نبرد عظیم میان مسیح و لوسیفر (آورندۀ نور) در آسمان آغاز شد، و خداوند زمانی برای آزمون مقرر فرمود. هنگامی که لوسیفر عصیان خود را گسترش داد، مدتی اجازه داده شد تا ثمرۀ شورشِ آورندۀ نور آشکار گردد. چون خداوند مقرر داشت که دورۀ آزمایش به پایان رسیده است، نام لوسیفر از لوسیفر، آورندۀ نور، به شیطان، خصم، تغییر یافت. برای شیطان و فرشتگانی که در شورش او شریک شده بودند، دورۀ آزمایش پایان یافته بود؛ از این‌رو از آسمان رانده شدند و به آتش جاودانی محکوم گشتند.

سپس به آنان نیز که در سمت چپ‌اند خواهد گفت: «ای ملعونان، از من دور شوید و به آتش جاودانی داخل گردید که برای ابلیس و فرشتگان او مهیا شده است.» متی 25:41.

جدالِ عظیم میانِ مسیح و شیطان سپس به باغِ عدن رسید، و خدا بارِ دیگر زمانی برای آزمایش مقرر فرمود. هنگامی که شیطان خدا را متهم ساخت که دربارهٔ مرگ و میوهٔ آن درخت دروغ گفته است، و حوا را فریفت تا در شورشِ او شریک شود، بار دیگر مدتی مهلت داده شد تا ثمراتِ شورشِ شیطان بر زمین آشکار گردد، چنان‌که در آسمان آشکار شده بود. شیطان در آنجا نامِ افزودهٔ «ابلیس» را نیز یافت، که به معنای «اتهام‌زننده» است. هنگامی که زمانِ آزمایش (برای پسرانِ آدم که در شورشِ شیطان شریک شده‌اند) به پایان رسد، آن پسرانِ آدم به آتشِ جاودانی محکوم خواهند شد.

اور آسمان پر جنگ ہوئی: میکائیل اور اُس کے فرشتوں نے اژدہے سے لڑائی کی؛ اور اژدہا اور اُس کے فرشتے لڑے، لیکن غالب نہ آسکے؛ اور نہ آسمان پر اُن کے لیے پھر کوئی جگہ پائی گئی۔ اور وہ بڑا اژدہا، یعنی وہی پرانا سانپ، جو ابلیس اور شیطان کہلاتا ہے، جو تمام جہان کو گمراہ کرتا ہے، زمین پر پھینک دیا گیا؛ اور اُس کے فرشتے بھی اُس کے ساتھ پھینک دیے گئے۔ مکاشفہ 12:7–9۔

جنگ در آسمان در آغازِ نبرد عظیم، جنگ در پایانِ نبرد عظیم را به تصویر می‌کشد؛ زیرا الفا و امگا همواره پایانِ یک چیز را همراه با آغازِ آن نشان می‌دهند. توصیفِ جنگی که در آسمان رخ داد، با نشانه‌ای عظیم در آسمان معرفی می‌شود.

اور آسمان پر ایک بڑا نشان ظاہر ہوا: ایک عورت سورج کو اوڑھے ہوئے، اور چاند اُس کے قدموں تلے، اور اُس کے سر پر بارہ ستاروں کا تاج تھا۔ اور وہ حاملہ تھی، اور زچگی کی تکلیف اور جننے کے درد سے چِلا رہی تھی۔ مکاشفہ 12:1، 2

هنگامی که آخرین نبردِ جدالِ عظیم میان مسیح و شیطان واقع می‌شود، و این در حالی است که زمانِ آزمایشی هنوز برقرار است؛ میدانِ نبرد در مکاشفهٔ عیسی مسیح به‌صورتِ موجود در آسمان به تصویر کشیده شده است. این حقیقت اکنون در حال گشوده شدن است. رسول، پولس، از سه آسمان سخن می‌گوید.

«رسولِ پولُس کو اپنے مسیحی تجربے کے ابتدائی زمانے ہی میں یہ خاص مواقع عطا ہوئے کہ وہ یسوع کے پیروکاروں کے متعلق خدا کی مرضی کو جانے۔ وہ ‘تیسرے آسمان تک اُٹھا لیا گیا،’ ‘فردوس میں، اور ایسی ناگفتنی باتیں سنیں جن کا کہنا آدمی کے لیے روا نہیں۔’ اُس نے خود اقرار کیا کہ اُسے ‘خداوند کی طرف سے’ بہت سی ‘رؤیا اور مکاشفات’ دیے گئے تھے۔ انجیل کی سچائی کے اصولوں کی اُس کی سمجھ ‘بہت بڑے رسولوں’ کے برابر تھی۔ 2 Corinthians 12:2, 4, 1, 11. اُسے ‘مسیح کی اُس محبت’ کی، ‘جو علم سے باہر ہے،’ ‘چوڑائی اور لمبائی اور گہرائی اور اُونچائی’ کا واضح اور کامل ادراک تھا۔ Ephesians 3:18, 19.» اعمالِ رسولاں، 469۔

