تاریخِ نبوتی‌ای که در درون هفت رعد گشوده شده است، تاریخی را که اکنون در آن به سر می‌بریم شناسایی می‌کند. این سرّ پنهان بود تا زمانی که تاریخی که نمایندگی می‌کرد فرا رسید. این همان زمانی است که تسلّی‌دهنده، روحِ «راستی»، آن حقیقتی را آشکار می‌سازد که یوحنا آن را مکاشفهٔ عیسی مسیح نامید، زیرا عیسی مسیح همان حق است. موضوع صرفاً این نیست که واژهٔ «راستی» نمایانگرِ سیرتِ خداست. و نیز صرفاً مکاشفه‌ای از زبان‌شناسِ شگفت‌انگیز نیست که واژهٔ عبریِ «راستی» در سراسرِ کتب مقدّس به شیوه‌هایی چنین عمیق به کار رفته است. بلکه همچنین آن معجزهٔ شگفت‌انگیزی است که چون فهمیده شود، به کلیدِ گشودنِ نبوت‌های کتابِ مکاشفه بدل می‌گردد، و با این کار، تمامِ کتاب مقدّس را می‌گشاید. امّا این تنها برای کسانی است که مایل‌اند آنچه را در آن مکتوب است ببینند، بشنوند، و نگاه دارند، زیرا وقت نزدیک است.

تا انسان‌ها «حقیقت» را به‌گونه‌ای بشناسند که به‌واسطهٔ آن تقدیس شوند، حضور روح‌القدس لازم است. انسان‌ها می‌توانند از لحاظ فکری واژهٔ «حقیقت» را درک کنند و حتی از اهمیت آن در شگفت شوند، اما «حقیقت» باید خورده شود. حقیقت باید درونی گردد و بخشی از تجربهٔ شخص شود، زیرا کلام، قدرت خلّاق خدا را به کسانی منتقل می‌کند که می‌کوشند به صورت مسیح دگرگون شوند. یکی از نقطه‌های آغازینِ پژوهش شخصی من دربارهٔ واژهٔ عبریِ ترجمه‌شده به «حقیقت»، عبرانی‌دانان بودند که آنان نیز به ماهیت شگفت‌انگیز واژهٔ «حقیقت» و کاربرد آن در کتاب مقدّس می‌پردازند. اما دلیلی وجود ندارد که باور کنیم فهم فکری آنان از واژهٔ «حقیقت» ایشان را به مسیح رسانده است.

این حقیقت نبوی که کلام باید با حضور روح‌القدس خورده شود، بازتابِ تعریفِ خواهر وایت از «روغن» در مَثَلِ ده باکره است، و نیز توصیف او از دو طبقه از باکرگانی که در انتظار داماد هستند.

ایک علامت اکثر ایک سے زیادہ معنی رکھتی ہے، اور اس کے معنی کا تعین اُس سیاق و سباق سے ہونا چاہیے جہاں وہ علامت واقع ہو۔ اُس کا تعین نہ تو کسی نحوی ماہر کی لفظی تعریف سے ہونا چاہیے اور نہ اُس تاریخی زمانۂ تحریر سے جس میں وہ لفظ لکھا گیا تھا۔ یہی وہ دو طریقے ہیں جنہیں ایڈونٹ ازم کے الٰہیات دانوں نے “سچائی” کا انکار کرنے کے لیے اختیار کر رکھا ہے۔ ایک علامت کی تعریف اُس سیاق و سباق سے ہوتی ہے جہاں وہ استعمال کی گئی ہو۔ روحِ نبوت کے اندر، دس کنواریوں کی تمثیل میں لفظ “تیل” کم از کم چند مختلف چیزوں کی نمائندگی کرتا ہے، اور یہ اُس مقام کے سیاق و سباق پر منحصر ہے جہاں “تیل” پایا جاتا ہے۔ ایک جماعتِ کنواریوں کے پاس تیل کیوں ہے اور دوسری کے پاس کیوں نہیں؟

«جهانی هست که در شرارت، در فریب و گمراهی، و در همان سایهٔ مرگ آرمیده است—خفته، خفته. چه کسانی دردِ جان را احساس می‌کنند تا آنان را بیدار سازند؟ کدام صدا می‌تواند به ایشان برسد؟ ذهنم به آینده برده می‌شود، هنگامی که آن ندا داده خواهد شد: “اینک داماد می‌آید؛ به استقبال او بیرون روید.” اما برخی در به‌دست آوردن روغن برای پُر کردن چراغ‌های خود درنگ کرده خواهند بود، و آنگاه بسیار دیر درمی‌یابند که منش، که به‌وسیلهٔ روغن نمایانده شده است، قابل انتقال نیست. آن روغن، پارساییِ مسیح است. این روغن نمایانگرِ منش است، و منش قابل انتقال نیست. هیچ‌کس نمی‌تواند آن را برای دیگری فراهم سازد. هر کس باید برای خود، منش و سیرتی پالوده از هر لکهٔ گناه به‌دست آورد.» Bible Echo، 4 مه 1896.

باکرہ احمق آنے والے نہایت قریب بحران میں کامیاب ہونے کے لیے درکار سیرت کی مالک نہیں ہیں۔ وہ مسیح کی راست‌بازی سے محروم ہیں۔ لیکن تیل ایک پیغام بھی ہے، اور ’’آخری ایّام‘‘ میں دس باکروں کی تمثیل کا تیل وہ آخری انتباہی پیغام ہے جس کی نمائندگی یسوع مسیح کا مکاشفہ کرتا ہے، اور جسے سنا، پڑھا، اور محفوظ رکھا جانا ہے۔

«مسح‌شدگانی که نزد خداوندِ تمامیِ زمین ایستاده‌اند، همان مقامی را دارند که زمانی به شیطان به‌عنوان کروبیِ سایه‌گستر داده شده بود. خداوند به‌وسیلهٔ موجوداتِ مقدسی که تخت او را احاطه کرده‌اند، پیوسته ارتباطی مداوم با ساکنانِ زمین برقرار می‌دارد. روغنِ زرین نمایانگر آن فیضی است که خدا به‌وسیلهٔ آن چراغ‌های ایمانداران را فراهم و محفوظ می‌دارد تا سوسو نزنند و خاموش نگردند. اگر این روغنِ مقدس در پیام‌های روحِ خدا از آسمان فرو ریخته نمی‌شد، عواملِ شرّ به‌طور کامل بر انسان‌ها تسلط می‌یافتند.»

