ما در فرایند بررسی مکاشفه، فصلهای یازده تا سیزده، هستیم؛ جایی که همهٔ ضدقهرمانانِ نبرد نهاییِ زمانِ امتحان در کشمکش عظیم را مییابیم؛ نبردی که در میدانِ جنگِ آسمانِ اول رخ میدهد. این ضدقهرمانان عبارتاند از صد و چهل و چهار هزار نفر و آن جماعت عظیم که بهعنوان نیرویی ثانوی از بابل بیرون میآید، در برابر سازمان ملل متحد، کلیسای کاتولیک، ایالات متحده و خودِ شیطان. صد و چهل و چهار هزار نفر و آن جماعت عظیم، سپاه خدا هستند که پیام فرشتهٔ سوم را نمایندگی میکنند، و هر دو سوی این جنگ نیز با سپاهِ داوریِ خدا مواجهاند؛ سپاهی که نه بهوسیلهٔ فرشتهٔ سوم، بلکه بهوسیلهٔ وایِ سوم نمایانده میشود.
بهمنظور شناسایی برخی ویژگیهایی که در قتلِ شاخهای جمهوریخواه و پروتستان در سال ۲۰۲۰ نقش داشتند، میکوشیم ویژگیهای نبویای را که در نبردِ بشریت در آسمانِ اول، از قانون یکشنبه تا زمانی که میکائیل برمیخیزد، رخ میدهند شناسایی کنیم. در آن تاریخ، تمام جهان مجبور میشود تمثالی برای وحش برپا کند. آن تاریخ، تکرارِ تاریخِ ایالات متحده از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ تا قانون یکشنبهای است که بهزودی خواهد آمد و این دو تاریخِ موازی را از هم جدا میسازد. این دو، بهعنوان تاریخهای موازی، هر یک شهادتی برای تاریخِ دیگر بهشمار میآیند. آنچه در یکی از آن تاریخها روی میدهد، در تاریخِ دیگر نیز روی خواهد داد. این تاریخِ دوم است که کانونِ مکاشفه، فصلهای دوازده و سیزده، میباشد، و قصد ما آن است که این شاهدِ دوم را درک کنیم تا نورِ نبوی بر تاریخِ نخست، که اکنون تقریباً به پایان رسیده است، بتابانیم.
سه قدرتی که جهان را به آرمگدون رهبری میکنند، در فصلهای دوازده و سیزده به تصویر کشیده شدهاند. نخست، قدرت اژدها ذکر میشود.
و نشانیِ شگرفِ دیگری در آسمان پدیدار شد؛ و اینک اژدهایی بزرگِ سرخفام، که هفت سر و ده شاخ داشت، و بر سرهایش هفت تاج بود. و دُمِ او یکسومِ ستارگانِ آسمان را با خود کشید و آنان را بر زمین افکند؛ و اژدها در برابر آن زن که در شُرُفِ زایمان بود ایستاد، تا چون فرزندش زاده شود، او را ببلعد. مکاشفه 12:3، 4
خواهر وایت به ما آگاه میسازد که اژدها در این باب، شیطان است؛ اما در معنایی ثانوی، رومِ بتپرست نیز هست. هم شیطان و هم رومِ بتپرست، نمونهٔ سازمان ملل متحد هستند. ده شاخِ وحش، نمایانگر اتحاد شریرانهٔ ده پادشاه در مکاشفه هفده است. آن ده پادشاه در مکاشفه هفده به تصویر کشیده شدهاند، و در همانجا بهعنوان هفتمین پادشاهیِ نبوتِ کتابمقدس معرفی میشوند. وحش دارای هفت سر با هفت تاج به تصویر کشیده شده است، که آن را بهعنوان هفتمین پادشاهیِ نبوتِ کتابمقدس مشخص میسازد. در دانیال دو، ایشان بهصورت یونانِ روحانی معرفی شدهاند؛ همچنین در شهادتِ کوه کرمل، اخاب هستند؛ و نیز همان ده دشمنِ مزمور هشتاد و سه میباشند.