جنگ در آغازِ نبرد عظیم در آسمانِ سوم آغاز شد، و جنگ در پایانِ همان نبرد عظیم در آسمانِ اوّل به پایان می‌رسد. سه آسمان وجود دارد: آسمانِ اوّل، آسمانی است که نمایانگرِ جوِّ سیّارهٔ زمین است. آسمانِ دوم، خورشید و ماه و ستارگان است. آسمانِ سوم همان است که خواهر وایت آن را «فردوس» نامید، و بیانگرِ جایگاهِ تختِ خداست. در همان حضورِ مستقیمِ مرکزِ فرماندهیِ خدا بود که حاملِ نور، لوسیفر، طغیانِ خود را آغاز کرد.

آسمانِ سوم جایی است که برخی از انبیا، از جمله خواهر وایت، در رؤیا بدان برده شده‌اند. هنگامی که پولُس در آنجا بود، تاریخ بیدار شدنِ استخوان‌های خشکِ مردگانی را که در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ در کوچه کشته شده بودند، و وقایعی را که پس از آن با تولدِ صد و چهل و چهار هزار تن روی داد، به او نشان دادند. پولُس از بازگفتنِ آن تاریخ منع شد، زیرا آن تاریخ به‌صورت تاریخی نشان داده شده بود که «گفتنش» روا نبود. پولُس اندکی بیش از سی سال پیش از آن درگذشت که یوحنای مکاشفه‌گر رؤیای «مکاشفهٔ عیسی مسیح» را دریافت کرد. یوحنا نیز، همچون پولُس، آنچه را هفت رعد «گفتند» شنید، و به او نیز گفته شد آنچه را «گفته شد» ننویسد. آنچه هفت رعد «گفتند» باید تا پایانِ سه روز و نیمِ نمادینی که آن دو شاهد در کوچه مرده بودند، مُهر و موم‌شده باقی می‌مانْد.

و چون آن هفت رعد آوازهای خویش را برآوردند، من آماده بودم که بنویسم؛ و آوازی از آسمان شنیدم که به من می‌گفت: آنچه را که هفت رعد بر زبان آوردند مُهر کن و آنها را منویس. مکاشفه ۱۰:۴

تمام انبیا از «ایام آخر»ِ داوریِ تحقیقی شهادت می‌دهند، و آن «ایام آخر» به‌طور مشخص در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شد، و اکنون به نقطه‌ای رسیده‌اند که در آن مُهر نهادن آغاز می‌شود. مُهر نهادن در پایانِ سه روز و نیمِ نمادین آغاز می‌شود؛ همان زمانی که آن دو شاهدِ مقتول در کوچه افتاده بودند. همهٔ انبیا با یکدیگر هم‌داستان‌اند. پولس صحنهٔ نبردِ آخرین جنگِ آزمایشی را دید؛ جنگی که در آسمانِ اوّل واقع می‌شود. صحنهٔ نبردِ آخرین جنگِ آزمایشی، که در درونِ آسمانِ اوّل روی می‌دهد، با صحنهٔ نبردِ نخستین جنگِ آزمایشی، که در آسمانِ سوم روی داد، موازات دارد. ممکن است شناساییِ این میدان‌های نبرد به‌عنوان نبردهای جنگِ آزمایشی غیرضروری به نظر آید، امّا شیطان، که در نخستین نبرد خصمِ مسیح بود و در آخرین نبرد خصمِ صد و چهل و چهار هزار تن است، می‌داند که وقتش کوتاه است. او می‌داند که این نبردی است که در محدودهٔ زمانِ آزمایشی قرار دارد. آیا ما نیز می‌دانیم؟

در سال ۱۸۴۰، آن فرشتهٔ نیرومند فرود آمد و پیام فرشتهٔ اوّل را اقتدار بخشید. پروتستان‌های آن نسل آنگاه آزموده شدند، و سرانجام نامی از عصیان بر ایشان نهاده شد، زیرا ایشان به عنوان دختران بابل نامیده شدند. نام لوسیفر نیز در دوران آزمونِ مهلتِ او تغییر یافت. آن فرشتهٔ نیرومندی که در ۱۸۴۰ فرود آمد، نمونه‌ای بود از آن فرشتهٔ نیرومندِ مکاشفهٔ هجده که در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ فرود آمد. در سال ۱۸۴۰ هنوز داوریِ تحقیقی آغاز نشده بود، زیرا هنوز چهار سال تا آن باقی مانده بود؛ امّا پروتستان‌ها همچنان بازنماییِ نبوّتیِ داوریِ زندگان را فراهم ساختند، زیرا هنگامی که آن فرشته در ۱۸۴۰ فرود آمد، زمانِ آزمونِ مهلتِ ایشان آغاز شد. هنگامی که فرشتهٔ مکاشفهٔ هجده در ۲۰۰۱ فرود آمد، داوری در آسمان از داوریِ مردگان به داوریِ زندگان تغییر یافت.

