ما بر آنیم که تمامی خطوط دانیال یازدهم را در پیوند با تاریخِ پنهانِ آیهٔ چهل، که نمایانگرِ ۱۹۸۹ تا قانونِ یکشنبه در ایالات متحده است، به هم آوریم. دعوتِ ما، بهعنوانِ دانشجویانِ نبوت، آن است که کلامِ حق را بهدرستی تقسیم کنیم.
کوشش کن که خویشتن را مقبولِ خدا ظاهر سازی، چون کارگری که راستی را درست تقسیم میکند و نیازی ندارد شرمسار گردد؛ کلامِ حق را بهدرستی بیان مینماید. دوم تیموتاؤس ۲:۱۵
دانیال باب یازدهم را میتوان به ده خطِ نبوی تقسیم کرد. آیات یک تا چهار نمایانگر یک خطِ نبوی است. آیات پنج تا نه نمایانگر خطِ دوم است. آیهٔ ده نمایانگر خطِ سوم است. آیات یازده و دوازده نمایانگر خطِ چهارم است. خطِ پنجم آیات سیزده تا پانزده است. خطِ ششم آیات شانزده تا بیستودو است. خطِ هفتم آیات بیستوسه و بیستوچهار است. از آیهٔ بیستوچهار تا آیهٔ سیویک، خطِ هشتم است. از آیهٔ سیویک تا چهل، خطِ نهم است، و خطِ دهم و نهایی آیات چهل تا چهلوپنج است. این ده خط باید خط بر خط با یکدیگر گرد آورده شوند.
او علم را به که خواهد آموخت؟ و فهمِ تعلیم را به که خواهد رسانید؟ به آنان که از شیر بازداشته شدهاند و از پستانها گرفته شدهاند.
زیرا حکم باید بر حکم باشد، حکم بر حکم؛ سطر بر سطر، سطر بر سطر؛ اینجا اندکی و آنجا اندکی:
زیرا با لبهای الکن و به زبانی دیگر با این قوم سخن خواهد گفت. به ایشان گفت: «این است آن آرامشی که بدان میتوانید خسته را بیارامانید؛ و این است آن آسودگی.» با این همه، نخواستند بشنوند.
بل کلامِ خداوند برای ایشان حکم بر حکم بود، حکم بر حکم؛ سطر بر سطر، سطر بر سطر؛ اینجا اندکی و آنجا اندکی؛ تا بروند، و به عقب افتند، و شکسته شوند، و در دام گرفتار آیند، و گرفته شوند. اشعیا ۲۸:۹–۱۳
البته هر یک از ده خطّ نبوی با یکدیگر مرتبطاند، امّا در درون هر خط میتوان موضوعی خاص را بازشناخت. هرچند هر خط دارای موضوعی اصلی است، این خطوط بیش از یک شهادت یگانه در خود دارند. قصد دارم هر یک از موضوعاتِ این ده خط را مشخص سازم.
سطرِ اوّل
اور من نیز در سالِ نخستِ داریوشِ مادی ایستادم تا او را تأیید و تقویت کنم. و اکنون حقیقت را به تو خواهم نمود. اینک هنوز سه پادشاه دیگر در فارس برخواهند خاست؛ و چهارمین از همۀ آنان بسی دولتمندتر خواهد بود؛ و او به نیروی ثروت خویش همگان را بر ضد مملکت یونان برخواهد انگیخت. و پادشاهی زورآور برخواهد خاست که با سلطنتی عظیم فرمان خواهد راند و بر وفق ارادۀ خویش عمل خواهد کرد. و چون برخیزد، مملکتش شکسته خواهد شد و به سوی چهار باد آسمان تقسیم خواهد گردید؛ اما نه به ذریت او، و نه بر وفق سلطنتی که فرمان رانده بود؛ زیرا مملکت او برکنده خواهد شد و به دیگران، غیر از آنان، خواهد رسید. دانیال ۱۱:۱–۴
نخستین سال داریوش پایان هفتاد سال را رقم میزند، و بدینسان زمانی نبوی از آخرالزمان را مشخص میسازد. تا آیهٔ سه، اسکندرِ کبیر پادشاهی جهانیِ خویش را برپا میکند، و در آیهٔ چهار پادشاهی او میبایست از جا کنده شده، به چهار باد تقسیم گردد. بهکار گرفتنِ داریوش بهعنوان زمانِ آخر در سال 1989 به ما امکان میدهد پادشاهانی را که در آیهٔ دو بازنمایی شدهاند، بشماریم. هنگامی که جبرئیل در آیهٔ یک میگوید: «و نیز در سالِ اولِ داریوش»، او در حقیقت آنچه را که در آغازِ رؤیا، که از فصل ده آغاز شد، به دانیال آگاهانیده بود، پی میگیرد.
