و پادشاهِ جنوب به خشم خواهد آمد و بیرون آمده، با او، یعنی با پادشاهِ شمال، جنگ خواهد کرد؛ و او انبوهی عظیم بسیج خواهد نمود؛ اما آن انبوه به دستِ او سپرده خواهد شد. و چون آن انبوه را از میان بردارد، دلش مغرور خواهد شد؛ و ده‌ها هزار تن را فرو خواهد افکند؛ اما از این رو نیرومند نخواهد شد. دانیال 11:11، 12

آیات یازده و دوازده، پیروزی پوتین بر اوکراین و اتحادیۀ اروپا، و نیز پیامدها و تبعات آن برای پوتین پس از پیروزی‌اش در جنگ اوکراین را مشخص می‌کند؛ چنان‌که این امر به‌وسیلهٔ بطلمیوس در پیروزی او در رافیا در سال ۲۱۷ پیش از میلاد، و زوال او در آیۀ دوازده، بازنمایی شده است. مضمون این آیات، عروج و سقوط پادشاه جنوب است.

تا اینجا، مقالات در حال شناسایی مضامین اساسیِ خطوط نبویِ فصل یازدهم بوده‌اند. آیهٔ یازدهم پیش از آن‌که در فصل به پیش برویم، به اندکی زمان بیشتر نیاز دارد. دانیال ۱۱:۱۱ با مکاشفه ۱۱:۱۱ هم‌راستا است.

اور ساڑھے تین دن کے بعد خدا کی طرف سے زندگی کی روح اُن میں داخل ہوئی، اور وہ اپنے پاؤں پر کھڑے ہو گئے؛ اور جنہوں نے اُنہیں دیکھا اُن پر بڑا خوف طاری ہو گیا۔ مکاشفہ 11:11

در سال ۲۰۲۳، آن دو شاهد که به دست وحشِ برآمده از هاویۀ بی‌انتها کشته شده بودند، بر پای‌های خود ایستادند. شهادتِ شاخِ جمهوری‌خواه در سال ۲۰۱۵ با اعلام نامزدیِ دونالد ترامپ برای ریاست‌جمهوری آغاز شد، و در سال ۲۰۲۰ اژدها، که به‌وسیلهٔ جهانی‌گرایانِ موجود در جهان نمایانده می‌شود، و جهانی‌گرایانی که حزب دموکرات را تشکیل می‌دهند، همراه با جهانی‌گرایانِ حزب جمهوری‌خواه (RINO’s)، انتخابات را ربودند و جو بایدن را بر سر کار نشاندند؛ و بدین‌سان دونالد ترامپ را در کوچه کشتند. شاخِ پروتستان، که به‌وسیلهٔ خدمتِ Future for America نمایانده می‌شود، از طریق ترویجِ پیشگوییِ نادرستی که حمله‌ای از سوی اسلام علیه نشویل را توصیف می‌کرد، کشته شد. در سال ۲۰۲۳، هر دو شاخِ جمهوری‌خواه و پروتستان دوباره زنده شدند. آیۀ یازدهم آغازِ جنگ اوکراین را از سال ۲۰۱۴ به بعد تا پیروزیِ نهاییِ پوتین و روسیه مشخص می‌سازد.

آیهٔ یازدهم آزمونِ بصری‌ای است که در داوری برای اَدونتیسم به‌طور کلی به اوج می‌رسد، اما همچنین برای کسانی که نورِ ۹/۱۱ و فرا رسیدنِ وایِ سوم را پذیرفته‌اند؛ با این همه، در درجهٔ نخست برای کسانی است که در برابر نورِ نبوتی که از ژوئیهٔ ۲۰۲۳ به‌طور تدریجی گشوده شد، مسئول شناخته خواهند شد.

رهبری اَدونتیسم در سال ۱۹۸۹ کنار گذاشته شد، چنان‌که این امر به‌وسیلهٔ تولد مسیح در آن دورهٔ نبوی به‌گونه‌ای نمادین نشان داده شده بود. در تعمید مسیح، او فراخواندن شاگردانی را آغاز کرد که «بنیاد» کلیسای مسیحی بودند، و بدین‌سان نمادی از ۱۱ سپتامبر شد؛ زمانی که با ظهور اسلامِ وایِ سوم، خداوند قوم خود را به راه‌های قدیمِ ارمیا بازگردانید، که نمایانگر بنیادهای اَدونتیسم هستند. در ۱۱ سپتامبر، داوری زندگان از خانهٔ خدا آغاز شد، و اَدونتیسم نورِ فرشتهٔ مکاشفهٔ هجده را همان‌قدر به‌طور قطع رد کرد که یهودیان عیسی را به‌عنوان مسیحا رد کردند. کسانی که نورِ فرشتهٔ مکاشفهٔ هجده را پذیرفتند، سپس به‌وسیلهٔ نومیدیِ ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ آزموده شدند.