“خدا زمانی بی‌حرمتی می‌بیند که پیام‌هایی را که برای ما می‌فرستد، دریافت نکنیم. بدین‌سان، آن روغنِ طلایی را که او می‌خواهد در جان‌های ما بریزد تا به آنان که در تاریکی‌اند رسانیده شود، رد می‌کنیم. هنگامی که ندا دررسد: «اینک، داماد می‌آید؛ به استقبال او بیرون روید»، کسانی که روغنِ مقدس را دریافت نکرده‌اند و فیض مسیح را در دل‌های خود گرامی نداشته‌اند، همچون باکره‌های نادان خواهند یافت که برای ملاقات با خداوندِ خود آماده نیستند. آنان در خود، توانی برای به دست آوردن آن روغن ندارند، و زندگی‌شان تباه می‌شود. اما اگر روح‌القدسِ خدا طلب شود، اگر همان‌گونه که موسی التماس کرد، ما نیز استدعا کنیم: «جلال خود را به من بنما»، محبت خدا در دل‌های ما ریخته خواهد شد. از طریق لوله‌های طلایی، روغنِ طلایی به ما منتقل خواهد شد. «نه به قوت و نه به قدرت، بلکه به روح من، یهوه صبایوت می‌گوید.» فرزندان خدا با دریافت پرتوهای درخشانِ آفتابِ عدالت، همچون نورها در جهان می‌درخشند.” ریویو اند هرالد، 20 ژوئیه 1897.

«روغن» همان پیام نهایی است که بار دیگر، مکاشفهٔ عیسی مسیح می‌باشد. در این عبارت، آنان که می‌خواهند روغن را داشته باشند، باید به درگاه خدا التماس کنند، همان‌گونه که موسی در غار حوریب کرد. اما توجه کنید که اگر بناست «همان‌گونه که موسی التماس کرد» از خدا بخواهیم که جلال خویش را به ما «بنمایاند»، نخست باید روح‌القدس را که تسلی‌دهنده است، درخواست کنیم. اگر چنین کنیم، آنگاه به‌واسطهٔ فرشتگان و دو لولهٔ زرین، از عدالت مسیح بهره‌مند خواهیم شد. اگر گمان کنیم که می‌توانیم دعا و تضرع کنیم تا سیرت مسیح را به دست آوریم، چنان‌که سنّت‌ها و آداب ادونتیسم لائودیکیه‌ای القا می‌کند که باید چنین کرد، و در همان حال پیام مکاشفهٔ عیسی مسیح را رد می‌کنیم، خود را فریب می‌دهیم. عدالت او از طریق «پیام‌های روح خدا» به ما منتقل می‌شود؛ همان پیام‌هایی که به‌وسیلهٔ آن دو مسح‌شده‌ای که در حضور تخت خدا ایستاده‌اند، ابلاغ می‌گردد. هنگامی که پیام او را رد می‌کنیم، عدالت او را رد می‌کنیم.

پس من پاسخ داده، به او گفتم: این دو درخت زیتون که بر جانب راستِ شمعدان و بر جانب چپِ آن هستند، چیستند؟ و بار دیگر پاسخ داده، به او گفتم: این دو شاخهٔ زیتون که به‌واسطهٔ دو لولهٔ زرّین، روغنِ زرّین را از خود جاری می‌سازند، چیستند؟ و او در پاسخ من گفت: آیا نمی‌دانی که اینها چیستند؟ و من گفتم: نه، سرورم. آنگاه گفت: اینها آن دو مسح‌شده‌اند که نزد خداوندِ تمامیِ زمین ایستاده‌اند. زکریا ۴:۱۱–۱۴.

دو «مسیح‌شده» که «در حضور خداوندِ تمامیِ زمین ایستاده‌اند»، همچنین به‌عنوان دو شاهدِ مکاشفه یازده نیز به تصویر کشیده شده‌اند.

«دربارهٔ آن دو شاهد، نبی همچنین اعلام می‌دارد: “اینان‌اند آن دو درخت زیتون و آن دو چراغدان که در حضور خدای زمین ایستاده‌اند.”» «کلام تو،» مزمورنویس گفت، «برای پاهای من چراغ، و برای راه من نور است.» مکاشفه 11:4؛ مزمور 119:105. آن دو شاهد، نمایندهٔ کتب مقدسِ عهد عتیق و عهد جدید هستند.» کشمکش عظیم، 267.

خواه شهادت زکریا را دربارهٔ دو شاهد در نظر بگیریم، یا شهادت یوحنا را، سیاق هر یک از این دو شهادت همان فرایندِ ابلاغی است که نخستین حقیقتِ مطرح‌شده در ارتباط با پیامِ مکاشفهٔ عیسی مسیح در مکاشفه باب یک، آیهٔ یک می‌باشد: از پدر، به پسر، به فرشتگان، به یک نبی، به کلیسا. فرایندی که در آن مسیح با نوع بشر سخن می‌گوید، از جمله مفاهیم اساسی‌ای است که او می‌کوشد در پیامِ هشدار نهایی مکشوف سازد. این امر با تأکیدی که در ارائهٔ پیام‌های فرشتهٔ اول و سوم هر دو دیده می‌شود، مطابقت دارد.