در سال سوم کورش، پادشاه فارس، امری بر دانیال که بلطشصر نامیده میشد مکشوف گردید؛ و آن امر راست بود، لیکن مدتِ مقرر دراز بود؛ و او آن امر را دریافت و رؤیا را فهم کرد. دانیال ۱۰:۱.
نشانةُ الطريق التي تُمثِّل «وقتَ النهاية» تشتمل على رمزين. وكان «وقتُ النهاية» في الخطّ النبوي لموسى هو ميلادَ هارون، ثم تلاه بعد ثلاث سنوات ميلادُ موسى. وهارون وموسى هما الرمزُ المزدوج لـ«وقت النهاية» في تاريخهما، ويُجسِّدان على نحوٍ نموذجي ميلادَ يوحنا المعمدان ثم ميلادَ يسوع بعد ذلك بستة أشهر. وأمّا «وقت النهاية» في سنة 1798 فقد تميَّز بأسرِ بابا روما، الذي مات بعد ذلك في الأَسر سنة 1799. ومن «السنة الأولى لداريوس المادي» إلى «السنة الثالثة لكورش ملك فارس»؛ يمثّل داريوس وكورش «وقت النهاية» في سنة 1989، لأن جميع الأنبياء إنما يتكلّمون عن الأيام الأخيرة أكثر مما يتكلّمون عن الأيام التي عاشوا فيها.
اکنون تمامی این امور برای ایشان بهعنوان نمونهها واقع شد؛ و برای تنبیه ما نوشته شده است، ما که پایانهای عالم بر ما رسیده است. اول قرنتیان 10:11.
داریوش و کورش در سال 1989 نمایانگر رونالد ریگان و جورج بوشِ پدر هستند. هر دو در آن سال رئیسجمهور بودند. آیهٔ نخستِ باب یازدهم، رؤیا را در سال سومِ کورش قرار میدهد، که نمایانگر جورج بوشِ پدر خواهد بود؛ همانگونه که کورش پس از داریوش آمد، او نیز پس از ریگان آمد. آیهٔ دوم بیان میکند که هنوز سه پادشاه به پا خواهند خاست، و چهارمین از همهٔ آنان بسیار دولتمندتر است. «زمانِ آخر» نهایی در باب یازدهم از سال 1989 آغاز میشود و نشان میدهد که پس از جورج بوشِ پدر، هنوز سه پادشاه به پا خواهند خاست؛ و بدینسان سه رئیسجمهوری را که پس از بوشِ پدر آمدند مشخص میسازد. آن سه پادشاه بیل کلینتون، جورج بوشِ پسر، باراک اوباما بودند، و سپس ثروتمندترین رئیسجمهور، دونالد ترامپ، که «به قوّت خود» و «بهواسطهٔ دولت خویش، همه را بر ضد مملکتِ یونان برخواهد انگیخت».
آیهٔ سوم سپس اسکندرِ کبیر را معرفی میکند و ازاینرو، نماد آخرین رهبرِ سازمان ملل متحد است که در ایام آخر با پاپیّت متحد میشود، اما او نیز همچون پاپیّت به پایان خود میرسد. سازمان ملل متحد همان پادشاهیِ هفتم است که در مکاشفهٔ هفده به صورت ده پادشاه نشان داده شده است، و همپیمانیِ ده پادشاه موافقت میکنند که پادشاهیِ هفتمِ خود را برای یک ساعتِ نمادین به وحشِ پاپی بسپارند.
