخِ پنهانِ» آیهٔ چهلِ دانیال یازده، یعنی تاریخی از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۸۹ تا قانون یکشنبهٔ آیهٔ چهل‌ویک، به‌وسیلهٔ سه خطِ نبوت بازنمایی شده است که در تاریخی یافت می‌شوند که آیات ده تا بیست‌وسه آن را ترسیم می‌کنند: مکابیان، حاکمان رومی، و سه نبردِ نیروهای نیابتیِ روم.

این سومین بار است که نزد شما می‌آیم. «هر سخنی به شهادت دو یا سه شاهد ثابت خواهد شد.» ۲ قرنتیان ۱۳:۱

سه جنگ نیابتی

آیهٔ ده پایانِ چهارمین جنگِ سوری را نشان می‌دهد که از سال ۲۱۹ تا ۲۱۷ پیش از میلاد رخ داد، هنگامی که آنتیوخوس سوم مگنوس (کبیر) پیش از نبردِ آیهٔ یازده، که همان نبردِ رافیا بود و به‌وسیلهٔ ژولیوس سزار نمایانده می‌شد، تجدیدِ قوا کرد. آیهٔ ده فروپاشیِ اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۸۹ را، چنان‌که در آیهٔ چهل بازنمایی شده است، مشخص می‌سازد، و پومپی با آن تاریخ منطبق است. آیهٔ شانزده نمایانگرِ فتحِ سرزمینِ جلالِ یهوداست که نمونهٔ حکمِ یکشنبه در ایالات متحده است؛ اما پومپی همچنین با سال ۱۹۸۹ نیز منطبق است، و در ۱۹۸۹ رومِ جدید نخستین مانعِ خود را مغلوب ساخت، لیکن در همان حال، چون رونالد ریگان را فریفت تا با سرزمینِ جلال اتحادی پنهانی برقرار کند، به‌طور هم‌زمان از لحاظ روحانی بر آمریکای پروتستان نیز غلبه یافت. اتحادِ یک پادشاه با فاحشهٔ روم، دلالت بر زنای روحانی دارد.

۱۹۸۹ همان جایی بود که فاحشهٔ روم آغاز می‌کند از هفتاد سالِ خود بیرون آید تا با همهٔ پادشاهانِ زمین زنا کند. نخستین پادشاه، ایالات متحده در سال ۱۹۸۹ است، زیرا ایالات متحده همچنین به‌وسیلهٔ اَخاب نمایانده می‌شود، که همسر ایزابل بود؛ همان که در اشعیا بیست‌وسه، فاحشهٔ صور است.

और उस दिन ऐसा होगा कि सूर सत्तर वर्ष तक भुला दिया जाएगा, एक राजा के दिनों के अनुसार; सत्तर वर्ष की समाप्ति पर सूर वेश्या के समान गाने लगेगा। वीणा ले, नगर में घूम, हे भूली हुई वेश्या; मधुर राग छेड़, बहुत से गीत गा, ताकि तेरा स्मरण किया जाए। और सत्तर वर्ष की समाप्ति के बाद ऐसा होगा कि यहोवा सूर पर दृष्टि करेगा, और वह फिर अपनी मजदूरी की ओर फिरेगी, और पृथ्वी के ऊपर संसार के सब राज्यों के साथ व्यभिचार करेगी। यशायाह 23:15–17.

فاحشه در «زمانِ آخر» در سال ۱۷۹۸، هنگامی که زخمِ مهلکِ خود را، چنان‌که در آیهٔ چهلِ دانیال یازده به تصویر کشیده شده است، دریافت کرد، به فراموشی سپرده شد. در «زمانِ آخر» در سال ۱۹۸۹، او با ارتکابِ زنا با آن پادشاهی‌ای که نخستین پادشاهی خواهد بود که نشانِ اقتدارِ او را به اجرا درمی‌آورد، دورهٔ التیامِ زخمِ مهلکِ خویش را آغاز می‌کند. آن پادشاهی به‌وسیلهٔ اخاب و نیز به‌وسیلهٔ فرانسه نمایانده شده بود؛ همان فرانسه‌ای که در سال ۵۳۸ پاپیّت را بر تختِ زمین نشاند و برجسته‌ترین پادشاهی‌ای بود که از برآمدنِ قدرتِ پاپی پشتیبانی کرد. از این‌رو، ایشان «نخست‌زادهٔ کلیسای کاتولیک» و نیز «دخترِ ارشدِ کلیسای کاتولیک» نامیده می‌شوند. فرانسه و اخاب هر دو بر نقشِ ایالاتِ متحده از ۱۹۸۹ تا قانونِ یکشنبه شهادت می‌دهند.

