از ۳۱ دسامبر ۲۰۲۳، شیرِ سبطِ یهودا حقایق نبوی را به ترتیبی مشخص مهرگشایی کرده است. این ترتیب را میتوان بهسادگی با مرور مقالاتی که در وبسایت Future for America منتشر شدهاند، تشخیص داد. در ماههای اخیر، حقایقی که مهرگشایی شدهاند بسیارند و عمیق! این ترتیب تصادفی نیست، بلکه هدفمند است. این توالی بهروشنی فرایندی پیدرپی و هدفمند را نشان میدهد که مسیح، بهعنوان شیرِ سبطِ یهودا، آن را در هنگام مهرگشاییِ پیامهای نهاییِ آزمایش برای کلیسا و پس از آن برای جهان، به انجام میرساند. در کتاب مکاشفه، شیرِ سبطِ یهودا کتابی را که به هفت مهر مختوم است برمیگیرد و مهرها را یکییکی—به ترتیب—برمیدارد.
بهترتیبِ خویش آشکار خواهند شد
«پس از آنکه این هفت رعد صداهای خود را برآوردند، همانگونه که دربارهٔ کتاب کوچک به دانیال فرمان داده شد، به یوحنا نیز این دستور میرسد: «آنچه را که هفت رعد گفتند، مُهر کن.» اینها به وقایع آینده مربوط میشوند که بهترتیب خود آشکار خواهند شد. دانیال در پایان ایام در نصیب خویش خواهد ایستاد. یوحنا کتاب کوچک را گشوده میبیند. آنگاه نبوتهای دانیال جایگاه شایستهٔ خود را در پیامهای فرشتهٔ اول و دوم و سوم، که باید به جهان داده شوند، مییابند. گشوده شدن کتاب کوچک، همان پیام مربوط به زمان بود.»
«کتابهای دانیال و مکاشفه یکی هستند. یکی نبوت است و دیگری مکاشفه؛ یکی کتابی مُهرشده، و دیگری کتابی گشوده. یوحنا اسراری را که رعدها بیان کردند شنید، اما به او فرمان داده شد که آنها را ننویسد.»
«آن نور خاصی که به یوحنا داده شد و در هفت رعد بیان گردید، ترسیمی از وقایعی بود که تحت پیامهای فرشتهٔ اول و دوم به وقوع میپیوست. مصلحت نبود که مردم از این امور آگاه شوند، زیرا ایمان ایشان الزاماً باید آزموده میشد. در ترتیب الهی، شگفتانگیزترین و پیشرفتهترین حقایق اعلام میگردید. پیامهای فرشتهٔ اول و دوم باید اعلام میشد، اما پیش از آنکه این پیامها کار ویژهٔ خود را به انجام رسانند، هیچ نور بیشتری نباید آشکار میگردید. این امر بهوسیلهٔ آن فرشتهای نشان داده شده است که یک پا بر دریا نهاده، با سوگندی بس جدّی اعلام میکند که دیگر زمانی نخواهد بود.» The Seventh-day Adventist Bible Commentary, volume 7, 971.
مکاشفۀ نهاییِ «هفت رعد» پس از سال ۲۰۲۳ گشوده شد، و آشکار ساخت که «هفت رعد» نمایانگر نخستین ناامیدیِ آلفا تا واپسین ناامیدیِ اُمگا است. به یوحنا اجازه داده نشد که هفت رعد را تعریف کند، زیرا مکاشفۀ «هفت رعد» تحققِ منفردِ تاریخ نبود، بلکه تصویری از یک «ترسیمِ رویدادها» بود که در تاریخ میلری واقع شد و قرار بود در ایام آخر بار دیگر واقع شود. تحققِ کامل برای این به نمایش گذاشته شد که تاریخِ ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ تا قانونِ یکشنبهٔ قریبالوقوع را به تصویر کشد. شیر آن نور را گشود تا بر تاریخِ برپا شدنِ هیکلِ صد و چهل و چهار هزار بتابد.
در تاریخ میلریتی، «هفت رعد» نمایانگر دورهٔ ۱۷۹۸ تا ۱۸۴۴ بود؛ زمانی که میلریتیها «شگفتانگیزترین و پیشرفتهترین حقایق» را عرضه کردند. در پیگیری کاری که به آنان سپرده شده بود، میلریتیها آزموده شدند. آنان پیامى را که اعلام میکردند، یا تاریخى را که در حال تحقق بخشیدن به آن بودند، بهطور کامل درک نمیکردند. حقایقی که آنان اعلام کردند، همان چیزهایی بود که خواهر وایت آنها را «حقایق پیشرفته» تعریف میکند؛ حقایقی که قرار نبود تا پس از آنکه پیامهای فرشتهٔ اول و دوم کار خود را به انجام رسانده باشند، فهمیده شوند.
هنگامی که «هفت رعد» به کمال تحقق خود برسند، آن «وقایع آینده» بهوسیلهٔ پیامهای سه فرشتهٔ مکاشفهٔ چهارده، در ترکیب با کتاب دانیال، نمود مییابند. کارِ صد و چهل و چهار هزار نفر، که بهوسیلهٔ «وقایع آینده»یِ «هفت رعد» نمایانده شده است، در هم آمیختنِ کتاب دانیال با پیامهای سه فرشته است.
«خداوند در شُرُف آن است که جهان را به سبب گناهش مجازات کند. او در شُرُف آن است که هیئتهای مذهبی را به سبب ردّ نور و حقیقتی که به آنان داده شده است، مجازات نماید. پیام عظیم، که پیامهای فرشتهٔ اول و دوم و سوم را در هم میآمیزد، باید به جهان اعلام شود. این باید بارِ رسالتِ ما باشد.» The Seventh-day Adventist Bible Commentary، جلد 7، ص. 950.
از ۳۱ دسامبر ۲۰۲۳، شیرِ سبطِ یهودا حقایق نبوی را در «نظمی» مشخص از مُهرگشایی بوده است.
تاریخ میلریتیها
«در حال حاضر کسانی هستند که، در حین مطالعهٔ نبوتهای دانیال و یوحنا، هنگامی که از عرصهای عبور میکردند که در آن نبوتهای خاص بهترتیب خود در جریان تحقق بود، نور عظیمی از جانب خدا دریافت کردند. آنان پیام زمان را به مردم رساندند. حقیقت همچون خورشید در نیمروز بهروشنی درخشید. رویدادهای تاریخی، که تحقق مستقیم نبوت را نشان میداد، در برابر مردم قرار داده شد، و نبوت چنین دیده شد که ترسیم نمادینی از وقایعی است که تا پایان تاریخ این زمین امتداد مییابد.» Selected Messages, book 2, 101, 102.
«ترتیب»ی که مسیح در حال گشودنِ مهرهای پیامِ فریادِ نیمهشب بوده است، بیانگرِ «رویدادهای تاریخی» است که «تحقق مستقیمِ نبوت» را نشان میدهند؛ رویدادهایی که به بستهشدنِ زمانِ فیض منتهی میشوند. تحققِ مستقیمِ نبوت در ایامِ آخر، مکاشفهای از نبوتهایی که بر زمان مبتنیاند نیست؛ اما پالمونی همچنان از اعداد برای شناساییِ تحققهای مستقیمِ نبوت استفاده میکند. دیگر زمانی در کار نیست، و هرچند میلریها «پیامِ زمان» را به نسلِ خود حمل کردند، پیامِ فرشتهٔ سوم از «زمان» نیرومندتر است.
«خداوند به من نشان داده است که پیام فرشتهٔ سوم باید برود و به فرزندان پراکندهٔ خداوند اعلام شود، و اینکه نباید بر زمان آویخته شود؛ زیرا زمان هرگز دیگر آزمون نخواهد بود. دیدم که برخی از موعظهٔ زمان به هیجانی کاذب دچار میشوند؛ و اینکه پیام فرشتهٔ سوم از آنچه زمان بتواند باشد نیرومندتر است. دیدم که این پیام میتواند بر بنیاد خودِ خویش استوار بایستد، و نیازی به زمان ندارد تا آن را تقویت کند، و اینکه با قدرتی عظیم پیش خواهد رفت و کار خود را انجام خواهد داد، و در عدالت کوتاه خواهد شد.» Experience and Views, 48.