و آن ده شاخی که دیدی، ده پادشاهاند که هنوز پادشاهی نیافتهاند؛ لیکن با آن وحش، برای یک ساعت، اقتدار چون پادشاهان مییابند. اینان یک رأی دارند و قدرت و توان خویش را به وحش میسپارند. اینان با برّه جنگ خواهند کرد، و برّه بر ایشان غالب خواهد آمد؛ زیرا او ربّالارباب و پادشاه پادشاهان است؛ و آنان که با اویند، خواندهشدگان و برگزیدگان و امیناناند. مکاشفه ۱۷:۱۲–۱۴
آن ده پادشاه در آیات سه و چهار به تصویر کشیده شدهاند، و نیز در تاریخِ عروج و سقوطِ اسکندرِ کبیر که آن آیات را در قرن چهارم محقق ساخت. یونان سومین پادشاهیِ نبوتِ کتابمقدس است و نمادِ اژدها، یعنی یکسومِ اتحادِ سهگانهٔ اژدها، وحش و نبیِ کاذب، به شمار میآید. بر صلیب، عبارتِ «پادشاه یهود» به زبانهای عبری، لاتینی و یونانی نگاشته شد؛ که نمایانگرِ یهودیان، رومیان، و باقیِ انبوهِ مردمانِ دیگر ملتهایی بود که در عیدِ فِصَح در اورشلیم حضور میداشتند. یونانیان نمایندهٔ اژدها هستند، رومیان نمایندهٔ وحش هستند، و یهودیان نبیِ کاذب بودند.
په یوولسم فصل کې لومړي څلور آیتونه د هغه ځمکني اژدهايي ځواک پای په ګوته کوي چې، کله چې د انسانانو د ازمېښت موده پای ته رسېږي، له پاپي ځواک سره زنا کوي. درېیم او څلورم آیتونه د ځمکني اژدهايي ځواک د وروستۍ څرګندونې وروستنی راختل او سقوط په ګوته کوي. دغه آیتونه له وروستیو شپږو آیتونو سره پر یو بل ایښوول شوي دي، هغه آیتونه چې د هغه ځناور پای په ګوته کوي چې د ځمکې له پاچاهانو سره زنا کوي. د یوولسم فصل پیل او پای هغه تاریخ په ګوته کوي چې په هغه کې د خدای دښمنان خپل انجام ته رسېږي او هېڅ مرسته کوونکی نه لري. لومړي څلور آیتونه له وروستیو شپږو آیتونو سره سمون لري، او په دې توګه د لسو حکمونو سمبولیزم لري: یوه لوحه د لومړیو څلورو حکمونو او بله لوحه د وروستیو شپږو حکمونو سره؛ او په عین حال کې د لس شمېرې په وسیله د ازمېښت سمبول هم دی.
نخستین چهار آیه، آغازی را به تصویر میکشند که پایان را نشان میدهد، و در عین حال پیام را چنین استوار میسازند که از «زمانِ آخر» در سال ۱۹۸۹ آغاز میشود. این آیات نمایانگر دورهای از ۱۹۸۹ تا پایانِ مهلتِ آزمایشِ بشر هستند؛ از اینرو، پیامِ شش آیهٔ پایانی را بهصورت خلاصه بیان میکنند، یعنی همان افزایشِ معرفتی که در سال ۱۹۸۹ مُهرگشایی شد و رویدادهای مربوط به پایانِ مهلتِ آزمایش را مشخص میسازد.
این آیات تکیهگاه نبوی را فراهم میآورند تا شناخته شود که از سال ۱۹۸۹، در مجموع هشت رئیسجمهور وجود خواهد داشت، و هشتمی از میان هفت رئیسجمهور پیشین خواهد بود؛ بدینسان این بخش را با معمای «هشتمی که از آنِ هفت است» به هم پیوند میدهد، که ویژگیای نبوی است و در ایام آخر، حقیقتِ حاضر بهشمار میآید.
مضمونی که از این آیات میتوان دریافت، نابودی نهایی قدرت اژدهاست که با فاحشهٔ صور زنا میکند. فاحشه با همهٔ پادشاهان زمین زنا میکند، اما همانگونه که فرانسهٔ باستان هنگامی که کلوویس در سال 496 تخت خود را به پاپیّت وقف کرد، نخستزادهٔ کلیسای کاتولیک شد، به همانسان نیز وحش زمینیِ ایالات متحده در قانون یکشنبه نخستینِ پادشاهانی خواهد بود که با آن فاحشه زنا میکنند. همانگونه که در شش آیهٔ پایانی، چهار آیهٔ آغازین هر سه قدرتی را که جهان را به آرماگدون رهنمون میسازند شناسایی و برجسته میکند، با این حال مضمونِ چهار آیهٔ نخست، قدرت اژدهاست که بهوسیلهٔ یونان و اسکندر کبیر نمایانده شده است.