در اشعیا بیست‌وسه، فاحشۀ صور، که همان فاحشۀ مکاشفه هفده نیز هست، و بر پیشانیِ او «بابلِ عظیم» نوشته شده است. این امر برای تاریخ ایالات متحده «فراموش‌شده» است، تاریخی که از سال ۱۷۹۸ آغاز می‌شود، هنگامی که پاپیّت دیگر پنجمین پادشاهیِ نبوتِ کتاب‌مقدس، یعنی وحشِ دریاییِ مکاشفه سیزده، نبود. سپس ایالات متحده نقش خود را به‌عنوان ششمین پادشاهیِ نبوتِ کتاب‌مقدس، به‌صورت وحشِ زمینیِ مکاشفه سیزده، آغاز کرد. در نهایت، ایالات متحده به پادشاهِ برجستۀ ده پادشاهِ مکاشفه هفده تبدیل می‌شود. تاریخِ نمادینِ یک دورۀ «هفتاد ساله»، یعنی «ایامِ یک پادشاه»، نمایانگر هفتاد سالی است که بابل به‌عنوان نخستین پادشاهیِ نبوتِ کتاب‌مقدس فرمان راند. این، تاریخ ایالات متحده را از ۱۷۹۸ تا قانون یکشنبه نمونه‌وار می‌سازد، جایی که خطّ بیرونیِ تاریخ آمریکا به‌وسیلۀ شاخِ جمهوری‌خواه نمایانده می‌شود و خطّ درونی به‌وسیلۀ شاخِ پروتستان. آن دو شاخ، که نمایانگر قلبِ قانون اساسی‌اند که جداییِ کشور‌داری و کلیساداری را فراهم می‌آورد، و موضوعِ آیندۀ آمریکا هستند.

هفتاد سال برای فاحشهٔ صور مقرر شده است تا به فراموشی سپرده شود؛ سپس از زمان آخر در ۱۹۸۹ تا قانون یکشنبه، او آغاز به سرود خواندن می‌کند. او با اتحادی پنهانی آغاز کرد، آنگاه که دینِ آمریکای پروتستان را به تصرف خود درآورد و با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، ساختار سیاسیِ پادشاهِ جنوب را سرنگون ساخت. دوره‌ای هفتادساله که در تاریخی به پایان می‌رسد که در آن آنتیوخوسِ بزرگ در میانهٔ یک دورهٔ هفده‌ساله ایستاده است؛ دوره‌ای که به ده و هفت تقسیم می‌شود و حاصلِ ضرب آن «هفتاد» است. در آغازِ دویست و پنجاه سالِ بیرونی که میان رافیا و پانیوم به پایان رسید، نبوت زمانیِ درونیِ دو هزار و سیصد سال با مقرر شدنِ «هفتاد» هفته بر قومِ دانیال آغاز می‌شود. در پایان آن هفتاد هفته، در سال ۳۴ میلادی، اسرائیلِ باستان برای همیشه از سوی خدا، به‌عنوان قومِ برگزیدهٔ عهدِ او، طلاق داده شد؛ و خدا آنگاه با عروسِ مسیحیِ خویش داخل در ازدواج شده بود و در آن زمان دستِ خود را به سوی امت‌ها دراز می‌کرد.

در سال ۲۰۷ پیش از میلاد، آنتیوخوس در میانهٔ «هفتاد» ایستاده است و پایانِ موقعیتِ ملتِ مورد عنایتِ پادشاهیِ خود را به‌عنوان «سرزمینِ جلال» مشخص می‌سازد؛ همان‌جا که او برگزید اسرائیلِ مدرن را برپا دارد. پایانِ ایالات متحده به‌عنوان پادشاهیِ ششم در قانونِ یکشنبه، پایانِ «هفتاد سال» اشعیاست. خطِ دویست‌وپنجاه‌سالهٔ آنتیوخوس، بسته شدنِ مهلتِ آزمایش را برای شاخِ جمهوری‌خواهِ ایالات متحده مشخص می‌سازد، اندکی پیش از قانونِ یکشنبهٔ آیهٔ شانزده. دو هزار و سیصد سالی که هنگامی پایان یافت که داوری در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ آغاز شد، نمونه‌ای است از زمانی که داوری در قانونِ یکشنبه پایان می‌یابد. دو هزار و سیصد سال با هفتاد هفته آغاز می‌شود که پایانِ اسرائیلِ حقیقی را به‌عنوان قومِ برگزیدهٔ خدا مشخص می‌سازد. پایانِ کلّیِ دورهٔ دو هزار و سیصد سال با پایان یافتنِ جنبشِ پروتستان، همان‌گونه که جنبشِ ادونتی تا قانونِ یکشنبه ادامه یافت، به انجام می‌رسد. هنگامی که درِ بستهٔ ۱۸۴۴ تکرار شود، درها بر شاخِ جمهوری‌خواه، شاخِ پروتستان، و وحشِ حکومتی بسته خواهند شد.

این‌که انطیوخوس میان دورهٔ ده و هفت بایستد، بدین معناست که او در پایان زمانِ آزمایشیِ خود ایستاده است. زمانِ آزمایش برای حکومتِ ایالات متحده، که همان وحشِ زمین است، در هنگام قانونِ یکشنبه بسته می‌شود؛ اما زمانِ آزمایشِ شاخِ جمهوری‌خواه پیش از قانونِ یکشنبه بسته می‌شود.

عیسیٰ نے اُس سے فرمایا، میں تجھ سے یہ نہیں کہتا کہ سات بار تک، بلکہ ستر گُنا سات بار تک۔ متی 18:22۔

اصطلاح «هفتاد مرتبه هفت» تنها موردی در کتاب‌مقدس است که در آن اعداد به این شیوه با مضرب بیان شده‌اند. «هفتاد مرتبه هفت» همان چهارصد و نود سالی است که برای قوم دانیال «مقرر» گردید. این همان هفتاد هفته‌ای است که دو هزار و سیصد را آغاز می‌کند، و در پایان دویست و پنجاه سال از همان نقطهٔ آغازِ یکسان، انطیوخوس در میانهٔ ده و هفت پدیدار می‌شود. انطیوخوسِ بزرگ در آنجا در واپسین صحنه‌های سرگذشت خود در نمایش مقدسِ نبرد عظیم، موضع خود را می‌گیرد.

