ما در مقاله‌ای اخیر به «بارِ درهٔ رؤیا» در اشعیا بیست‌ودو پرداختیم. در آنجا «درهٔ رؤیا» را به‌عنوان نماد جغرافیاییِ تمایز میان لاودیکیان و فیلادلفیان در «ایام آخر» شناسایی کردیم. آنچه دوشیزگانِ نادانِ لاودیکی را برای آتش‌های هلاکت به دسته‌ها می‌بست، «تیراندازان» بودند. در نبوتِ کتاب مقدس، «تیراندازان» نمایانگر اسلام‌اند.

و خدا به ابراهیم گفت: به خاطر پسر و کنیزت، این امر در نظر تو گران نیاید؛ در هر آنچه سارا به تو گفته است، سخنش را بشنو، زیرا نسل تو در اسحاق خوانده خواهد شد. و از پسر کنیز نیز قومی پدید خواهم آورد، زیرا او از نسل توست. و ابراهیم بامدادان زود برخاست و نان و مشکی آب برگرفت و بر دوش هاجر نهاد، و کودک را نیز به او سپرد و او را روانه کرد. او رفت و در بیابان بئرسبع سرگردان شد. و آبِ مشک تمام شد، پس کودک را زیر یکی از بوته‌ها گذاشت. و خود رفت و رو‌به‌روی او، در فاصله‌ای دور، به اندازه پرتاب یک تیر، نشست؛ زیرا گفت: نمی‌خواهم مرگ کودک را ببینم. پس رو‌به‌روی او نشست و صدا بلند کرد و گریست. و خدا آواز پسر را شنید؛ و فرشته خدا از آسمان هاجر را ندا داد و گفت: تو را چه شده است، هاجر؟ مترس، زیرا خدا آواز پسر را همان‌جا که هست شنیده است. برخیز، پسر را بردار و دستش را بگیر، زیرا او را به قومی بزرگ تبدیل خواهم کرد. آنگاه خدا چشمانش را گشود و چاهی آب دید؛ پس رفت و مشک را از آب پُر کرد و به پسر آب داد. و خدا با آن پسر بود؛ او بزرگ شد و در بیابان ساکن گردید و تیرانداز شد. پیدایش ۲۱:۱۲-۲۱.

اسماعیل، پسر هاجر، مقدر بود پدر امت اسلامی شود و از او به‌عنوان «تیرانداز» یاد می‌شد. نخستین اشاره به اسماعیل نقش او را در پیشگویی کتاب مقدس مشخص می‌کند.

و فرشتهٔ خداوند به او گفت: اینک آبستن هستی و پسری خواهی زایید و نام او را اسماعیل خواهی نهاد؛ زیرا خداوند رنج تو را شنیده است. و او مردی وحشی خواهد بود؛ دستش بر ضد همه خواهد بود و دست همه بر ضد او؛ و در برابر همهٔ برادران خود ساکن خواهد شد. پیدایش ۱۶:۱۱، ۱۲.

ملت اسلام «بر ضد هر انسانی» خواهد بود و «دست هر انسانی» «بر ضد او» خواهد بود. واژه‌ای که به «وحشی» ترجمه شده، به گورخر وحشی عربی اشاره دارد؛ بنابراین، از همان آغاز که اسماعیل به‌عنوان نمادی در پیشگویی مطرح می‌شود، او با «خانوادهٔ اسب» پیوند می‌یابد، و او همهٔ ملت‌های جهان را علیه ملتِ خود گرد خواهد آورد.

پیروان میلر دریافتند که سه «وایِ» مکاشفه باب نهم نمایانگر تاریخ نبویِ اسلام هستند و از این رو اسلام را به شکل اسبی بر هر دو لوح مقدس حبقوق به تصویر کشیدند. آن لوح‌ها «به دست خداوند هدایت شده بودند» و در باب دوم حبقوق درباره‌شان پیشگویی شده بود. رد کردن این حقیقت که اسلام به‌وسیلهٔ سه «وایِ» مکاشفه، باب هشتم، آیهٔ سیزدهم نمایانده شده است، رد کردن روح نبوت و حبقوق است. این، ردّ هم کتاب مقدس و هم روح نبوت است.