در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، نخستین نومیدی برای جنبشِ فرشتهٔ سوم، که به‌واسطهٔ نخستین نومیدیِ جنبشِ فرشتهٔ اول نمونه‌وار شده است، فرا رسید. در جنبشِ آغازین، فرایندِ آزمونِ پروتستان‌ها در نشانهٔ نخستین نومیدی به پایان رسید، و سپس آزمونِ جنبشِ اول آغاز شد. در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، فرایندِ داوری گامی دیگر به پیش نهاد، زیرا پیامی که قرار بود در پایانِ بیابانِ سه روز و نیم فرا رسد، نه‌تنها تحققِ کامل و نهاییِ پیامِ فریادِ نیمه‌شب می‌بود، بلکه از نظر نبوی نیز فرارسیدنِ مُهر شدنِ یکصد و چهل و چهار هزار را علامت‌گذاری می‌کرد.

اور اسرائیل کے خدا کا جلال کروبی سے، جہاں وہ تھا، اُٹھ کر گھر کی دہلیز تک آ گیا۔ اور اُس نے اُس شخص کو، جو کتان پہنے ہوئے تھا اور جس کی کمر کے پاس کاتب کی دوات تھی، بُلایا؛ اور خداوند نے اُس سے فرمایا، شہر کے بیچوں بیچ، یعنی یروشلم کے بیچوں بیچ گزر، اور اُن آدمیوں کی پیشانیوں پر ایک نشان لگا دے جو اُن سب مکروہ کاموں کے سبب، جو اُس کے درمیان کیے جاتے ہیں، آہیں بھرتے اور فریاد کرتے ہیں۔ حزقی ایل 9:3، 4۔

فرایندِ مُهر شدنِ صد و چهل و چهار هزار از هنگامِ تولّدِ ایشان آغاز شد، که همان رستاخیزِ آنان نیز بود. پیامِ چهار باد، استخوان‌های خشکِ مرده را زنده می‌سازد، و پیامِ چهار باد همان پیامِ مُهر شدنِ صد و چهل و چهار هزار است. پولُس و یوحنّا هر دو همان تاریخ را دیدند و شنیدند که اکنون ما در آن زندگی می‌کنیم، تاریخی «که بسیاری از انبیا و عادلان آرزومندِ دیدنِ آن بوده‌اند.» تاریخِ جنبشِ عظیمِ فرشتۀ سوم، که به‌وسیلۀ جنبشِ عظیمِ فرشتۀ اول نمونه‌وار نشان داده شده بود.

«همهٔ پیام‌هایی که از ۱۸۴۰ تا ۱۸۴۴ داده شد، اکنون باید با قوّت عرضه شود، زیرا بسیاری از مردم جهت‌گیری خود را از دست داده‌اند. این پیام‌ها باید به همهٔ کلیساها برسد.»

مسیح فرمود: «خوشا به حال چشمان شما، زیرا می‌بینند؛ و گوش‌های شما، زیرا می‌شنوند. زیرا هرآینه به شما می‌گویم که بسیاری از انبیا و مردان عادل آرزو داشتند آنچه را شما می‌بینید ببینند و ندیدند؛ و آنچه را شما می‌شنوید بشنوند و نشنیدند» [متی ۱۳:‏۱۶، ۱۷]. خوشا به حال چشمانی که آنچه را در سال‌های ۱۸۴۳ و ۱۸۴۴ دیده شد، دیدند.