ترتیبی «نظم» که در گشودنِ مُهرهای حقایق نبوی دیده میشود، یک تاریخِ تدریجی را مشخص میکند، اما همچنین تکاملِ پیام را نیز معین میسازد. «نظمِ» تاریخِ بازنماییشده، و نیز ردّ پاهای اینکه شیرِ قبیلهٔ یهودا از ۳۱ دسامبر چگونه پیام را گشوده است، هر دو برای درکِ نجاتبخشاند. در ژوئیهٔ ۲۰۲۳، ندایی در بیابان آغاز کرد تا راه را برای گشودنِ مُهرهای ۳۱ دسامبر ۲۰۲۳ مهیا سازد. سپس شیرِ قبیلهٔ یهودا بابِ نخستِ مکاشفه را گشود.
اور کچھ نہیں
"پیامهای جدّیای که به ترتیب خود در مکاشفه داده شدهاند، باید جای نخست را در ذهن قوم خدا اشغال کنند. نباید اجازه داده شود که هیچ چیز دیگری توجه ما را به خود مشغول سازد." شهادتها، جلد 8، 301، 302.
مقالاتی که در سال ۲۰۲۳ آغاز شدند، باید «جایگاه نخست را در اذهان قومِ خدا» اشغال کنند.
«هر آنچه خدا در تاریخ نبوی معیّن کرده است که در گذشته به انجام رسد، به انجام رسیده است؛ و هر آنچه هنوز در ترتیب خود در پیش است، واقع خواهد شد. دانیال، نبیِ خدا، در جایگاه خود ایستاده است. یوحنا در جایگاه خود ایستاده است. در مکاشفه، شیرِ سبطِ یهودا کتاب دانیال را بر شاگردانِ نبوت گشوده است، و بدینسان دانیال در جایگاه خود ایستاده است. او شهادتِ خود را ادا میکند؛ یعنی آنچه خداوند در رؤیا دربارهٔ وقایع عظیم و پرهیبت که ما باید آنها را بدانیم، در حالی که بر آستانهٔ تحققِ آنها ایستادهایم، بر او مکشوف ساخت.»
«در تاریخ و نبوت، کلام خدا کشمکشِ طولانیمدتِ میان حقیقت و خطا را به تصویر میکشد. این کشمکش هنوز هم ادامه دارد. آنچه بوده است، بار دیگر تکرار خواهد شد.» Selected Messages، کتاب ۲، ص. ۱۰۹.
سی```
پیام دانیال یازده آیهٔ چهل در سال ۱۹۹۶ مُهرگشایی شد و بهصورت رسمی تدوین گردید. سی سال بعد، تاریخ پنهانِ همان آیه اکنون در ارتباط با رسمیتیافتنِ پیامِ فریاد نیمهشب در حال مُهرگشایی است؛ پیامی که مشتمل است بر پیشبینیِ بیرونیِ اصلاحشده دربارهٔ اسلام، در پیوند با پیامِ درونیِ اصلاحشدهٔ فریاد نیمهشب. پیامِ فریاد نیمهشب پیش از قانون یکشنبهٔ آیهٔ شانزدهم اعلام میشود، زیرا در تمثیل، این درِ بستهشدن در قانون یکشنبه رخ میدهد.
پطرس
این امر پطرس را در تاریخِ مُهر شدنِ صد و چهل و چهار هزار قرار میدهد. پطرس پیامی داشت که آن را در بالاخانه اعلام کرد، و پیامی که آن را در هیکل اعلام نمود. پیامِ بالاخانه همان فریادِ نیمهشبِ مَثَل است، و پیامِ هیکل همان فریادِ بلندِ فرشتهٔ سوم. برای آنکه پطرس بتواند پیامِ بالاخانه، یعنی فریادِ نیمهشب، را اعلام کند، لازم بود که پیامِ او نخست اصلاح و صورتبندی شود. این اصلاح و صورتبندی از طریق گرد آوردنِ خطوطِ نبوتیای انجام میگیرد که شیرِ سبطِ یهودا از ۳۱ دسامبر ۲۰۲۳ تاکنون در حال شناساییِ آنها بوده است.
اکنون کار آن است که پیامِ فریادِ نیمهشب صورتبندی شود. صورتبندیِ این پیام بهوسیلهٔ ویلیام میلر در سال 1831، و مجلهٔ The Time of the End در سال 1996، نمونهوار پیشنگاشته شده است. اصلاحِ پیامی که نخستین نومیدی را در 18 ژوئیهٔ 2020 پدید آورد، هم بهوسیلهٔ جوسایا لیچ و هم بهوسیلهٔ ساموئل اسنو نمونهوار پیشنگاشته شده است. کاری که هر یک از ایشان انجام دادند، «سبب» آن «اثری» شد که در پیِ 11 اوت 1840، و در پیِ جنبشِ ماهِ هفتم، آمد. در 1840 این پیام به هر ایستگاهِ بشارتی در جهان برده شد و در 1844 پیامِ فریادِ نیمهشب همچون موجی خروشان بر سراسر کرانهٔ شرقیِ ایالات متحده درنوردید. کارِ مردان، «سبب» آن «اثرِ» ریزشِ روحالقدس شد. 1840 به جهان رفت، که بهوسیلهٔ دریا نمایانده شده است، و 1844 به ایالات متحده رفت، که بهوسیلهٔ زمین نمایانده شده است. نمادِ 1840، مسیح بود که در مکاشفهٔ بابِ ده بر زمین و دریا ایستاده است، و همان باب، تاریخِ 1840 تا 1844 را مشخص میسازد و مسیح را در حالی ترسیم میکند که بر زمین و دریا ایستاده است.
در هر دو سالِ 1840 و 1844، اصلاحِ پیشبینی، اصلاحی رو به جلو در زمان بود، تا رسیدن به تاریخِ دقیق. یکی پیشبینیِ اسلام بود و دیگری پیشبینیِ مَثَلِ ده باکره. یکی بیرونی بود و دیگری درونی. سالِ 1844 همچنین مشتمل بر خطایِ سوءفهمِ قُدس بود. آیا قُدس، زمین بود، یا قُدسِ آسمانی؟ این سوءفهم حتی عمیقتر از صرفِ تعریفِ قُدس بود، زیرا همچنین آزمونی را نمایندگی میکرد که آیا نفسی، مسیح را از مکانِ مقدس تا قدسالاقداس پیروی خواهد کرد یا نه.
«میں نے دیکھا کہ باپ تخت سے اُٹھا، اور ایک شعلہ زن رتھ میں سوار ہو کر پردہ کے اندر، قدس الاقداس میں گیا اور وہاں جا بیٹھا۔ پھر یسوع تخت سے اُٹھ کھڑا ہوا، اور جو لوگ سجدہ میں جھکے ہوئے تھے اُن میں سے اکثر اُس کے ساتھ اُٹھے۔ میں نے یہ نہیں دیکھا کہ یسوع کے اُٹھنے کے بعد اُس سے بے پرواہ ہجوم کی طرف نور کی ایک بھی کرن گئی ہو، اور وہ کامل تاریکی میں چھوڑ دیے گئے۔ جو لوگ یسوع کے اُٹھنے پر اُس کے ساتھ اُٹھے تھے، وہ اُس وقت تک اپنی نظریں اُسی پر جمائے رکھے رہے جب وہ تخت کو چھوڑ کر اُنہیں کچھ فاصلے تک باہر لے گیا۔ پھر اُس نے اپنا دہنا بازو اُٹھایا، اور ہم نے اُس کی دلنشیں آواز سنی جو کہہ رہی تھی، ‘یہیں ٹھہرو؛ میں اپنے باپ کے پاس بادشاہی لینے جا رہا ہوں؛ اپنے لباس بے داغ رکھو، اور تھوڑی ہی دیر میں میں شادی سے لوٹ کر آؤں گا اور تمہیں اپنے پاس لے لوں گا۔’ پھر ایک ابریلا رتھ، جس کے پہیے شعلہ زن آگ کی مانند تھے اور جو فرشتوں سے گھرا ہوا تھا، وہاں آیا جہاں یسوع تھا۔ وہ رتھ میں سوار ہوا اور قدس الاقداس میں لے جایا گیا، جہاں باپ متمکن تھا۔ وہاں میں نے یسوع کو، ایک عظیم سردار کاہن کے طور پر، باپ کے حضور کھڑا دیکھا۔ اُس کے لباس کے دامن پر ایک گھنٹی اور ایک انار، ایک گھنٹی اور ایک انار تھا۔ جو لوگ یسوع کے ساتھ اُٹھے تھے، وہ اپنی ایمان بھری التجا قدس الاقداس میں اُس کی طرف بلند کرتے اور دعا کرتے، ‘اے میرے باپ، ہمیں اپنی روح عطا فرما۔’ پھر یسوع اُن پر روح القدس پھونکتا۔ اُس سانس میں نور، قدرت، اور بہت سا محبت، خوشی، اور سلامتی تھی۔»
“Volví para contemplar al grupo que aún permanecía postrado ante el trono; no sabían que Jesús lo había dejado. Satanás parecía estar junto al trono, procurando continuar la obra de Dios. Vi que ellos alzaban la vista hacia el trono y oraban: ‘Padre, danos Tu Espíritu’. Entonces Satanás soplaba sobre ellos una influencia impía; en ella había luz y mucho poder, pero no había amor dulce, gozo ni paz. El propósito de Satanás era mantenerlos engañados y hacer retroceder y engañar a los hijos de Dios.” Primeros Escritos, 55, 56.
