ای همه ساکنان جهان و باشندگان زمین، بنگرید، هرگاه او پرچمی بر کوه‌ها برافرازد؛ و هرگاه در شیپور بدمد، بشنوید. اشعیا ۱۸:۳

فرستاده‌ای که به‌صورت «الیاس» نمایانده شده و پیامی را که به‌وسیلهٔ «موسی» نمایانده شده اعلام می‌کند، در خیابان‌ها به‌دست وحشی که از چاهِ بی‌پایان برمی‌آید کشته می‌شود. پس از آنکه برای مدتی که به‌صورت «نفرینِ» موسی — یعنی «پراکنده‌شدنِ» لاویانِ بیست‌وشش — نمایانده شده، زیر پا پایمال می‌شوند، روح‌القدس از طریق کلامِ خدا وارد بدن‌های مرده‌شان می‌شود. سپس آنان برمی‌خیزند و پس از آن به آسمان صعود می‌کنند. پیامی که به‌صورت در آسمان بودن نمایانده شده، همان انجیلِ جاودانِ سه فرشته است.

و فرشته‌ای دیگر را دیدم که در میانهٔ آسمان پرواز می‌کرد و انجیل جاودان را داشت تا آن را به ساکنان زمین و به هر ملت و قبیله و زبان و مردم بشارت دهد. مکاشفه ۱۴:۶.

پیش از آن‌که ایلیا و موسی به آسمان صعود کنند، ابتدا روی پاهای خود خواهند ایستاد.

و پس از سه روز و نیم، روحِ حیات از جانبِ خدا در آنان داخل شد و بر پاهای خود ایستادند؛ و ترسِ بزرگی بر کسانی که آنان را دیدند افتاد. و صدای بلندی از آسمان شنیدند که به آنان می‌گفت: به اینجا بالا بیایید. و در میان ابری به آسمان صعود کردند؛ و دشمنانشان آنان را می‌نگریستند. مکاشفه ۱۱:۱۱، ۱۲.

هر پیامبری با دیگر پیامبران هم‌نظر است و همگی در کتاب مکاشفه گرد هم می‌آیند. کتاب حزقیال تعلیم می‌دهد که هنگامی که روح به درون انسان‌ها وارد می‌شود، آنان بر پاهای خود می‌ایستند.

و به من گفت: ای پسر انسان، بر پاهای خود بایست، و با تو سخن خواهم گفت. و هنگامی که با من سخن گفت، روح در من درآمد و مرا بر پاهایم برپا داشت، تا او را که با من سخن می‌گفت، بشنوم. حزقیال ۲:۱، ۲.

حزقیال نمایانگر قوم خدا در «آخرالایام» است؛ قومی که مرده‌اند، با این حال صدای سخن گفتن خدا را می‌شنوند، و پذیرش کلام خدا حضور روح‌القدس را به همراه می‌آورد و سپس بر پای خود می‌ایستند. آنانی که در مکاشفه کشته شده و در خیابان رها شده‌اند تا به مدت هزار و دویست و شصت روز نمادین پایمال شوند نیز کلام خدا را می‌شنوند؛ کلامی که روح‌القدس را به دل‌ها و ذهن‌هایشان می‌رساند و آنان را بر پای خود می‌دارد. حزقیال به ما می‌گوید آن کلام خدا که آنان می‌شنوند چیست؛ و همین کلام تمام جنبشی را که با موسی و الیاس نمایندگی شده و در خیابان‌ها مرده بوده است، دوباره زنده می‌کند و باعث می‌شود بایستند.