و فرشته‌ای را دیدم و شنیدم که در میانهٔ آسمان پرواز می‌کرد و با آواز بلند می‌گفت: وای، وای، وای بر ساکنان زمین، به سبب بانگ‌های دیگرِ شیپورهای آن سه فرشته که هنوز باید بنوازند! مکاشفه ۸:۱۳.

رد کردن حقیقت یعنی رهسپار آتش‌های هلاکت شدن، و ادونتیسم از سال ۱۸۶۳ ردّ تدریجیِ حقیقت را آغاز کرد. اسلام همان عاملی است که در دوران وای سوم همهٔ ملت‌های جهان را گرد هم می‌آورد. این یگانگی در یازده سپتامبر ۲۰۰۱ به تصویر کشیده شد؛ رویدادی که از آن‌جا که نخستین نشانِ راهِ هفت رعد است، ناگزیر باید نمایانگر آخرین نشانِ راهِ هفت رعد نیز باشد. آخرین نشانِ راهِ هفت رعد در "ایام آخر" قانونِ یک‌شنبه است، سپس وای سوم به‌سرعت فرا می‌رسد. قدرتی که ملت‌ها را به خشم می‌آورد اسلام است، و در ایام آخر، اسلام در یازده سپتامبر ۲۰۰۱ ملت‌ها را به خشم آورد، اما آنان هم‌زمان "مهار شدند". در همان زمان، بارانِ پسین به‌صورت نم‌نم آغاز شد، پیش از فرو‌ریزشِ کامل که هنگامی رخ می‌دهد که عروس خود را آماده می‌سازد.

در آن زمان، در حالی که کار نجات رو به پایان است، مصیبت بر زمین خواهد آمد و ملت‌ها خشمگین خواهند شد، اما مهار می‌شوند تا مانعِ کارِ فرشتهٔ سوم نگردند. در آن زمان «باران آخر»، یا تجدیدِ نیرو از حضورِ خداوند، خواهد آمد تا به صدای بلندِ فرشتهٔ سوم قدرت ببخشد و مقدسان را آماده سازد تا در دوره‌ای که هفت بلای آخر ریخته خواهد شد، استوار بایستند. نوشته‌های نخستین، ۸۵.

در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ داوریِ زندگان آغاز شد؛ ملّت‌ها از حملهٔ اسلام علیه ایالات متحده خشمگین شدند و بارانِ پسین آغاز به باریدن کرد. داوری از خانهٔ خدا آغاز می‌شود و داوریِ خانهٔ خدا در بحرانِ قانونِ یکشنبه به پایان می‌رسد؛ سپس داوریِ گلهٔ دیگرِ خدا آغاز می‌شود. نکات فراوانی در ارتباط با این حقیقتِ بسیار مهم وجود دارد، اما این حقایق در مجموعهٔ «جداولِ حبقوق» به‌خوبی مستند شده‌اند. لازم بود پیش از آنکه به روایتِ بابِ یازدهمِ مکاشفه بازگردیم، این مطالب را در این مقاله بیاوریم.

و در همان ساعت زلزله‌ای بزرگ روی داد، و یک‌دهمِ شهر فرو ریخت، و در آن زلزله هفت هزار نفر از مردم کشته شدند؛ و بازماندگان به وحشت افتادند و به خدای آسمان جلال دادند. وایِ دوم گذشت؛ و اینک، وایِ سوم به‌زودی می‌آید. مکاشفه ۱۱:۱۳، ۱۴.

«زلزلهٔ بزرگ» که نشانگر سرنگونی ملت فرانسه در انقلاب فرانسه بود، نمایانگر سرنگونی ایالات متحده در هنگام قانون روز یکشنبه است. ارتداد ملی در پیِ خود ویرانی ملی را خواهد آورد، و هنگامی که ایالات متحده ویران شود، تمام زمین تا اعماقش به لرزه درخواهد آمد؛ ازاین‌رو نماد «زلزله». در آن زمان «وای سوم به‌سرعت می‌آید». اسلام در دو لوح مقدس به‌عنوان وای اول و وای دومِ مکاشفهٔ باب نهم معرفی شده است، و اگر وای اول اسلام است و وای دوم اسلام است، پس وای سوم نیز باید اسلام باشد، زیرا به شهادت دو نفر، هر امری برقرار می‌شود. ایالات متحده در هنگام قانون روز یکشنبه بار دیگر از سوی اسلام ضربه خواهد خورد.