مقدِس کو اُس “کنجی” کے طور پر شناخت کیا گیا تھا جو اُن تمام غلط فہمیوں کی توضیح کرتی تھی جو مقدِس کی غلط فہمی سے پیدا ہوئی تھیں۔ وہی “کنجی” تھی جس نے مایوسی کی توضیح کی۔ آخری ایّام میں “کنجی” مایوسی ہے، جو ہیکل کی غلط فہمی کی توضیح کرتی ہے۔
از ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴، «زمان دیگر نخواهد بود»، و اکنون باید خطای نومیدیِ ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ اصلاح شود، اما نه از حیثِ زمان، زیرا زمان دیگر نیست.
اور جس فرشتے کو مَیں نے سمندر اور زمین پر کھڑا دیکھا تھا، اُس نے اپنا ہاتھ آسمان کی طرف اُٹھایا، اور اُس کی قسم کھائی جو ابدالآباد زندہ ہے، جس نے آسمان اور اُس کی سب چیزوں کو، اور زمین اور اُس کی سب چیزوں کو، اور سمندر اور اُس کی سب چیزوں کو پیدا کیا، کہ پھر مہلت نہ رہے گی؛ بلکہ ساتویں فرشتے کی آواز کے دنوں میں، جب وہ نرسنگا پھونکنا شروع کرے گا، تو خدا کا بھید پورا ہو جائے گا، جیسا اُس نے اپنے بندوں یعنی نبیوں پر ظاہر کیا تھا۔ مکاشفہ 10:5–7۔
مکانِ پیشگوییای که باید اصلاح شود نشویل، تنسی است، و این مکان را نمیتوان تغییر داد؛ زیرا آن را نه Future for America، بلکه الن وایت تعیین کرده است، و روح نبوت هرگز خطا نمیکند.
«جب میں نیشول میں تھی، میں لوگوں سے خطاب کر رہی تھی، اور رات کے وقت آسمان ہی سے آگ کا ایک نہایت عظیم گولا آیا اور نیشول پر آ ٹھہرا۔ اس گولے سے تیر کی مانند شعلے نکل رہے تھے؛ گھر جل کر خاک ہو رہے تھے؛ گھر ہچکولے کھا رہے تھے اور گر رہے تھے۔ ہمارے بعض لوگ وہاں کھڑے تھے۔ اُنہوں نے کہا، ’یہ بالکل ویسا ہی ہے جیسا ہم نے توقع کی تھی؛ ہم اسی کی توقع رکھتے تھے۔‘ دوسرے لوگ کرب میں اپنے ہاتھ مل رہے تھے اور خدا سے رحم کے لیے فریاد کر رہے تھے۔ اُنہوں نے کہا، ’تم جانتے تھے، تم جانتے تھے کہ یہ آنے والا تھا، اور ہمیں خبردار کرنے کے لیے ایک لفظ بھی نہ کہا!‘ وہ ایسے معلوم ہوتے تھے گویا ہمیں ٹکڑے ٹکڑے کر ڈالیں گے، یہ سوچ کر کہ ہم نے اُنہیں کبھی کچھ بتایا ہی نہیں اور نہ ذرا بھی کوئی انتباہ دیا۔» مخطوطہ 188، 1905۔
مسئلهٔ درونیِ گویهای آتشینِ فرودآمده بر نشویل این است که آشکار میسازد ادونتیسمِ روز هفتمِ لائودیکیه از پیامِ هشدارِ نشویل آگاه بود، اما خاموشی گزید. این همان نقطه در تاریخ نبوی است که در آن «شرم» یا «شادیِ» پیامِ فریادِ نیمهشب آشکار میگردد. این همان نقطهای است که در آن کسانی که قرار است به عَلَم بدل شوند، در تمایز از کسانی که سپس بهوسیلهٔ مردمِ جهان ــ که از اینکه ادونتیسمِ روز هفتمِ لائودیکیه هیچ هشدارِ نشویلی نداد، به ستوه آمده و خشمگیناند ــ شرمسار میشوند، آغاز به برافراشته شدن میکنند. همین تمایزِ نبوی در کوه کرمل میان ایلیا و انبیای بعل به تصویر کشیده شد، و نیز در تاریخِ فرشتهٔ دوم در تاریخِ میلری، آنگاه که پروتستانها به پروتستانهای مرتد بدل شدند و نقش خود را بهعنوان نبیِ کاذب آغاز کردند و به دخترانِ روم مبدل گشتند. در سال ۱۹۸۹، شاخِ سیاسی از طریق ریگان دقیقاً همین کار را انجام داد، با این تفاوت که ریگان به دخترانِ روم بدل نشد، بلکه به اَخاب و کلوویسِ اوّل، دلدادگانِ روم، بدل گردید.
«مرا منظرهای نشان داده شد. شبِ پیش از سَبَّت بود. در همان هنگام آن منظره به من ارائه شد. از پنجره به بیرون نگریستم، و گوی عظیمی از آتش بود که از آسمان آمده بود، و در جایی فرود آمد که آنان بناهایی با ستونها برپا میکردند؛ بهویژه ستونها به من نشان داده شدند. و چنان مینمود که گویی آن گوی درست به سوی آن بنا آمد و آن را درهم کوبید، و ایشان دیدند که آن آتش شاخهشاخه میشود، شاخهشاخه میشود، گسترش مییابد، و شروع به فریاد و زاری کردند و زاری کردند، و دستهای خود را میفشردند؛ و من گمان کردم که برخی از افرادِ ما در آنجا ایستاده بودند و میگفتند: “خوب، این همان چیزی است که ما انتظارش را داشتیم؛ این همان چیزی است که دربارهاش سخن گفتهایم؛ این همان چیزی است که دربارهاش سخن گفتهایم.” “شما آن را میدانستید؟” مردم گفتند. “شما آن را میدانستید، و هرگز دربارهاش به ما نگفتید؟” گمان کردم که چه جانکاهیای در چهرهشان بود، چه جانکاهیای در ظاهرشان بود.» Manuscript 152; 1904.
سرخوردگیِ ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ «کلید» شناساییِ معبدی است که باید همچون عَلَمی برافراشته شود. تمایزِ میانِ دو طبقه از ادونتیستها یکی از مضامینِ اصلیِ نبوتِ کتابمقدس است. ارمیا از پیوستن به «مجمعِ استهزاکنندگان» امتناع ورزید، و کلیساهای سِمیرنا و فیلادلفیا هر دو در تقابل با کنیسهٔ شیطان قرار داده شدند؛ همانانی که ادعا میکردند یهودیاند، اما نبودند. تمایزِ میانِ این دو طبقه از ادونتیستهای معترف، در روششناسیای که برای مطالعهٔ کتابمقدس به کار میبرند، بازنمایی میشود. این همان تمایزِ میانِ تعلیمِ حقیقی و «آموزشِ عالی، بهاصطلاح» است، چنانکه خواهر وایت آن را مینامد.
نَشْوِيل تُعرَف بلقب «أثينا الجنوب»، وأشهرُ مبنًى يُمثّل اليونان في نَشْوِيل هو البارثينون في حديقة سنتينيال، الذي بُني سنة 1897 بوصفه نُسخةً مطابقة بالحجم الكامل للبارثينون اليوناني القديم. وقد شُيِّد احتفالًا بالذكرى المئوية لانضمام تينيسي إلى الاتحاد سنة 1796، وكان المقصود أن يُهدَم بعد الاحتفال. لكن الأرض حُوِّلت بدلًا من ذلك إلى حديقة سنة 1903، وأُعيد بناء البارثينون بناءً دائمًا من سنة 1920 إلى سنة 1931.