پیامِ فرشتۀ نخست با ویلیام میلر نمایانده می‌شود. میلر دارای چندین ویژگیِ نبوی است که باید شناخته شوند. او «پدر» آن جنبش بود، و این، از حیث آلفا و امگا، اقتضا می‌کند که پسری نیز وجود داشته باشد. او نمایندۀ جنبشی بود که با نام «میلری» شناخته می‌شد، و این واژه نامِ نوعی سنگ است. از او برای تنظیم مجموعه‌ای از قواعدِ کتاب‌مقدسیِ تفسیرِ نبوی استفاده شد. آن قواعد به جزئی اساسی از ابلاغِ پیام‌های روحِ خدا بدل می‌شوند؛ پیام‌هایی که یا رد شدند یا پذیرفته شدند، همان‌گونه که افرادِ نسلِ میلر برگزیدند که یا وضعیتِ ابلهانۀ لائودکیاییِ خود را حفظ کنند یا به فیلادلفیاییانِ حکیم بدل شوند. او به‌عنوان پدرِ پیامِ فرشتۀ نخست، نمونه‌وار جنبشی را مجسم می‌سازد که پیامِ فرشتۀ سوم را اعلام خواهد کرد، و فهمِ آن جنبش از پیام، به‌وسیلهٔ مجموعه‌ای ویژه از قواعدِ کتاب‌مقدسیِ تفسیرِ نبوی هدایت خواهد شد که پیامِ فرشتۀ سوم را به همان استواری‌ای برقرار می‌سازد که میلر برای استوار ساختنِ پیامِ فرشتۀ نخست به کار گرفته شد. خدا هرگز تغییر نمی‌کند؛ عیسی مسیح همان است دیروز و امروز و تا ابدالآباد.

گمراہ نہ ہو، اے میرے پیارے بھائیو۔ ہر اچھی بخشش اور ہر کامل عطا اوپر سے ہے، اور نوروں کے باپ کی طرف سے نازل ہوتی ہے، جس میں نہ کوئی تغیر ہے اور نہ گردش کا سایہ۔ اُس نے اپنی مرضی سے ہمیں کلامِ حق کے وسیلہ سے پیدا کیا، تاکہ ہم اُس کی مخلوقات میں سے گویا ایک قسم کے پہلے پھل ہوں۔ یعقوب 1:16–18۔

در آغاز یا در پایان ادونتیسم، پیام‌های روح خدا که به‌وسیلهٔ روغن نمادین شده‌اند، از طریق دو شاهد منتقل می‌شوند. در آغاز، نزد میلری‌ها، دو شاهد عهد عتیق و عهد جدید بودند، و در پایان، کتاب‌مقدس و روح نبوت هستند. این همان علتی است که چرا یوحنا، که به کامل‌ترین وجه پایان قوم خدا را در ایام آخرِ داوریِ تحقیقی به تصویر می‌کشد، در جزیرهٔ پطمس بود.

من، یوحنا، که برادر شما و شریک در مصیبت و در ملکوت و صبرِ عیسی مسیح نیز هستم، در جزیره‌ای بودم که پطمس نامیده می‌شود، به‌خاطر کلام خدا و به‌سبب شهادت عیسی مسیح. مکاشفه ۱:۹.

فضای نبویِ پَطمُس دلالت بر آن دارد که یوحنا در حال آزار و جفا دیدن بود. او به سبب دریافت پیام‌های روحِ خدا که مکاشفهٔ عیسی مسیح را از طریق کتاب‌مقدس و روحِ نبوت آشکار می‌سازند، مورد آزار و جفا قرار می‌گرفت.

آزار قوم «ایام آخر» خدا همچنین در مکاشفه باب یازدهم به تصویر کشیده شده است، آن‌گاه که آن دو شاهد در کوچه‌ها کشته می‌شوند و همه مرگ ایشان را جشن می‌گیرند. در باب یازدهم، آن دو شاهد ایلیا و موسی هستند. آنان به مدت سه سال و نیم شهادت خود را ادا کردند و سپس کشته شدند، اما پس از آن قیام کردند.

تمام انبیا دربارهٔ ایام آخر بیش از تاریخ زمان خود سخن می‌گویند؛ پس اگر کتابی باشد که دربارهٔ ایام آخر سخن می‌گوید، آن کتابِ مکاشفه است، جایی که همهٔ کتاب‌های کتاب‌مقدس به هم می‌رسند و پایان می‌یابند. بنابراین، در ایام آخر باید «پیامی» باشد که کشته شود و پس از آن قیام کند. مکاشفهٔ باب یازدهم تاریخ انقلاب فرانسه را به تصویر کشید، اما به‌گونه‌ای مستقیم‌تر، حمله‌ای را بر ضد پیام فرشتهٔ سوم در ایام آخر به تصویر می‌کشد. آن پیام و آن جنبشی که به‌واسطهٔ پیام و جنبش میلر نمونه‌وار نشان داده شده بود، آن حمله را متحمل شد و در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ مرد. بر اساس مکاشفهٔ باب یازدهم، آن حمله به‌وسیلهٔ وحشی که از هاویه برمی‌آید انجام می‌گرفت.

و چون شهادت خویش را به پایان رسانند، آن وحشی که از هاویه برمی‌آید با ایشان جنگ خواهد کرد و بر آنان غلبه خواهد یافت و ایشان را خواهد کشت. و اجساد ایشان در کویِ آن شهر بزرگ خواهد افتاد، که از حیث روحانی سدوم و مصر خوانده می‌شود، جایی که خداوند ما نیز در آن مصلوب گردید. مکاشفه ۱۱:‏۸، ۹

خواهر وایت به ما آگاه می‌سازد که «هاویۀ بی‌انتها» نمایانگرِ تجلّی تازه‌ای از قدرت شیطانی است.

«وقتی شهادت خود را به پایان رسانند [در حال به پایان رساندن شهادت خود باشند].» دوره‌ای که در آن دو شاهد می‌بایست در پلاس نبوت کنند، در سال ۱۷۹۸ پایان یافت. هنگامی که به خاتمۀ کار خود در گمنامی نزدیک می‌شدند، می‌بایست آن قدرتی که به‌صورت «وحشی که از هاویۀ بی‌انتها برمی‌آید» معرفی شده است، بر ضد ایشان جنگ برانگیزد. در بسیاری از ملت‌های اروپا، قدرت‌هایی که در کلیسا و دولت حکم می‌راندند، قرن‌ها از طریق پاپیّت تحت مهار شیطان بوده‌اند. اما در اینجا تجلی تازه‌ای از قدرت شیطانی به معرض دید آورده می‌شود.» نبرد عظیم، ۲۶۸.

