ما جنگِ آسمانیِ توصیف‌شده در باب دوازدهم کتاب مکاشفه را شناسایی کرده‌ایم. با به‌کارگیری اصلِ شخصیتِ مسیح که آلفا و اُمگا است، ما به جنگِ آسمانیِ باب دوازدهم به‌منزلهٔ نمادِ پیشگویانه‌ای از آن جنگِ آسمانی نگریسته‌ایم که در «ایام آخر» رخ می‌دهد. تعبیرِ «ایام آخر» در کتاب‌مقدس و در روحِ نبوت، به معنای آخرین روزهای داوریِ تحقیقی است.

ما سه قدرت شیطانیِ باب‌های دوازده و سیزده را نه به‌عنوان قدرت‌هایی که تحققشان در تاریخ گذشته یافت می‌شود، بلکه به‌عنوان تحقق امروزیِ همان قدرت‌ها که جهان را به هارمجدون رهبری می‌کنند، شناسایی کرده‌ایم. اژدهای باب دوازده، سازمان ملل متحد است؛ کلیسای کاتولیک، که قرار است به‌هنگام قانون یکشنبه در ایالات متحده احیا شود، همان وحشِ دریاییِ باب سیزده است؛ و وحشِ زمینیِ دوشاخ، ایالات متحده است.

ما در حال شناسایی این بوده‌ایم که نبردی که در فصل دوازدهم به‌طور متعارف منحصراً بازنماییِ شورش لوسیفر در آسمان دانسته می‌شود، در واقع جنگی را به تصویر می‌کشد که در شُهُبِ آسمانِ زمینی در شُرُف وقوع است و آغاز آن از قانون یکشنبه‌ایِ قریب‌الوقوع در ایالات متحده خواهد بود. ما زمانی را صرف کرده‌ایم تا مشخص سازیم که فرایند آزمایشی‌ای که در مکاشفه سیزدهم، آیات یازده تا هفده، به تصویر کشیده شده است، مستلزم تشخیصِ شکل‌گیریِ صورتِ وحش است. صورتِ وحش نمایانگرِ ترکیبِ کلیسا و دولت است، با این تفاوت که کلیسا بر این رابطه حاکم است. هنگامی که کلیسا حاکم باشد، آنگاه از دولت برای اِعمالِ تعالیم خود و آزارِ کسانی که آنان را بدعت‌گذار تعریف می‌کند، استفاده می‌نماید. فرایند آزمایشیِ جهانیِ مرتبط با شکل‌گیریِ صورتِ وحش، نخست در درونِ ایالات متحده به انجام می‌رسد. ویژگی‌های نبویِ هر یک از دو فرایند آزمایشی، چه در ایالات متحده و چه در جهان، اساساً یکسان است.

ما به دو دورهٔ یکسانِ هزار و دویست و شصت‌روزه که پیش و پس از صلیب قرار داشتند، به‌عنوان شاهدی دوم برای شناساییِ دو فرایندِ پیاپیِ آزمونِ تصویرِ وحش در پایان جهان اشاره کردیم. شکل‌گیریِ تصویرِ وحش در ایالات متحده، میان ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و قانونِ یکشنبه‌ای که به‌زودی خواهد آمد، پیش از شکل‌گیریِ تصویرِ وحش در سازمان ملل متحد پس از آن قانونِ یکشنبه‌ایِ قریب‌الوقوع رخ می‌دهد. هزار و دویست و شصت روزِ خدمتِ مسیح از تعمیدِ او تا صلیب، پیش از هزار و دویست و شصت روزِ خدمتِ شاگردانِ او قرار داشت که پس از صلیب آمد. این دو خط، که هر دو شاملِ دو دوره‌اند که در هر دوره آزمون‌هایی یکسان را بازنمایی می‌کنند، مضمونِ یا تصویرِ مسیح یا تصویرِ ضدّمسیح را نشان می‌دهند.

د مسیح د خدمت هغه زر دوه سوه شپېته ورځې چې په صلیب پای ته ورسېدې، هغه مهال پیل شوې کله چې روح‌القدس د هغه د بپتسمې پر وخت نازل شو، او دا د مکاشفې اتلسم باب له ځواکمنې فرښتې سره سمون خوري چې د ۲۰۰۱ کال د سپتمبر په ۱۱مه راکوزه شوه.