رونالد ریگن فرایندِ هشت رئیسجمهور را آغاز کرد؛ فرایندی که اکنون به آخرینِ آن هشت رئیسجمهور انجامیده است. رئیسجمهور هشتم، تمثالِ وحش را برپا خواهد کرد و در ایالات متحده قانونِ یکشنبه را به اجرا خواهد گذاشت، و همزمان نیز ترتیبی را میانجیگری و منعقد خواهد کرد که او را رئیسِ سازمان ملل متحد میسازد؛ سازمانی که در همان نقطه وارد رابطهای جهانی میان کلیسا و دولت خواهد شد، تحت پوششِ حلوفصلِ جنگافروزیِ فزایندهٔ اسلامِ افراطی.
وحیِ کتابِ مقدس کے تیرھویں باب کی «زمینی درندہ» یعنی ریاستہائے متحدۂ امریکہ کا، بائبلی نبوت کی چھٹی مملکت ہونے سے بائبلی نبوت کی ساتویں مملکت کے سر تک منتقلی، جبکہ وہ بائبلی نبوت کی آٹھویں مملکت کے ساتھ اپنے غیرقانونی تعلق کو پایۂ تکمیل تک پہنچا رہی ہے، پہلی آیت سے—جو 1989 کی نشان دہی کرتی ہے—ان صدور کے ذریعے واضح کی گئی ہے جو ریاستہائے متحدہ میں اتوار کے قانون تک لے جاتے ہیں، اور پھر فوراً ہی اس زورآور بادشاہ کے برپا ہونے کی نشان دہی کرتی ہے۔ وہ زورآور بادشاہ ٹرمپ ہے، جو اقوامِ متحدہ پر اختیار سنبھال رہا ہے، جسے وہ اب اپنے مطالبات سے پیش تر تحلیل کرنے کے عمل میں ہے۔
سطر دوم
آیات پنج تا نه، نخستین اشاره و تصویرسازیِ جزءبهجزء از نبرد میان پادشاهان شمال و جنوب را نشان میدهد؛ نبردی که سراسر این فصل از آن بهعنوان پسزمینهٔ اصلیِ نبوی بهره میگیرد. آیهٔ پنج، مضمون این بخش را بیان میکند.
و پادشاهِ جنوب نیرومند خواهد شد، و یکی از امیرانِ او نیز؛ و او بر وی فائق خواهد آمد و فرمانروایی خواهد کرد؛ و فرمانرواییِ او، فرمانرواییای عظیم خواهد بود. دانیال ۱۱:۵.
بطلیموس اول سوتر و سلوکوس اول نیکاتور در این آیه به تصویر کشیده شدهاند. هر دو، یکچهارمِ «دیادوخی» (بهمعنای جانشین) پادشاهی اسکندر بودند. سلوکوس نخستین «پادشاه شمال» در فصل یازدهم است، و در هماهنگی با رومِ بتپرست، رومِ پاپی، و رومِ جدید—سلوکوس تنها پس از سه پیروزی اصلی یا رویداد سرنوشتساز بهعنوان پادشاه نبویِ شمال استقرار یافت: بازپسگیری بابل در ۳۱۲ پیش از میلاد، نبرد ایپسوس در ۳۰۱ پیش از میلاد، و نبرد کوروپدیوم در ۲۸۱ پیش از میلاد. این تحرکات، رقیبان اصلی او را شکست داد، امپراتوریاش را گسترش بخشید، و سلطهاش را در آن منطقه استحکام بخشید.
سطرِ دوم با شناساییِ پادشاهانِ شمال و جنوب، در تمایز از هر یک از دیگر جانشینانِ (Diadochi) پادشاهیِ تقسیمشدۀ اسکندر، آغاز میشود. این سطر با این شناسایی آغاز میشود که پادشاهِ شمال تنها پس از سه فتوحات به اقتدار میرسد. سپس در تاریخِ کشاکشِ فرمانروایی که پس از مرگِ اسکندر در آیاتِ شش تا نه آشکار شد، دورهای را مشخص میسازد که با سرنگونیِ پادشاهِ شمال بهدستِ پادشاهِ جنوب پایان میپذیرد. این نخستینِ سه بار در فصلِ یازدهم است که پادشاهِ جنوب بر پادشاهِ شمال غلبه مییابد. این سه، در درونِ همان فصل، سه شاهدِ داخلی فراهم میآورند که بهروشنی نشانههایِ راهِ تاریخ را که به شکستِ پادشاهی از شمال بهدستِ پادشاهی از جنوب میانجامد، تثبیت میکند.