نام «پارتنون» از واژهٔ یونانی parthénos گرفته شده است که به معنای «دوشیزه» یا «باکره» است و به آتنا در جلوهٔ او بهعنوان الههٔ دستنخورده، فرزانه، و جنگاورِ حکمت، راهبرد، هنرها، صناعات، و تمدن اشاره دارد. این بنا که میان سالهای 447 تا 432 پیش از میلاد بر فراز آکروپولیسِ آتن ساخته شد، مجسمهای عظیمِ کریزلفانتین (از طلا و عاج) از آتنا، اثر پیکرتراش فیدیاس، را در خود جای میداد—و در اصل بهمنزلهٔ «خانه» یا اقامتگاه الهی او عمل میکرد، جایی که باور داشتند او در آن حاضر است.
نظامُ التعليمِ الغربيّ، بما يُوليه من تأكيدٍ على المعرفة الواسعة، والبحث النقدي، والإعداد للمواطنة، وإطار الفنون الحرة، يرتكز في أساسه على الفلسفة والممارسة اليونانيتين القديمتين. فلولا أكاديمية أفلاطون، وليسيوم أرسطو، أو البايديا الأثينية، لكان التعليم الحديث كما نعرفه اليوم مختلفًا اختلافًا كبيرًا.
در سال ۱۹۰۴، مدرسهٔ مدیسون در نه مایلیِ خارج از نشویل تأسیس شد. الن وایت از اعضای مؤسس هیئت امنای مدرسهٔ اولیهٔ مدیسون بود (که بهطور رسمی «مؤسسهٔ کشاورزی و تربیتمعلم نشویل» نام داشت و بعدها با نام «کالج مدیسون» شناخته شد). او از آغاز تأسیس آن در سال ۱۹۰۴، بهعنوان عضو مؤسس هیئتمدیره خدمت کرد. او تا حدود سال ۱۹۱۴ (یعنی یک سال پیش از مرگش در ۱۹۱۵) در هیئتمدیره باقی ماند.
این تنها هیئت امنای کالج یا مؤسسهای بود که او هرگز پذیرفت به آن بپیوندد یا در آن خدمت کند. او عمداً چنین مناصب رسمی را در دیگر سازمانهای ادونتیست محدود ساخت، اما برای مدیسون استثنا قائل شد، زیرا با رهنمودهای آموزشی او همسو بود (خوداتکا، مبتنی بر مزرعه، معطوف به آموزشِ مأموریتی با تأکید بر کتاب مقدس، کار یدی، و آمادگی عملی برای خدمت در جنوب و فراتر از آن). پیامهای نشویل از خواهر وایت در سالهای 1904 و 1905 آمد، همان دوره زمانی که مدرسه مدیسون در آغاز راه بود، و نمایشگاه پارتنون در حال تبدیل شدن به بنایی دائمی در پارک دائمی بود. نماد آموزش یونانی و آموزش آسمانی، هر دو، آغازهای خود را در همان بازه کوتاه زمانی رقم میزدند؛ همان بازه زمانیای که رؤیاهای گلولههای آتشِ نشویل داده شد.
«دیشب صحنهای در برابر من به نمایش گذاشته شد. شاید هرگز احساس نکنم که در بیان همهٔ آن آزاد هستم، اما اندکی از آن را آشکار خواهم کرد.»
«چنین مینمود که گوی عظیمی از آتش بر جهان فرود آمد و خانههای بزرگ را درهم کوبید. از جایی به جای دیگر این فریاد برمیخاست: “خداوند آمده است! خداوند آمده است!” بسیاری برای ملاقات او آماده نبودند، اما اندکی میگفتند: “خداوند را حمد باد!”»
«چرا خداوند را حمد میکنید؟» آنان که هلاکتِ ناگهانی بر ایشان فرامیرسید، پرسیدند.
«زیرا اکنون آنچه را که در پیِ آن بودهایم، میبینیم.»
«اگر ایمان داشتید که این امور در راهاند، چرا ما را آگاه نساختید؟» این پاسخ هولناک بود. «ما از این امور آگاهی نداشتیم. چرا ما را در بیخبری رها کردید؟ بارها و بارها ما را دیدهاید؛ چرا با ما آشنا نشدید و از داوریِ در شُرُفِ وقوع به ما خبر ندادید، و اینکه باید خدا را خدمت کنیم، مبادا هلاک شویم؟ اکنون ما از دست رفتهایم!» دستنوشته 102، 1904.
پسزمینهٔ پیامهای نشویل از لحاظ جغرافیایی در چارچوبی روحانی از تعلیم راستین یا تعلیم کاذب قرار داده شد؛ تعلیمی که جان را آماده میسازد تا شهروند یا آسمان باشد یا زمین. در رؤیاهای خواهر وایت دربارهٔ نشویل هیچ اشارهای به اسلام وجود ندارد؛ پس چه توجیهی میتواند برای پیوند دادن اسلام با رؤیای گلولههای آتش بر فراز نشویل وجود داشته باشد؟ اصلاح پیام نشویل در سال 2020 چگونه با کار یوشیا لیچ و ساموئل اسنو هماهنگ میبود؟ اصلاحات آنان هنگامی انجام شد که دریافتند همان شواهدی که به پیشبینی نخست انجامیده بود، همان شواهدی نیز بود که پیشبینی اصلاحشده را استوار میساخت.
شواهد اسلام مدتها پیش از آنکه با پیام هشدارِ نشویل مرتبط شود، برقرار شده بود. پیام اسلام بهطور مستقیم به پیام فرشتهٔ سوم پیوسته است. این حقیقت بر پایهٔ چندین شاهد کتابمقدسی به تصویر کشیده شده است. هشدارِ فرشتهٔ سوم، هشداری دربارهٔ نشانِ اقتدارِ پادشاه شمال را نمایندگی میکند، و هشدارِ اسلام بهوسیلهٔ هشدارِ پسرانِ مشرق represented میشود.
اما اخباری از مشرق و از شمال او را مضطرب خواهد ساخت؛ از اینرو با خشم عظیم بیرون خواهد رفت تا بسیاری را هلاک کند و بهکلی نابود سازد. دانیال ۱۱:۴۴.
فرشتۂ سوم 22 اکتوبر 1844 کو تاریخ کے منظر پر وارد ہوا، جب ساتویں نرسنگے نے بجنا شروع کیا۔ ساتواں نرسنگا اسلام کی تیسری ہلاکت بھی ہے۔ 1863 کی بغاوت نے ساتویں نرسنگے کی صدا کو 9/11 تک خاموش رکھا، جب تیسرا فرشتہ مکاشفہ باب اٹھارہ میں نازل ہوا، اور نیویارک کی عظیم عمارتیں خدا کی قدرت کے ایک لمس سے گرا دی گئیں۔
۱۱/۹ آلفا یا آغازِ زمانِ مهر نهادن بود؛ زمانی که با اُمگا یا پایانِ مهر نهادنِ یکصد و چهل و چهار هزار نفر، در قانون یکشنبهایِ در شُرُفِ وقوع، به انجام میرسد.
۹/۱۱ در ایالات متحده، آلفای زمانِ آزمونِ «صورتِ حیوان» است؛ زمانی که در ایالات متحده به اُمگای زمانِ آزمونِ «صورتِ حیوان» پایان مییابد، و آن هنگامی رخ میدهد که نشانِ حیوان در ایالات متحده به اجرا گذاشته میشود.
۱۱/۹ آلفا، یا آغازِ داوریِ زندگان بر وحشِ زمین است، همراه با شاخهای جمهوریخواه و پروتستانِ آن، که در قانون یکشنبهایِ نزدیکالوقوع به پایان میرسد.
۹/۱۱ آلفای «روزِ آمادگیِ خداوند» است، که در آزمون مربوط به روزِ سَبَّتِ خداوند به پایان میرسد.
۹/۱۱ آلفای برپاییِ هیکل است که بهوسیلهٔ سنگِ بنیاد نمادین شده است، و هنگامی به پایان میرسد که اومگا، یعنی سنگِ سرِ زاویه، بر هیکل نهاده شود.
9/11 در ایالات متحده آلفای وای سوم است، که در زلزلهٔ مکاشفهٔ یازده پایان مییابد؛ همان قانونی که بهزودی دربارهٔ یکشنبه خواهد آمد. در آن زلزله، وای سوم بهشتاب فرا میرسد. تاریخِ گویهای آتشینِ نشویل پیش از بستهشدنِ زمانِ آزمایش در قانونِ یکشنبه رخ میدهد، با وجودِ اعلامِ کسانی که اَدوِنتیستهای لائودیکیهای را محکوم میکنند و میگویند: «اکنون ما هلاک شدهایم.»