«اکنون این سخن از کجا آمده است که من اعلام کرده‌ام نیویورک باید به‌وسیلهٔ موجی عظیم جاروب شود؟ من هرگز چنین نگفته‌ام. من گفته‌ام، آنگاه که به ساختمان‌های عظیمی که در آنجا طبقه بر طبقه سر برمی‌آوردند می‌نگریستم: “چه صحنه‌های هولناکی رخ خواهد داد آنگاه که خداوند برخیزد تا زمین را به‌شدت بلرزاند! آنگاه سخنان مکاشفه 18:1–3 به انجام خواهد رسید.” تمام باب هجدهم مکاشفه هشداری است دربارهٔ آنچه بر زمین خواهد آمد. اما در خصوص آنچه بر نیویورک خواهد آمد، به‌طور خاص نوری به من داده نشده است، جز این‌که می‌دانم روزی ساختمان‌های عظیم آنجا به‌وسیلهٔ چرخش و واژگونیِ قدرت خدا فرو افکنده خواهند شد. از نوری که به من داده شده است، می‌دانم که هلاکت در جهان است. یک کلمه از جانب خداوند، یک لمس از قدرت عظیم او، و این بناهای سترگ فرو خواهند ریخت. صحنه‌هایی رخ خواهد داد که دهشت آن‌ها را نمی‌توانیم تصور کنیم.» Review and Herald, July 5, 1906.

دورهٔ هزار و دویست و شصت‌روزه در تاریخ مسیح، که به صلیب پایان یافت، نمایانگر آن دورهٔ زمانی است که در قانون یکشنبهٔ به‌زودی‌آینده به پایان می‌رسد. صلیب، قانون یکشنبه را به‌عنوان نمونه پیش‌نمون می‌سازد. هر دو نمادِ داوری‌اند. هر دو نمایانگر فرارسیدن ویرانیِ ملّی برای آن ملّتی هستند که رویدادِ داوری در آن واقع می‌شود. هر دو در سرزمینِ جلالِ یهودا به وقوع پیوستند. در تاریخ مسیح، این سرزمینِ جلالِ یهودایِ literal بود، و در هنگامِ قانون یکشنبه، سرزمینِ جلالِ یهودایِ روحانی است، یعنی ایالات متحدهٔ آمریکا. در هنگامِ صلیب، مسیح برافراشته شد تا همهٔ مردم را به سوی خود جذب کند.

اور میں، اگر زمین سے اوپر اٹھایا جاؤں، تو سب آدمیوں کو اپنی طرف کھینچ لوں گا۔ اُس نے یہ اس موت کی طرف اشارہ کرتے ہوئے کہا کہ وہ کس طرح کی موت مرنے والا تھا۔ یوحنا 12:32، 33۔

در هنگام قانون یک‌شنبه، عَلَمِ صد و چهل و چهار هزار نفر برافراشته می‌شود تا همهٔ انسان‌ها را به سوی مسیح جذب کند.

और वह दूर से जातियों के लिये एक ध्वज खड़ा करेगा, और पृथ्वी के छोर से उन्हें सीटी देकर बुलाएगा; और देखो, वे शीघ्रता से, बहुत वेग से आ जाएँगी। यशायाह 5:26.

د مسيح په تاريخ کې د زر او دوه سوه شپېتو ورځو هغه موده چې له صلیب وروسته راځي، د استفانوس د سنګسار کېدو پر مهال د ميکائيل په پاڅېدو سره پای ته رسېږي.

لیکن وہ، روحُ القدس سے معمور ہو کر، آسمان کی طرف ثابت نگاہی سے دیکھنے لگا، اور خدا کا جلال اور یسوع کو خدا کی دہنی طرف کھڑا دیکھا، اور کہا، دیکھو، میں آسمانوں کو کھلا ہوا، اور ابنِ آدم کو خدا کی دہنی طرف کھڑا دیکھتا ہوں۔ اعمال 7:55، 56۔

چهل‌ودو ماهِ نمادینِ زمانِ آزمونِ واپسینِ صورتِ وحش، با برخاستنِ میکائیل به پایان می‌رسد و پایانِ مهلتِ آزمایشِ انسان را رقم می‌زند.

اور اُس وقت میکائیل کھڑا ہوگا، وہ عظیم فرشتہ جو تیرے لوگوں کی اولاد کی حمایت کرتا ہے؛ اور مصیبت کا ایسا زمانہ آئے گا جیسا کہ قوموں کے وجود میں آنے سے لے کر اُس وقت تک کبھی نہ آیا ہوگا؛ اور اُس وقت تیرے لوگ نجات پائیں گے، یعنی ہر ایک جس کا نام کتاب میں لکھا ہوا پایا جائے گا۔ دانی ایل 12:1۔