دستِ خداوند بر من بود و مرا در روحِ خداوند بیرون برد و در میانِ دره‌ای که پر از استخوان بود نشانید، و مرا گرداگرد از کنارِ آنها گذرانید؛ و اینک، در آن درهٔ باز، بسیار بسیار بودند؛ و اینک، بسیار خشک بودند. و به من گفت: ای پسر انسان، آیا این استخوان‌ها می‌توانند زنده شوند؟ پاسخ دادم: ای خداوند خدا، تو می‌دانی. بار دیگر به من گفت: بر این استخوان‌ها نبوت کن و به آنها بگو: ای استخوان‌های خشک، کلامِ خداوند را بشنوید. خداوند خدا بدین‌سان به این استخوان‌ها می‌گوید: اینک، من روحی در شما درخواهم آورد و زنده خواهید شد؛ و بر شما زردپی‌ها خواهم نهاد، و بر شما گوشت خواهم رویانید، و شما را با پوست خواهم پوشانید، و در شما روح خواهم نهاد، و زنده خواهید شد؛ و خواهید دانست که من خداوندم. پس چنان‌که به من فرمان داده شد نبوت کردم؛ و چون نبوت می‌کردم، صدایی پدید آمد و اینک لرزشی، و استخوان‌ها گرد هم آمدند، هر استخوان نزد استخوانِ خویش. و چون نگریستم، اینک زردپی‌ها و گوشت بر آنها برآمد، و پوست رویشان را پوشاند؛ اما در ایشان روحی نبود. آنگاه به من گفت: بر باد نبوت کن، نبوت کن، ای پسر انسان، و به باد بگو: خداوند خدا چنین می‌گوید: ای روح، از چهار باد بیا و بر این کُشتگان بوز تا زنده شوند. پس چنان‌که مرا فرمان داد نبوت کردم، و روح در ایشان درآمد، و زنده شدند و بر پاهای خود ایستادند، لشکری بس عظیم. آنگاه به من گفت: ای پسر انسان، این استخوان‌ها تمامی خاندانِ اسرائیل‌اند؛ اینک می‌گویند: استخوان‌هایمان خشکیده است و امیدمان بر باد رفته؛ ما یکسره منقطع شده‌ایم. از این‌رو نبوت کن و به آنان بگو: خداوند خدا چنین می‌گوید: ای قومِ من، اینک قبرهای شما را خواهم گشود و شما را از قبرهایتان برخواهم آورد و شما را به سرزمینِ اسرائیل درخواهم آورد. و هنگامی که، ای قومِ من، قبرهای شما را گشودم و شما را از قبرهایتان برآوردم، خواهید دانست که من خداوندم؛ و روحِ خود را در شما خواهم نهاد و زنده خواهید شد، و شما را در سرزمینِ خودتان جای خواهم داد؛ آنگاه خواهید دانست که من، خداوند، این را گفته‌ام و به انجام رسانده‌ام، می‌گوید خداوند. حزقیال 37:1-14.

دانیال و یوحنا نماد صد و چهل و چهار هزارِ خدا در «ایام آخر» هستند که به‌طور نمادین کشته و دوباره زنده شده‌اند. یوحنا در روغن جوشان، دانیال در چاه شیران. جنبشی که زادهٔ مادر لاودیکیاییِ خود بود، به‌طور نمادین کشته می‌شود و سپس زنده می‌گردد و بدین‌سان «هشتمی» می‌شود که از «هفت» است. این، رستاخیز کلیسای ششم است، یعنی فیلادلفیا، که هشتم می‌شود، گرچه کلیسا نیست، بلکه جنبشی است. در پایان دوره‌ای که بی‌دفن می‌مانند تا کسانی که مرگ‌شان را جشن می‌گیرند آنان را پایمال کنند، چون لشکری نیرومند بر پای خود می‌ایستند. برمی‌خیزند زیرا پیامی از کلام خدا می‌شنوند. هر جسدی که بیش از سه سال در خیابان مانده باشد، آن‌قدر پوسیده شده که جز استخوان چیزی از آن باقی نمانده است.

استخوان‌های خشک نیاز دارند که روح‌القدسِ خدا بر آن‌ها بدمد تا همچون رستاخیزی از مردگان به حرکت درآیند. مدرسهٔ آموزش کتاب‌مقدس، ۱ دسامبر ۱۹۰۳.

ما موظفیم در کار احیای خویش مشارکت کنیم. این کار را با خواندن، شنیدن و عمل کردن به آنچه نوشته شده است انجام می‌دهیم.

احیای دینداری راستین در میان ما، بزرگ‌ترین و فوری‌ترینِ همهٔ نیازهای ماست. طلبِ این باید نخستین کارِ ما باشد. پیام‌های برگزیده، کتاب ۱، ۱۲۱.

«کلام»ِ نبوی که این رستاخیز را از تجربه‌ای لاودیکیه‌ای به تجربه‌ای فیلادلفیایی پدید می‌آورد، از پیامی سرچشمه می‌گیرد که در کتاب‌های دانیال و مکاشفه یافت می‌شود.

«هرگاه کتاب‌های دانیال و مکاشفه بهتر فهمیده شوند، مؤمنان تجربهٔ دینیِ کاملاً متفاوتی خواهند داشت.» شهادت‌ها برای خادمان، ۱۱۲–۱۱۴.

تجربهٔ دینِ قانون‌گرای لائودیکیه با پیامی حیات‌بخش دگرگون می‌شود. پیامِ مکاشفهٔ عیسی مسیح، پیامِ قدرتِ خلاقهٔ اوست که بی‌تردید همان قدرتِ خداست برای نجاتِ هر که ایمان می‌آورد.