در ژوئیهٔ ۲۰۲۳، نورِ دانیال ۱۱:۱۱ خطّ بیرونیِ حقیقتِ حاضر را مشخص می‌سازد. آن نورِ تحققِ نبویِ بیرونی که در آیهٔ یازدهمِ دانیال ۱۱ یافت می‌شود، برای باکرگانِ برخاسته در آیهٔ یازدهمِ مکاشفهٔ فصل یازدهم گشوده شد. مکاشفه تاریخِ درونی را که دانیال به‌مثابهٔ تاریخِ بیرونی می‌گشاید، معرفی می‌کند.

آنان که نوری را که از ژوئیهٔ ۲۰۲۳ آشکار شدن آن آغاز شد مورد توجه قرار داده‌اند، نمایانگر دو طبقهٔ متمایزند، زیرا از پیش کسانی بوده‌اند که زمانی پس از ژوئیهٔ ۲۰۲۳ با یکدیگر گام برمی‌داشتند، اما دیگر با هم گام برنمی‌دارند. داوری تدریجی است، و از ۱۱ سپتامبر، به کلیسای ادونتیست روز هفتم «فرصتی برای توبه» از ردّ «قواعد تفسیر نبوی که به‌وسیلهٔ میلر و همکارانش پذیرفته شده بود» داده شد، قواعدی که آنان از سال ۱۸۶۳ به این سو به‌تدریج رد کرده‌اند. از ۱۱ سپتامبر تا ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، آخرین فرصت برای توبه به کلیسای ادونتیست روز هفتم داده شد، و در آن مقطع، کسانی که در اعلامیهٔ نشویلِ ۲۰۲۰ مشارکت داشتند آزموده شدند. در ژوئیه، مرحلهٔ نهاییِ تطهیر به‌وسیلهٔ آیهٔ یازدهم از فصل یازدهم در کتاب‌های دانیال و مکاشفه بازنمایی می‌شود.

ترجمہ درج ذیل ہے: اسی آزمائشی عمل میں تین آزمائشوں میں سے دوسری آزمائش پوری ہوتی ہے۔ دوسری آزمائش بصری آزمائش ہے، جس سے پہلے اشتہا کی آزمائش ہوتی ہے، اور جو تیسری آزمائش پر منتج ہوتی ہے؛ اور یہ تیسری آزمائش پہلی دو آزمائشوں کے برعکس ایک کسوٹی آزمائش ہے۔ جب کنواریاں آدھی رات کے وقت اس پکار پر جاگ اٹھتی ہیں کہ “دیکھو، دولہا آتا ہے”، تو ایک جماعت کے پاس ضروری تیل ہوتا ہے اور دوسری ہلاک ہو جاتی ہے۔ میلرائٹس نے بعینہٖ اسی تجربے کو پورا کیا، اور ایسا کرتے ہوئے انہوں نے نبوت کی ایک خارجی اور ایک داخلی دونوں لائنوں کی سمجھ کا اظہار کیا۔

جب انہوں نے گرے ہوئے پروٹسٹنٹ کلیسیاؤں کو بابل کی بیٹیاں قرار دے کر دوسرے فرشتے کا پیغام علانیہ پیش کیا، تو وہ ایک ایسا پیغام پیش کر رہے تھے جو اُن کے تجربہ سے خارج تھا۔ نصفُ اللیل کی پکار کے پیغام کا اعلان کرنے کے لیے اُن کے لیے پہلے یہ دیکھنا ضروری تھا کہ وہ خود وہ کنواریاں ہیں جو تاخیر کے وقت میں رہی تھیں۔ دانی ایل اور مکاشفہ دونوں کے باب گیارہ کی آیت گیارہ میں، اندرونی اور بیرونی پیغامات جولائی 2023 سے موجودہ سچائی کے طور پر منکشف کیے گئے۔

در باب اول دانیال، دومین آزمون، و آزمونی دیداری، زمانی بود که دانیال و آن سه یار را در «ظاهر» نیکوتر و فربه‌تر از کسانی یافتند که از خوراک بابلی می‌خوردند. در باب دوم، آزمون دیداری به صورت آزمونی نبوی نمودار می‌شود که اقتضا دارد پیامی پنهان به‌درستی تفسیر شود؛ پیامی که در نهایت آشکار می‌گردد که همان تصویرِ پادشاهی‌های نبوتِ کتاب‌مقدس است. باب‌های اول، دوم و سوم دانیال نمایانگر فرشتهٔ اول، دوم و سومِ مکاشفهٔ چهارده هستند.