دشمن کی دوسری زمینی قوت، جس کا ذکر مکاشفہ کے بارہویں اور تیرہویں ابواب میں کیا گیا ہے، وہ درندہ ہے جو سمندر سے نکلتا ہے، اور جسے سسٹر وائٹ براہِ راست کیتھولکیت کے طور پر متعین کرتی ہیں۔
اور میں سمندر کی ریت پر کھڑا ہوا، اور میں نے ایک حیوان کو سمندر میں سے نکلتے دیکھا، جس کے سات سر اور دس سینگ تھے، اور اس کے سینگوں پر دس تاج تھے، اور اس کے سروں پر کفر کا نام تھا۔ اور جو حیوان میں نے دیکھا وہ چیتے کی مانند تھا، اور اس کے پاؤں ریچھ کے پاؤں جیسے تھے، اور اس کا منہ شیر کے منہ کی مانند تھا؛ اور اژدہا نے اسے اپنی قدرت، اور اپنا تخت، اور بڑا اختیار دیا۔ اور میں نے اس کے سروں میں سے ایک کو گویا جان لیوا گھاؤ کھایا ہوا دیکھا؛ اور اس کا جان لیوا گھاؤ اچھا ہو گیا؛ اور ساری دنیا اس حیوان کے پیچھے حیران ہوئی۔ مکاشفہ 13:1–3۔
یوحنا در آیهٔ نخست بر ساحل دریا ایستاده بود و میبیند که وحشی از دریا برمیخیزد، و پس از آن، وحشی را میبیند که از زمین بالا میآید. خواهر وایت زمانی را که یوحنا این دو وحش را دید، سال ۱۷۹۸ مشخص میکند؛ زیرا آن سالی بود که پاپیّت «از قوّت خود محروم شد» و بدینسان زخمِ مهلکی دریافت کرد که سرانجام شفا مییافت.
«در زمانی که پاپیّت، پس از آنکه از نیروی خود محروم شده بود، ناگزیر گردید از جفا دست بردارد، یوحنا قدرتی تازه را دید که سر برمیآورد تا پژواکِ صدای اژدها باشد و همان کارِ بیرحمانه و کفرآمیز را ادامه دهد. این قدرت، که آخرین قدرتی است که علیه کلیسا و شریعتِ خدا جنگ خواهد کرد، بهصورت حیوانی با شاخهایی همچون برّه تصویر شده است. حیواناتی که پیش از آن آمده بودند، از دریا برآمده بودند؛ اما این یکی از زمین برآمد، که نمایانگرِ ظهورِ آرامِ آن ملتی است که آن را نمادین میسازد—ایالات متحده.» Signs of the Times، 8 فوریهٔ 1910.
یوحنا هنگامی که وحشِ دریا را، که همان پاپیّت است، میبیند، به گذشتهٔ تاریخ مینگرد. و چون به آیندهٔ تاریخ مینگرد، وحشِ زمین را میبیند که همان ایالات متحده است. از همین روست که وحشِ برخاسته از دریا از لحاظ نبوی بدانگونه تصویر شده است. یوحنا با نگریستن به گذشته از سال ۱۷۹۸، نخست «هفت سر و ده شاخ» را میبیند، و بدینسان آن نقطه از تاریخ را مشخص میسازد که در آن سه شاخ از جا کنده شدند تا برای شاخِ بزرگِ پاپیّت، که سخنان عظیم میگفت، جا باز شود.
آنگاه خواهم دانست حقیقتِ حیوانِ چهارم را، که از همهٔ دیگران متفاوت بود، بهغایت هولناک، که دندانهایش از آهن و چنگالهایش از برنج بود؛ که میبلعید، خرد میکرد، و با پاهای خود باقیمانده را پایمال مینمود؛ و نیز دربارهٔ ده شاخی که بر سرش بود، و آن شاخِ دیگر که برآمد و سه شاخ در برابرش افتادند؛ یعنی آن شاخی که چشمان داشت و دهانی که سخنان بسیار بزرگ میگفت، و منظرش از همگنانش استوارتر بود. دانیال ۷:۱۹، ۲۰
پیش از آنکه آن سه شاخِ هِرولیان، استروگوتها و وندالها برطرف شوند، رومِ بتپرست با «ده تاج» نمایانده شده بود. آن ده تاج نمایانگر رومِ بتپرست است. سپس یوحنا پلنگِ یونان، آنگاه خرسِ ماد و پارس، و سپس شیرِ بابل را مشخص میکند.