درِ بستهٔ سال ۱۸۴۴ نمایانگر درِ بستهٔ قانونِ یکشنبه است، و پیش از قانونِ یکشنبهٔ آیهٔ شانزدهم، دوره‌ای هفت‌ساله آغاز می‌شود که با آن، انطیوخوس پایانِ پادشاهیِ خود را نشان می‌دهد، و سپس پادشاهیِ او در پایانِ آن هفت سال به انجام می‌رسد. دورهٔ هفت‌ساله نمایانگر زمانِ آزمونِ تصویرِ وحش است، و این دوره با نخستین قانونِ یکشنبه در سال ۳۲۱ آغاز می‌شود. پیش از نخستین قانونِ یکشنبه، که نمونهٔ قانونِ یکشنبهٔ نهایی است، دوره‌ای ده‌ساله وجود دارد که با فرمانی آغاز می‌شود. در «فرمان» سال ۳۱۳، آزمونی که با ده سال نشان داده شده است آغاز می‌گردد؛ سپس انطیوخوس نخستین قانونِ یکشنبه را وضع می‌کند و مهلتِ آزمایشِ شاخِ جمهوری‌خواه به پایان می‌رسد. در پایانِ هفت سال، پانیوم و قانونِ یکشنبه فرا می‌رسند و در سال ۳۳۰ موجب تقسیمِ شرق و غرب می‌شوند.

پومپیئوس

پومپی در آیهٔ شانزدهم «سرزمینِ جلال» را فتح کرد، اما در خلال دورهٔ دوساله از ۶۵ تا ۶۳ پیش از میلاد، پومپی، در تحقق دانیال باب هشت و آیهٔ نه، در واقع «مشرق» و «[سرزمینِ] جلال» را فتح کرد، و بدین‌سان، فتوحاتِ دوگانهٔ مذکور در آیهٔ چهلم و سال ۱۹۸۹ را به‌صورت نمادین مجسم ساخت.

سومین مانع برای رومِ بت‌پرست به‌وسیلهٔ آگوستوس قیصر به انجام می‌رسید؛ همان که به سبب تشکیل نخستین تریوم‌ویرات رسمیِ روم شناخته می‌شود و نمایانگر نخستین اتحاد رسمیِ سه‌گانه در روم است. در سومین ایستگاهِ نشانه‌گذاریِ رهبران روم است که این اتحاد سه‌گانه به‌طور رسمی در تاریخ روم مشخص می‌گردد. در قانون یکشنبه در آیهٔ شانزدهم است که اتحاد سه‌گانهٔ اژدها، وحش و نبی کاذب برقرار می‌شود، و سپس پرندهٔ شرارت، چنان‌که زکریا بیان کرده است، بار دیگر بر جای خود در شِنعار نهاده می‌شود.

آگستُس سزار نخستین تثلیثِ رسمیِ رومی را تشکیل داد، اما مورخان آن را «تثلیثِ دوم» می‌نامند، زیرا ژولیوس سزار نیز تثلیثی تشکیل داده بود، ولی آن تثلیث، تثلیثی رسمی از جانب حکومت روم نبود. نسبتِ ژولیوس و آگستُس سزار، به‌عنوان نمادهای اتحادِ سه‌گانهٔ اژدها، وحش و نبیِ کاذب در قانونِ یکشنبه‌ای که به‌زودی خواهد آمد، چنین نمونه‌وار نشان داده شده است که ژولیوس در آغازِ جنبشِ اجرای قانون‌گذاریِ یکشنبه و آگستُس در پایانِ آن قرار دارد. این رابطهٔ نبوی همچنین به‌وسیلهٔ محاصرهٔ کستیوس در سال ۶۷ نمایش داده می‌شود که پس از آن، محاصرهٔ تیتوس رخ داد. ژولیوس، کستیوس است و آگستُس، تیتوس. ژولیوس و آگستُس نمایندهٔ اتحادِ سه‌گانه‌اند و کستیوس و تیتوس نمایندهٔ یک محاصره‌اند.

وہ دور جس میں اتوار کے قانون کی تحریک نبوتی طور پر 313 میں شروع ہوتی ہے، فرمانِ میلان سے عبارت ہے۔ پھر 321 میں، اس سترہ سالہ مدت کے وسطی نقطے پر، پہلا اتوار کا قانون سامنے آتا ہے۔ مشرق اور مغرب میں سلطنت کی تقسیم کا تیسرا مرحلہ، جو ریاستہائے متحدہ میں اُن لوگوں کے درمیان تقسیم کی نمائندگی کرتا ہے جو حیوان کا نشان یا خدا کی مہر قبول کرتے ہیں اور جو قبول نہیں کرتے، 330 میں تھا۔ اتوار کے قوانین کا ایک سلسلہ ہے جو ایک اتوار کے قانون تک پہنچاتا ہے، اور 321 پہلے اتوار کے قانون کی نمائندگی کرتا ہے، جو 330 کے آخری اتوار کے قانون تک لے جاتا ہے۔