اور پادشاهِ جنوب نیرومند خواهد شد، و یکی از سرداران او نیز؛ و او از وی نیرومندتر خواهد شد و سلطنت خواهد کرد؛ و سلطنت او، سلطنتی عظیم خواهد بود. و در پایانِ سالها با یکدیگر متحد خواهند شد؛ زیرا دخترِ پادشاهِ جنوب نزد پادشاهِ شمال خواهد آمد تا مصالحهای برقرار سازد؛ اما او قوّتِ بازو را نگاه نخواهد داشت؛ نه او پایدار خواهد ماند و نه بازویش؛ بلکه او تسلیم خواهد شد، و آنان که او را آورده بودند، و آن که او را زاییده بود، و آن که او را در آن ایام تقویت میکرد. اما از شاخهای از ریشههای او، یکی در مقام او برخواهد خاست، که با لشکری خواهد آمد و به دژِ پادشاهِ شمال داخل خواهد شد، و بر ضد ایشان عمل خواهد کرد و غالب خواهد آمد؛ و نیز خدایان ایشان را با امیرانشان و با ظروفِ گرانبهای نقره و طلای ایشان، به اسارت به مصر خواهد برد؛ و او سالهایی بیش از پادشاهِ شمال پایدار خواهد ماند. پس پادشاهِ جنوب به مملکت خود خواهد آمد و به سرزمین خویش بازخواهد گشت. دانیال ۱۱:۵–۹
تحققُ الآيات تاريخيًّا يقدّم النموذجَ للتحقق النبويّ للألف ومئتين وستين سنة من الحكم البابوي المحدَّدة في الآيات الحادية والثلاثين إلى الأربعين، كما يقدّم النموذجَ النبويّ لتحقق الآية الحادية عشرة، التي تحققت أولًا سنة 217 ق.م. في معركة رافيا. وهذه الشواهد الثلاثة تحدد خصائص الحرب الأوكرانية، حيث سيتغلّب بوتين، الملك الأخير للجنوب، على الجيش الوكيل لملك الشمال البابوي.
مضمون السطر الثاني من التاريخ النبوي هو الكيفية التي أُنزِلَت بها إلى البابوية الضربةُ المميتة سنة 1798، كما تمثّلها الآيات من خمسة إلى تسعة، ومعركة رافية في الآية الحادية عشرة. أمّا ملك الجنوب، الذي هو مصر، فهو قوة التنين.
اے ابنِ آدم، اپنا رُخ فرعون، مصر کے بادشاہ، کے خلاف کر، اور اُس کے خلاف اور تمام مصر کے خلاف نبوت کر۔ کلام کر اور کہہ، خداوند خدا یوں فرماتا ہے: دیکھ، اے فرعون، مصر کے بادشاہ، مَیں تیرے خلاف ہوں، اے اُس بڑے اژدہے، جو اپنے دریاؤں کے بیچ پڑا رہتا ہے، جس نے کہا ہے، میرا دریا میرا اپنا ہے، اور مَیں نے اُسے اپنے لیے بنایا ہے۔ حزقی ایل 29:2، 3۔
سه تصویر از چیرگیِ پادشاهِ جنوب بر پادشاهِ شمال در باب یازدهم، در کنار یکدیگر، سقوط نهاییِ پادشاهِ شمال را در آیهٔ چهلوپنج مشخص میسازند.
او خیمههای قصر خود را میان دریاها، بر کوه مقدّسِ جلال، برپا خواهد کرد؛ امّا به پایان خود خواهد رسید، و هیچکس او را یاری نخواهد کرد. دانیال 11:45.
در فصل یازدهم سه سطر وجود دارد که پادشاهی از جنوب را در حال شکست دادن پادشاهی از شمال به تصویر میکشند؛ اما هنگامی که پادشاه شمال به انجام خود میرسد و هیچکس او را یاری نمیدهد، این امر چندان آشکار نیست. لیکن کتاب مکاشفه نشان میدهد که این قدرت اژدهاست که او را فرو میافکند، به اینگونه که گوشتش را میخورد و او را به آتش میسوزاند. هنگامی که قدرت اژدها از کتاب مکاشفه شناخته شود، میتوانیم پادشاهان را نیز ببینیم که همان اژدها هستند و نیز همان پادشاه جنوب که در آیه چهل و پنج پادشاه شمال را فرو خواهند افکند. سه شاهد مستقیم در این فصل وجود دارد که همگی بر تحقق کامل خود، آنگونه که از طریق پیوند میان کتابهای دانیال و مکاشفه نمایان شده است، شهادت میدهند.