اولین همچون شیری بود و بالهای عقاب داشت. نگریستم تا آنکه بالهایش کنده شد، و از زمین برداشته شد، و همچون انسان بر دو پا برپا گردانیده شد، و دلِ انسان به آن داده شد. و اینک حیوانی دیگر، دومین، مانند خرس، و آن بر یک جانب برخاست؛ و در دهانش، میان دندانهایش، سه دنده بود؛ و بدو چنین گفتند: برخیز و گوشت بسیار بخور. پس از این نگریستم، و اینک دیگری، مانند پلنگ، که بر پشت خود چهار بالِ پرنده داشت؛ و آن حیوان نیز چهار سر داشت؛ و سلطنت به آن داده شد. دانیال ۷:۴–۶.
در کاتولیسیزم حتی یک عنصر نیز مسیحی نیست، و وحشِ برآمده از دریا نمایانگر ترکیبِ همهٔ پادشاهیهای بتپرستانهٔ پیشینِ نبوتِ کتابمقدس است. وحشِ دریا به ترتیبِ معکوسِ تاریخی به تصویر کشیده شده است، زیرا یوحنا به گذشتهٔ تاریخ مینگرد. او نخست آن قدرتی را دید که پس از برکنده شدنِ سه شاخ برقرار شد—پاپیّت. سپس ده شاخ با ده تاج را دید—رومِ بتپرست. آنگاه پلنگ را دید—یونان. سپس خرس را دید—ماد و پارس. سپس شیر را دید—بابل. توصیفِ وحشِ دریا از عناصری از هر یک از پادشاهیهای بتپرستانهٔ پیشین تشکیل شده است، و این توصیف ثابت میکند که پاپیّت آمیزهای از هر گونه بتپرستیای است که در تاریخِ کتابمقدس وجود داشته است. در کاتولیسیزم حتی یک عنصر نیز مسیحی نیست. هر آنچه در کاتولیسیزم ممکن است مسیحی به نظر آید، جعلی است.
در کوه کرمل، هنگامی که ایلیا با انبیای ایزابل و شوهر مرتد او به نبرد برخاست، ایزابل در سامره، در خانهٔ خویش، بود. فاحشهٔ صور در خلال تاریخِ وحشِ زمینیِ دوشاخ به فراموشی سپرده میشود. ایزابل همواره در نهان پنهان است، و در بابهای دوازده و سیزدهِ مکاشفه جهان در پی او با شگفتی میرود، اما او در آسمانها همچون شگفتیای که مورد حیرت واقع شود به تصویر کشیده نمیشود، آنگونه که سازمان ملل متحد، ایالات متحده، و شیطان چنیناند. او در مرکز فرماندهی خود، یعنی سامره—شهر روم—بازگشته است.
تاریخِ وحشِ زمینی همانجاست که آزمونِ صورتِ وحش برای تمامی جهان مشخص میشود. این آزمون در جریانِ جنگِ آسمانِ اول رخ میدهد. این همان چیزی است که اکنون مایلیم بدان بپردازیم. من در آیاتی که اکنون در نظر خواهیم گرفت، بهجای واژهٔ «او»، «ایالات متحده» را قرار خواهم داد.
اور من جانورِ دیگری را دیدم که از زمین برمیآمد؛ و ایالات متحده دو شاخ مانند برّه داشت، و ایالات متحده چون اژدها سخن میگفت. و ایالات متحده تمامی قدرتِ جانورِ نخستین را در حضورِ او به کار میبَرَد، و زمین و ساکنانِ آن را وامیدارد که جانورِ نخستین را، که زخمِ مهلکش شفا یافته بود، پرستش کنند. و ایالات متحده معجزاتِ عظیم بهجا میآورد، چندانکه در برابرِ دیدگانِ مردم، آتش را از آسمان بر زمین فرود میآورد؛ و ساکنانِ زمین را بهوسیلهٔ آن معجزاتی که قدرت داشت در حضورِ جانور انجام دهد، فریب میدهد؛ و به ساکنانِ زمین میگوید که برای آن جانور، که زخمِ شمشیر داشت و زنده ماند، تصویری بسازند. و [ایالات متحده] قدرت یافت که به تصویرِ جانور جان ببخشد، تا تصویرِ جانور هم سخن بگوید و هم سبب شود هر که تصویرِ جانور را پرستش نکند، کشته شود. و ایالات متحده همه را، خرد و کلان، دولتمند و تهیدست، آزاد و بنده، بر آن میدارد که نشانی بر دستِ راستِ خود یا بر پیشانیِ خود بگیرند؛ و تا هیچکس نتواند خرید و فروش کند، مگر آنکه نشان، یا نامِ جانور، یا عددِ نامِ او را داشته باشد. مکاشفه ۱۳:۱۱–۱۷.