فرشتهٔ دومِ مکاشفهٔ چهارده به پیامِ بیرونیِ تاریخِ میلریتی می‌پردازد، و بابِ دومِ دانیال نیز با تصویرِ حیواناتِ تاریخِ نبوی، خطِ بیرونی را مورد خطاب قرار می‌دهد. آزمونِ بصری در بابِ اول بر دانیال و آن سه یارِ شایسته مبتنی بود، و ازاین‌رو خطِ درونی است. خطوطِ بیرونی و درونیِ نبوت، که با موازاتِ باب‌های یک تا سهِ دانیال با سه فرشتهٔ مکاشفهٔ چهارده بازنمایی شده‌اند، شاهدی دیگر بر پیامِ فرشتهٔ دوم، آن‌گونه که به‌وسیلهٔ میلریتی‌ها به انجام رسید، پدید می‌آورند.

میلری‌ها هنگامی که اعلام فریاد نیمه‌شب را به انجام رساندند، هم پیامی بیرونی و هم پیامی درونی را اعلام کردند. پیام بیرونی ایشان همان فرشتهٔ دومِ مکاشفهٔ چهارده بود، و بدین‌سان پیام میلری‌ها را به‌طور مستقیم با فرشتهٔ دوم و تمثالِ دانیال دو پیوند می‌داد. آن تمثال نمایانگر پادشاهی‌های بیرونیِ نبوت کتاب‌مقدس است، از بابلِ حقیقی تا بابلِ معاصر که در پایانِ مهلتِ آزمایشِ بشر به انتهای خود می‌رسد. میلری‌ها بار دیگر با پیام بیرونیِ بابل ارتباط می‌یابند. آزمونِ بصریِ دانیال بر پایهٔ غذایی بود که او برگزید تا بخورد، و فرشتهٔ اولِ مکاشفهٔ ده که فرود آمد و یک پا بر زمین و پای دیگر بر دریا نهاد، کتابچه‌ای گشوده در دست داشت که به یوحنا فرمان داده شد آن را بخورد. فرشتهٔ اول با اشتها بازنمایی می‌شود و پس از آن آزمونی بصری می‌آید. آزمون بصری هم خطِ درونیِ حقیقت را در بر می‌گیرد و هم خطِ بیرونیِ آن را.

دانیال باب یازدهم، آیهٔ یازدهم، در موازات با مکاشفه باب یازدهم، آیهٔ یازدهم، آزمون بصریِ دوگانه را نمایندگی می‌کند. این آزمون در محک نهایی به پایان می‌رسد، آنگاه که باکره‌ها آشکار می‌سازند که آیا روغن دارند یا نه. این آشکارشدن درست اندکی پیش از بسته‌شدنِ درِ فیض، در هنگام قانون یکشنبه در ایالات متحده، روی می‌دهد. بسته‌شدنِ درِ فیض در قانون یکشنبه، به‌وسیلهٔ ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴، به‌طور نمادین پیش‌نموده شده بود. درست پیش از ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴، در ۱۷ اوت ۱۸۴۴، میلری‌ها این پیام را همچون موجی خروشان در سراسر کرانهٔ شرقی ایالات متحده به پیش بردند.

۱۹۸۹ زمانِ آخر است؛ هنگامی که کتابِ دانیال مُهرگشایی شد، و هرگاه کتابِ دانیال مُهرگشایی می‌شود، همواره افزایشی در معرفت پدید می‌آید که دو طبقه از عبادت‌کنندگان را به وجود می‌آورد. ۱۹۸۹ نخستینِ آن سه نشانهٔ آزمون است، چنان‌که به‌گونه‌ای نمادین با ورودِ فرشتهٔ اول در ۱۷۹۸ پیش‌نموده شد. هنگامی که فرشتهٔ اول در ۱۱ اوت ۱۸۴۰ فرود آمد، او فرشتهٔ مکاشفهٔ هجده را که در ۹/۱۱ فرود می‌آید، پیش‌نمونه ساخت. نخستین یأسِ تاریخِ میلری، ورودِ فرشتهٔ دوم را مشخص کرد و به‌گونه‌ای نمادین ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ و آغازِ زمانِ درنگ را پیش‌نموده ساخت. میلریان به‌تدریج نسبت به پیامِ فرشتهٔ دوم و این حقیقت که آنان باکره‌های مَثَلِ ده باکره بودند، بیدار شدند. آنان در گردهماییِ اردوییِ اکستر در اوتِ ۱۸۴۴ به‌طور کامل بیدار شدند. یکصد و چهل و چهار هزار تن در ژوئیهٔ ۲۰۲۳ بیدار شدند، هنگامی که پیامِ نالهٔ نیمه‌شب آغاز به مُهرگشاییِ تدریجی کرد.