پادشاه شمالِ پاپیِ معاصر در آیهٔ چهلوپنج به پایان خود میرسد و هیچکس او را یاری نمیکند، و کتاب مکاشفه مشخص میسازد که قدرت پاپی چگونه به دست قدرت اژدها به پایان خود میرسد.
اور دس سینگ جو تُو نے اُس حیوان پر دیکھے، یہ فاحشہ سے عداوت رکھیں گے، اور اُسے اُجاڑ اور ننگا کر دیں گے، اور اُس کا گوشت کھا جائیں گے، اور اُسے آگ سے جلا دیں گے۔ کیونکہ خدا نے اُن کے دلوں میں یہ ڈال دیا ہے کہ اُس کی مرضی پوری کریں، اور ایک رائے ہو جائیں، اور اپنی بادشاہی اُس حیوان کے حوالے کر دیں، جب تک کہ خدا کی باتیں پوری نہ ہو جائیں۔ مکاشفہ 17:16، 17۔
ده پادشاه، پادشاه پاپیِ شمال را با آتش میسوزانند و گوشت او را میخورند. پادشاهان ایام آخر، قدرت اژدها هستند.
«پادشاهان و فرمانروایان و والیان، نشانِ ضدّمسیح را بر خود نهادهاند، و بهصورت اژدهایی به تصویر کشیده شدهاند که میرود تا با مقدّسان—با آنان که احکام خدا را نگاه میدارند و ایمانِ عیسی را دارند—جنگ کند. آنان در دشمنیِ خود با قومِ خدا، خویشتن را همچنین در انتخابِ بارابّاس بهجای مسیح مجرم نشان میدهند.» Testimonies to Ministers, 38.
آن ده پادشاه همان قدرت اژدها هستند، که همچنین بهوسیلهٔ پادشاهی یونان و اسکندر نمود یافته است. آن پادشاهان، پادشاهان جنوباند، زیرا بهوسیلهٔ فرعون، پادشاه مصر، نمایانده شدهاند. ایشان گوشت او را خواهند خورد، زیرا ایشان همچنین «سگان» نبویاند که مزمورنویس آنان را «جماعت شریران» میخواند.
زیرا سگان مرا احاطه کردهاند؛ جماعت شریران مرا در میان گرفتهاند؛ دستها و پاهایم را سوراخ کردهاند. میتوانم همهٔ استخوانهایم را بشمارم؛ آنان به من مینگرند و خیره میشوند. جامههایم را در میان خود تقسیم میکنند، و بر لباس من قرعه میاندازند. مزمور ۲۲:۱۶–۱۸.
پاپیت در آیهٔ چهلوپنج پادشاه شمال است، و پاپیت در کلیسای طیاتیرا بهوسیلهٔ ایزابل نمادین شده است.
لیکن مجھے تجھ سے چند باتوں کی شکایت ہے، اس لیے کہ تُو اُس عورت ایزبل کو، جو اپنے آپ کو نبیہ کہتی ہے، میرے بندوں کو تعلیم دینے اور گمراہ کرنے دیتی ہے تاکہ وہ زنا کریں اور بتوں کے لیے قربان کی ہوئی چیزیں کھائیں۔ اور میں نے اُسے مہلت دی کہ وہ اپنے زنا سے توبہ کرے، مگر اُس نے توبہ نہ کی۔ دیکھ، میں اُسے بسترِ بیماری میں ڈال دوں گا، اور اُن کو بھی جو اُس کے ساتھ زنا کرتے ہیں، سخت مصیبت میں، اگر وہ اپنے اعمال سے توبہ نہ کریں۔ مکاشفہ 2:20–22۔
دا د ایزابل قضا هغه وخت پوره کېږي کله چې سپي یې وخوري.
و خداوند نیز دربارهٔ ایزابل سخن گفت و فرمود: «سگها ایزابل را نزد حصار یزرعیل خواهند خورد.» ۱ پادشاهان ۲۱:۲۳.
سگها رومِ بتپرستاند، همان قدرتِ اژدها؛ زیرا این رومِ بتپرست بود که مسیح را مصلوب کرد.