در مورد درهٔ استخوان‌های حزقیال، خواهر وایت چنین می‌نویسد:

فرشتگان چهار باد را مهار کرده‌اند؛ این چهار باد به صورت اسبی خشمگین به تصویر کشیده شده که در صدد است از بند رها شود و بر سراسر چهرهٔ زمین بتازد و در مسیر خود ویرانی و مرگ را به همراه می‌آورد.

«آیا بر درست در آستانهٔ جهان ابدی به خواب خواهیم رفت؟ آیا کُند و سرد و مرده خواهیم بود؟ آه، کاش در کلیساهای ما روح و نَفَس خدا را می‌داشتیم که در قوم او دمیده شود، تا بر پای‌های خویش بایستند و زنده گردند. ما نیاز داریم ببینیم که راه تنگ است و دروازه باریک. اما چون از آن دروازهٔ تنگ عبور کنیم، فراخیِ آن بی‌حد و حصر است.» Manuscript Releases, جلد 20، 217.

پیام «چهار باد» که دو نبیِ مکاشفهٔ فصل یازدهم را برپا می‌دارد، همان پیامِ اسبِ خشمگینِ نبوتِ کتاب‌مقدس است؛ چنان‌که در سراسر شهادتِ کتاب‌مقدسی نمایانده شده، و نیز چنان‌که به‌صورت دیداری بر دو لوحِ مقدسِ حبقوق به تصویر کشیده شده است. پیامی که ایلیا و موسی را بر پا می‌دارد، همان پیامِ وایِ سوم است که اندکی پس از آنکه آنان بر پا داشته می‌شوند، به‌سرعت می‌آید؛ زیرا هنگامی که قانونِ یکشنبه فرا می‌رسد و اسلام بار دیگر ضربه می‌زند، موسی و ایلیا به‌عنوان عَلَمی برای امّت‌ها برافراشته می‌شوند.

سومین وای اسلام نیز شیپور هفتم است. آغاز به صدا درآمدن شیپور هفتم در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ بود، زمانی که داوری آغاز شد.

لیکن در ایام آواز فرشتهٔ هفتم، هنگامی که به دمیدن آغاز کند، سرّ خدا، چنان‌که آن را به بندگان خود، یعنی پیامبران، اعلام کرده است، به انجام خواهد رسید. مکاشفه ۱۰:۷.

"ایامِ ندای فرشتهٔ هفتم" همان ایامِ داوریِ تفتیشی است که در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ آغاز شد. آنگاه داوریِ مردگان آغاز شد. چون وایِ سوم به‌زودی فرا رسد، به صدا درآمدنِ کرنایِ هفتم دوباره مشخص می‌شود. این به صدا درآمدن، آغازِ داوریِ تفتیشی نیست، بلکه پایانِ داوریِ خانهٔ خدا و آغازِ داوریِ گلهٔ دیگرِ خداست.

و فرشتهٔ هفتم در شیپور دمید؛ و در آسمان صداهای عظیمی به گوش رسید که می‌گفتند: پادشاهی‌های این جهان از آنِ خداوندِ ما و مسیح او شده است، و او تا ابدالآباد سلطنت خواهد کرد. و بیست‌وچهار پیر که بر کرسی‌های خود در حضور خدا نشسته بودند، بر روی خود افتادند و خدا را پرستش کرده، گفتند: تو را شکر می‌کنیم، ای خداوندِ خدای قادر مطلق، که هستی و بودی و خواهی آمد؛ زیرا قدرت عظیم خود را به دست گرفته‌ای و سلطنت نموده‌ای. مکاشفه ۱۱:۱۵-۱۷.