کتاب یوئیل و تحقق آن در پنتیکاست، مناظرهٔ پیامِ فریادِ نیمهشب را مطرح میسازد؛ آنگاه که گروهی که قادر به درک افزایش معرفت نیستند، کسانی را که میفهمند به مستی متهم میکنند. رویاروییِ مستانِ افرایم و حکیمان، موضوعی است که در کلام نبویِ خدا بارها بدان پرداخته شده است. یکی از عناصرِ حقیقت این است که این پیام، پیامی دو مرحلهای است؛ چنانکه پطرس در بالاخانه و سپس در هیکل آن را به تصویر کشید. این امر بهصورت داوریای بازنمایی میشود که از خاندان خدا آغاز میگردد و سپس کسانی را که بیرون از خاندان خدا هستند دربر میگیرد. فرایند داوری همچنین بهوسیلهٔ دو صدا در مکاشفهٔ هجده بازنمایی شده است، که در آن صدای نخست، 9/11 تا قانون یکشنبه است، و سپس صدای دومِ آیهٔ چهار، قانون یکشنبه را مشخص میسازد. تمایز میان پیام نبویِ راستین و دروغینِ باران آخِر نیز بهوسیلهٔ ایلیا به تصویر کشیده شده است؛ همان کسی که ملاکی او را چنین معرفی میکند که درست پیش از بستهشدنِ زمانِ فیض بازمیگردد.
نمادهای دانایان و نادانان بر کوه کرمل، «ایلیای دانا» و انبیای نادانِ بَعَل بودند. ایلیا، پطرس است و انبیای بعل، مستانِ افرایم هستند. هنگامی که این مستانِ نادان، بهواسطهٔ فروریختن آتش، بهعنوان انبیای کاذبِ بعل آشکار شوند، آنگاه قوم سرانجام پاسخ میدهند که: «یهوه، او خداست.» اَدوِنتیستهای لائودیکیاییِ روز هفتم، در تحقق پیشگویی نشویل، بدینسان آشکار میشوند. آنان که بیرون از اَدوِنتیسماند و سپس به بیوفاییِ نادانان بیدار میشوند، تحت تأثیرِ محکومیت وجدان قرار میگیرند، اما مهلتِ آزمایشِ ایشان هنوز به پایان نرسیده است. تمثیلِ آشکار شدنِ باکرههای دانا و نادان، که بهوسیلهٔ پیامِ هشدارِ نشویل نمایانده شده است، نشانهای راهنما در تحقق نهایی و کاملِ مَثَلِ ده باکره است.
سرخوردگیِ ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، پیامی را که باید اصلاح شود تعریف میکند، و نیز آشکارشدنِ کسانی را در درون ادونتیسم که روغن دارند و کسانی را که ندارند. آنگاه کسانی که فاقدِ پیامِ روغنی بودند که به نشویل هشدار میدهد، در تقابل قرار میگیرند با آنان که واقعاً روغن را در اختیار دارند. از میانِ دو طبقهای که یا روغنِ پیام را دارند یا ندارند، یک طبقه سرخوردگیای را تجربه کرده است که بهوسیلهٔ نخستین سرخوردگیِ تاریخِ میلری نمایانده شد، و طبقهٔ دیگر آن تجربه را ندارد. بدون آن سرخوردگیای که بهواسطهٔ میلریان نمادین شده است، هیچ اصلاحی برای هیچ پیشگوییِ تحققنیافتهای صورتپذیر نیست. این واقعیت که پیشگوییِ نشویل در سال ۲۰۲۰ در حال شناساییِ اسلام بود، با عنصری از یک پیامِ ناکام که نیازمندِ اصلاح است، سازگار میباشد.
یکی از شواهد این امر در این واقعیت یافت میشود که تاریخی که در آن گویهای آتشین نشویل پدیدار میشوند، نه تنها از آن روست که با تاریخ نخستین مأیوسشدن میلریتیها و اصلاح پیام پس از آن مطابقت دارد، بلکه نیز از آن جهت که در درون تاریخی رخ میدهد که با ورود فرشتهٔ سوم در 11/9 آغاز میشود، و این امر رسیدن اسلامِ وایِ سوم را علامتگذاری میکند، و اینکه اسلام بهطور نبوی بار دیگر در زلزلهٔ قانونِ یکشنبه در مکاشفهٔ یازده وارد میشود. حفظ اسلام در این پیام، با وجود آنکه هیچ اشارهٔ مستقیمی از سوی خواهر وایت به اسلام و هشدار نشویل وجود ندارد، بر اساس مضمون آن تاریخ است که همانا اسلام میباشد.
در یکصد و پنجاه و سومین مقاله از مجموعهای با عنوان «کتاب دانیال»، تشخیص دادیم که مطابق با شهادت بلعام و الاغ، اسلام که بهوسیلهٔ الاغ نمایندگی میشود، در تاریخِ از ۹/۱۱ تا قانون یکشنبه، سه تعامل اصلی با ایالات متحده خواهد داشت. ۹/۱۱ را بهعنوان نخستین تعامل شناسایی کردیم، سپس ۷ اکتبر ۲۰۲۲ را بهعنوان دومین. توجه نمودیم که نخستین حمله بر سرزمین جلالیِ روحانی بود و دومین حمله بر سرزمین جلالیِ تحتاللفظیِ اسرائیل، و اینکه سومین حمله، حملهای خواهد بود در زلزلهٔ قانون یکشنبه. خاطرنشان ساختیم که تاریخ بلعام در این سطح نبوی، مُهر حقیقت را بر خود داشت، زیرا نخستین و آخرین حمله بر سرزمین جلالیِ روحانی بود و حملهٔ میانی بر سرزمین جلالیِ تحتاللفظی، که نمادی از عصیان است. اکنون میبینیم که ضربهٔ چهارمی که آغاز پیام فریاد نیمهشب را مشخص میسازد، در سرزمین جلالیِ روحانی هنگامی رخ خواهد داد که گلولههای آتشینِ نشویل تحقق یابند. این بدان معناست که دومین ضربهٔ بلعام و الاغ او مضاعف است، بهگونهای که نخستینِ دو ضربه بر سرزمین جلالیِ تحتاللفظی و دومین بر سرزمین جلالیِ روحانی وارد میشود.
اس مضمون نے ایک نامکمل سچائی پیش کی تھی جسے اب یہوداہ کے قبیلہ کے شیر نے نیشول کے آگ کے گولوں کے ساتھ اسلام کے نبوتی تعلق کی ایک اور گواہی کے طور پر ظاہر کیا ہے۔ آگ کے گولوں کے ساتھ اسلام کے ربط کی تائید میں ایک اور دلیل مقدس تاریخ کی اصلاحی لکیروں کے اندر پائی جاتی ہے۔ ہر اصلاحی تحریک کا اپنا ایک مخصوص موضوع ہوتا ہے جو پوری اصلاحی تحریک میں سرایت کیے رہتا ہے۔ موسیٰ کی اصلاحی تحریک میں یہ ایک برگزیدہ قوم کے ساتھ عہد میں داخل ہونے کے بارے میں تھا۔ مسیح کی اصلاحی لکیر میں یہ مسیحا کے بارے میں تھا۔ داؤد کی اصلاحی لکیر میں یہ دس احکام اور مقدِس کے بارے میں تھا۔ ملیرائیٹوں کے ہاں موضوع نبوتی وقت تھا، کیونکہ ملیرائیٹ “وقت کے پیغام” کو اٹھائے ہوئے تھے۔ 9/11 پر تیسرے فرشتے کی آمد کے ساتھ ایک سو چوالیس ہزار کی اصلاحی لکیر کا موضوع تیسرے افسوس کا اسلام، مشرق کے فرزند، بائبلی نبوت کا گدھا، مکاشفہ نو کے جنگی گھوڑے، مشرقی ہوا، ٹڈیاں، اور اقوام کو غضب ناک کرنا قرار دیا گیا۔
زلزلهی مکاشفهی یازده، اسلامِ وایِ سوم را مشخص میسازد، و در عین حال نمایانگر پایان پیامِ ندای نیمهشب نیز هست. ندای نیمهشب بهوسیلهی ورودِ ظفرمندانهی مسیح به اورشلیم نمونهسازی شده بود، که با رها کردنِ الاغ آغاز شد. آغازِ ندای نیمهشب در تاریخِ میلری، رسیدنِ ساموئل اسنو سوار بر اسب به گردهماییِ اردوییِ اکستر بود. آغازِ دورهی ندای نیمهشب با نمادهای اسلام مشخص میشود. شواهدِ فراوانی وجود دارد که تأیید میکند پیامِ اصلاحشدهی ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، اسلام را بهعنوان بخشی از پیامِ هشدار در بر میگیرد. تاریخی مشخص نشده است، اما گویهای آتشینِ نشویل مناقشهی «شرابِ تازه» را در ایامِ آخر مشخص میسازند؛ بنابراین، گویهای آتشینِ نشویل شامل اسلام نیز هستند، اما دربارهی شناساییِ گویهای آتشین بهعنوان سلاحهای هستهای چه میتوان گفت؟