«در رنجهای مسیح بر صلیب، نبوت به انجام رسید. قرنها پیش از مصلوب شدن، نجاتدهنده رفتاری را که قرار بود با او شود، پیشگویی کرده بود. او گفت: “سگان مرا احاطه کردهاند؛ جماعت شریران مرا در میان گرفتهاند؛ دستها و پاهایم را سوراخ کردهاند. همه استخوانهایم را میتوانم بشمارم؛ آنان به من مینگرند و خیره میشوند. جامههایم را در میان خود تقسیم میکنند، و بر لباس من قرعه میاندازند.” مزمور 22:16–18. نبوت مربوط به جامههای او، بدون مشورت یا دخالت دوستان یا دشمنان آن مصلوب، تحقق یافت. جامههای او به سربازانی داده شد که او را بر صلیب نهاده بودند. مسیح جدال آن مردان را آنگاه که جامهها را میان خود تقسیم میکردند، شنید. ردای او سراسر یکپارچه و بیدرز بافته شده بود، و آنان گفتند: “آن را پاره نکنیم، بلکه بر آن قرعه بیندازیم تا از آنِ چه کسی شود.”» آرزوی اعصار، 746.
آن ده پادشاه، که همان سگاناند، که همان جماعت شریراناند، که همان یونان و مصر هستند، نیز فاحشه را با آتش خواهند سوزانید.
و دخترِ هر کاهن، اگر خویشتن را به زنا آلوده سازد، پدر خود را بیحرمت میگرداند؛ او باید به آتش سوزانیده شود. لاویان ۲۱:۹.
آن ده پادشاه فاحشه را با آتش میسوزانند، زیرا او ادعا میکند که کاهنه است، اما فاحشه است.
و در آن روز واقع خواهد شد که صور هفتاد سال، بر حسب ایام یک پادشاه، به فراموشی سپرده خواهد شد؛ و پس از پایان هفتاد سال، صور همچون فاحشهای خواهد سرایید. بربطی برگیر، در شهر بگرد، ای فاحشهای که به فراموشی سپرده شدهای؛ نغمهای دلنشین بنواز، سرودهای بسیار بخوان، تا به یاد آورده شوی. و واقع خواهد شد که پس از پایان هفتاد سال، خداوند به صور توجه خواهد فرمود، و او به مزد خویش بازخواهد گشت، و با همه ممالکت جهان بر روی زمین زنا خواهد کرد. اشعیا ۲۳:۱۵–۱۷
در آیات پنج تا نه، و نیز آیات سیویک تا چهل، گواهی مییابیم که پاپیّت به دست قدرت اژدها به پایان خود میرسد. این اصل همچنین اکنون در جنگ اوکراین در حال تحقق است. این سه شاهد به ما اعلام میکنند که هنگامی که پادشاه شمال در آیه چهلوپنج به پایان خود برسد و هیچکس برای یاری او نباشد، اژدها گوشت او را خواهد خورد و او را با آتش خواهد سوزانید. بر پایهٔ سه شاهد، انگیزهٔ اقدام اژدها شامل عهدی شکسته نیز خواهد بود.
در آیات پنج تا نه، جنگ دوم سوری با معاهدهای در سال ۲۵۳ پیش از میلاد پایان یافت. این جنگ در سال ۲۶۰ پیش از میلاد آغاز شده بود، و هفت سال پس از آغاز جنگ دوم سوری، پادشاه جنوب با دادن دختری به پادشاه شمال، تا او با دختر پادشاه جنوب ازدواج کند و از طریق این اتحاد زناشویی صلح برقرار شود، معاهدهای صلح را به انجام رساند. هفت سال پس از این ازدواج، در سال ۲۴۶ پیش از میلاد، پادشاه شمال عروس جنوبی را کنار گذاشت و همسر نخستین خود را، که هنگام ازدواج با شاهدخت مصری او را کنار نهاده بود، بازگردانید. انگیزهٔ پادشاه جنوب برای یورش به پادشاهی شمال و به اسارت گرفتن پادشاه شمال، نقض شدن یک معاهده بود.