“یہ پیغام دے دیا گیا تھا۔ اور اس پیغام کو دہرانے میں کوئی تاخیر نہ ہونی چاہیے، کیونکہ زمانے کی نشانیاں پوری ہو رہی ہیں؛ اختتامی کام مکمل کیا جانا لازم ہے۔ تھوڑے ہی عرصے میں ایک عظیم کام انجام پائے گا۔ عنقریب خدا کی مقررہ تدبیر کے مطابق ایک ایسا پیغام دیا جائے گا جو بلند فریاد میں تبدیل ہو جائے گا۔ پھر دانی ایل اپنی قرعہ میں کھڑا ہوگا تاکہ اپنی گواہی دے۔” Manuscript Releases، جلد 21، 437۔

موضوعِ غالب در نخستین نبردِ لوسیفر در آسمان، ارتباط بود. او حاملِ نور بود و از موقعیتِ خود بهره گرفت تا خطا را به ذهنِ فرشتگانِ مقدّس القا کند. به ما گفته شده است که فرشتگانی که اندیشه‌های عصیانگرانهٔ او را در خود پذیرفتند، حتی تشخیص ندادند که این خودِ لوسیفر بود که ایشان را فریفته بود تا دربارهٔ خدا آن‌گونه بیندیشند که سرانجام اندیشیدند. او چنان زیرک بود، همان‌گونه که با حوّا در باغ بود، که فرشتگانی که زمانی مقدّس بودند، به این باور رسیدند که افکاری که شیطان در ذهنِ آنان کاشته بود، افکارِ اصیلِ خودِ ایشان است. آن بذرها سرانجام ثمرهٔ هلاکتِ ابدی را به بار آورد.

جنگِ آخر، که در آسمانِ اول واقع می‌شود، در شُرُفِ آغاز است؛ و این جنگ نه دربارهٔ اغوای فرشتگانِ مقدّس است و نه دربارهٔ اغوای حوّا به‌وسیلهٔ شیطان، بلکه دربارهٔ اغوای تمام نوعِ بشر به‌وسیلهٔ او از طریقِ فرایندی فاسد در ارتباطات است که به‌صورتِ چیزی در آسمان‌ها بازنمایی شده است. این سخن دربارهٔ شبکهٔ جهانیِ وب است که شیطان از آن برای القای افکار به انسان‌ها استفاده می‌کند، بی‌آنکه آن انسان‌ها بدانند که دروغی را باور کرده‌اند، و بدین‌سان نشان داده‌اند که محبّتِ حقیقت را ندارند. این رسولْ پولُس بود که بیان داشت در «ایّامِ آخر» مردم دروغی را خواهند پذیرفت، زیرا محبّتِ «حقیقت» را نداشتند. از این گذشته، او خود همان تاریخ را دیده بود که در آن این کارِ شگفتِ شیطان به انجام می‌رسد.

فریبِ نوعِ انسان به‌وسیلهٔ جهان‌گرایانِ سازمانِ مللِ متحد، که همان قدرتِ اژدها هستند، به انجام می‌رسد. جهان‌گرایانِ سازمانِ مللِ متحد در نبوت از پادشاهان و بازرگانان تشکیل شده‌اند. پادشاهان همان حکومت‌ها هستند، و غول‌های فناوری و میلیاردرهای چندملیتی همان بازرگانان‌اند.

جنگ از قانون یک‌شنبه آغاز می‌شود؛ در آن هنگام، ایالات متحده پادشاه برترِ آن ده پادشاه می‌گردد. سپس ایالات متحده به‌مثابه اژدها سخن گفته است، و بدین‌سان پایان ششمین پادشاهیِ وحشِ زمین را رقم می‌زند. آنگاه پیش می‌رود تا تمام جهان را به‌وسیله معجزاتی که مقرر است در حضورِ وحش انجام دهد، بفریبد؛ معجزاتی که به‌صورت فرود آوردن آتش از آسمان به تصویر کشیده شده‌اند.

و او معجزاتِ عظیم به‌جا می‌آورد، چندان‌که آتش را از آسمان بر زمین، در برابر دیدگانِ مردم، فرومی‌آورد. مکاشفه 13:13.

هنگامی که استخوان‌های خشکِ مردگانِ برخاسته، که در کوچه کشته شده بودند، به‌عنوان عَلَمی به آسمان برداشته می‌شوند، هم‌زمان شگفتی دیگری نیز در آسمان پدیدار می‌گردد.

اور آسمان پر ایک اور عجیب نشان ظاہر ہوا؛ اور دیکھو، ایک بڑا سرخ اژدہا تھا، جس کے سات سر اور دس سینگ تھے، اور اُس کے سروں پر سات تاج تھے۔ مکاشفہ 12:3

اژدهای بزرگِ سرخ، شیطان است، اما همچنین رومِ بت‌پرست نیز هست.

«پس در حالی که اژدها، در معنای نخستین، نمایندۀ شیطان است، در معنایی ثانوی، نمادی از رومِ بت‌پرست نیز می‌باشد.» نبرد عظیم، 439.