چه قدرتی باید از خدا داشته باشیم تا دل‌های یخ‌زده‌ای که تنها دینی شریعت‌گرایانه دارند، چیزهای بهتری را که برایشان مهیا شده—مسیح و پارسایی او—ببینند! پیامی جان‌بخش لازم بود تا به استخوان‌های خشک جان ببخشد. انتشار دست‌نوشته‌ها، جلد ۱۲، ۲۰۵.

دین شریعت‌گرایانه دینی رو به قهقرا رفته است؛ نمونه‌اش دور شدن ادونتیسم از بنیادها در سال ۱۸۶۳ و پس از آن.

قلمم را کنار می‌گذارم و جانم را در دعا برمی‌افرازم تا خداوند بر قومِ از ایمان برگشتهٔ خود، که همچون استخوان‌های خشک‌اند، بدمَد تا زنده شوند. بولتن کنفرانس عمومی، ۴ فوریهٔ ۱۸۹۳.

عیسی در کتاب مکاشفه «شاهدِ امین» است.

و به فرشتهٔ کلیسای لاودکیه بنویس: چنین می‌گوید آمین، شاهد امین و راستین، آغاز آفرینش خدا. مکاشفه ۳:۱۴.

خواهر وایت به ما می‌گوید که عیسی همان «شاهد امین» است که به لاودیکیانی که در خطایا و گناهان مرده‌اند، «شهادتی صریح» ارائه می‌کند، و اینکه همان‌گونه که پیام خطاب به وادی استخوان‌های خشک و مرده باعث لرزشی شد، این پیام نیز باعث لرزش می‌شود.

من از معنای تزلزلی که دیده بودم پرسیدم و به من نشان داده شد که این به‌سبب شهادتِ صریحی خواهد بود که به‌واسطهٔ نصیحتِ شاهدِ امین و راستین به لاودیکیان برانگیخته می‌شود. این امر بر دلِ گیرنده اثر خواهد گذاشت و او را بر آن خواهد داشت که علم را برافرازد و حقیقتِ صریح را بی‌پرده بر زبان جاری کند. برخی این شهادتِ صریح را تاب نخواهند آورد. بر ضد آن برخواهند خاست، و همین است که در میان قومِ خدا تزلزل پدید خواهد آورد.

من دیدم که به شهادتِ گواهِ راستین حتی تا نیمه نیز توجه نشده است. آن شهادتِ خطیری که سرنوشتِ کلیسا بدان وابسته است، سبک شمرده شده است، اگر نگوییم به کلی نادیده گرفته شده است. این شهادت باید توبه‌ای عمیق به بار آورد؛ هر که آن را به راستی بپذیرد، از آن اطاعت خواهد کرد و پاک خواهد شد.

فرشته گفت: «گوش فرا دهید!» به زودی آوایی شنیدم چون سازهای بسیار که همه در نغمه‌هایی کامل، شیرین و هماهنگ می‌نواختند. از هر موسیقی‌ای که تا آن زمان شنیده بودم فراتر بود و گویی سرشار از رحمت و شفقت و شادی مقدسِ تعالی‌بخش بود. در سراسر وجودم طنین انداخت. فرشته گفت: «بنگرید!» سپس توجهم به جماعتی که دیده بودم جلب شد که به شدت تکان خورده بودند. به من کسانی را نشان دادند که پیش‌تر دیده بودم در عذاب روح می‌گریستند و دعا می‌کردند. شمار فرشتگان نگهبان گرداگردشان دو برابر شده بود، و ایشان از سر تا پا به زرهی پوشیده بودند. به نظمی دقیق، چون دسته‌ای از سربازان حرکت می‌کردند. چهره‌هایشان گواه نبرد سختی بود که تاب آورده بودند و ستیز جانکاهی که از سر گذرانده بودند. با این همه، سیمایشان که از رنج درونیِ سخت نشان داشت، اکنون با نور و جلال آسمان می‌درخشید. ایشان پیروزی را به دست آورده بودند و این از ایشان عمیق‌ترین سپاسگزاری و شادی مقدس و قدسی را برمی‌انگیخت.

شمار این گروه کمتر شده بود. برخی از صف بیرون ریخته و در میانهٔ راه جا مانده بودند. بی‌مبالاتان و بی‌تفاوتان که با آنان که پیروزی و نجات را چنان گران‌قدر می‌شمردند که با پایداری برای آن تضرع و تقلا کنند همراه نشده بودند، به آن دست نیافتند و در تاریکی جا ماندند، و جای آنان بی‌درنگ با دیگرانی پر شد که به حقیقت تمسک جستند و به صف پیوستند. فرشتگان شریر هنوز گرداگردشان فشار می‌آوردند، اما هیچ قدرتی بر آنان نداشتند.