وقتِ تأخیر برای میلری‌ها در اکستر به پایان رسید، همان‌گونه که برای خانوادهٔ لازاروس پایان یافت، آنگاه که عیسی، لازاروس را برخیزانید تا اوج‌بخش‌ترین عملِ خدمتِ مسیح پدید آید، هنگامی که لازاروس «مُهر» خدمتِ او گردید. قیامِ لازاروس نشانگرِ پایانِ وقتِ تأخیر و مُهر شدنِ قومِ خداست. ورودِ ظفرمندانه‌ای که در پی آن آمد، نمونهٔ اعلانِ پیامِ ندای نیمه‌شب در تاریخِ میلریتی بود. مضمونِ آیهٔ یازدهمِ بابِ یازدهمِ دانیال، صعود و سقوطِ پادشاهِ جنوب است و به نبردِ پانیوم در آیاتِ سیزده تا پانزده می‌انجامد. آن آیات، سنگِ محکّی هستند که در آن مُهر بر پیشانی‌های مردان و زنانی نهاده می‌شود که در آیهٔ شانزدهم باید همچون عَلَمی برافراشته شوند.

آیهٔ پانزدهم در نبرد پانیوم به انجام رسید، که با دیدار مسیح از قیصریهٔ فیلپی هم‌راستا است. در آن‌جا، در قیصریهٔ فیلپی، مسیح نام شمعون بار‌یونا را به پطرس تغییر داد، و بدین‌سان مُهر شدنِ صد و چهل و چهار هزار نفر را نشان نهاد. از آن زمان به بعد، نورِ صلیبِ قریب‌الوقوع بر شاگردان گشوده شد. هنگامی که مسیح نام شمعون را درست پیش از صلیب به پطرس تغییر داد، این امر با سنگِ محکِ اکستر و ایلعازر هم‌سو بود که به ورودِ ظفرمندانه به اورشلیم منتهی شد. اردوی اجتماعِ اکستر از دوازدهم تا هفدهم اوت، استقرار نهایی در حقیقت را پیش از آن تکان عظیم نمایندگی می‌کند؛ تکانی که همان زلزلهٔ قانون یک‌شنبه در فصل یازدهم دانیال و مکاشفه است.

«کار در بتل کریک نیز از همان سنخ است. رهبران آسایشگاه با بی‌ایمانان درآمیخته‌اند و آنان را کمابیش به شوراهای خود راه داده‌اند، اما این همچون آن است که با چشمان بسته به کار پردازند. آنان از بصیرت لازم برای دیدن آنچه ممکن است هر لحظه بر ما فرود آید، بی‌بهره‌اند. روحی از استیصال، جنگ و خونریزی در کار است، و آن روح تا واپسین پایان زمان فزونی خواهد گرفت. به‌محض آنکه قوم خدا بر پیشانی‌های خود مُهر شوند—و این نه مُهر یا نشانی‌ای است که بتوان آن را دید، بلکه استقرار یافتن در حقیقت است، هم از لحاظ فکری و هم روحانی، به‌گونه‌ای که نتوان آنان را متزلزل ساخت—به‌محض آنکه قوم خدا مُهر شوند و برای تکان دادن آماده گردند، آن واقع خواهد شد. در حقیقت، هم‌اکنون نیز آغاز شده است. داوری‌های خدا اکنون بر این سرزمین وارد آمده است تا به ما هشدار دهد، تا بدانیم چه چیزی در پیش است.» Manuscript Releases, جلد 10، 252.

مهر شدنِ یکصد و چهل و چهار هزار نفر به‌وسیلهٔ گردهمایی اردوگاهیِ اِکستر، تغییر نام شمعون به پطرس از سوی مسیح، و رستاخیز ایلعازر به تصویر کشیده شد. آن رستاخیز، نمونهٔ رستاخیزِ دو شاهد در باب یازدهم مکاشفه است. آیات ده تا شانزده، تاریخِ پنهانِ آیهٔ چهل را نشان می‌دهند. گشوده شدنِ این تاریخِ پنهانِ آیهٔ چهل، در درونِ تحققِ تاریخیِ آیهٔ یازده و جنگ اوکراین آغاز شد. از ژوئیهٔ ۲۰۲۳، آن تاریخِ پنهان در فرآیندِ گشوده شدن به‌وسیلهٔ شیرِ سبطِ یهودا بوده است.

هنگامی که نامزدهای قرار گرفتن در میان یکصد و چهل و چهار هزار نفر در آیهٔ یازدهمِ مکاشفهٔ باب یازدهم زنده شدند، آزمون بصریِ نبوی‌ای که باید پیش از بسته شدنِ مهلتِ فیض در قانونِ یکشنبه گذرانده شود—آزمونی که خواهر وایت آن را آزمونِ تصویرِ وحش معرفی می‌کند—آغاز شد.