«راز خدا» مسیح در ماست، امیدِ جلالی که در دوره‌ای به پایان می‌رسد که موسی و الیاس برمی‌خیزند و از طریق پیامی از کلامِ خدا که اسلام را شناسایی می‌کند، زنده می‌شوند. اگر این پیام پذیرفته شود، نفسی را برای انبارِ آسمانی می‌بندد؛ اما برای آنان که پیام را رد می‌کنند، همان پیامِ تیراندازانِ اسلام است که ایشان را دسته‌دسته می‌بندد تا در آتش‌های هلاکت سوزانده شوند. پیامِ شیپورِ هفتم، صد و چهل و چهار هزار را پیش از آنکه آنان چون علمی برافراشته شوند تا گلهٔ دیگرِ خدا را گرد آورند، مهر می‌زند. آن دو نبیِ زنده‌شده نخست باید مهر شوند، پیش از آنکه بتوان به جهان هشدار داد.

کار روح‌القدس این است که جهان را در باب گناه، پارسایی و داوری ملزم سازد. جهان فقط وقتی هشدار می‌یابد که کسانی را ببیند که به حقیقت ایمان دارند و به‌وسیلهٔ حقیقت تقدیس شده‌اند؛ کسانی که بر پایهٔ اصولی والا و مقدس عمل می‌کنند و در معنایی بلند و متعالی، خط تمایز میان آنان که فرمان‌های خدا را نگه می‌دارند و آنان که آن‌ها را زیر پا می‌گذارند، نشان می‌دهند. تقدیسِ روح، تفاوت میان کسانی را که مُهرِ خدا را دارند و کسانی که روز استراحتِ جعلی را نگه می‌دارند، آشکار می‌سازد. هنگامی که آزمون فرا برسد، به‌روشنی نشان داده خواهد شد که نشانهٔ وحش چیست. و آن، نگه‌داشتِ روز یکشنبه است. آنان که پس از شنیدنِ حقیقت، همچنان این روز را مقدس می‌شمارند، مُهرِ مردِ گناه را بر خود دارند؛ همان که می‌پنداشت زمان‌ها و شریعت‌ها را تغییر دهد. مدرسهٔ آموزش کتاب‌مقدس، ۱ دسامبر ۱۹۰۳.

وقتی آن یکصد و چهل‌وچهار هزار نفر به‌عنوان پرچمی برای ملت‌ها برافراشته شوند، ملت‌ها خشمگین خواهند شد. قدرتی که در نبوت کتاب مقدس ملت‌ها را به خشم می‌آورد، اسلام است. اسلام در زمان قانون یکشنبه دوباره به ایالات متحده آمریکا ضربه خواهد زد.

و امّت‌ها خشمگین شدند و خشم تو فرا رسید، و زمان داوریِ مردگان تا داوری شوند، و تا مزد دهی به بندگان خود، انبیا، و به قدیسان، و به آنان که از نام تو می‌ترسند، کوچک و بزرگ؛ و هلاک کنی هلاک‌کنندگانِ زمین. و هیکلِ خدا در آسمان گشوده شد و در هیکل او صندوقِ عهدش دیده شد؛ و برق‌ها و صداها و رعدها و زلزله و تگرگِ عظیم پدید آمد. مکاشفه ۱۱:۱۸، ۱۹.

پس از این سلسله وقایع نبوی، یوحنا کلیسا را که قرار است نشانه باشد معرفی می‌کند.

و نشانه‌ای عظیم در آسمان ظاهر شد: زنی که به آفتاب ملبس بود و ماه زیر پاهای او بود و بر سرش تاجی از دوازده ستاره. و چون آبستن بود، فریاد می‌کرد؛ در دردِ زایمان بود و برای زادن رنج می‌کشید. مکاشفه ۱۲:۱.