من شنیدم که زره‌پوشان حق را با قدرتی عظیم بیان می‌کردند. اثر خود را گذاشت. بسیاری در بند شده بودند؛ برخی زنان توسط شوهرانشان، و برخی فرزندان توسط والدینشان. صادقانی که از شنیدن حق بازداشته شده بودند، اکنون با اشتیاق آن را به دست گرفتند. تمام ترس از خویشاوندانشان از میان رفته بود و در نظر آنان تنها حق بزرگ شمرده می‌شد. آنان برای حق گرسنه و تشنه بودند؛ آن از زندگی عزیزتر و گرانبهاتر بود. پرسیدم چه چیزی این دگرگونی بزرگ را پدید آورده است. فرشته‌ای پاسخ داد: «این باران پسین است، تجدید نیرو از حضور خداوند، فریاد بلند فرشتهٔ سوم.» نوشته‌های نخستین، ۲۷۰، ۲۷۱.

شهادت صریح به لاودیکیه که پس از تکان شدیدی ارتشی را برپا می‌کند، همان پیام خطاب به درهٔ استخوان‌های خشک و مرده است، و آن استخوان‌ها نمایانگر پیام موسی و پیام‌آور، ایلیا، هستند که در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ در خیابان به دست وحشی از هاویه کشته شدند.

شهادت صریح باید به کلیساها و مؤسسات ما داده شود تا خوابیدگان را بیدار کند.

هنگامی که به کلام خداوند ایمان آورده و از آن اطاعت شود، پیشرفتی پیوسته حاصل خواهد شد. اکنون بیایید نیازِ بزرگمان را ببینیم. خداوند نمی‌تواند ما را به کار گیرد تا وقتی که در استخوان‌های خشک جان ندمَد. شنیدم که چنین گفته شد: «بدونِ کارِ عمیقِ روحِ خدا در دل، بدونِ تأثیرِ حیات‌بخشِ آن، حقیقت به حرفی بی‌جان بدل می‌شود.» ریویو اند هرالد، ۱۸ نوامبر ۱۹۰۲.

نشان داده‌ایم که چهار نشانهٔ راهِ بازنمایانندهٔ تاریخ هفت رعد در هر خط اصلاحی دیده می‌شوند. در پیوند با این، این واقعیت نیز هست که در هر خط اصلاح، هر یک از آن چهار نشانهٔ راه همان مضمون نبوی را نمایندگی می‌کند. در روزگار موسی، مضمونِ هر یک از آن چهار نشانهٔ راه ــ که نماد هفت رعد بود ــ پیمان با قومی برگزیده بود. در عهد داود، آن تابوت خداوند بود. در عهد مسیح، آن مرگ و رستاخیز بود. و نزد پیروان میلر، آن اصلِ روز برای سال بود.

از دیدِ «آینده برای آمریکا»، این اسلام است. اسلام در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱. و در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ نیز دوباره اسلام بود، با پیشگوییِ ناکام، نخستین سرخوردگی و آغازِ دورهٔ درنگ. سومین نشانهٔ راه که ارتشی نیرومند برمی‌خیزاند، پیامِ چهار باد است که نمایندهٔ اسلام است، «اسبِ خشمگینِ» نبوتِ کتاب مقدس.

فرشتگان چهار باد را مهار کرده‌اند؛ این چهار باد به صورت اسبی خشمگین به تصویر کشیده شده که در صدد است از بند رها شود و بر سراسر چهرهٔ زمین بتازد و در مسیر خود ویرانی و مرگ را به همراه می‌آورد.

آیا در خود آستانهٔ جهان ابدی به خواب رویم؟ آیا بی‌حس و سرد و مرده باشیم؟ آه، کاش در کلیساهای‌مان روح و دمِ خدا در قوم او دمیده می‌شد تا بر پاهای خود بایستند و زنده شوند. باید دریابیم که راه تنگ است و در تنگ. اما چون از آن درِ تنگ می‌گذریم، پهناوری‌اش بی‌کران است. Manuscript Releases، جلد ۲۰، صفحات ۲۱۶، ۲۱۷.

بلافاصله پس از آن‌که ایلیا و موسی برمی‌خیزند، آنان همچون پرچمی به سوی آسمان برافراشته می‌شوند.

و آنان صدای عظیمی از آسمان شنیدند که به ایشان می‌گفت: به اینجا بالا آیید. و در میان ابری به آسمان صعود کردند و دشمنانشان آنان را دیدند. مکاشفه ۱۱:۱۲

ما در مقالهٔ بعدی به پرچمی که موسی و ایلیا نمایندهٔ آن هستند خواهیم پرداخت.