اژدها شیطان است، و در کاربردی ثانوی، اژدها نمایندهٔ رومِ بت‌پرست است. در تاریخِ تولدِ مسیح، اژدهای رومِ بت‌پرست به تصویر کشیده شده است؛ اما کاربردِ کاملِ نبویِ اژدها در «ایامِ آخر» است. در «ایامِ آخر» اژدها به‌وسیلهٔ ده پادشاهِ سازمانِ مللِ متحد نمایانده می‌شود. آنان نه در تاریخِ تولدِ مسیح، بلکه در تاریخِ تولدِ صد و چهل و چهار هزار ظاهر می‌شوند، که تولدِ ایشان به‌وسیلهٔ تولدِ مسیح نمونه‌سازی شده بود.

«پادشاهان و فرمانروایان و والیان، نشانِ ضدّ مسیح را بر خود نهاده‌اند، و به‌صورت اژدهایی تصویر شده‌اند که می‌رود تا با مقدّسان جنگ کند—با آنان که احکام خدا را نگاه می‌دارند و ایمانِ عیسی را دارند.» Testimonies to Ministers, 38.

اژدها با ده شاخِ خود نماد اتحادیهٔ خویش است، و هفت سرِ آن که تاج‌ها بر آن‌ها نهاده شده است، آن را به‌عنوان هفتمین سر از هشت پادشاهیِ نبوتِ کتاب‌مقدس معرفی می‌کند؛ چنان‌که این پادشاهی‌ها هم در تمثال نبوکدنصر در فصل دوم دانیال، و هم در هشت سرِ مکاشفه فصل هفدهم، به تصویر کشیده شده‌اند. سازمان ملل متحد «عجایب دیگری در آسمان» است، درست در همان زمانی که آن عَلَم، که در خیابانی که از میان وادیِ استخوان‌های خشکِ مرده می‌گذرد زاده شده است، به آسمان برافراشته می‌شود. اژدها و زن در هنگام قانون یکشنبه به‌صورت عجایب در آسمان ظاهر می‌شوند، و این نیز دقیقاً همان نقطه‌ای است که وحشِ دریاییِ کاتولیسیسم نیز «مورد شگفتی و پیروی» قرار می‌گیرد.

و یکی از سرهای او را دیدم که گویی تا سرحد مرگ زخمی شده بود؛ و زخمِ مهلکِ او شفا یافت؛ و تمامی جهان در پیِ آن وحش به شگفت آمدند. مکاشفه ۱۳:۳.

جهان، «پس از» التیامِ زخمِ مهلکِ وحشِ دریاییِ پاپی، در شگفتیِ پیِ او می‌رود، و این زخم در هنگام قانونِ یک‌شنبه در ایالات متحده التیام می‌یابد. عَلَم، اژدها و وحش، همگی از زمانِ قانونِ یک‌شنبه در ایالات متحده، موردِ شگفتی و پیروی قرار می‌گیرند. نبیِ کاذب در همان زمان، مهم‌ترین شگفتی‌های شیطانی را آشکار می‌سازد؛ زیرا بی‌درنگ پس از قانونِ یک‌شنبه، هنگامی که نبیِ کاذب تازه آغاز کرده است که همچون «اژدها» سخن بگوید، به پیش می‌رود تا تمام جهان را بفریبد، و فریبِ خود را از آسمان به انجام می‌رساند.

اور میں نے ایک اور حیوان کو زمین میں سے نکلتے دیکھا؛ اور اُس کے برّہ کی مانند دو سینگ تھے، اور وہ اژدہا کی مانند بولتا تھا۔ اور وہ پہلے حیوان کے تمام اختیار کو اُس کے سامنے عمل میں لاتا ہے، اور زمین اور اُس کے باشندوں کو اُس پہلے حیوان کی پرستش کراتا ہے، جس کا مہلک زخم اچھا ہو گیا تھا۔ اور وہ بڑے بڑے عجائب دکھاتا ہے، یہاں تک کہ آدمیوں کے سامنے آسمان سے زمین پر آگ اُتار لاتا ہے۔ مکاشفہ 13:11–13۔

هغه جګړه چې په درېیم اسمان کې پیل شوه، په لومړي اسمان کې پای ته رسېږي. د اژدها، وحشي ځناور او دروغجن نبي درې‌ګونې اتحادیه د بایبل او د نبوت د روح له خوا د شرّ کنفدراسیون په توګه پېژندل شوې ده. د یکشنبې د قانون په وخت کې، دغه درې‌ګونې اتحادیه د ښځې پر ضد په جګړه کې د ټولې نړۍ مشري پیلوي، په داسې حال کې چې د آرماګېدون پر لور روانه وي. د یکشنبې د قانون په وخت کې، هغوی د لومړي اسمان د جګړې په ډګر کې خپل دریځونه نیسي، او بیا ماتې خوري! لکه څنګه چې روم د نړۍ په تاریخ کې درې ځله واک ته رسېږي، هر ځل لومړی خپل دښمن، بیا خپل متحد، بیا خپله قرباني مغلوبوي، او بیا راپرځي.