در کتاب مکاشفه سه قدرت معرفی شده‌اند که از هاویه برمی‌خیزند: نخستین قدرت، اسلام است در مکاشفه باب ۹ آیه ۲؛ دومین، الحادِ انقلاب فرانسه است در باب ۱۱ آیه ۸؛ و سومین، رومِ مدرن است در باب ۱۷ آیه ۸. «ظهور جدید» در ایام آخر که نه‌تنها به جنبشی که به‌وسیلهٔ جنبش میلری نمونه‌سازی شده است حمله می‌کند، بلکه به جهان نیز یورش می‌برد، بیداریِ جعلیِ فریادِ نیمه‌شبِ جعلی است که به «وُک‌ئیسم» شناخته می‌شود. وُک‌ئیسم نمایانگرِ «ظهور جدیدی از قدرت شیطانی» است که از سوی ضدّمسیحِ یسوعیِ کنونی پشتیبانی می‌شود و از طریق بازرگانان، رهبران سیاسیِ سازمان ملل متحد، نمایندگان لیبرال در کلیساهای ساقطِ پروتستانیسم در ایالات متحده، و حزب دموکرات، همراه با جمهوری‌خواهانِ RINO که یا همهٔ گونه‌های سبک‌های زندگی منحرفِ جامعهٔ همجنس‌گرایان را ترویج می‌کنند یا اجازهٔ ترویج آن را می‌دهند، پیش برده می‌شود؛ همان‌گونه که در باب ۱۱ این امر با «سدوم» به تصویر کشیده شده است. این سه قدرت همان‌هایی هستند که جهان را به سوی هارمجدون رهبری می‌کنند، و همچنین به‌وسیلهٔ «مصر» نیز نمایش داده می‌شوند، که نماد الحاد و دنیاگرایی است. در بستر هرج‌ومرجِ انقلاب فرانسه، که خود یکی دیگر از عناصر این سه قدرت است که آنچه خواهر وایت «اتحاد شریرانه» می‌نامد را تشکیل می‌دهند، این قدرت‌ها یا مستقیماً وُک‌ئیسم را ترویج می‌کنند یا مجال ترویج آن را فراهم می‌آورند. وُک‌ئیسم جعلِ شیطانیِ بیداریِ ده باکره است. در این زمینه‌ها مطالب بیشتری برای بحث داریم، اما نخست باید پیامدهای قتلی را بررسی کنیم که در کوچه در تاریخ ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ به انجام رسید.

اور نیز، خوانندهٔ عزیز، لطفاً دریابید که من هیچ حمایتی برای ارائه به حزب جمهوری‌خواه ندارم. هیچ گرایش سیاسی‌ای وجود ندارد که به آن اعتماد داشته باشم. آنچه من صرفاً بدان اشاره می‌کنم، پویایی‌های نبوی‌ای است که در ایالات متحده، سازمان ملل متحد و دستگاه پاپی وجود دارد. این پویایی‌ها به‌طور مشخص‌تر مورد بررسی قرار خواهند گرفت، آنگاه که آغاز کنیم به پرداختن مستقیم به آن دو شاخی که از سال ۱۷۹۸ تا قانون یکشنبه به موازات یکدیگر قرار دارند.

وہ شیطانی ووک ازم جو ایک جعلی نصفُ اللیل کی صدا کی نمائندگی کرتا ہے، حقیقی نصفُ اللیل کی صدا سے پہلے آتا ہے، اور حقیقی نصفُ اللیل کی صدا کے وقت سے پہلے، وہ لوگ جو گلیوں میں ہلاک کیے گئے ہیں، بالآخر یا تو نادان کنواری بن جائیں گے یا دانا کنواری۔ وہ زمانہ اب آ پہنچا ہے جب ہمارے کرداروں کا بندھا جانا یا تو اُس گٹھّر میں ہو رہا ہے جو ہلاکت کی آگ کے لیے مقدر ہے، یا اُس گٹھّر میں جو آسمانی کھتّے کے لیے ہے۔

خواهر وایت تصریح می‌کند که در زمانِ تأخیر، باکره‌گانِ نادانِ تاریخِ میلری به‌گونه‌ای متفاوت از باکره‌گانِ دانا به آزمایشِ ناشی از نومیدی واکنش نشان دادند؛ و بدین‌سان دلالت می‌کند که تا هنگامِ زمانِ تأخیر، منشِ ایشان از پیش تثبیت شده بود. اما شهادتِ ارمیا ما را آگاه می‌سازد که می‌توانیم اختیار کنیم که به سوی خدا بازگردیم، و او نه تنها به سوی ما بازخواهد گشت، بلکه ما را در حالی که در بحرانِ پس از آن به‌مثابه دهانِ او به‌کار گرفته می‌شویم، در برابر شریران و هولناک، حصاری برنجین خواهد ساخت. در همان نقطهٔ نبوی است که عیسی وعده می‌دهد ما را تسلی دهد. این است اهمیتِ چهار فصلِ یوحنا که در درونِ تاریخِ کنونیِ ما قرار داده شده‌اند.

तेल पवित्र आत्मा है; यह चरित्र है, और यह परमेश्वर के आत्मा के संदेश हैं। परमेश्वर का आत्मा “सहायक” है। जैसे परमेश्वर ने जगत से ऐसा प्रेम रखा कि उसने अपना एकलौता पुत्र दे दिया, और जैसे यीशु ने अपने ईश्वरीय स्वरूप का बलिदान करके उस मानवता को, जिसे उसने रचा था, अनन्तकाल के लिए स्वेच्छा से अपने ही अंग के रूप में स्वीकार किया, वैसे ही पवित्र आत्मा, जो इस समयावधि में दिया जाता है, हमारे साथ सदा बना रहेगा।

اگر مرا محبت می‌دارید، احکام مرا نگاه دارید. و من از پدر درخواست خواهم کرد، و او تسلّی‌دهنده‌ای دیگر به شما عطا خواهد فرمود تا همیشه با شما بماند؛ یعنی روحِ راستی، که جهان نمی‌تواند او را بپذیرد، زیرا او را نه می‌بیند و نه می‌شناسد؛ امّا شما او را می‌شناسید، زیرا با شما ساکن است و در شما خواهد بود. شما را یتیم نخواهم گذاشت؛ نزد شما خواهم آمد. یوحنّا 14:15–18.