«خداوند به‌روشنی به من نشان داده است که صورتِ وحش پیش از بسته شدنِ زمانِ آزمایش شکل خواهد گرفت؛ زیرا آن آزمونِ بزرگِ قومِ خدا خواهد بود که به‌وسیلهٔ آن، سرنوشتِ ابدیِ ایشان تعیین خواهد شد. موضع شما چنان درهم‌آمیخته‌ای از ناسازگاری‌هاست که جز اندکی فریب نخواهند خورد.»

«در مکاشفه ۱۳ این موضوع به‌روشنی مطرح شده است؛ [مکاشفه ۱۳:‏۱۱–۱۷، نقل‌قول شده].»

«این آزمایشی است که قوم خدا باید پیش از آنکه مُهر شوند از آن بگذرند. همهٔ کسانی که با نگاه‌داشتن شریعت او و امتناع از پذیرفتن سَبَّتی جَعلی، وفاداری خود را به خدا ثابت کردند، زیر درفشِ یهوه، خداوندگار، قرار خواهند گرفت و مُهرِ خدای زنده را دریافت خواهند کرد. اما آنان که حقیقتِ آسمانی‌منشأ را واگذارند و سَبَّتِ یکشنبه را بپذیرند، نشانِ وحش را دریافت خواهند کرد.» Manuscript Releases، جلد 15، ص. 15.

بیرونی خطِ نبوت در تاریخِ آیهٔ یازدهمِ دانیال یازده گشوده می‌شود و درونی خط در مکاشفه باب یازده آیهٔ یازده گشوده می‌شود. خطِ بیرونی مشخص می‌سازد که چگونه صورتِ وحش، که نمایانگرِ ترکیبِ کلیسا و دولت است با کلیسا در مقامِ مسلط بر این رابطه، در خلالِ دورهٔ داوریِ زندگان شکل می‌گیرد. خطِ درونی مشخص می‌سازد که چگونه صورتِ مسیح، که نمایانگرِ ترکیبِ الوهیت با انسانیت است، در خلالِ داوریِ زندگان شکل می‌گیرد.

جنبش اصلاحیِ فرشتهٔ سوم و صد و چهل و چهار هزار تن در زمانِ آخر، در سال ۱۹۸۹، آغاز شد؛ چنان‌که در آیهٔ دهمِ دانیال یازدهم نمایانده شده است. سپس تحققِ کاملِ باب دوازدهمِ دانیال آغاز گردید.

او گفت: «ای دانیال، به راه خود برو، زیرا این سخنان تا زمان آخر بسته و مُهر شده خواهد ماند. بسیاری طاهر خواهند شد، و سفید گردیده، آزموده خواهند شد؛ اما شریران به شرارت رفتار خواهند کرد؛ و هیچ‌یک از شریران نخواهند فهمید؛ لیکن حکیمان خواهند فهمید.» دانیال ۱۲:۹، ۱۰

آیهٔ دهمِ باب یازدهم، آغازِ «فرایندِ تطهیر» را نشان می‌دهد که به‌وسیلهٔ فرشتهٔ اول، به‌صورتِ ترسیدن از خدا، به تصویر کشیده شده است. آیات یازدهم و دوازدهم، مرحله‌ای را نشان می‌دهند که در آن، آن یکصد و چهل و چهار هزار نفر سفید ساخته می‌شوند. کتابِ زکریا آن تجربه را مشخص می‌سازد.

اور اُس نے مجھے یشوع سردار کاہن کو دکھایا جو خداوند کے فرشتہ کے حضور کھڑا تھا، اور شیطان اُس کے دہنے ہاتھ پر اُس کی مخالفت کرنے کے لیے کھڑا تھا۔ اور خداوند نے شیطان سے کہا، اے شیطان، خداوند تجھے ملامت کرے؛ بلکہ وہی خداوند جس نے یروشلیم کو چُن لیا ہے تجھے ملامت کرے۔ کیا یہ آگ میں سے نکالا ہوا ایک انگارا نہیں؟ اور یشوع میلے کپڑے پہنے ہوئے فرشتہ کے حضور کھڑا تھا۔ تب اُس نے اُن سے جو اُس کے سامنے کھڑے تھے، یہ کہتے ہوئے کلام کیا کہ اِس کے میلے کپڑے اُتار دو۔ اور اُس سے کہا، دیکھ، میں نے تیری بدکرداری تجھ سے دُور کر دی ہے، اور میں تجھے نفیس پوشاک پہناؤں گا۔ اور میں نے کہا، اُس کے سر پر ایک پاکیزہ عمامہ رکھیں۔ چنانچہ اُنہوں نے اُس کے سر پر ایک پاکیزہ عمامہ رکھا، اور اُسے پوشاک پہنائی۔ اور خداوند کا فرشتہ پاس کھڑا رہا۔ زکریاہ 3:1–5۔

این عبارت در کار نهایی مسیح به‌عنوان کاهن اعظم تحقق می‌یابد و نشان‌دهندهٔ مُهر شدن یکصد و چهل و چهار هزار نفر است.