تاریخِ کاملِ هر دو روندِ آزمونِ «تصویرِ وحش» دربردارندهٔ دیگر گواهانِ درونیِ نبوی است. اگر این امر به‌درستی فهمیده شود—و من اذعان می‌کنم که اشخاصِ اندکی این حقیقت را درک می‌کنند—آنگاه روشن می‌گردد که نخستین روندِ آزمونِ «تصویرِ وحش» که در ایالات متحده تحقق می‌یابد، در یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شد، هنگامی که وایِ سوم به درونِ تاریخ وارد گردید. قانونِ یکشنبه، که در آن نخستین روندِ آزمونِ «تصویرِ وحش» پایان می‌پذیرد، فرارسیدنِ وایِ سوم را در داوری بر ضدِّ ایالات متحده به سببِ تصویبِ قانونِ یکشنبه نشان می‌دهد. در آن زمان، فرارسیدنِ وایِ سوم به خشم آوردنِ امت‌ها را محقق می‌سازد، در تتمیمِ مکاشفه بابِ یازدهم، آیهٔ هجدهم، و نخستین اشاره به نقشِ اسلام در به خشم آوردنِ امت‌ها در نبوتِ کتاب‌مقدس.

او مردی وحشی خواهد بود؛ دست او بر ضدّ هر کس، و دست هر کس بر ضدّ او خواهد بود؛ و او در حضورِ همهٔ برادران خویش ساکن خواهد شد. پیدایش 16:12.

قانون یکشنبه‌ای که به‌زودی خواهد آمد، پایان نخستین دورهٔ آزمون، و نیز آغاز آخرین دورهٔ آزمون است. آخرین دورهٔ آزمون هنگامی پایان می‌یابد که مهلت آزمایش انسان بسته شود، و در آن زمان، چهار باد که نمادی از وایِ سوم هستند، به‌طور کامل رها می‌شوند.

«जब उद्धारकर्ता ने यहूदी लोगों में परमेश्वर से विलग की हुई एक जाति को देखा, तब उसने एक ऐसी नामधारी मसीही कलीसिया को भी देखा जो संसार और पोपतंत्र के साथ संयुक्त थी। और जैसे वह जैतून-पर्वत पर खड़ा होकर यरूशलेम पर विलाप करता रहा, यहाँ तक कि सूर्य पश्चिमी पहाड़ियों के पीछे डूब गया, वैसे ही वह अब भी समय के इन अंतिम क्षणों में पापियों के लिए रो रहा है और उनसे विनती कर रहा है। शीघ्र ही वह उन स्वर्गदूतों से, जो चारों पवनों को थामे हुए हैं, कहेगा, ‘विपत्तियों को छोड़ दो; अन्धकार, विनाश, और मृत्यु को मेरी व्यवस्था के अपराधियों पर आने दो।’ क्या उसे उन लोगों से, जिन्हें बड़ा प्रकाश और ज्ञान प्राप्त हुआ है, वही कहना पड़ेगा जो उसने यहूदियों से कहा था, ‘यदि तू, कम से कम अपने इस दिन में, उन बातों को जान लेती जो तेरी शान्ति से सम्बन्ध रखती हैं! परन्तु अब वे तेरी आँखों से छिप गई हैं’?” Review and Herald, October 8, 1901.

در تاریخ مسیح، نخستین نشانۀ راهِ نخستین دورۀ هزار و دویست و شصت روزه از تعمید او آغاز شد، که نمادی از مرگ و رستاخیز او بود. آن دوره با مرگ و رستاخیز او پایان یافت، که هم‌زمان آخرین دورۀ هزار و دویست و شصت روزه را آغاز کرد. آن دوره با مرگ و رستاخیزِ وعده‌داده‌شدۀ استیفان به پایان رسید.

خطّ التاريخ الذي يُمثِّل صورةَ المسيح، له البنيةُ النبويةُ ذاتُها المطابقة لخطّ التاريخ الذي يُمثِّل صورةَ ضدّ المسيح.

در کتبِ مقدس، مسیح پادشاهِ حقیقیِ شمال است، و همواره مقصودِ شیطان این بوده است که اقتدارِ ملوکانهٔ مسیح را سرنگون سازد و جعل کند.

اے لوسیفر، اے صبح کے فرزند! تو آسمان سے کیسے گر پڑا! تو، جو قوموں کو کمزور کرتا تھا، کیسے زمین پر کاٹ کر گرا دیا گیا! کیونکہ تو نے اپنے دل میں کہا تھا: میں آسمان پر چڑھوں گا، میں اپنے تخت کو خدا کے ستاروں سے بلند کروں گا؛ اور میں جماعت کے پہاڑ پر بھی، شمال کی انتہاؤں میں، بیٹھوں گا؛ میں بادلوں کی بلندیوں سے بھی اوپر چڑھوں گا؛ میں حق تعالیٰ کی مانند ہو جاؤں گا۔ یسعیاہ 14:12–14۔

«کناره‌های شمال» اورشلیم است، شهرِ پادشاهِ عظیم، جایی که مقدس او در آنجاست.