پیام باید بر پایهٔ شهادتهای بسیار، اطلاقِ اسلام را بهعنوان خصم در این حمله حفظ کند. خطای وقتگذاری که نیازمند اصلاح است، هم بهوسیلهٔ 1840 و هم 1844 نمونهسازی شده است. زمان دیگر نباید بخشی از پیام نبوتی باشد، هرچند اعداد همچنان هستند. خطایی که بهوسیلهٔ بدفهمیِ معبد مقدّس نمایان شده است نیز باید حلوفصل گردد؛ اما پیش از آنکه بتوان آن را حل کرد و در پیامِ اصلاحشده گنجانید، باید خطایی که بدفهمیِ معبد مقدّس نمونهٔ آن بود شناسایی شود. آن بدفهمیِ معبد مقدّس در هشدارِ نشویلِ 18 ژوئیه نمایانگرِ چه بود؟
من بر این باورم که پاسخها در نوری یافت میشوند که از پایان سال ۲۰۲۳ در حال گشوده شدن بوده است. سه خط موازیِ یازدهفصلی، که از فصل یازدهم آغاز میشوند و در فصل بیستودوم در پیدایش، متّی و مکاشفه پایان میپذیرند، تجدید عهد خدا با صد و چهل و چهار هزار نفر هستند. آیا ما با چنان رفتار کردن که گویی ندای او را نشنیدهایم، پیشنهاد رحمت او را رد میکنیم، یا سر فرود میآوریم و در قوّت انسانیِ خود اعلام میکنیم: «هر آنچه او امر فرماید، انجام خواهم داد»؟ یا آنکه به روحالقدس اجازه میدهیم شریعت خویش را بر دلها و اذهان ما بنگارد؟
پاسخها همچنین در گشوده شدنِ دانیال فصل دوازدهم، در آن سه آیهای یافت میشوند که زمان را همچون پیامهای فرشتهٔ اول، دوم و سوم ارائه میکنند. آن سه آیه نیز بهترتیب، ۳۱ دسامبر ۲۰۲۳ را در آیهٔ هفتم، ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ را در آیهٔ دوازدهم، و سپس سال ۱۹۸۹ تا قانون یکشنبه و تا پایانِ مهلتِ آزمون را در آیهٔ یازدهم مشخص میسازند. آن سه حقیقت، در درونِ آن سه آیه، درست در همان بخش از کلامِ مقدس قرار دارند که در آن فرایندِ آزمونِ سهگانهای که هرگاه نبوتی گشوده میشود همواره رخ میدهد، بیان شده است!
مسیح نه تنها آزمون سهگانهٔ دانیال دوازدهم را مُهرگشایی کرد، بلکه آن آزمونها را نیز بهعنوان آزمونی بنیادی، سپس آزمونی هیکلی، و پس از آن آزمونی محکزننده مشخص نمود. افزون بر این، او تعیین کرد که آزمون بنیادی در ۳۱ دسامبر ۲۰۲۳ آغاز شد و بر آزمون بنیادی جنبش میلریتی مبتنی بود؛ چنانکه ضدّ مسیح بهمثابهٔ نمادی که رؤیای خارجی را برقرار میسازد، بازنمایی شده است.
سپس او آزمون دوم، یعنی آزمون هیکل، را همانگونه شناسایی کرد که در رؤیای دانیال از مسیح در هیکل در باب دهم بازنمایی شده است. این آزمون اکنون در حال اجراست. بازگشاییِ مُهرهای دانیال دوازده از تاریخهای ۱۹۸۹، ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، ۳۱ دسامبر ۲۰۲۳، و قانون یکشنبه، شامل رؤیای روم و رؤیای مسیح است. هر دو رؤیا در همان رؤیای واحدی ارائه شدهاند که بازگشاییِ مُهرهای باب دوازدهم در آن یافت میشود. این سه باب یک رؤیا هستند، و رؤیای مسیح آزمون هیکل در باب دهم است، رؤیای ضدّمسیح آزمون بنیاد در باب یازدهم است، و نشانههای راهِ صد و چهل و چهار هزار نفر در باب دوازدهم، نمایانگر آزمون سوم و آزمون محکاند؛ جایی که نادانان از دانایان جدا میشوند، چنانکه بسیاری پاک میشوند، سفید میگردند و آزموده میشوند.
محنهٔ هیکل، نور لاویان بیستوسه را گشود؛ نوری که نورِ تابوت عهد بود، و همان نورِ الفای سبتِ روز هفتم و نورِ اُمگای سبتِ سال هفتم است. نورِ سبتهای الفا و اُمگا، نورِ تجسّد را معرّفی میکند. آن نور، خدا را در حالِ پذیرفتنِ جسمِ انسانی بهمنظورِ اعادهٔ پیوندِ الوهیت با بشریت معرّفی میکند؛ همان کاری که مسیح در 22 اکتبر 1844 آغاز کرد، و اکنون آن را در داوریِ زندگان به پایان میرساند.
نورِ لاویان بیستوسه، اعیاد بهاریِ آلفا را با اعیاد پاییزیِ امگا به هم پیوست تا همان تاریخِ ۳۱ دسامبر ۲۰۲۳ تا بستهشدنِ مهلتِ آزمایشِ بشر را پدید آورد. در درون این خط، آزمونِ بنیادی چنین مشخص شده است که در ۳۱ دسامبر ۲۰۲۳ فرا میرسد، و آزمونِ هیکل چنین شناخته میشود که در سال ۲۰۲۵ آغاز میگردد و تا آزمونِ محکِ عیدِ شیپورها ادامه مییابد. آن صدا در بیابان که در ژوئیهٔ ۲۰۲۳ آغاز شد، با عیدِ فطیر مشخص میگردد که پنج روز پس از راهنشانِ سهبخشی پایان یافت. سپس دورهای سیروزه، که پس از آن راهنشانِ سهبخشی آمد و پس از آن پنج روز، و بدینسان سه گامِ انجیلِ جاودان را به تصویر کشید. راهنشانِ آلفای سهبخشی، که پنج روز در پیِ آن است، فرشتهٔ اول است؛ آن سی روز، فرشتهٔ دوم است؛ و راهنشانِ امگای سهبخشی، که پنج روز در پیِ آن است تا قانونِ یکشنبهٔ پنتیکاست، فرشتهٔ سوم است.
مسیح همچنین نور لاویان بیستوسه را در ساختنِ تابوتِ عهد در آزمونِ زمانِ هیکل گشود. پیام، یا فرشتهٔ سَبَّتِ روزِ هفتم، در یک سویِ تابوت، و فرشتهٔ سَبَّتِ سالِ هفتم، در سویِ دیگرِ تابوت، کروبیانِ پوشاننده را که به درونِ تابوت مینگرند، نمایندگی میکنند. در تاریخِ مُهر شدنِ صد و چهل و چهار هزار، نورِ دوگانهٔ آن دو فرشته نمایانگرِ سَبَّتِ روزِ هفتم و تعلیمِ تجسّد است و موضوعی را تشکیل میدهد که تا ابد موردِ مطالعه خواهد بود.
البته، اگر نتوانید «هفت زمان» را بهمثابهٔ نمادِ یوبیل، یعنی اعلامیهٔ رهاییِ روحانیِ سال 1863، ببینید، آنگاه نخواهید دید که نبوتهای آلفا و اُمگای ویلیام میلر همان «هفت زمان» و «دو هزار و سیصد روز» بودند. ناتوانی در دیدن اهمیت این دو نبوتِ زمانیِ مرتبط، هرگونه تشخیص این حقیقت را مانع میشود که 1798 نمایانگرِ «هفت زمان» است و 1844 نمایانگرِ «دو هزار و سیصد روز». با چنین فقدانِ معرفتی، دیدن این مطلب عملاً ناممکن خواهد بود که هنگامی که لاویان بیستوسه، سطر بر سطر، در کنار هم قرار داده میشود، بهگونهای که بیستودو آیهٔ نخستِ آن که اعیاد بهاری را بیان میکنند با بیستودو آیهٔ پایانیِ اعیاد پاییزی همراه شوند، آن خط با سبتِ روزِ هفتم که با 1844 نمایانده شده آغاز میگردد، و سبتی که این خطِ چهلوچهار آیهای را به پایان میرساند، سبتِ زمین است که با 1798 نمایانده شده است.