این فداکاریِ روح در برگزیدنِ این‌که برای همیشه با انسان‌ها ساکن بماند، با فداکاریِ آن دو شخص دیگرِ سه‌گانهٔ آسمانی هم‌سنگ است. شاید به همان اندازه که فداکاریِ روح در آمادگیِ او برای زیستن در درونِ هر یک از نجات‌یافتگان تا ابدیت اهمیت دارد، آمدنِ «تسلی‌دهنده» در این تاریخِ خاص نیز مشخص می‌سازد که قومِ خدا چه زمانی برای ابدیت مُهر می‌شوند.

و روحِ قدّوسِ خدا را محزون مسازید، که به او تا روزِ رستگاری مُهر شده‌اید. افسسیان ۴:۳۰

در تاریخی که در آن وعدهٔ تسلّی‌دهنده به‌گونه‌ای کامل تحقق می‌یابد، یعنی تاریخِ آن یکصد و چهل و چهار هزار نفر، روح در ما «تا ابد» «ساکن» خواهد بود. هر مسیحی‌ای که شرایط انجیل را برآورده ساخت، روح‌القدس را دریافت کرد و از این‌رو «برای روز رستگاری مُهر شده» بود؛ اما آن مُهر شدن صرفاً به زمانی اشاره می‌کند که در همین تاریخِ کنونی، آن یکصد و چهل و چهار هزار نفر باید مُهر شوند. در افسسیان، آنان که برای روز رستگاری مُهر شده‌اند با کسانی مقابله داده شده‌اند که «روح‌القدس» را «محزون» می‌سازند. ایشان با امتناع از پذیرفتن ابلاغاتِ روح خدا، روح‌القدس را محزون می‌سازند، و بدین‌سان روغنِ زرّین را رد می‌کنند. هنگامی که مسیح وعده می‌دهد که در این دورهٔ ناامیدی، «تسلّی‌دهنده»، یعنی «روحِ راستی» را برای ما بفرستد، او وعده می‌دهد که مُهر خود را بر ما بنهد؛ و مُهر او نمایانگر نگاه‌داشتنِ احکام اوست، به‌ویژه حکمِ سبت، که همان روزی است که یوحنا مکاشفه را دریافت کرد و همان مسئله‌ای است که در شُرُفِ رویارویی با جهان است.

مُهرِ باکره‌گانِ حکیم پیش از آزمونِ قانونِ یک‌شنبه انجام می‌شود، زیرا در آنجاست که شخصیتِ هم حکیمان و هم جاهلان آشکار خواهد شد؛ و شخصیت هرگز در بحران پدید نمی‌آید، بلکه صرفاً آشکار می‌شود. مُهر، از جمله، نمایانگرِ دگرگونی از ذهنِ لاودیکیه‌ای به ذهنِ فیلادلفیه‌ای است. مشکل این است که برای آن‌که این دگرگونی به انجام رسد، نخستین آزمون برای هر یک از ما آن است که صادقانه دریابیم که تا به حال لاودیکیه‌ای بوده‌ایم؛ زیرا به‌عنوانِ لاودیکیه‌ایان، نگرشِ روحانیِ اصلیِ ما این است که همه‌چیز درست است، حال آن‌که در واقع همه‌چیز به‌کلی نادرست است. آن نگرش باید کنار نهاده شود؛ آن یکی از چیزهای پلیدی است که باید از گران‌بها جدا گردد.

«درست به‌محض آن‌که قوم خدا بر پیشانی‌های خود مُهر شوند—نه هر مُهر یا نشانی که بتوان آن را دید، بلکه استقرار یافتن در حقیقت، هم از لحاظ فکری و هم روحانی، به‌گونه‌ای که نتوان آنان را از جای برکند—درست به‌محض آن‌که قوم خدا مُهر شوند و برای تکان خوردن آماده گردند، آن فرا خواهد رسید. در حقیقت، هم‌اکنون نیز آغاز شده است؛ داوری‌های خدا اکنون بر زمین نازل شده‌اند تا به ما هشدار دهند، تا بدانیم چه چیزی در راه است.» Seventh-day Adventist Bible Commentary, جلد 4، 1161.

“تسلی‌دهنده”ای که عیسی به شاگردان خود وعده می‌دهد، و ایشان را در زمان نومیدی تسلی می‌بخشد، قوم خویش را به تمامی راستی هدایت می‌کند؛ و این از طریق «استقرار یافتن در راستی» است که ما مُهر می‌شویم. «راستی»ای که قوم خدا باید در این مقطع در آن استقرار یابند، همان «راستی»ای است که اندکی پیش از بسته شدن مهلتِ فیض گشوده می‌شود، زیرا «وقت نزدیک است». آن راستی، ساختارِ تاریخِ پنهانِ هفت رعد است، و آن تاریخِ پنهان، تاریخی را مشخص می‌سازد که در آن، مکاشفهٔ عیسی مسیح گشوده می‌شود. تاریخِ پنهانِ هفت رعد دقیقاً در همان زمانی به انجام خواهد رسید که «راستی»ای که به‌صورت آن تاریخِ پنهان نمود یافته است، از حالت مهرشده بیرون آورده شود. گشوده شدنِ «راستی» همان چیزی است که کسانی را که این پیامی را که پیش‌تر مهر شده بود می‌پذیرند، مُهر می‌زند.