سرود و مزموری برای پسرانِ قورح. خداوند عظیم است و در شهرِ خدای ما، بر کوه قدسِ او، به غایت سزاوارِ ستایش. کوه صهیون، که در جوانبِ شمال واقع است، شهرِ پادشاهِ عظیم، به‌سببِ جایگاهِ نیکویش، شادیِ تمامیِ زمین است. مزامیر 48:1، 2

در کتب مقدّس، «پادشاهان شمال» زمینی همواره به‌عنوان دشمنان قوم خدا معرفی شده‌اند. آنان نمایانگر تلاش شیطان برای جعل و بدلی‌سازیِ پادشاه حقیقیِ شمال‌اند؛ همان که بر تخت خود در اورشلیم، که «اطراف شمال» است، جلوس کرده است. خطی که دو فرایندِ آزمونِ تصویرِ وحش را بازنمایی می‌کند و به‌موازاتِ خطِ دو فرایندِ آزمونِ تصویرِ مسیح امتداد می‌یابد، در مضمونِ تلاشِ شیطان برای آن‌که پادشاهِ شمالی باشد که بر قوم خدا فرمان می‌راند، شاهدی سوم نیز دارد.

در سال ۷۲۳ پیش از میلاد، پادشاه شمال، که در آن زمان آشور نمایندهٔ او بود، ده قبیلهٔ شمالی اسرائیل را، در تحقق «هفت زمان»ِ لاویان بیست‌وشش، به اسارت برد. هزار و دویست و شصت سال بعد، در سال ۵۳۸، پادشاه شمال، که در آن مقطع از تاریخ با رومِ بت‌پرستِ تحت‌اللفظی نمایان می‌شد، تخت سلطنت را به رومِ پاپی واگذار کرد؛ و سپس روم پاپی برای هزار و دویست و شصت سال دیگر پادشاه روحانی شمال شد. آن دورهٔ دومِ هزار و دویست و شصت‌ساله در سال ۱۷۹۸ پایان یافت، هنگامی که پادشاه روحانیِ رومیِ شمال زخمی مهلک دریافت کرد. هنگامی که پاپیّت در سال ۱۷۹۸ زخم مهلک خود را دریافت کرد، این امر نمونه‌ای از پایان مهلت آزمایش انسان بود، زمانی که پاپیّتِ برخاسته از مرگ سرانجام و برای همیشه به پایان خود می‌رسد و هیچ‌کس برای یاری او نخواهد بود.

اور وہ اپنے محل کے خیمے دونوں سمندروں کے درمیان اُس جلیل القدر مُقدّس پہاڑ میں نصب کرے گا؛ تو بھی وہ اپنے انجام کو پہنچے گا، اور کوئی اُس کی مدد نہ کرے گا۔ اور اُس وقت میکائیل کھڑا ہوگا، وہ عظیم فرشتہ جو تیری قوم کی اولاد کے لیے کھڑا رہتا ہے؛ اور ایسی مصیبت کا وقت آئے گا جیسا اُس وقت تک کبھی نہ ہوا ہوگا جب سے کوئی قوم وجود میں آئی؛ اور اُس وقت تیری قوم نجات پائے گی، یعنی ہر ایک جو کتاب میں لکھا ہوا پایا جائے گا۔ دانی ایل 11:45، 12:1۔

«هفت زمان» در لاویان بیست‌وشش، که معادل دو هزار و پانصد و بیست سال است، آشور را در سال ۷۲۳ پیش از میلاد به‌عنوان پادشاه شمال معرفی می‌کند، و او به‌عنوان پادشاه شمال، پادشاهی «شمالیِ» اسرائیل باستان را فتح کرد. از آن نقطه به بعد، بت‌پرستی، از آشور آغاز شده تا رومِ بت‌پرست، قوم خدا را، یعنی «لشکر» مذکور در دانیال ۸:۱۳، به مدت هزار و دویست و شصت سال پایمال کرد. در سال ۵۳۸، پادشاه لفظیِ رومیِ شمال، به‌گونه‌ای نبوتی به‌وسیلهٔ پادشاه روحانیِ رومیِ شمال مغلوب شد، و او اسرائیلِ روحانیِ خدا را برای هزار و دویست و شصت سال دیگر پایمال کرد. دورهٔ دومِ پایمال شدن با دریافتِ زخمِ مهلکِ پادشاه روحانیِ رومیِ شمال در سال ۱۷۹۸ پایان یافت.