«رؤیای زکریا دربارهٔ یوشَع و فرشته، با نیرویی ویژه بر تجربهٔ قوم خدا در صحنه‌های پایانیِ روز بزرگِ کفاره منطبق می‌شود. کلیسای باقی‌مانده آنگاه در معرض آزمایش و تنگیِ عظیم قرار خواهد گرفت. آنان که احکام خدا و ایمانِ عیسی را نگاه می‌دارند، خشمِ اژدها و لشکریان او را احساس خواهند کرد. شیطان جهان را از جملهٔ رعایای خویش می‌شمارد؛ او حتی بر بسیاری از مسیحیانِ معترف نیز سلطه یافته است. اما در اینجا گروهی اندک هستند که در برابر سیادت او مقاومت می‌کنند. اگر می‌توانست آنان را از روی زمین محو کند، پیروزی او کامل می‌شد. همان‌گونه که بر امت‌های بت‌پرست تأثیر گذاشت تا اسرائیل را هلاک کنند، در آینده‌ای نزدیک نیز نیروهای شریرِ زمین را برخواهد انگیخت تا قوم خدا را نابود سازند. از مردم خواسته خواهد شد که در نقضِ شریعت الهی، از فرامین بشری اطاعت کنند.» انبیا و پادشاهان، ۵۸۷.

«صحنه‌های پایانیِ روز بزرگِ کفاره» عبارت است از مُهر شدنِ نخستِ آن یکصد و چهل و چهار هزار، که پس از آن مُهر شدنِ دیگر فرزندان خدا که اکنون در بابل هستند، دنبال می‌شود.

"جیسے خدا کے لوگ اُس کے حضور اپنی جانوں کو فروتن کرتے ہوئے، دل کی پاکیزگی کے لیے التجا کرتے ہیں، حکم دیا جاتا ہے، 'میلے کپڑے اُتار دو،' اور یہ حوصلہ افزا الفاظ کہے جاتے ہیں، 'دیکھ، میں نے تیری بدکرداری تجھ سے دور کر دی ہے، اور میں تجھے نفیس پوشاک پہناؤں گا۔' زکریاہ 3:4۔ مسیح کی راست‌بازی کا بے داغ چوغہ خدا کے آزمائے ہوئے، آزمایش میں پڑے ہوئے، وفادار فرزندوں کو پہنایا جاتا ہے۔ وہ حقیر سمجھی جانے والی بقیّت جلالی لباس سے ملبّس کی جاتی ہے، تاکہ پھر کبھی دنیا کی خرابیوں سے آلودہ نہ ہو۔ اُن کے نام برّہ کی کتابِ حیات میں برقرار رکھے جاتے ہیں، اور تمام زمانوں کے وفاداروں میں درج کیے جاتے ہیں۔ انہوں نے فریب دینے والے کی مکّاریوں کا مقابلہ کیا ہے؛ اژدہا کی گرج نے انہیں اُن کی وفاداری سے نہیں ہٹایا۔ اب وہ آزمائش میں ڈالنے والے کی تدبیروں سے ابد تک کے لیے محفوظ ہیں۔ اُن کے گناہ گناہ کے موجد کی طرف منتقل کر دیے جاتے ہیں۔ اُن کے سروں پر ایک 'خوبصورت عمامہ' رکھا جاتا ہے۔"

«در حالی که شیطان اتهامات خود را القا می‌کرد، فرشتگان مقدّس، نادیده، پیوسته در رفت‌وآمد بودند و مُهرِ خدای زنده را بر وفاداران می‌نهادند. اینان همان کسانی‌اند که با برّه بر کوه صهیون ایستاده‌اند و نام پدر را بر پیشانی‌های خود نوشته دارند. آنان سرود تازه را در برابر تخت می‌سرایند، همان سرودی را که هیچ‌کس نمی‌تواند بیاموزد مگر آن صد و چهل و چهار هزار نفری که از زمین فدیه داده شدند. «اینان‌اند که برّه را هر جا که برود پیروی می‌کنند. اینان از میان آدمیان فدیه داده شدند تا نوبرِ خدا و برّه باشند. و در دهان ایشان هیچ حیله‌ای یافت نشد، زیرا در حضور تخت خدا بی‌عیب‌اند.» مکاشفه 14:4، 5.»