برخلاف دویست و پنجاه سالِ انطیوخس، دویست و پنجاه سالِ نِرون دوره‌ای هشت‌ساله، سپس میانهٔ نخستین قانون یکشنبه، و آنگاه نه سال را مشخص می‌سازد. قاعدهٔ «خط بر خط»، انطیوخس و نِرون را همچون شناساگرِ دو دوره معرفی می‌کند که با سه نشانهٔ راه نمایان شده‌اند. در هر دو خط، نخستین و آخرین نشانه‌های راه یکسان‌اند: فرمانی در آغاز که با ازدواجی مشخص شد که به طلاق انجامید، و نبرد میان پادشاه شمال و پادشاه جنوب در آغاز و انجام. نخستین قانون یکشنبهٔ سال ۳۲۱ در میانه باید همان جایی باشد که انطیوخس در آن ایستاده است. او در پایانِ فرآیندِ آزمایشی‌ای ایستاده است که با ده سال نمود یافته، و این فرآیندِ آزمایشی انطیوخس را به‌عنوان هشتمینی که از آنِ هفت است آشکار می‌سازد، همان‌گونه که او تصویری از وحش را برپا می‌کند که آن نیز هشتمینی است که از آنِ هفت است. در همان زمان، صد و چهل و چهار هزار نیز از میان فرآیندِ آزمایشی‌ای عبور می‌کنند و از کلیسای هفتم، یعنی لائودیکیه، به کلیسای هشتم، یعنی فیلادلفیا، دگرگون می‌شوند.

در نخستین قانون یک‌شنبه، برپا شدنِ تصویر آغاز می‌شود و در قانون یک‌شنبهِ مکاشفه باب سیزدهم، آیه یازدهم، به پایان می‌رسد؛ آیه‌ای که آغاز ایالات متحده را چون برّه، با پایان آن چون اژدها در تقابل قرار می‌دهد. سیزده نماد عصیان است، و نماد عصیان در زمینهٔ آیه یازدهم، و نیز سخن گفتنِ ایالات متحده چون اژدها، نشانِ وحش است؛ حال آنکه نماد کسانی که مُهر خدا را دارند، عدد یازده است. مکاشفه 13:11 جداییِ میان کسانی را که نشانِ وحش یا مُهر خدا را دریافت می‌کنند، در قانون یک‌شنبه، هنگامی که ایالات متحده چون اژدها سخن می‌گوید، مشخص می‌سازد.

تصویرِ وحش کے آزمائشی وقت کی آمد کو مشخص کرنے والی خاص نشانیاں ہیں، اور ساتھ ہی وہ اس کے خاتمہ کی بھی تمثیل پیش کرتی ہیں۔ نوح سے لے کر عیدِ نرسنگا تک خدا کبھی تبدیل نہیں ہوتا؛ وہ ہمیشہ آزمائش کے ایک دور کی آمد سے پہلے اس کا اعلان کرتا ہے۔ اُس کے اعلانات اُس کے نبیانہ کلام میں پائے جاتے ہیں۔ زیادہ تر ایڈونٹسٹ (میرا گمان ہے) یہ نہیں جانتے کہ یروشلیم کی تباہی کے وقت دو محاصرے ہوئے تھے، یا یہ کہ آخری تباہی کا دن سال کا بعینہٖ وہی دن تھا جس دن نبوکدنضر نے پہلی بار—الفا وقت میں—یروشلیم اور ہیکل کو تباہ کیا تھا۔ وہ شاید اس سے بھی ناواقف ہوں کہ یہ محاصرے مقدس عیدوں پر شروع ہوئے اور ایک مقدس عید ہی پر ختم ہوئے، یا یہ کہ محاصرے کی مدت ساڑھے تین سال تھی۔ اگر وہ یہ حقائق نہیں جانتے، تو پھر غالباً وہ یہ نہ دیکھ سکیں گے کہ جولیس سیزر اپنی کامل ترین نمائندگی میں تصویرِ وحش کے آزمائشی وقت کے آغاز کو نشان زد کرتا ہے۔ “کامل ترین نمائندگی” سے میری مراد اس کی آخری تکمیل ہے۔

همان دوره از سال ۱۸۸۸ تا قانون یکشنبه بازنمایی شده است، و سپس بار دیگر از ۱۱ سپتامبر تا قانون یکشنبه؛ اما تحقق کاملِ دورهٔ نبویِ برپا شدنِ صورتِ وحش، چنان‌که در دورهٔ ۳۱۳ تا ۳۳۰ به‌وسیلهٔ کنستانتین کبیر بازنمایی شده است، در دوران ریاست‌جمهوریِ هشتمین رئیس‌جمهور از زمانِ آخر در سال ۱۹۸۹ آغاز می‌شود.

از نخستین قانون یکشنبه، دورهٔ آزمون دربارهٔ سبت و یکشنبه در بازه‌ای گشوده می‌شود که به‌وسیلهٔ هفت سالِ آنتیوخوس نمادپردازی شده است. هفت سالِ خطِ آنتیوخوس، ضرب‌در نه سالِ خطِ نیرون، برابر با شصت‌وسه می‌شود، و در سال 63 پیش از میلاد، پومپه سرزمینِ جلال را در تحققِ آیهٔ شانزدهم از دانیال یازده فتح کرد. در هنگام قانون یکشنبه، نه پادشاه ایالات متحده را به‌عنوان پادشاه برترِ ده پادشاهی که موافقت می‌کنند پادشاهی خود را به فاحشهٔ صور بدهند، به رسمیت خواهند شناخت؛ همان که سپس با همهٔ پادشاهان زمین زنا خواهد کرد.