اور میں نے تین ناپاک رُوحیں مینڈکوں کی مانند اژدہا کے مُنہ سے، اور حیوان کے مُنہ سے، اور جھوٹے نبی کے مُنہ سے نکلتی دیکھیں۔ کیونکہ وہ شیاطین کی رُوحیں ہیں، جو معجزے دکھاتی ہیں، اور زمین کے بادشاہوں اور تمام جہان کے بادشاہوں کے پاس نکل جاتی ہیں تاکہ اُنہیں خدا قادرِ مطلق کے اُس عظیم دن کی لڑائی کے لیے جمع کریں۔ دیکھو، میں چور کی مانند آتا ہوں۔ مُبارک ہے وہ جو جاگتا رہتا ہے اور اپنے کپڑے محفوظ رکھتا ہے، ایسا نہ ہو کہ ننگا پھرے اور لوگ اُس کی شرمگاہ دیکھیں۔ اور اُس نے اُنہیں ایک جگہ میں جمع کیا جسے عبرانی زبان میں ہرمجدون کہتے ہیں۔ مکاشفہ 16:13–16۔

«جنگ در آسمان» در «ایام آخر» امری استعاری نیست؛ بلکه جنگی ارتباطی است که در آسمان‌ها به اجرا درمی‌آید. از دهان اژدها، از دهان وحش و از دهان نبیِ کاذب، «ارواحِ دیوها» بیرون می‌آیند که «معجزات» به‌عمل می‌آورند. واژهٔ «روح» به معنای نَفَس است، و نَفَس نمادِ یک پیام است. نَفَسِ حزقیال سی‌وهفت استخوان‌های مرده را زنده می‌سازد، و این کار را از طریق رساندنِ پیامِ اسلام انجام می‌دهد، که در کتاب‌مقدس به‌صورتِ بادِ شرقی بازنمایی شده است. «روح»، «باد» و «نَفَس» همان یک واژه‌اند که هم در عبری و هم در یونانی به این سه واژهٔ انگلیسی ترجمه شده‌اند.

«خدا می‌تواند در هر جانی که صادقانه آرزومند خدمت به اوست، حیاتی تازه بدمد، و لب‌ها را با اخگری افروخته از قربانگاه لمس کند، و سبب شود که به ستایش او فصیح گردند. هزاران صدا به قدرتی آکنده خواهند شد تا حقایق شگفت‌انگیز کلام خدا را بیان کنند. زبانِ لکنت‌دار گشوده خواهد شد، و ترسویان نیرومند خواهند گردید تا با دلیری به حقیقت شهادت دهند. باشد که خداوند قوم خویش را یاری فرماید تا هیکلِ جان را از هر آلودگی پاک سازند، و چنان پیوندی نزدیک با او نگاه دارند که هنگامی که باران آخرین فرو ریزد، از شریکان آن باشند.» Review and Herald, July 20, 1886.

«ارواح»ی که از دهان اژدها، از دهان وحش و از دهان نبیِ کاذب بیرون می‌آیند، نمایانگر پیام‌های شیطانی هستند. در نخستین نبرد در آسمان سوم، این ارتباطاتِ فاسد بود که به‌وسیلهٔ حاملِ نورِ فاسدشده نمایان گردید. در واپسین نبرد در آسمان اول، بار دیگر همین ارتباطاتِ فاسد مطرح است. آن ارتباطاتِ فاسدی که شیطان در جنگِ آسمان سوم به کار برد، و قرار است دوباره در جنگِ آسمان اول به کار گرفته شود، مسمریسم بود که در روزگار جدید آن را هیپنوتیزم می‌نامند.

«مردان و زنان نباید به مطالعهٔ فنِ چگونگیِ اسیر ساختنِ ذهنِ کسانی بپردازند که با ایشان معاشرت دارند. این همان علمی است که شیطان تعلیم می‌دهد. ما باید در برابر هر چیز از این قبیل ایستادگی کنیم. ما نباید با مسمریسم و هیپنوتیسم—علمِ آن کسی که مقامِ نخستینِ خود را از دست داد و از صحن‌های آسمانی رانده شد—سر و کار داشته باشیم.» Manuscript 86, 1905.