«اکنون تحقق کامل سخنان فرشته فرا رسیده است: “پس الآن بشنو، ای یهوشَعِ کاهنِ اعظم، تو و رفیقانت که پیش روی تو نشسته‌اند؛ زیرا ایشان مردانی شگفت‌انگیزند؛ زیرا اینک من بندهٔ خود، شاخه را خواهم آورد.” زکریا ۳:۸. مسیح به‌عنوان فدیه‌دهنده و رهانندهٔ قوم خویش مکشوف می‌گردد. اکنون به‌راستی باقیماندگان “مردانی شگفت‌انگیز” هستند، زیرا اشک‌ها و خواریِ ایام غربتِ ایشان جای خود را به شادی و اکرام در حضور خدا و برّه می‌دهد. “در آن روز، شاخهٔ خداوند زیبا و جلیل خواهد بود، و ثمرهٔ زمین برای نجات‌یافتگانِ اسرائیل عالی و دلپسند خواهد شد. و واقع خواهد شد که هر که در صهیون باقی مانده و هر که در اورشلیم مانده باشد، مقدس خوانده خواهد شد، یعنی هر که در میان زندگان در اورشلیم مکتوب است.” اشعیا ۴:۲، ۳.» انبیا و پادشاهان، ۵۹۱، ۵۹۲.

مُهر شدن، گام دومِ «طاهر شدن و سفید شدن و آزموده شدنِ» دانیال است. آیات یازدهم و دوازدهم، برآمدن و سقوط نهاییِ روسیه را ــ که پادشاه نبیّانهٔ جنوب است و پیش از نبرد پانیوم در آیات سیزدهم تا پانزدهم واقع می‌شود ــ مشخص می‌سازند. هنگامی که در صحنه‌های پایانیِ روز عظیمِ کفاره، یکصد و چهل و چهار هزار نفر جامه‌های چرکینِ خود را به‌وسیلهٔ مسیح از تن بیرون می‌کنند، «عمامه‌ای نیکو» دریافت می‌دارند، که همان ترفیعِ دانیال به مقامِ حاکمِ سوم است، همراه با ردای ارغوانی و زنجیرِ زرین. این همچنین همان بخششِ یوسف، یعنی زنجیرِ زرین، ترفیعِ او به مقامِ حاکمِ دوم، و عطای انگشترِ پادشاه است. «انگشتر» نمایانگرِ مُهرِ سلطنتی است که فرمانروا قوانینِ خود را با آن به مُهرِ شاهانه ممهور می‌ساخت.

داریوش از انگشتر مُهرِ خود استفاده کرد تا گودالی را که دانیال در میان شیرها در آن نهاده شده بود، مُهر و موم کند.

پھر بادشاہ نے حکم دیا، اور دانی ایل کو لایا گیا اور شیروں کی ماند میں ڈال دیا گیا۔ تب بادشاہ نے دانی ایل سے کہا اور یوں فرمایا: تیرا خدا، جس کی تو ہمیشہ عبادت کرتا ہے، وہی تجھے رہائی دے گا۔ اور ایک پتھر لایا گیا اور ماند کے منہ پر رکھ دیا گیا؛ اور بادشاہ نے اس پر اپنی مہر سے، اور اپنے امیروں کی مہروں سے مہر کر دی، تاکہ دانی ایل کے بارے میں یہ ارادہ تبدیل نہ ہونے پائے۔ دانی ایل 6:16، 17۔

واژهٔ عبری که به «نگینِ مُهر» ترجمه شده است، در استرانگ H5824 است و از واژه‌ای ریشه‌ای مشتق شده که با H5823 متناظر است؛ به‌معنای انگشترِ مُهر (چون منقوش شده است). یوشع در حضور فرشته، دانیال در چاهِ شیران، و یوسف در حضور فرعون، مُهر شدنِ آن یک‌صد و چهل‌وچهار هزار را نمایندگی می‌کنند، که همان آزمونِ دوم در دانیال دوازده است، جایی که آنان که تطهیر شده‌اند، سپس «سفید گردانیده می‌شوند»، پیش از آنکه «آزموده شوند». این خطوط همچنین به‌وسیلهٔ «زَروبابل»، «پسرِ شَألتیئیل» نیز نمود یافته‌اند.

در آن روز، خداوندِ لشکرها می‌گوید، ای زَروبّابل، بندهٔ من، پسرِ شَألتی‌ئیل، تو را خواهم گرفت، خداوند می‌گوید، و تو را همچون نگینِ مُهر خواهم ساخت؛ زیرا تو را برگزیده‌ام، خداوندِ لشکرها می‌گوید. حَجّی 2:23.