مطابق با ساختار نبویِ مَثَلِ ده باکره، ازدواجِ وحش و نبیِ کاذب در سال ۱۹۸۹ تحقق یافت، اما در قانون یکشنبه این ازدواج به کمال می‌رسد. یک فراکتال از آن تاریخ، دورهٔ داوریِ زندگان است که در سال ۲۰۰۱، در ۱۱ سپتامبر، آغاز شد. از آن نقطه تا قانون یکشنبه، یعنی زمانِ آزمونِ صورتِ وحش، که همچنین زمانِ مُهر شدنِ صد و چهل و چهار هزار تن است، داوری بر قومِ عهدِ خدا و نیز بر سرزمینی که آنان در تحققِ نبوتِ عهدِ ابراهیم در آن سکونت داشته‌اند، به انجام می‌رسد. در آن دوره، کلیسای لائودیکیه‌ایِ ادونتیستِ روزِ هفتم داوری می‌شود، و سپس آنان که اقرار می‌کنند باکره‌اند داوری می‌شوند. بنابراین، شاخِ پروتستان داوری می‌شود، و این داوری در دوره‌ای انجام می‌گیرد که ابتدا حزبِ دموکراتِ شاخِ جمهوری‌خواه تا سال ۲۰۲۴ داوری شد، و اکنون داوریِ جمهوری‌خواهانِ شاخِ جمهوری‌خواه در حال وقوع است. حکومتِ مبتنی بر قانون اساسی همان وحشی است که دو شاخ را حمل می‌کند و در قانون یکشنبه داوری می‌شود.

له ۱۹۸۹ څخه تر قانون یک‌شنبې پورې، در یک فراکتال از ۱۱ سپتامبر تا قانون یک‌شنبې بازنمایی شده است؛ اما تحقق کاملِ برپا شدنِ صورتِ وحش، در رئیس‌جمهور هشتمی است که از آن هفت است. هفده سالِ نیرون، فراکتالی از تاریخِ ۱۱ سپتامبر تا قانون یک‌شنبې است. هفده سالِ انطیوخس نیز همان است. ازدواجِ ریگان و اتحادِ پنهانی، با اتحادی آشکار در دورهٔ رئیس‌جمهور هشتم به کمال می‌رسد. نخستینِ ازدواج‌های آلفا و امگا، در سال ۲۰۰۱ با «قانون میهن‌دوستی» نمادینه شد، هنگامی که قانون انگلیسی به قانون رومی تغییر یافت. ازدواجِ فرمانِ میلان، آغازِ تحققِ کاملِ برپا شدنِ صورتِ وحش را مشخص می‌سازد. ساختارِ آن بر بنیادِ ساختارِ ازدواجِ ده باکره است و نمایانگرِ ازدواجِ جعلی‌ای است که در خلالِ ازدواجِ حقیقی رخ می‌دهد.

دَورانِ آزمونِ صورتِ وحش، نمایانگرِ «آزمایشی» است که باید پیش از آنکه «مُهر» شویم، از آن سرافراز بیرون آییم. نخست، خاندانِ خدا داوری می‌شود، و سپس در زمانِ قانونِ یکشنبه، آنان که بیرون از خاندانِ خدا هستند، داوری می‌گردند. دورهٔ داوریِ نهایی، هم در خاندانِ خدا و سپس در جماعتِ عظیم، با نخستین قانونِ یکشنبه آغاز می‌شود. در ایالاتِ متحده قانونی یکشنبه‌ای نخستین برقرار خواهد شد که آغازِ تحققِ کامل و نهاییِ دورانِ آزمونِ صورتِ وحش را رقم خواهد زد؛ دورانی که پس از آن، در قانونی یکشنبه‌ای که مکاشفه 13:11 را به انجام می‌رساند، پایان می‌یابد. آن قانونِ یکشنبه، آخرین قانونِ یکشنبه در سرزمینِ جلال است. آخرین قانونِ یکشنبه در سرزمینِ جلال، نخستین قانونِ یکشنبه در جهان است، و زمانِ آزمونِ صورتِ وحش را برای جهان مشخص می‌سازد. زمانِ آزمونِ جهان، با قانونِ یکشنبه در ایالاتِ متحده در آیهٔ یازدهمِ بابِ سیزدهم آغاز می‌شود. هنگامی که ایالاتِ متحده در قانونِ یکشنبه‌ای که به‌زودی خواهد آمد همچون اژدها «سخن می‌گوید»، آیاتِ دوازدهم و پس از آن در این باب، زمانِ آزمونِ جهانیِ صورتِ وحش را نشان می‌دهند.

به این سبب، نبوتِ دویست‌وپنجاه‌سالهٔ نیرون که با هفده سالِ آغازشده از فرمانِ سال ۳۱۳ پایان می‌یابد، و پس از آن نخستین قانونِ یک‌شنبه در ۳۲۱، سپس تقسیمِ شرق و غرب در ۳۳۰ می‌آید، مهم است که دیده شود. سه گامِ خطِ نیرون دربارهٔ جفا هستند؛ نیرون نمادِ جفا است و دورهٔ ۲۵۰ ساله نمایانگرِ کلیسای اسمیرنا است که در ۳۱۳، هنگامی که کلیسای مصالحه پدید آمد، پایان یافت. گامِ سوم پایانِ یک پادشاهی را نشان می‌دهد؛ بنابراین، هنگامی که بر ایالات متحده تطبیق داده شود، نمایانگرِ قانونِ یک‌شنبه و انتقال از پادشاهیِ ششم به پادشاهی‌های هفتم و هشتم است. و هنگامی که بر جهان تطبیق داده شود، سومین Waymark پایانِ مهلتِ آزمونِ بشر است، که به‌واسطهٔ پایانِ مهلتِ آزمون برای ایالات متحده در آغازِ دورهٔ آزمایشِ جهانیِ تصویرِ وحش، به‌گونه‌ای نمادین پیش‌نموده شده بود.