تجسّدَتِ المعاهدةُ المنقوضةُ في معاهدةِ تولنتينو المنقوضةِ سنةَ 1797، التي زوّدت نابليونَ بالدافعِ إلى أسرِ البابا سنةَ 1798، كما فعل بطليموسُ بسلوقس سنةَ 246 ق.م. ولمّا عاد بطليموسُ الثالثُ إلى مصرَ من انتصاره على الإمبراطوريةِ السلوقيةِ الشماليةِ التابعةِ لسلوقس الثاني، جلب إلى مصرَ من الكنوزِ مقدارًا عظيمًا حتى إنّ المصريينَ منحوا بطليموسَ الثالثَ لقبَ «إيورجيتيس» (ومعناه: المُحسِن)، لأنه أعاد «آلهتَهم الأسيرة» بعد سنينَ كثيرة.
بلکہ اس کی جڑوں کی ایک شاخ میں سے ایک شخص اس کے مقام پر کھڑا ہوگا، جو لشکر کے ساتھ آئے گا، اور شمال کے بادشاہ کے قلعہ میں داخل ہوگا، اور ان کے خلاف کارروائی کرے گا، اور غالب آئے گا؛ اور وہ ان کے معبودوں کو بھی، ان کے امراء کے ساتھ، اور چاندی اور سونے کے ان کے قیمتی برتنوں سمیت، اسیر کرکے مصر لے جائے گا؛ اور وہ شمال کے بادشاہ سے زیادہ برسوں تک قائم رہے گا۔ دانی ایل 11:7، 8۔
جب نپولین نے 1798 میں پوپ کو قید کیا، تو اُس نے ویٹیکن کے خزانے لوٹ لیے اور اُنہیں فرانس واپس لے گیا، جیسا کہ بطلیموس سوم کی مثال میں ظاہر ہوتا ہے، جس نے خزانے بھی لے لیے اور سلوکوس دوم کو بھی مصر واپس لے گیا، جہاں سلوکوس دوم گھوڑے سے گر کر مر گیا۔ یہ اس بات کی تمثیل تھا کہ نپولین نے 1798 میں پاپائیت کو درندے سے جدا کر دیا، اور 1799 میں پوپ کی موت واقع ہوئی۔ مکاشفہ سترہ میں پاپائیت وہ عورت ہے جو درندے پر سوار ہے، اور سلوکوس کی شکست، اس کی اسیری، اور بعد ازاں گھوڑے سے گر کر اس کی موت، اس بات کی تمثیل ہے کہ نپولین نے پاپائیت کے شہری اقتدار کو ہٹا دیا (جسے مکاشفہ سترہ میں ایک درندے کے طور پر پیش کیا گیا ہے)۔
پس او مرا در روح به بیابان برد؛ و زنی را دیدم که بر حیوانی به رنگ ارغوانی نشسته بود، حیوانی آکنده از نامهای کفرآمیز، و دارای هفت سر و ده شاخ. … و فرشته به من گفت: چرا در شگفت شدی؟ من رازِ زن و رازِ آن حیوانی را که او را حمل میکند و هفت سر و ده شاخ دارد، برای تو بیان خواهم کرد. … و آن زنی که دیدی، همان شهر بزرگ است که بر پادشاهان زمین سلطنت میکند. مکاشفه ۱۷:۳، ۷، ۱۸.
پانچویں سے نویں آیت تک باب گیارہ میں شمال اور جنوب کے بادشاہ کے درمیان جنگ کا تعارف پیش کرتی ہیں۔ پانچویں آیت روم کو شمال کے بادشاہ کے طور پر بنیاد فراہم کرتی ہے، کیونکہ یہ شناخت کرتی ہے کہ شمال کا بادشاہ اعلیٰ اقتدار قائم کرنے سے پہلے تین جغرافیائی علاقوں کو فتح کرے گا۔ یہ آیات وہ نبوی ساخت فراہم کرتی ہیں جو ایک ایسے زمانے کو پیش کرتی ہے جب شمال کا بادشاہ حکمرانی کرتا ہے مگر اپنے انجام کو پہنچتا ہے۔ یہی دراصل باب گیارہ کا بنیادی مقدمہ اور وعدہ ہے۔ اس سلسلۂ بیان کا موضوع شمال کے پاپائی بادشاہ کا جان لیوا زخم ہے، یا جیسا کہ پینتالیسویں آیت بیان کرتی ہے، ”وہ اپنے انجام کو پہنچے گا، اور اس کی مدد کرنے والا کوئی نہ ہوگا۔“ یہ سچائی آخری ایام میں حال کی سچائی ہے۔
ما این بحث را در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.