خدا کے لوگ اتوار کے قانون کے وقت برہم قوموں کے لرزہ براندام ہو جانے سے پہلے ہی اپنی پیشانیوں پر مُہر کیے جاتے ہیں، اور یوں قومی تباہی کا آغاز ہوتا ہے۔ یسوع مسیح کا مکاشفہ، مکاشفہ کی کتاب کی “نبوت کی باتیں” ہیں، جن پر اب مُہر نہیں کی جانی، کیونکہ وقت نزدیک ہے۔ یہی وہ سچائی ہے جسے اب پڑھا جانا، سنا جانا، اور سب سے بڑھ کر محفوظ رکھا جانا چاہیے، اگر ہمیں مبارک ٹھہرنا ہے۔

یہوداہ نے—اسکریوطی نہیں—اُن سے کہا: اے خداوند، یہ کیا بات ہے کہ تُو اپنے آپ کو ہم پر ظاہر کرے گا اور دنیا پر نہیں؟ یسوع نے جواب میں اُس سے کہا: اگر کوئی مجھ سے محبت رکھے، تو وہ میرے کلام پر عمل کرے گا؛ اور میرا باپ اُس سے محبت رکھے گا، اور ہم اُس کے پاس آئیں گے اور اُس کے ساتھ اپنا مسکن بنائیں گے۔ جو مجھ سے محبت نہیں رکھتا، وہ میری باتوں پر عمل نہیں کرتا؛ اور جو کلام تم سنتے ہو وہ میرا نہیں بلکہ باپ کا ہے جس نے مجھے بھیجا ہے۔ یہ باتیں میں نے تم سے اُس وقت کہی ہیں جب میں ابھی تمہارے ساتھ موجود ہوں۔ لیکن مددگار، یعنی روحُ القدس، جسے باپ میرے نام سے بھیجے گا، وہ تمہیں سب باتیں سکھائے گا، اور جو کچھ میں نے تم سے کہا ہے وہ سب تمہیں یاد دلائے گا۔ یوحنا 14:22–26۔

برای آنان که پیامی را که در حال گشوده شدن است نگاه می‌دارند، وعده این است که تسلّی‌دهنده «همه‌چیز» را به ما «تعلیم» خواهد داد، یعنی «هر آنچه» عیسی «به شما» گفته است. این همان وعده‌ای است که برای شاگردان عِمائوس و پس از آن برای یازده شاگرد به انجام رسید. هنگامی که مسیح دست خود را از چشمان شاگردان عِمائوس که «بسته نگاه داشته شده بود» برداشت، و سپس «فهم» یازده شاگرد را «گشود» تا بتوانند «کتب مقدّس را بفهمند»، او در حال ثبت وعده‌ای برای کسانی بود که در «ایّام آخر» زندگی می‌کنند؛ کسانی که از نومیدی خود بازخواهند گشت، از وضعیت لائودیکیه‌ای خویش توبه خواهند کرد و «حق» را خواهند پذیرفت. «تسلّی‌دهنده» در «ایّام آخر»، در حالی که «همه‌چیز» را به ما تعلیم می‌دهد، «همه‌چیز را» به «یاد» ما خواهد آورد. و همان‌قدر که به یاد آوردن حقایق گذشته در حالی که او همه‌چیز را به ما تعلیم می‌دهد مهم است، او همچنین «امور آینده را» به ما «نشان خواهد داد».

لیکن میں تم سے سچ کہتا ہوں کہ میرا چلا جانا تمہارے لیے مفید ہے؛ کیونکہ اگر میں نہ جاؤں تو مددگار تمہارے پاس نہ آئے گا؛ لیکن اگر میں روانہ ہو جاؤں تو میں اسے تمہارے پاس بھیج دوں گا۔ اور جب وہ آئے گا تو دنیا کو گناہ، اور راستبازی، اور عدالت کے بارے میں قصوروار ٹھہرائے گا: گناہ کے بارے میں، کیونکہ وہ مجھ پر ایمان نہیں لاتے؛ راستبازی کے بارے میں، کیونکہ میں اپنے باپ کے پاس جاتا ہوں اور تم مجھے پھر نہ دیکھو گے؛ عدالت کے بارے میں، کیونکہ اس دنیا کا سردار مجرم ٹھہرایا جا چکا ہے۔ مجھے ابھی بہت سی باتیں تم سے کہنی ہیں، لیکن تم اب انہیں برداشت نہیں کر سکتے۔ تاہم جب وہ، یعنی سچائی کا روح، آئے گا تو وہ تمہاری تمام سچائی میں راہنمائی کرے گا؛ کیونکہ وہ اپنی طرف سے نہ کہے گا، بلکہ جو کچھ سنے گا وہی کہے گا، اور وہ تمہیں آنے والی باتوں کی خبر دے گا۔ وہ میرا جلال ظاہر کرے گا، اس لیے کہ وہ مجھ سے پائے گا اور تمہیں جتائے گا۔ یوحنا 16:7–14۔

در این زمان، تسلّی‌دهنده ما را به «راستی» «هدایت» خواهد کرد، «همه چیز» را به ما خواهد آموخت، از جمله «امور آینده» را؛ زیرا در این زمان، عیسی هنوز «بسیار چیزها» دارد که به ما «بگوید». آن امور، خواه چیزهایی از «یادآوریِ» ما باشند، خواه «امور آینده»، یا آن «چیزهای» بسیاری که او «هنوز» دارد به ما بگوید، همان است که ما را برای بحرانِ پیشِ رو مُهر می‌کند. این چنین می‌کند، زیرا حقیقتِ او نمایانگرِ قدرتِ خلّاقهٔ اوست. او پیش از بحرانِ آینده ما را مُهر می‌کند، زیرا قصد او این است که ما از پیش نسبت به عظیم‌ترین دورهٔ جفا بر ضد قومِ او که تاکنون در تاریخِ مقدّس رخ داده است، هشدار یافته باشیم. آن جفا به‌طور مشخص نشان می‌دهد که سخنان و اعمالی که ما در گذشته انجام داده‌ایم به یاد آورده خواهد شد و همان‌گونه که سخنانِ مسیح را بر ضد او تحریف کردند، بر ضد ما نیز به کار گرفته خواهد شد. با این همه، ما باید پیام را به‌عنوان شهادتی بر ضد عصیانِ ایشان، آن‌گونه که در حزقیال و مسیح نمود یافته است، ارائه کنیم.