در مکاشفه، باب سیزدهم، اژدهای رومِ بتپرست، هنگامی که پاپیّت را بر تختِ زمین نشاند، سه چیز به آن بخشید.
و آن وحشی که دیدم، مانند پلنگ بود، و پاهایش چون پاهای خرس، و دهانش چون دهان شیر؛ و اژدها قدرت خویش، و تخت خود، و اقتداری عظیم به او بخشید. مکاشفه ۱۳:۲
ده پادشاهی که نمایندۀ رومِ بتپرست هستند (که فرانسه، چنانکه در اخاب نمایان شده، پادشاه برجستۀ آن ده است) سه چیز به پاپیّت دادند: قدرت، کرسی و اقتدار. هنگامی که امپراتور کنستانتین در سال ۳۳۰ میلادی پایتخت را از شهر روم در غرب به شرق منتقل کرد و قسطنطنیه را پایتخت جدید امپراتوری روم ساخت، رومِ بتپرست آنگاه «کرسی» خود را به کلیسای روم داد.
هنگامی که کلوویس، پادشاه فرانکها (فرانسه)، به کاتولیسیسم گروید و در سال ۴۹۶ جنگ با قدرتهایی را آغاز کرد که در برابر برآمدن پاپیّت به تختِ زمین مقاومت کرده بودند، رومِ بتپرست آنگاه «قدرت» خود را به پاپیّت بخشید.
در سال ۵۳۳، یوستینیان فرمانی صادر کرد که کلیسای روم را هم سرِ همهٔ کلیساها معرفی میکرد و هم اصلاحکنندهٔ بدعتگذاران. در آن زمان، اقتدار رومِ بتپرست به پاپیّت واگذار شده بود.
در آیهٔ دوازدهم، «آن [ایالات متحده] تمام قدرتِ وحشِ نخست را در حضور او به کار میبرد.» قدرتی که از سوی پاپیّت اعمال شد، بهوسیلهٔ کلوویس به تصویر کشیده شده است، که توان نظامی و اقتصادی خود را وقف پاپیّت نمود. از همین روست که کاتولیسیسم، کلوویس را «نخستزادهٔ کلیسای کاتولیک» و فرانسه را «دختر ارشدِ کلیسای کاتولیک» میخواند. ایالات متحده همان کار آلودهای را برای پاپیّت انجام خواهد داد که کلوویس در سال ۴۹۶ آغاز کرد.
قدرت ایالات متحده به کار گرفته خواهد شد تا «زمین و ساکنان آن را وادارد که وحش نخست را، که زخمِ مهلکش شفا یافته بود، پرستش کنند.» ایالات متحده از توان نظامی و اقتصادی خود استفاده خواهد کرد تا سراسر جهان را وادار سازد که یکشنبه را بهعنوان روز استراحت بپذیرد. فاحشهٔ صور نخست در قانون یکشنبه که بهزودی خواهد آمد، با وحشِ زمین زنا خواهد کرد، و سپس بیرون خواهد رفت و با همهٔ پادشاهان دیگرِ زمین زنا خواهد نمود.
در آیهٔ سیزدهم، «[ایالات متحدهٔ آمریکا] معجزات عظیم مینماید، چندان که آتش را از آسمان بر زمین در نظر مردمان فرود میآورد.» آتش نمایانگر پیامی نامقدس است. زبانهای آتشین در روز پنطیکاست نمایانگر پیامی مقدس بودند که با توانایی رساندن آن پیام به تمامی جهان همراه بود. آتشی که ایالات متحدهٔ آمریکا از آسمان فرو میآورد نیز بر هر ملت و هر زبان تأثیر خواهد گذاشت.