هیپنوتیزم امروز در جهان به‌وسیلهٔ غول‌های فناوری از طریق شبکهٔ جهانی وب انجام می‌شود؛ شبکه‌ای که از آن با عنوان علمِ تبلیغاتِ مدرن یاد می‌شود، اما در واقع، نهایتِ پیچیدگیِ همان علمِ کهنِ شیطانیِ هیپنوتیزم است. جهانی‌گرایان، غول‌های فناوری و میلیاردرها قصد دارند شکار خود را در «تاری» از فریب گرفتار سازند که هم‌اکنون در سراسر جهان گسترده شده است. اگر بخواهید، این همان عملیات روانیِ شیطان بر تمام جهان است. این پیام‌های شیطانی است که جهان را به‌سوی آرماگدون رهنمون می‌شود، و همان پیام‌های شیطانی در آسمان‌ها اعلام می‌گردد، درست در همان زمان که سه فرشته، پیام مسیح را در آسمان‌ها اعلام می‌کنند.

او من یو بل فرښته ولیده چې د آسمان په منځ کې الوزېده، او تلپاتې زېری یې درلود، څو هغه چا ته یې واوروي چې پر ځمکه اوسیږي، او هر امت، او قبیلې، او ژبې، او قوم ته؛ او په لوړ غږ یې ویل: له خدایه ووېرېږئ او هغه ته جلال ورکړئ، ځکه چې د هغه د قضا ساعت راغلی دی؛ او هغه ولمانځئ چې آسمان، ځمکه، سمندر، او د اوبو چینې یې پیدا کړې دي. او ورپسې بله فرښته راغله او ویې ویل: بابل ولوېد، ولوېد، هغه لوی ښار، ځکه چې هغې ټولو امتونو ته د خپلې زنا د غضب له شرابه څښلي دي. او درېیمه فرښته د هغو پسې راغله او په لوړ غږ یې وویل: که څوک د ځناور او د هغه د انځور عبادت وکړي، او د هغه نښه پر خپل تندي یا پر خپل لاس واخلي، هماغه به د خدای د غضب له شرابه وڅښي، هغه چې د هغه د قهر په پیاله کې بې له ګډونه توی شوی دی؛ او هغه به د مقدسو فرښتو په حضور کې، او د وری په حضور کې، په اور او ګوګردو عذاب شي. او د هغوی د عذاب لوګی به تر ابده الآباد پورته کیږي؛ او هغوی چې د ځناور او د هغه د انځور عبادت کوي، او هر څوک چې د هغه د نوم نښه اخلي، شپه او ورځ هېڅ آرام نه لري. مکاشفه ۱۴:۶–۱۱.

«ارواحی» که از هر یک از اعضای اتحادِ سه‌گانه بیرون می‌آیند، از دهان آنان خارج می‌شوند. سخن گفتنِ یک ملت، عملِ حکومتِ آن است.

«سخن گفتنِ یک ملت، عملِ مقاماتِ قانون‌گذاری و قضاییِ آن است.» The Great Controversy, 443.

به ارمیا وعده داده شد که اگر گندم را از کاه جدا سازد، و خود به سوی کاه بازنگردد (هرچند کاه می‌توانست به سوی او بازگردد)، آنگاه خدا او را «دهانِ» خود خواهد ساخت.

در مجلس استهزاکنندگان ننشستم و شادمانی نکردم؛ به سبب دست تو تنها نشستم، زیرا مرا از خشم آکنده ساخته‌ای. چرا درد من دائمی است، و زخم من علاج‌ناپذیر، که از شفا یافتن سر باز می‌زند؟ آیا تو برای من به‌کلی چون دروغی خواهی بود، و مانند آب‌هایی که فرو می‌نشینند؟ پس خداوند چنین می‌گوید: اگر بازگردی، آنگاه تو را باز خواهم آورد، و در حضور من خواهی ایستاد؛ و اگر گرانبها را از بی‌ارزش بیرون آوری، همچون دهان من خواهی بود؛ ایشان به سوی تو بازگردند، اما تو به سوی ایشان باز مگرد. ارمیا ۱۵:۱۷–۱۹.

یرمیا در نخستین نومیدیِ میلریتیان را نمایندگی می‌کند، آنان که می‌پنداشتند خدا دروغ گفته است. خدا دروغ نگفته بود؛ او صرفاً دست خود را بر خطایی در نمودار ۱۸۴۳ نهاده بود. به یرمیا وعده داده شد، همان‌گونه که به آنان که در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ نومید شدند وعده داده شده است، که اگر خود را از اشخاص نادان و تعالیم شیطانی‌ای که پیش از آن نومیدی حاضر بود جدا کنند، آنگاه خداوند یرمیا، و آنان را که او نمونهٔ ایشان است، «دهان» خویش خواهد ساخت. نمودار ۱۸۴۳ در تحققِ فرمانِ انجامِ این کار در فصل دومِ حبقوق پدید آورده شده بود.