در خطِّ تصویر مسیح، نقطهٔ مرکزی صلیب است، جایی که مرگ شناخته می‌شود. در دو دورهٔ آزمونِ شکل‌گیریِ تصویرِ وحش، نقطهٔ مرکزی مرگِ وحشِ زمینی است. در خطِّ پادشاهِ شمالِ جعلی، نقطهٔ مرکزی مرگِ پادشاهِ شمالِ واقعیِ روم است.

این خطوط نمایانگر سه شاهد کتاب‌مقدسی هستند که هر یک، در درون یک دورهٔ زمانی، شامل دو بازهٔ زمانیِ متوالی است. هر نقطهٔ مرکزی با مرگ جسمانی، یا با مرگِ یک پادشاهی از نبوتِ کتاب‌مقدس، مشخص می‌شود. در مورد مسیح، نقطهٔ مرکزی مرگ و رستاخیز او بود. در مورد تصویرِ وحش، نقطهٔ مرکزی مرگِ وحشِ زمین، یعنی ششمین پادشاهیِ نبوتِ کتاب‌مقدس، در هنگام قانون یکشنبه است. در خطِ پادشاهِ شمالِ جعلی، نقطهٔ مرکزی نمایانگر مرگِ پادشاهِ حقیقیِ رومیِ شمال، یعنی چهارمین پادشاهیِ نبوتِ کتاب‌مقدس، است.

دو شاهدِ مکاشفه باب یازدهم، بنا بر گفتهٔ خواهر وایت در کتاب «نبرد عظیم»، نمایانگر کلام خدا هستند. مسیح، کلام خداست. به آن دو شاهد قدرت داده شد تا به مدت هزار و دویست و شصت روز، در حالی که پلاس پوشیده بودند، نبوت کنند. سپس در کوچه کشته شدند، و تا سه روز و نیم برنخاستند. «هزار و دویست و شصت روز» و «سه روز و نیم» هر دو نماد دورهٔ بیابانیِ هزار و دویست و شصت‌ساله‌اند. آنان با توان‌بخشی‌ای آغاز کردند که در آن، در حالی که پلاس پوشیده بودند، نبوت نمودند، و آن دوره به مرگ انجامید. سپس برای همان دورهٔ نبوی خاموش ماندند و به مرگ ملبس بودند، تا آن‌گاه که برخیزانیده شدند تا هشدار فرشتهٔ سوم را اعلام کنند؛ هشداری که پایان زمانِ آزمایش را اعلان می‌دارد.

این چهار خط نبوی معادل چهار شاهد هستند. ساختار نبویِ هر یک از این چهار شاهد یکسان است. دوره‌های زمانیِ هر یک از این هشت دوره، به‌استثنای بازهٔ ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ تا قانون یکشنبهٔ قریب‌الوقوع، که در این چهار خط یافت می‌شود، از لحاظ نبوی یکسان‌اند. هر نقطهٔ مرکزی نمایانگر نوعی مرگ است. دو خط از این خطوط به مسیح می‌پردازند، خواه به‌عنوان تصویر او، و خواه به‌عنوان کلام خدا. دو خط دیگر نمایانگر ضدّمسیح هستند، خواه از جهت میل او به جعلِ مسیح در مقام پادشاه شمال، و خواه به‌منظور جعلِ نظام حکومتِ مسیح.

ما در مقالهٔ بعدی خود خواهیم کوشید یکصد و چهل و چهار هزار تن را با نبرد در آسمانِ اوّل به هم پیوند دهیم. خواننده یا شنوندهٔ عزیز: خواه از دیدن این حقایق سر باز زنید، و خواه آن‌ها را ببینید، لازم است خاطرنشان شود که اطلاعاتی که در همهٔ این مقالات ارائه می‌گردد، از طریق به‌کارگیریِ آغازِ یک چیز برای شناساییِ پایانِ همان چیز، شناخته می‌شود و سپس مورد تأیید و تثبیت قرار می‌گیرد. این امضای نبویِ آلفا و اُمگا است، و بخشی بزرگ از مکاشفهٔ عیسی مسیح است که اکنون مُهرگشایی می‌شود.

چیزهای پنهان از آنِ یهوه خدای ماست؛ اما آنچه مکشوف شده است، تا ابد از آنِ ما و فرزندان ماست، تا همهٔ سخنان این شریعت را به‌جا آوریم. تثنیه 29:29.