زرُبابل به‌معنای نسلِ بابل است، و پدر او شَأَلتئیل بود که معنای آن «از خدا خواسته‌شده» است. زرُبابل نمایانگر پیامِ فرشتهٔ دوم است که در ایامِ آخر، نسلِ بابل را به گلّهٔ خدا فرا می‌خواند. عنصرِ «دعا» با آن یکصد و چهل و چهار هزار تن مرتبط است که آخرین نسلِ بابل را بیرون می‌خوانند، زیرا آن احیا تنها با دعا رخ می‌دهد.

احیای دینداریِ راستین در میان ما بزرگ‌ترین و فوری‌ترینِ همهٔ نیازهای ماست. جستنِ این امر باید نخستین کار ما باشد. باید کوششی جدّی برای به‌دست آوردن برکتِ خداوند به‌عمل آید، نه از آن رو که خدا مایل نیست برکتِ خود را بر ما ارزانی دارد، بلکه از آن رو که ما برای دریافتِ آن آماده نیستیم. پدر آسمانیِ ما بسی مایل‌تر است که روح‌القدسِ خود را به آنان که از او درخواست می‌کنند عطا فرماید، تا والدینِ زمینی که هدایای نیکو به فرزندانِ خویش می‌دهند. امّا وظیفهٔ ماست که به‌وسیلهٔ اعتراف، فروتنی، توبه، و دعای مشتاقانه، شرایطی را به‌جا آوریم که خدا بر پایهٔ آن‌ها وعده داده است برکتِ خود را به ما عطا کند. احیا را فقط در پاسخ به دعا باید انتظار داشت. تا هنگامی که مردم تا این اندازه از روح‌القدسِ خدا تهی‌اند، نمی‌توانند موعظهٔ کلام را ارج نهند؛ امّا هنگامی که قدرتِ روح دل‌های ایشان را لمس کند، آنگاه مواعظِ ارائه‌شده بی‌اثر نخواهد بود. آنان که با هدایتِ تعالیمِ کلامِ خدا، همراه با تجلّیِ روحِ او، و در به‌کارگیریِ تشخیصی استوار، در جلساتِ ما حضور می‌یابند، تجربه‌ای گران‌بها به‌دست خواهند آورد، و چون به خانه‌های خود بازگردند، آماده خواهند بود تا تأثیری سودمند بر جای گذارند.

قدیم عَلَم برداراں جان دے سَن کہ دعا وچ خُدا نال کِس طرح کشتی کیتی جاندی اے، اتے اُدے رُوح دے انڈیلے جان دا لطف کِس طرح مانیا جاندا اے۔ پر ایہ ہُن عمل دے میدان توں رخصت ہُندے جا رہے نیں؛ تے اُناں دی جگہ پُرن لئی کون اُٹھ رہیا اے؟ نَو اُبھرن والی نسل دا حال کیہ اے؟ کی اوہ خُدا ول رجوع کر چُکی اے؟ کی اسّی آسمانی مقدِس وچ جاری کم ول بیدار ہاں، یا اس گل دی اُڈیک وچ ہاں کہ کلیسیا اُتے کوئی زبردست قوّت نازل ہووے تے فیر اسّی جاگ اُٹھیے؟ کی اسّی اِس آس وچ ہاں کہ ساری کلیسیا وچ احیا واقع ہووے؟ اوہ وقت کدی نہیں آوے گا۔

«در کلیسا اشخاصی هستند که توبه نکرده‌اند و در دعای جدّی و غالبْ همدل و هم‌صدا نخواهند شد. ما باید هر یک به‌طور فردی به این کار وارد شویم. باید بیشتر دعا کنیم و کمتر سخن بگوییم. گناه فراوان شده است، و مردم باید تعلیم داده شوند که به صورتی از دینداری، بدون روح و قدرت آن، قانع نباشند. اگر بر کاوش دل‌های خود، دور ساختن گناهانمان، و اصلاح تمایلات شریرانه‌مان مصمّم باشیم، جان‌های ما به سوی بطالت برنخواهد خاست؛ به خود بی‌اعتماد خواهیم بود، و همواره این احساس را خواهیم داشت که کفایت ما از خداست.» Selected Messages, book 1, 121, 122.

El hito de la oración se presenta en Daniel, describiendo una oración para comprender el mensaje externo en el capítulo dos, y también una oración para cumplir el mensaje interno representado en el capítulo nueve. Zorobabel y su padre Sealtiel representan el sellamiento de los ciento cuarenta y cuatro mil en la segunda prueba, que es la prueba visible de la imagen de la bestia, la cual es también la prueba interna representada en Apocalipsis capítulo once, versículo once, y asimismo la prueba externa representada en Daniel capítulo once, versículo once.

ما در مقالۀ بعدی به بررسی آیۀ یازدهم ادامه خواهیم داد.