دو سبت کے باہمی تعلق کو نہ دیکھ سکنے کی ناتوانی، دراصل اس ناتوانی کی نمائندگی کرتی ہے کہ 1798 کے سات زمانے انسانیت ہیں اور 1844 کے تئیس سو دن الوہیت ہیں۔ ایسی گہری نابینائی کے ساتھ، بظاہر یہ تقریباً ناممکن معلوم ہوتا ہے کہ ساتویں دن کے سبت کی الفا روشنی اور تجسّد کے عقیدہ کی اومیگا روشنی، مسیح کے اُس کام کی نشان دہی کر رہی ہیں جس میں وہ اپنی الوہیت کو سقوط یافتہ انسان کی انسانیت کے ساتھ متحد کرتا ہے۔ مسیح کا اپنی الوہیت کو ہماری انسانیت کے ساتھ متحد کرنے کا کام، 1798 کو 1844 کے ساتھ جمع کرنے ہی کا کام ہے، کیونکہ 1798 انسانی جسم کی نمائندگی کرتا ہے اور 1844 الوہیت کی نمائندگی کرتا ہے۔
انسان در صورت خدا آفریده شد و دارای طبیعتی برتر و طبیعتی فروتر بود. طبیعت برتر انسان جسمانی و به گناه فروخته شده است. مسیح در همان لحظهٔ تبدیل، ذهن خود را به جانِ توبهکرده عطا میکند، زیرا تبدیل همانجاست که در آن عادلشمردگی واقع میشود، و عادلشمرده شدن یعنی عادل گردانیده شدن. طبیعت فروتر را نمیتوان بهطور آنی فدیه داد، و وعدهٔ انجیل دربارهٔ طبیعت فروتر این است که در بازگشت مسیح، بدنی جلالیافته دریافت میکنیم. طبیعت برتر همان ذهن است و طبیعت فروتر همان جسم. طبیعت برتر، نبوتِ «هفت زمان» است که در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴، در روز کفاره، به پایان رسید؛ هنگامی که شیپور هفتم و شیپور یوبیل هر دو آغاز به نواختن کردند. «هفت زمان» طبیعت فروتر در ۱۷۹۸ پایان یافت، زیرا تا آمدن دوم مسیح نمیتواند نو شود.
هفت زمانِ 1798، هفت زمانِ 1844 و دو هزار و سیصد سالِ 1844، نمایانگر کار مسیح است که در 22 اکتبر 1844 آغاز شد. آن کار این بود که الوهیتِ او با انسانیت متحد گردد؛ اما هنگامی که معبدی که از انسانیت و الوهیت تشکیل شده است، میبایست در 1844 به هم پیوسته شود، 1798 نباید در آن منظور میگردید، زیرا آن نمایانگر صحنِ امتهاست.
آزمون هیکل شامل اندازهگیری هیکل است، و در اوایل تاریخِ گشودهشدنِ مُهرها که در سال ۲۰۲۳ آغاز شد، گشودهشدنِ هفت رعدْ تاریخِ نخستین نومیدی تا نومیدیِ عظیم را بهعنوان آخرین و کاملترین ظهورِ تاریخی که بهوسیلهٔ هفت رعد نمادپردازی شده است، مشخص ساخت؛ تاریخی که الهام میگوید نمایانگر وقایعی است که در خلال تاریخِ فرشتهٔ اول و دوم روی داد، و نیز وقایع آیندهای که بهترتیب خود مکشوف میگردید. این تحققِ کامل در چارچوبِ حقیقتی قرار داده شد که یکی از نخستین مکاشفاتِ پدیدآمده در سال ۲۰۲۳ بود. نومیدیِ آغازین، نمایانگرِ نومیدیِ اُمگا بود، و در میانه، اجتماعِ اردوییِ اکستر قرار داشت؛ جایی که دانایان و جاهلان بر اساس «روغنِ» پیام از یکدیگر جدا شدند.
معبدُ المیلریین از یأس به یأس بنا شد؛ و بدینسان، شناسانده میشود که معبدِ صد و چهل و چهار هزار نفر از ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ تا قانونِ یکشنبهٔ نزدیکالوقوع، که در آن درِ مَثَل بسته میشود، برپا میگردد، درست همانگونه که در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ چنین شد. تاریخی که بهوسیلهٔ هفت رعد بازنمایی شده است، همان تاریخی است که در پرتوِ دانیال دوازده بازنمایی میشود. نورِ هزار و دویست و نود روزِ دانیال دوازده بهطور مستقیم به دورهٔ سیسالهای متصل است که در آیهٔ یازدهم بازنمایی شده است. همچنین این امر با آن سی سالی نیز مرتبط است که بهوسیلهٔ نخستین نمایندهٔ عهد با قومی برگزیده و آن نبیای که برای مشخص ساختنِ تغییرِ رابطهٔ عهد از اسرائیلِ تحتاللفظی به اسرائیلِ روحانی برانگیخته شد، ممتاز گردیده است. آن سی روز در میانهٔ چارچوبِ لاویان بیست و سه، همان سی سالِ نخستین گامِ عهدِ سهگانهٔ ابراهیم با خداست. آن سی سال از ۵۰۸ تا ۵۳۸ در آیهٔ یازدهم، نمادی از کهانتِ صد و چهل و چهار هزار نفر است.
سی روز در ساختار لاویان بیستوسه بخشی از آن چهل روزی است که مسیح تا هنگام عروج خویش، رو در رو به شاگردانش تعلیم میداد. عدد سی نماد کاهنانی است که خدمت خود را در سیسالگی آغاز میکردند. سی سالِ ۵۰۸ تا ۵۳۸، انتقال از رومِ بتپرست به رومِ پاپی را مشخص میسازد، و بدینسان انتقال از کهانتِ لائودیکیهایِ صد و چهل و چهار هزار به کهانتِ فیلادلفیاییِ صد و چهل و چهار هزار را نیز معین میکند. این انتقال در سه گام رخ میدهد: چنانکه ۵۰۸ نمودار زمانی است که «دائمی» برداشته شد، فرمان یوستینیان در ۵۳۳، و سپس قانون یکشنبه در ۵۳۸، که با آن این انتقال نهایی گردید.
آن سی سال، از 1989 تا قانون یکشنبه را نمایندگی میکند؛ جایی که قوم مُهرشدهٔ فیلادلفیای خدا، بهمنزلهٔ هیکل او، برای آنکه تمامی جهان ببیند، افراشته خواهند شد. آنگاه جهان میان مسیح، که بهوسیلهٔ قوم خود نمود یافته است، که با مسیح در جایهای آسمانی نشستهاند و ازاینرو در هیکل خدا هستند؛ و میان آن مردِ گناه، که در هیکل خدا نشسته و خود را چنین مینمایاند که خداست، داوری خواهد کرد. در قانون یکشنبهای که بهزودی خواهد آمد، کارگرانِ ساعت یازدهم، که همان گروه عظیم نیز هستند، با آزمونی بنیادی روبهرو خواهند شد. آیا سَبَّتِ روز هفتم، سَبَّتِ خداست، یا روز خورشید، سَبَّتِ خداست.
«و اکنون صحنهای دیگر از برابر او گذشت. به او کار شیطان نشان داده شده بود در هدایت یهودیان به رد کردن مسیح، در حالی که دعوی میکردند شریعت پدر او را حرمت مینهند. اکنون او جهان مسیحیت را در فریبی مشابه دید، که در ظاهر اقرار به پذیرش مسیح میکردند، حال آنکه شریعت خدا را رد مینمودند. او از کاهنان و مشایخ آن فریاد دیوانهوار را شنیده بود: “او را دور کنید!” “مصلوبش کن، مصلوبش کن!” و اکنون از معلمانِ ظاهراً مسیحی این فریاد را میشنید: “این شریعت را دور کنید!” او دید که سَبَت زیر پا لگدمال میشود و نهادی مجعول به جای آن برقرار میگردد. بار دیگر موسی از شگفتی و هراس لبریز شد. چگونه ممکن بود آنان که به مسیح ایمان دارند، شریعتی را که با صدای خود او بر کوه مقدس گفته شده بود، رد کنند؟ چگونه ممکن بود کسی که از خدا میترسد، شریعتی را که بنیاد حکومت او در آسمان و زمین است، کنار بگذارد؟ موسی با شادی دید که شریعت خدا هنوز به وسیله اندکی امین حرمت داشته میشود و سرافراز میگردد. او آخرین نبرد عظیم قدرتهای زمینی را برای نابود کردن کسانی دید که شریعت خدا را نگاه میدارند. او به زمانی نظر افکند که خدا برخواهد خاست تا ساکنان زمین را به سبب گناهشان مجازات کند، و آنان که از نام او ترسیدهاند، در روز خشم او پوشیده و پنهان خواهند شد. او عهد صلحِ خدا را با کسانی شنید که شریعت او را نگاه داشتهاند، آنگاه که او از مسکن قدوس خویش آواز میدهد و آسمانها و زمین به لرزه درمیآیند. او آمدنِ دوباره مسیح را در جلال دید، و مردگان عادل را که به حیات جاودانه برانگیخته میشوند، و مقدسان زنده را که بیآنکه مرگ را ببینند متبدل میگردند، و همه با هم با سرودهای شادمانی به سوی شهر خدا صعود میکنند.» مشایخ و انبیا، 476.