در آیهٔ چهاردهم، ایالات متحده «ساکنان زمین را بهوسیلهٔ آن معجزاتی که [ایالات متحده] قدرت داشت در حضور وحش انجام دهد، فریب میدهد؛ و به ساکنان زمین میگوید که برای آن وحش که زخمِ شمشیر داشت و زنده ماند، تمثالی بسازند.» فریبی که ایالات متحده برای گمراه ساختن جهان به کار میبرد، بهوسیلهٔ آتشی که در آیهٔ پیشین از آسمان فرود آمد، به تصویر کشیده شده است. آن آتش از آسمان معجزاتی پدید میآورد که ایالات متحده از آنها بهره میگیرد تا جهان را فرمان دهد که حکومتی واحد برای سراسر جهان برپا سازد؛ حکومتی که از پیوند کلیسا و دولت تشکیل شده باشد، با این شرط که کلیسا بر این رابطه حاکم باشد.
این همان چیزی است که رابطهٔ اخاب و ایزابل، هنگامی که ایلیا برانگیخته شد، نمایندگی میکرد. نبرد ایلیا بر کوه کرمل در آغاز ایالات متحده، در خلال جنبش فرشتهٔ اول از 1840 تا 1844، بهمنظور تمییز دادن نبیِ راستینِ پروتستانیسم از همهٔ انبیای کاذبِ پروتستانیسم، به تحقق رسید.
این بار دیگر در پایان ایالات متحده، در خلال آزمونِ تشکیلِ تصویرِ وحش که در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شد و با قانون یکشنبهایِ قریبالوقوع به پایان میرسد، تحقق مییابد.
تکمیل کامل ایلیا پیش از روز عظیم و هولناک خداوند واقع میشود، که همان هفت بلای آخر است. بنابراین، کوه کرمل، ایلیا، اخاب و ایزابل در عمل ایالات متحده بازنمود مییابند؛ آنگاه که زمین را وادار میسازد حکومت واحد جهانیِ سازمان ملل متحد را، که تحت سلطهٔ کلیسای کاتولیک است، بپذیرد. ایالات متحده این اقدام را از طریق قدرت نظامی خود، توان اقتصادی خود، و ارتباطات فاسد و مسحورکنندهای که هدایت و کنترل میکند به انجام میرساند؛ همان چیزی که «بزرگراه ابر اطلاعاتی» شبکهٔ جهانی وب نامیده میشود.
در آیهٔ پانزدهم به ما گفته میشود که «[ایالات متحده] قدرت داشت که به تصویرِ وحش حیات ببخشد، تا تصویرِ وحش هم سخن بگوید و هم باعث شود هر که تصویرِ وحش را پرستش نکند، کشته شود.» بنابراین، تهدیدِ مرگ بهوسیلهٔ قدرتِ نظامیِ ایالات متحده، که در آن هنگام نمایندهٔ پادشاهِ برترِ سازمانِ مللِ متحد بود، به حکومتِ تکجهانیِ سازمانِ مللِ متحد قدرت میبخشد تا سخن بگوید. عملِ سخن گفتن از طریقِ اقتدارِ قانونگذاری و قضایی انجام میشود. شاخهٔ قانونگذاریِ سازمانِ مللِ متحد در نیویورک است و شاخهٔ قضاییِ سازمانِ مللِ متحد در لاهه، هلند. لاهه نمایانگرِ جهانِ قدیم است و نیویورک نمایانگرِ جهانِ جدید. هم ایالات متحده و هم هلند در گذشته تاریخهایی داشتهاند که در آنها بهعنوان مدافعانِ برجستهٔ آزادی و رهایی ممتاز بودند، اما هر دو تاریخهای respective خود را اینگونه به پایان میبرند—در حالی که چون اژدها سخن میگویند.
«چون سبت در سراسر عالم مسیحیت به نقطهٔ ویژهٔ مناقشه بدل شده است، و مقامات دینی و مدنی برای تحمیل نگاهداشتِ یکشنبه با یکدیگر متحد شدهاند، امتناعِ پیگیرِ اقلیتی کوچک از تسلیم شدن به خواستِ عامه، آنان را هدفِ نفرتِ همگانی خواهد ساخت.... و سرانجام فرمانی بر ضد کسانی صادر خواهد شد که سبتِ فرمانِ چهارم را مقدس میشمارند، و ایشان را مستحقِ سختترین مجازات اعلام خواهد کرد و به مردم اجازه خواهد داد که پس از مدتی معین آنان را به قتل برسانند. کاتولیسیزم در جهانِ قدیم و پروتستانیسمِ مرتد در جهانِ جدید، نسبت به کسانی که همهٔ فرایضِ الهی را گرامی میدارند، مسیری مشابه در پیش خواهند گرفت. »
«قومِ خدا آنگاه در همان صحنههای مصیبت و تنگی فرو خواهند رفت که نبی آن را زمانِ تنگیِ یعقوب توصیف کرده است.» جدال عظیم، ۶۱۵، ۶۱۶.