به همین سبب است که اوگوستوس قیصر، سومینِ چهار فرمانروای رومی که به قانون یکشنبه منتهی می‌شوند، که در آیهٔ بیست‌ودو به‌وسیلهٔ صلیب نشان داده شده است، می‌تواند نمایندهٔ صلیب باشد، هرچند پس از او تیبریاس می‌آید که او نیز نمایندهٔ صلیب است. دورهٔ آزمونِ صورتِ وحش، آزمونی دوگانه است که نخست زمین و سپس دریا را می‌آزماید. زمین ایالات متحده است و دریا جهان.

آزمونِ صورتِ وحش موجبِ دوچندان‌شدنِ نشانه‌ها می‌گردد؛ جایی که آلفای دورهٔ دوم، همچنین اُمگای دورهٔ نخست است. سال ۳۲۱ نخستین قانون یکشنبه در تاریخ نبوی بود، و در هفده سالی که زمانِ آزمونِ صورتِ وحش را مشخص می‌کند، ۳۲۱ نخستین قانون یکشنبه در ایالات متحده است که به قانون یکشنبهٔ اُمگای زمانِ آزمونِ صورتِ وحش در سرزمینِ جلال منتهی می‌شود. با این همه، ۳۲۱ همچنین نخستین قانون یکشنبه برای جهان است؛ ازاین‌رو سال ۳۲۱ میانهٔ هم آغاز و هم پایانِ زمانِ آزمونِ صورتِ وحش را مشخص می‌سازد. سال ۳۱۳ آغاز است، و آغاز، فرمانی است که نمونهٔ قانون یکشنبه به‌شمار می‌آید. هفده سالِ نرون دوره‌ای از تشدیدِ قوانین یکشنبه را تا بسته‌شدنِ مهلتِ آزمایشِ انسان معین می‌سازد.

فرمان، نماد نخستین قانون یکشنبه است که به پایان زمانِ امتحان می‌انجامد. پومپی در آیهٔ شانزدهم یهودا را تصرف کرد که نماد قانون یکشنبه است، و ژولیوس سزار نخستین تریوم‌ویرات را تشکیل داد؛ هرچند آن اتحادیه‌ای سه‌جانبه و غیررسمی بود، مورخان همچنان آن را نخستین می‌شمارند. نمادپردازیِ ژولیوس سزار از اتحادیهٔ سه‌گانهٔ قانون یکشنبه، نماد تریوم‌ویرات رسمیِ آگوستوس سزار بود که در پی آن، تیبریاس در صلیب آمد. هر چهار فرمانروای رومی نماد قانون یکشنبه‌اند، همان‌گونه که هر سه گام از هفده سالِ نرون نیز چنین‌اند.

پومپی با ۱۹۸۹ منطبق است؛ ژولیوس با آیهٔ یازده منطبق است؛ اوگوستوس با آیهٔ پانزده و تیبریاس با آیهٔ شانزده منطبق است. روایت ژولیوس در آیات، یورش او به مصر و کلئوپاترا را نیز در بر می‌گیرد. این تاریخ به‌وسیلهٔ مارک آنتونی تکرار می‌شود. مارک آنتونی در زمانی که ژولیوس سزار با بیست‌وسه ضربهٔ خنجر ترور شد، سردار اصلی او بود. عدد بیست‌وسه نمایانگر قانون یکشنبه است، و مرگ ژولیوس به‌وسیلهٔ ۲۳ زخم، پادشاهی‌ای را نشان می‌دهد که در قانون یکشنبه به پایان می‌رسد. سپس مارک آنتونی، اوگوستوس سزار و مارکوس لپیداس نخستین تریوم‌ویرات رسمی را برای انتقام مرگ او تشکیل دادند. یکی از آن قدرت‌های سه‌گانه، یعنی مارک آنتونی، قرار بود رویارویی ژولیوس با مصر و کلئوپاترا را تکرار کند.

خواه ژولیوس باشد یا مارک آنتونی، هر دو نماد روم‌اند، و کلئوپاترا نماد مصر و یونان بود. او نمایانگر حاکمیت یونانی در مصر بود؛ هر دو نماد اژدها هستند، حال آنکه ژولیوس و مارک آنتونی نمادهای وحش‌اند. کلئوپاترا، به‌عنوان زن در این رابطه، کلیسا بود، و از این‌رو ژولیوس و مارک آنتونی دولت را می‌ساختند. کلئوپاترا نمایانگر زنی است که دو بار از عشاق رومیِ شاهانه‌اش جدا می‌شود: نخست در 1798، و سپس در پایان زمانِ فیض، هنگامی که به انجام خود می‌رسد و هیچ‌کس برای یاری‌اش نیست. زوال نهایی او در نبرد آکتیوم در 31 پیش از میلاد است. پیروز نبرد آکتیوم آگوستوس قیصر بود؛ از این‌رو درمی‌یابیم که پومپی در مصر مرد، ژولیوس در مصر با کلئوپاترا مواجهه‌ای داشت، و این امر در تاریخ مارک آنتونی تکرار شد، و سپس آگوستوس قیصر آن رابطه را در آکتیوم پایان داد. آکتیوم قانون یکشنبه را مشخص می‌سازد، زیرا در نبرد آکتیوم بود که سومین مانع برای روم برداشته شد، و رومِ امپراتوریِ بت‌پرست آغاز به حکمرانی برای سیصد و شصت سال کرد، در تحقق دانیال 11:24.