«این شهادتِ متّحدِ واعظان و نشریاتِ ظهورِ ثانی بود، هنگامی که بر «ایمانِ نخستین» ایستاده بودند، که انتشارِ نمودار، تحقّقِ حبقوق ۲:۲، ۳ بود. اگر نمودار موضوعِ نبوّت بود (و آنان که آن را انکار می‌کنند، ایمانِ نخستین را ترک می‌گویند)، پس نتیجه می‌شود که ۴۵۷ ق.م. سالی بود که باید ۲۳۰۰ روز از آن تاریخ‌گذاری می‌شد. لازم بود که ۱۸۴۳ نخستین زمانِ منتشرشده باشد تا «رؤیا» «درنگ کند»، یا آنکه زمانی برای درنگ وجود داشته باشد، که در آن گروهِ باکرگان می‌بایست بر موضوعِ بزرگِ زمان، درست پیش از آنکه با فریادِ نیمه‌شب بیدار شوند، به خواب روند و خفته بمانند.» جیمز وایت، Second Advent Review and Sabbath Herald، جلد ۱، شماره ۲.

خداوند، از طریق حبقوق، به میلری‌ها فرمان داد که چارت ۱۸۴۳ را تهیه کنند، و آن چارت دربردارندهٔ خطایی بود که خداوند دست خود را بر آن نگاه داشت. از همین رو ارمیا بیان می‌کند که مأیوسیِ او به سبب دست خدا بود. هنگامی که پس از آن نومیدی، خداوند میلری‌ها را بار دیگر به فصل دوم حبقوق هدایت کرد، آنان آن وعده را دیدند که هرچند رؤیا درنگ خواهد کرد، باید منتظر آن بمانند، زیرا دروغ نخواهد گفت، و در پایان «سخن خواهد گفت».

دید «سخن‌گفتن» بیانگر محتوای پیام نبوی بود، و وعده‌ای که به ارمیا داده شد این بود که اگر نومیدی را از خود دور سازد، به غیرتی که پیش از آن نومیدی برای این پیام داشت بازگردد، و اگر میان گندم و کاه تمایز قائل شود، «دهان» خدا خواهد بود و پیام ندای نیمه‌شب را اعلام خواهد کرد.

زیرا رؤیا هنوز برای زمانی معین است؛ اما در پایان سخن خواهد گفت و دروغ نخواهد گفت. اگرچه درنگ نماید، برای آن منتظر بمان؛ زیرا که به‌یقین خواهد آمد و تأخیر نخواهد کرد. حبقوق ۲:۳.

آنان که به‌واسطۀ ارمیا نمایانده شده‌اند، در هر دو جنبشِ فرشتۀ اول و سوم، و فرمانِ بازگشت را به‌جا می‌آورند، در نبرد با کنفدراسیونِ شریر، بر میدانِ جنگِ آسمانِ نخست، «دهان» خداوند خواهند بود. ایشان پیامِ فریادِ نیمه‌شب را اعلام خواهند کرد. آنان که به‌واسطۀ ارمیا نمایانده شده‌اند، اکنون «صدایی» را در بیابان می‌شنوند. سه روز و نیمِ نمادین، نمادی از بیابانِ نبوی است.

آوازِ کسی که بیابان میں پکار رہا ہے: خداوند کی راہ تیار کرو، صحرا میں ہمارے خدا کے لیے ایک شاہراہ سیدھی کرو۔ ہر وادی بلند کی جائے گی، اور ہر پہاڑ اور ٹیلہ پست کیا جائے گا؛ اور ٹیڑھا سیدھا کر دیا جائے گا، اور ناهموار جگہیں ہموار میدان بن جائیں گی۔ اور خداوند کا جلال ظاہر کیا جائے گا، اور تمام بشر اسے مل کر دیکھیں گے؛ کیونکہ خداوند کے منہ نے یہ فرمایا ہے۔ یسعیاہ 40:3–5۔

ما در نوشتار بعدی به بررسی خود از آخرین نبردِ جنگِ آزمایشی، که در آسمان سوم آغاز شد و در آسمان اول پایان می‌یابد، ادامه خواهیم داد.

پس تمامیِ مِدیانیان و عَمالیقیان و بنی‌مشرق با هم گرد آمدند، و عبور کرده، در وادیِ یزرعیل اردو زدند. امّا روحِ خداوند بر جِدعون آمد، و او کرنا را نواخت؛ و اَبی‌عِزر در پیِ او گرد آمد. و او رسولان به سراسرِ تمامیِ مَنَسّی فرستاد؛ و ایشان نیز در پیِ او گرد آمدند؛ و رسولان نزد اَشیر و نزد زِبولون و نزد نَفتالی فرستاد؛ و ایشان برآمدند تا به ایشان بپیوندند. داوران ۶:‏۳۳–۳۵.