در آیات شانزده و هفده، پس از آنکه تصویرِ وحش برپا شده و قدرتِ سخن گفتن یافته است، «[ایالات متحده] همه را، از کوچک و بزرگ، دولتمند و فقیر، آزاد و غلام، بر آن میدارد که نشانی بر دستِ راستِ خود یا بر پیشانیِ خویش بپذیرند؛ و اینکه هیچکس نتواند خرید و فروش کند، جز آنکه آن نشان، یا نامِ وحش، یا عددِ نامِ او را داشته باشد.»
تشکیلِ شبیه وحش، آزمونی است که پیش از آزمونِ نشانِ وحش قرار دارد. اگر از آزمونی که با تشکیلِ شبیه وحش نمایانده میشود سربلند بیرون نیاییم، در آزمونِ نشانِ وحش شکست خواهیم خورد. اینها دو آزمونِ متفاوتاند، و دو نوعِ متفاوت از آزمون نیز هستند.
تشکیلِ تصویرِ وحش که در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شد، هشدارِ نبویِ این است که پایانِ مهلتِ آزمون در شُرُفِ وقوع است. این همان پیامِ ایلیا است که نشان میدهد کوه کرمل در افقِ نزدیک قرار دارد، و اینکه قومِ خدا باید پیش از آنکه ندای نهایی داده شود، روغنِ منش، روغنِ روحالقدس، و روغنِ پیامِ فریادِ نیمهشب را فراهم سازند. آنان باید بیدار شوند، تا هنگامی که ایلیا از ایشان میپرسد: «تا به کی میان دو عقیده مردّد خواهید بود؟»—بیپاسخ نمانند، زیرا بیپاسخ ماندن در آن هنگام، به معنای دریافتِ نشانِ وحش است. آزمونِ تصویرِ وحش بیانگرِ کارِ فهمیدنِ پیامی است که پایانِ داوری را اعلام میکند، همانگونه که پیامِ میلریها آغازِ داوری را اعلام کرد.
نشانِ وحش کی آزمائش میں کوئی اختیار شامل نہیں ہوتا، کیونکہ اس میں مہلتِ آزمائش کا کوئی عنصر موجود نہیں ہوتا۔ یہ ایک معین لمحہ ہوتا ہے، کوئی مدت نہیں۔ یہ ایک بحران ہے، اور اسی لیے یہ ایک فیصلہ کن کسوٹی ہے جو ان اسرائیلیوں کے کردار کو ظاہر کرے گی جنہیں اتوار کے قانون کے وقت اخی اب نے کوہِ کرمل پر بلایا ہے۔ وہ پھر اس کردار کا اظہار کریں گے جو انہوں نے اس سے پہلے کے عرصۂ وقت میں، جسے نبوتی طور پر شبیہِ وحش کی آزمائش کہا جاتا ہے، تشکیل دیا تھا۔
لهٰذا، چنانکه روحالقدس میفرماید: «امروز، اگر آواز او را بشنوید، دلهای خود را سخت مسازید، چنانکه در وقتِ اغوا، در روزِ آزمایش در بیابان؛ آنگاه که پدران شما مرا آزمودند، مرا امتحان کردند، و اعمال مرا چهل سال دیدند. ازاینرو از آن نسل اندوهگین شدم و گفتم: ایشان پیوسته در دل خود گمراه میشوند، و راههای مرا نشناختهاند. پس در خشم خود قسم خوردم که به آرامیِ من داخل نخواهند شد.» ای برادران، باخبر باشید مبادا در کسی از شما دلِ شریرِ بیایمانی باشد، بهگونهای که از خدای زنده رویگردان شود. بلکه هر روز یکدیگر را نصیحت کنید، مادام که «امروز» نامیده میشود، مبادا کسی از شما به فریبندگیِ گناه سختدل گردد. زیرا اگر ابتدای اطمینان خود را تا به آخر استوار نگاه داریم، در مسیح شریک گردیدهایم؛ تا وقتی که گفته میشود: «امروز، اگر آواز او را بشنوید، دلهای خود را سخت مسازید، چنانکه در وقتِ اغوا.» عبرانیان ۳:۷–۱۵.