پومپیوس دو مانع نخست را از میان برداشت و آگوستوس مانع سوم را.

اور اُن میں سے ایک میں سے ایک چھوٹا سا سینگ نکلا، جو بہت ہی بڑا ہوتا گیا، جنوب کی طرف، اور مشرق کی طرف، اور خوشنما ملک کی طرف۔ دانی ایل 8:9۔

پومپی سال ۱۹۸۹ است، نخستین راه‌نشان از سه قدرت سیاسی که باید به‌وسیلهٔ رومِ مدرن مغلوب شوند، آنگاه که زخمِ مهلکِ آن شفا می‌یابد. اتحاد جماهیر شوروی، و پس از آن ایالات متحده، و نیز سازمان ملل متحد در آیهٔ چهل‌ویکِ دانیال یازده. جنگاوریِ قدرت پاپی هم سیاسی است و هم دینی، و از لحاظ نبوی، قدرت دینیِ ایالات متحده هنگامی مغلوب شد که ائتلاف پنهانیِ ریگان و پاپ ژان پل دوم به انجام رسید. هدف پاپیّت شامل سه مانع سیاسی و سه قدرت دینی است. در سال ۱۹۸۹ یکی از آن سه قدرت سیاسی از میان برداشته شد؛ پروتستانیسم نیز، به‌عنوان واژه‌ای واقعی که به معنای اعتراض به روم است، در همان تاریخ به‌وسیلهٔ رئیس‌جمهور ایالات متحده از میان برداشته شد. آن سه قدرت سیاسی عبارت‌اند از اتحاد جماهیر شوروی، ایالات متحده، و سازمان ملل متحد؛ و اهداف دینی عبارت‌اند از پروتستانیسم، همراه با ادیان گوناگون اژدها، که همگی روح‌گرایی شمرده می‌شوند. آن سه دینی که جهان را به آرماگدون رهبری می‌کنند عبارت‌اند از پروتستانیسمِ مرتد، کاتولیسیسم، و روح‌گرایی؛ و کشمکش‌های درونیِ قدرت پاپی میان ایدئولوژیِ محافظه‌کار و لیبرال در درون کلیسای ایشان، همراه با انشقاق‌های کاتولیسیسمِ ارتدوکس، یک مانع دینی به‌شمار می‌آید، و دو مانع دینیِ دیگر که کاتولیسیسم باید بر آن‌ها چیره شود، پروتستانیسمِ مرتد و روح‌گرایی هستند. پروتستانیسم در سال ۱۹۸۹ از میان برداشته شد.

اگر کشمکش‌های درونیِ کاتولیسیسم، چنان‌که در نبوت‌های گوناگون کاتولیکیِ برگرفته از پیام‌های فاطیما بازنمایی شده‌اند، از تلاش‌های او برای غلبه بر قدرت‌های دینیِ بیرون از آیین خود جدا شوند، آنگاه پیروزی آلفای او بر پروتستانیسم، ائتلاف پنهانیِ ریگان بود و پیروزی اُمگای او، ائتلاف آشکارِ سال ۲۰۲۵. کشمکش‌های او با کلیساهای ارتدوکس نیز از پیروزی آغازین در ۱۹۸۹ تا پیروزی نهایی در پانیوم ترسیم شده‌اند.

پومپی با سال ۱۹۸۹ هم‌راستا است، و دو پیروزی او بر «مشرق و زمینِ خوش‌منظر»، چنان‌که دانیال در باب هشت و آیه نهم آن‌ها را معرفی می‌کند، نمایانگر پیروزی روحانی و سیاسی پاپیّت بر اتحاد جماهیر شوروی سابق، و نیز پیروزی روحانیِ همراهِ آن بر سرزمینِ جلال، یعنی پروتستانیسمِ معترف، است. ژولیوس سزار قرار است در رافیا شکست بخورد، همان‌گونه که آنتیوخوس سوم شکست خورد، و همان‌گونه که زلنسکی نیز شکست خواهد خورد. ژولیوس موضوع آیات هفده تا نوزده است، و سپس اوگوستوس سزار به‌عنوان برقرارکنندهٔ مالیات برمی‌خیزد. تیبریاس سزار در زمان صلیب سلطنت می‌کند، ازاین‌رو تیبریاس همان قانون یکشنبهٔ آیه شانزدهم است.

این امر اوگوستوس را با پانیومِ آیهٔ پانزده، و نبردِ رافیا در آیهٔ یازده را با ژولیوس همسو می‌سازد. نبردِ پانیوم همان جنگ جهانی سوم است که اندکی پیش از قانونِ یکشنبهٔ آیهٔ شانزده آغاز می‌شود، اما سپس به نبردِ آکتیوم دگرگون می‌گردد. پانیوم نبردِ زمین بود (ایالات متحده)، و آکتیوم نبردِ دریا بود (جهان). اوگوستوس در پانیوم در سلسلهٔ چهار فرمانروای رومی بازنمایی شده است، و او در آکتیوم رهبرِ واقعی بود. در پانیوم، آنتیوخوس با مصر درگیر شد که هم‌پیمانِ روم بود، و در آکتیوم اوگوستوس با مصر (کلئوپاترا) که با روم (مارک آنتونی) هم‌پیمان بود، روبه‌رو شد. این بدان معناست که پومپی نمایانگرِ آیهٔ چهل تا سال ۱۹۸۹ است و تیبریاس نمایانگرِ قانونِ یکشنبهٔ آیهٔ چهل‌ویک. ژولیوس سزار در سال ۲۰۱۴، هنگامی که جنگِ اوکراین آغاز شد، ظاهر گردید؛ چنان‌که به‌گونه‌ای نمادین در نبردِ رافیا در ۲۱۷ پیش از میلاد پیش‌نموده شده بود.