هغه خبره په یاد ولرئ چې ما تاسو ته وکړه: بنده له خپل بادار څخه لوی نه دی. که هغوی زه ځورولی یم، تاسو به هم ځوروي؛ که هغوی زما خبره ساتلې وي، ستاسو خبره به هم وساتي. خو دا ټول کارونه به هغوی زما د نوم په خاطر درسره وکړي، ځکه چې هغه نه پېژني چې زه یې رالېږلی یم. که زه نه وای راغلی او له هغوی سره مې خبرې نه وای کړې، هغوی ته به ګناه نه وای؛ خو اوس د خپلې ګناه لپاره هېڅ پلمه نه لري. څوک چې زما څخه کرکه کوي، زما له پلار څخه هم کرکه کوي. که ما د هغوی په منځ کې هغه کارونه نه وای کړي چې بل هېڅ انسان نه دي کړي، هغوی ته به ګناه نه وای؛ خو اوس هغوی هم لیدلي دي او هم یې له ما او زما له پلار څخه کرکه کړې ده. خو دا ځکه کېږي، څو هغه کلام پوره شي چې د هغوی په شریعت کې لیکل شوی دی: هغوی بې له سببه زما څخه کرکه وکړه. خو کله چې تسلّي ورکوونکی راشي، چې زه به یې د پلار له خوا تاسو ته راولېږم، یعنې د حق روح، چې له پلار څخه صادرېږي، هغه به زما په اړه شاهدي ورکړي. یوحنا 15:20–26.

«روحِ راستی» که «تسلی‌دهنده» است، بر مسیح، که «راستی» است، «شهادت خواهد داد». و «راستی» همان الف و یاء، اول و آخر، ابتدا و انتهاست. تاریخِ پنهانِ هفت رعد، که اکنون مُهرگشایی می‌شود، پیامِ مُهرِ یکصد و چهل و چهار هزار است. در پیامدهای ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، ارمیا نمونه‌ای فراهم می‌آورد تا ما بتوانیم بازگشت به سوی او را که نخست ما را محبت نمود، برگزینیم. در به انجام رساندنِ آن کارِ بازگشت، مسئولیت داریم که گران‌بها را از فرومایه جدا سازیم. اگر نجاتِ خویش را با ترس و لرز به انجام رسانیم و آن کار را کامل کنیم، مُهر خواهیم شد و بی‌درنگ وارد بزرگ‌ترین بحرانِ تاریخِ زمین خواهیم گردید. همچنین این امتیاز را خواهیم داشت که تاریخی را تجربه کنیم که انبیا، پادشاهان و مردانِ صالح آرزوی دیدنِ آن را داشته‌اند.

آنان که آن کار را بر عهده گیرند و بازگردند، «در نوری که از تختِ خدا صادر می‌شود، سلوک خواهند کرد»، و «به‌واسطهٔ فرشتگان، ارتباطی پیوسته میان آسمان و زمین برقرار خواهد بود»، که همان فرایند ارتباطی است که در آیهٔ آغازینِ کتابِ مکاشفه شناسایی شده است.

«در این جهان، همگان در برابر خدا با دشمن هم‌پیمان نشده‌اند. همگان بی‌وفا نگشته‌اند. اندکی وفادار هستند که نسبت به خدا صادق و امین‌اند؛ زیرا یوحنا می‌نویسد: “در اینجا هستند آنان که احکام خدا را نگاه می‌دارند و ایمان عیسی را.” مکاشفه 14:12. به‌زودی نبردی سخت میان آنان که خدا را خدمت می‌کنند و آنان که او را خدمت نمی‌کنند، درخواهد گرفت. به‌زودی هر آنچه را بتوان متزلزل ساخت، متزلزل خواهد شد، تا آنچه را نتوان متزلزل ساخت، باقی بماند.»

«شیطان دانشجوی کوشای کتاب‌مقدس است. او می‌داند که وقتش کوتاه است، و در هر نقطه می‌کوشد کار خداوند را بر این زمین خنثی سازد. ناممکن است بتوان تصوری از تجربهٔ قوم خدا که در آن زمان بر زمین زنده خواهند بود، به دست داد؛ آنگاه که جلال آسمانی و تکرار جفاهای گذشته درهم می‌آمیزند. آنان در نوری که از تخت خدا صادر می‌شود، گام خواهند زد. به‌واسطهٔ فرشتگان، ارتباطی پیوسته میان آسمان و زمین برقرار خواهد بود. و شیطان، در حالی که فرشتگان شریر او را احاطه کرده‌اند و مدعی است که خداست، انواع معجزات را به‌عمل خواهد آورد تا، اگر ممکن باشد، برگزیدگان را نیز بفریبد. قوم خدا ایمنی خود را در به‌عمل آوردن معجزات نخواهند یافت، زیرا شیطان معجزاتی را که به‌وقوع خواهند پیوست، تقلید خواهد کرد. قوم آزموده و امتحان‌شدهٔ خدا قوت خود را در آن نشانه‌ای خواهند یافت که در Exodus 31:12–18 از آن سخن گفته شده است. آنان باید بر کلام زندهٔ خدا بایستند: «مکتوب است.» این تنها بنیادی است که بر آن می‌توانند استوار بمانند. آنان که عهد خود را با خدا شکسته‌اند، در آن روز بی‌خدا و بی‌امید خواهند بود.»

پرستندگانِ خدا به‌ویژه به سبب حرمت نهادنشان به فرمانِ چهارم متمایز خواهند شد، زیرا این فرمان نشانهٔ قدرتِ آفرینندگیِ خدا و گواهِ حقِّ او بر تکریم و پرستشِ انسان است. شریران به‌سبب کوشش‌هایشان برای فرو ریختنِ یادمانِ آفریننده و برکشیدنِ نهادِ روم متمایز خواهند شد. در موضوعِ این نبرد، سراسرِ جهانِ مسیحیت به دو طبقهٔ بزرگ تقسیم خواهد شد: آنان که احکامِ خدا و ایمانِ عیسی را نگاه می‌دارند، و آنان که وحش و تمثالِ او را می‌پرستند و نشانِ او را می‌پذیرند. هرچند کلیسا و دولت قدرتِ خود را متحد خواهند ساخت تا همه را، «خُرد و بزرگ، دولتمند و فقیر، آزاد و غلام»، وادار کنند که نشانِ وحش را بپذیرند، با این همه قومِ خدا آن را نخواهند پذیرفت. مکاشفه 13:16. نبیِّ پَطمُس می‌بیند «آنان را که بر وحش و بر تمثالِ او و بر نشانِ او و بر عددِ نامِ او غالب آمده بودند، که بر دریای شیشه‌گون ایستاده‌اند و بربط‌های خدا را دارند»، و سرودِ موسی و برّه را می‌سرایند. مکاشفه 15:2.