و آن گروه عظیم، که امّتها و کارگرانِ یکساعتهاند، بهوسیلهٔ آزمونی بنیادی امتحان میشوند، که بیدرنگ آزمونی مربوط به هیکل در پی آن میآید. آیا هیکلِ انسانیِ روم، با مردِ گناه، آن صخره خواهد بود یا آن شن که ایمان خود را بر آن بنا میکنید؟ یا آن هیکلِ تجسّد است، که الوهیت و انسانیتِ متحد با یکدیگر است، که هیکلِ آن یکصد و چهل و چهار هزار تن است که پطرس آن را «خانهای روحانی» میخواند؟ در آن دورهٔ آزمونِ بنیاد و هیکل، آزار و جفا آزمونِ تعیینکنندهٔ گامِ سوم را به انجام خواهد رساند، و آنگاه زمانِ امتحانِ انسان به پایان خواهد رسید.
شیرِ سبطِ یہوداہ اب آیت چالیس کی پوشیدہ تاریخ کو پُر کر رہا ہے، اور اُس نے خورس، نیرو اور ٹرمپ کی تین، ڈھائی سو سالہ پیشین گوئیوں کے ذریعے مزید روشنی بھی متعارف کرائی ہے؛ اور اُس نے یہ عین اُسی وقت کیا جب وہ نیشول کے تصحیح شدہ پیغام کے اعلان کے کام پر زور دے چکا تھا۔ نیرو کی لکیر ریاستہائے متحدہ اور پھر دنیا میں حیوان کے بُت کے آخری قیام کا ڈھانچہ فراہم کرتی ہے۔ خورس کی 457 قبلِ مسیح کی لکیر رافیہ اور پانیئم کے درمیان کی تاریخ کی نشان دہی کرتی ہے، یعنی یوکرینی جنگ اور تیسری عالمی جنگ کے درمیان کی تاریخ، جو اُس وقت شروع ہوتی ہے جب پانیئم جلد آنے والے اتوار کے قانون پر ایکٹیئم کے ساتھ متحد ہو جاتا ہے۔ ٹرمپ کی لکیر اس سال 4 جولائی کو ختم ہوتی ہے۔
نرون نمادِ جفا است؛ کلیسای سِمیرنا آن تاریخ را مشخص میکند که ادامه مییابد تا جفا ۲۵۰ سال بعد در کلیسای پِرغامُس و مصالحه پایان پذیرد. این خط، برپا کردنِ تمثال را مشخص میسازد، و ازاینرو با تاریخی منطبق است که در آن تمثالِ مسیح در هیکلِ او برپا میشود. «فرمان» نقطۀ آغازینی است که به نخستین قانونِ یکشنبه منتهی میشود؛ قانونی که پس از آن درِ بستهٔ جدایی میان شرق و غرب، دانا و نادان، گندم و کَرکاس، و نجاتیافتگان یا هالکان فرا میرسد. «فرمانی» که این دوره را آغاز میکند، همان «فرمانی» نیز هست که همان دورۀ آزمون را برای جهان آغاز مینماید. بنابراین، «فرمان» هم نخستین است و هم آخرین. هر نشانهٔ راه در خطِ هفدهسالۀ نرون، جفای فزایندۀ بحرانِ قانونِ یکشنبه را مشخص میسازد که با یک «فرمان» آغاز میشود، چیزی در حدّ یک «فرمان اجرایی» ریاستجمهوری.
فرمانهای سهگانۀ کورش در ۴۵۷ ق.م. دورۀ هفدهسالهای را با سه نشانۀ راه در پایان آن مشخص میکند؛ همانگونه که خطّ نیرون چنین میکند و نیز خطّ دیگرِ کورش، که با آمدن فرشتۀ اول، دوم و سوم از ۱۷۹۸ تا ۱۸۴۴ به پایان رسید. سه گام کورش عبارتاند از: نبرد رافیا، سپس ده سال تا گام دوم، و آنگاه هفت سال تا نبرد پانیوم. آغاز و پایان هر دو نبردند، ازاینرو امضای آلفا و اُمگا را بر خود دارند. دورۀ نخستِ دهساله نمایانگر دورۀ آزمایشی است که در ۲۰۱۴ با جنگ اوکراین آغاز شد، و دورۀ دوم هفت سال بعد در نبرد پانیوم به پایان میرسد.
پالمونی
پَلمونی پیامِ زمان را برای میلریهای تاریخِ فرشتهٔ اول و دوم گشود، و او پیامِ اعداد را در تاریخِ آن یکصد و چهل و چهار هزار، که تاریخِ فرشتهٔ سوم است، میگشاید.
تاریخهای نمادینِ نبوی، همچون بیستودو سال از 1776 تا 1798 که بهوسیلهٔ شورش مکابیان بازنمایی شدهاند، علت آغاز پادشاهی ششم و علت پایان پادشاهی پنجم را مشخص میسازند. بیستودومین رئیسجمهور، گروور کلیولند، آلفایِ رؤسایجمهوری بود که رئیسجمهور اومگا، دونالد ترامپ، را نمونهسازی میکرد، زیرا آن دو تنها رئیسجمهوری هستند که دو دورهٔ غیرمتوالی خدمت کردهاند. ترامپ بیستودومین رئیسجمهوری است که در کسبِ دورهای دوم پیروز شده است، اگر آن دسته از رؤسایجمهوری که در خلال دورهٔ رئیسجمهوری پیشین جانشین او شدند، همراه با رؤسایجمهوریای که خود برای دورهای دوم پیروز شدند، محاسبه شوند. پادشاهی ششمِ نبوتِ کتابمقدس در 1798، پس از بیستودو سال از اعلامیهٔ استقلال، آغاز شد. 1798 تا 2026 با 22 در تاریخِ آلفا و 22 در تاریخِ اومگا بازنمایی میشود.
گیارہ ابواب کی تین سطریں، جو گیارہویں باب سے شروع ہو کر بائیسویں باب پر ختم ہوتی ہیں۔ ان تینوں گیارہ-بابی سطروں میں ایک عین درمیانی نقطہ ہے، جس کی نمائندگی تین آیات کرتی ہیں۔ پیدایش یہ متعین کرتی ہے کہ کب “ختنہ” ایک برگزیدہ قوم کے ساتھ عہدی تعلق کی علامت کے طور پر دیا گیا۔ یہ پہلی بار تھا کہ ایک منتخب قوم کو عہدی قوم کی نمائندگی کرنے والی ایک نشانی دی گئی، اور متی میں درمیانی تین آیات اُس چٹان کی نشان دہی کرتی ہیں جس پر مسیح اپنی کلیسیا تعمیر کرے گا۔ وہ آیات یہ ظاہر کرتی ہیں کہ کب شمعون برجونا کا نام بدل کر پطرس رکھا گیا، جو ایک لاکھ چوالیس ہزار کے مساوی ہے۔ مکاشفہ میں اس سلسلے کا درمیانی حصہ موت کے عہد کی نشان دہی کرتا ہے، کیونکہ وہ پاپائیت کو اُس آٹھویں سر کے طور پر ظاہر کرتا ہے جو اُن سات میں سے ہے۔ آپ کے خیال میں اس کے مضمرات کیا ہیں کہ The Desire of Ages میں باب گیارہ یوحنا بپتسمہ دینے والے کے پیغام کی نشان دہی کرتا ہے، اور باب بائیس یوحنا کی موت کی؟
La parte central de esos capítulos lo lleva a la página 168, donde comienza el capítulo titulado Nicodemo. El capítulo once se titula El bautismo, y el capítulo veintidós se titula Encarcelamiento y muerte de Juan. El capítulo once es un símbolo de muerte, sepultura y resurrección, como también lo son el capítulo diecisiete y Nicodemo, así como la muerte de Juan.
ما این مطالب را در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.