این نشان می‌دهد که آیات هفده تا بیست‌ودو از سال ۱۹۸۹ آغاز می‌شوند و به قانون یکشنبه پایان می‌یابند، و ازاین‌رو همان تاریخی هستند که با «تاریخ پنهان» آیهٔ چهل منطبق است. خط نبویِ مکابیان نیز با همان «تاریخ پنهان» دقیقاً همسو است. خط فرمانروایان روم، رومِ مدرن را مشخص می‌سازد، یعنی وحشِ مکاشفهٔ شانزده، و خط مکابیان سرزمینِ جلال را توصیف می‌کند، یعنی نبیِ کاذبِ مکاشفهٔ شانزده. خطِ سه نبرد، پیروزی بر پادشاهِ جنوب را مشخص می‌سازد، یعنی اژدهایِ مکاشفهٔ شانزده.

آن سه خط، نمایانگر سه قدرتی هستند که جهان را به آرماگدون رهبری می‌کنند، و در آیهٔ چهل چنین به تصویر کشیده شده‌اند: پادشاه جنوب، اژدها، پادشاه شمال، وحش؛ و ارابه‌ها، سواران و کشتی‌ها، نبیِ کاذب هستند. آن سه خط از آیهٔ ده تا بیست‌وسه، نمایانگر سه قدرت در تاریخِ پنهانِ آیهٔ چهل هستند، که چیزی بیش یا کم‌تر از یک تصویرسازیِ پیوسته از آن سه موضوعِ نمایانده‌شده در تاریخِ آشکارِ آیهٔ چهل نیستند.

آیهٔ یکم

آیات یک تا چهار «زمانِ آخر» را در سال ۱۹۸۹ مشخص می‌کنند، و نیز هشت رئیس‌جمهور ایالات متحده را از آن نقطهٔ آغاز معرفی می‌نمایند، و با هشتمین و به‌مراتب ثروتمندترِ رئیس‌جمهورِ نهایی به پایان می‌رسند. در آیهٔ چهار، آن پادشاه به پادشاهِ جهان تبدیل می‌شود؛ چنان‌که در اسکندرِ کبیر، اخابِ پادشاه، ده پادشاهِ مکاشفهٔ هفده، ده قبیلهٔ مزمور هشتاد و سه، و ده امتی که در نخستین گامِ عهدِ خدا با اَبرام در پیدایش ۱۵:‏۱۸–۲۱ به‌عنوان نمادی از جهان مطرح شده‌اند، به تصویر کشیده شده است.

آیات یک تا چهار، تاریخ سال ۱۹۸۹ را تا اتحاد سه‌گانه در قانون یکشنبه در آیه چهل‌ویکم بازنمایی می‌کنند، و ازاین‌رو با چهار فرمانروای رومی، سلسلهٔ مکابیان، و نیز با سه نبردِ آیات ده تا پانزده هم‌راستا هستند؛ نبردهایی که در مجموع تاریخ پنهانِ آیهٔ چهل را تشکیل می‌دهند.

آیات پنج تا نه، خطی نبوی را بیان می‌کنند که به‌طور کامل تاریخ ۵۳۸ تا ۱۷۹۸ را نمایندگی می‌کند و منطق تاریخی و نبوی لازم را برای درک اهمیت زمانِ آخر در آیهٔ چهل فراهم می‌سازد. این منطق، آیهٔ ده را به‌عنوان تلافیِ تاریخِ آیات پنج تا نه توضیح می‌دهد، و بدین‌سان منطقِ ۱۹۸۹ را تعریف می‌کند. این بدان معناست که آیات یک تا بیست‌وسه از دانیال یازده، پنج خط نبوی را نمایندگی می‌کنند که با تاریخ پنهانِ آیهٔ چهل هم‌راستا هستند. چهار آیهٔ نخست دربارهٔ ترامپ است، هشتمین پادشاهی که از آن هفت است، که مقدر است در پادشاهی هفتمِ مکاشفهٔ هفده، پادشاهِ ده پادشاه باشد.

آیات پنج تا ده، تاریخِ منتهی به ۱۷۹۸ و سپس تا ۱۹۸۹ را مشخص می‌کنند، که همان تاریخِ آیهٔ چهل است. آیات ده تا پانزده، تاریخی از سه جنگِ نیابتی را مشخص می‌کنند که از ۱۹۸۹ آغاز می‌شود، دومی در ۲۰۱۴ آغاز می‌گردد، سپس ثروتمندترین رئیس‌جمهور در ۲۰۱۵ برخاست. آن ثروتمندترین رئیس‌جمهور در ۲۰۲۰ کشته شد، و در ۲۰۲۲ جنگِ رافیا تشدید شد، و سپس آن ثروتمندترین رئیس‌جمهور در ۲۰۲۴ بازگشت، و در ۲۰۲۵ سرِ وحش و سرِ تصویرِ وحش هر دو به مقام ریاست منصوب شدند.

ما این مطالب را در مقالۀ بعدی ادامه خواهیم داد.