“آزمایش‌ها و محنت‌های هولناک در انتظار قوم خداست. روح جنگ، ملت‌ها را از کران تا کرانِ زمین به جنبش درمی‌آورد. اما در میانهٔ زمانِ تنگی‌ای که در راه است—زمانِ تنگی‌ای چنان‌که از وقتی که قومی پدید آمده هرگز مانند آن نبوده است—قوم برگزیدهٔ خدا استوار و بی‌تزلزل خواهند ایستاد. شیطان و لشکر او نخواهند توانست ایشان را نابود کنند، زیرا فرشتگانی که در قوت برتری دارند از آنان محافظت خواهند کرد.” شهادت‌ها، جلد ۹، ۱۵–۱۷.

د دې خبرې پېژندل ګټور دي چې دا فقره د هغه فصل پای دی چې د شهادتونو د نهم ټوک په یوولسم مخ کې پیلېږي، او دا د نُه-یوولس استازیتوب کوونکې پېژندل کېدای شي. د دې یادونه هم ګټوره ده چې سرلیک د راتلونکي زوم په اړه دی، او هم د حبقوق هغو لوحو ته اشاره کوي چې له هماغه ځایه پولس هغه آیت واخیست چې د عبرانیانو په کتاب کې یې ولیکه. د فصل پیل هغه تاریخ نښه کوي چې د ۲۰۰۱ کال د سپتمبر په ۱۱مه پیل شو، د نبوت د عهد هغه دوه لوحې چې د اډوېنټېزم په پیل کې ورننوتل شوې، او دا چې سرلیک «وروستی بحران» دی، چې وروستی د نیمې شپې فریاد په ګوته کوي. د فصل پای له پیل سره په بشپړه توګه همغږی دی، ځکه هم پیل او هم پای وروستي بحران ته اشاره کوي.

«بخش ۱—برای آمدنِ پادشاه»

«زیرا اندک زمانی دیگر، و آن که باید بیاید، خواهد آمد و تأخیر نخواهد کرد.» عبرانیان ۱۰:۳۷.

«بحرانِ آخری»

«ما در زمانِ پایان زندگی می‌کنیم. نشانه‌های زمان که به‌سرعت در حال تحقق‌اند، اعلام می‌دارند که آمدنِ مسیح نزدیک است. روزهایی که در آن‌ها زندگی می‌کنیم، جدی و مهم‌اند. روحِ خدا به‌تدریج اما به‌یقین از زمین در حال بازپس‌گرفته‌شدن است. بلاها و داوری‌ها هم‌اکنون بر خوارشمارندگانِ فیضِ خدا فرود می‌آیند. مصیبت‌های خشکی و دریا، آشفتگیِ وضعِ جامعه، و هشدارهای جنگ، همه شوم‌نشان‌اند. این‌ها رخدادهای نزدیک‌شونده‌ای را پیش‌بینی می‌کنند که از عظیم‌ترین اهمیت برخوردارند.» Testimonies, volume 9, 11.

اگر ہم لوٹ آئیں اور یرمیاہ میں ظاہر کی گئی خدا کے “منہ” ہونے کی بلند دعوت کو قبول کر لیں، تو ہم بہت جلد مقدس تاریخ کی عظیم ترین جمع‌آوری میں شریک ہوں گے۔

او همچنان سخنان امید و دلگرمی به ایشان گفت. «دل شما مضطرب نشود،» فرمود؛ «به خدا ایمان دارید، به من نیز ایمان داشته باشید. در خانهٔ پدر من منزل‌های بسیار است؛ اگر جز این بود، به شما می‌گفتم. می‌روم تا برای شما مکانی آماده کنم. و اگر بروم و برای شما مکانی آماده سازم، باز خواهم آمد و شما را نزد خود خواهم گرفت، تا آنجا که من هستم، شما نیز باشید. و جایی را که من می‌روم می‌دانید، و راه را نیز می‌دانید.» یوحنا ۱۴:‏۱–۴. به‌خاطر شما به جهان آمدم؛ برای شما کار کرده‌ام. چون بروم، باز هم با جدیت برای شما کار خواهم کرد. به جهان آمدم تا خود را بر شما آشکار سازم، تا ایمان آورید. نزد پدر خود و پدر شما می‌روم تا از جانب شما با او همکاری کنم.

«آمین، آمین، به شما می‌گویم، هر که به من ایمان آورد، کارهایی را که من می‌کنم او نیز خواهد کرد؛ و بزرگ‌تر از این‌ها نیز خواهد کرد، زیرا که من نزد پدر خود می‌روم.» یوحنا ۱۴:‏۱۲. مقصود مسیح از این سخن آن نبود که شاگردان کوشش‌هایی برتر و متعالی‌تر از کوشش‌های او به‌عمل خواهند آورد، بلکه این بود که کار ایشان دامنه‌ای گسترده‌تر خواهد داشت. او تنها به انجام معجزات اشاره نمی‌کرد، بلکه به هر آنچه تحت تأثیر و عمل روح‌القدس واقع می‌شد نظر داشت. او گفت: «و چون تسلی‌دهنده بیاید، که او را از جانب پدر نزد شما خواهم فرستاد، یعنی روحِ راستی که از پدر صادر می‌گردد، او بر من شهادت خواهد داد؛ و شما نیز شهادت خواهید داد، زیرا از ابتدا با من بوده‌اید.» یوحنا ۱۵:‏۲۶، ۲۷.

«به‌طرزی شگفت‌انگیز این سخنان تحقق یافت. پس از نزول روح‌القدس، شاگردان چنان از محبت به او و به کسانی که او برای ایشان جان سپرد سرشار شدند که دل‌ها به‌سبب سخنانی که بر زبان می‌آوردند و دعاهایی که تقدیم می‌کردند، نرم می‌شد. آنان در قدرت روح سخن می‌گفتند؛ و تحت تأثیر آن قدرت، هزاران تن ایمان آوردند.» اعمال رسولان، ۲۱، ۲۲.