در اینجا کلیسایی که کشته شد، پایمال شد، زنده شد و سپس به‌عنوان پرچمِ خدا به آسمان برده شد، با جلالِ خورشید می‌درخشد. ایشان بر ماه ایستاده‌اند و این ایستادن نمایانگرِ سایهٔ دوازده ستاره بر تاجِ ایشان است. این سایه همان دوازده قبیلهٔ اسرائیلِ باستان است که نماد و بازتابِ دوازده شاگرد بودند؛ همان‌هایی که دوازده ستاره در تاجِ او هستند. در این تصویر، آغازِ اسرائیلِ باستان نمادِ پایانِ اسرائیلِ باستان است.

آن زن در آستانه به دنیا آوردن کودکی است؛ این امر بیانگر تولد مسیح در پایان دوران اسرائیل باستان است، اما اکنون نمایانگر تولد غیریهودیانی است که از بابل بیرون می‌آیند و به صد و چهل و چهار هزار نفر می‌پیوندند. به محض آن‌که ایلیا و موسی به‌عنوان عَلَم برافراشته شوند، او گلهٔ دیگرِ خدا را که به آن عَلَم پاسخ خواهند داد، به دنیا می‌آورد.

«جهان فقط می‌تواند هشدار داده شود» با دیدنِ برافراشته شدنِ صد و چهل و چهار هزار نفر چونان عَلَم، در طول بحرانی که با قانون یکشنبه در ایالات متحده آغاز می‌شود. کسانی که از بابل بیرون می‌آیند و در کنار آن صد و چهل و چهار هزار نفر می‌ایستند، به‌عنوان جمعیت عظیم نمایانده شده‌اند. آن دو گروه که در مکاشفهٔ باب هفت آمده‌اند، به‌وسیلهٔ موسی و الیاس بر کوهِ تجلی نمایانده می‌شوند، و کلیسای پیروزمند خدا که رستاخیز یافته و چونان عَلَمی برافراشته می‌شود، در آن زمان نهاییِ بحران با گلهٔ دیگرِ خدا که در آن هنگام هنوز در بابل‌اند، به هم می‌پیوندند.

کلام خداوند را بشنوید، ای کسانی که از کلام او می‌لرزید: برادران شما که از شما نفرت داشتند و به‌خاطر نام من شما را بیرون راندند، گفتند: «بگذار خداوند جلال یابد.» اما او برای شادی شما ظاهر خواهد شد و آنان شرمسار خواهند گردید. صدای غوغا از شهر، صدایی از هیکل، صدای خداوند که به دشمنانش کیفرشان را می‌دهد. پیش از آنکه به دردِ زایمان افتد، زایید؛ پیش از آنکه دردش فرا رسد، پسری به دنیا آورد. چه کسی چنین چیزی شنیده است؟ چه کسی چنین چیزهایی دیده است؟ آیا سرزمینی در یک روز می‌زاید؟ یا امتی یکباره زاده می‌شود؟ زیرا همین که صهیون به دردِ زایمان افتاد، فرزندان خود را به دنیا آورد. خداوند می‌فرماید: آیا من زایمان را می‌رسانم و به دنیا آوردن را باعث نشوم؟ خدای تو می‌گوید: آیا من زایاندن را سبب شوم و رحم را ببندم؟ با اورشلیم شاد باشید و با او مسرور شوید، ای همه شما که او را دوست می‌دارید؛ با او بسیار شادمان شوید، ای همه شما که برای او ماتم گرفته‌اید؛ تا از پستان‌های تسلی او بنوشید و سیر شوید، و از سرشاری جلال او لذت برید. زیرا خداوند چنین می‌گوید: اینک، سلامتی را چون رودی برای او جاری خواهم ساخت، و جلال امّت‌ها را همچون نهری خروشان؛ آنگاه خواهید نوشید، بر پهلوهایش برداشته خواهید شد و بر زانوهایش نوازش خواهید یافت. همچنان‌که مادر فرزندش را دلداری می‌دهد، من نیز شما را دلداری خواهم داد؛ و در اورشلیم تسلی خواهید یافت. و چون این را ببینید، دل شما شاد خواهد شد و استخوان‌هایتان مانند علف تازه خواهد شد؛ و دستِ خداوند بر خدمتگزارانش آشکار خواهد شد، و خشم او بر دشمنانش. اشعیا 66:5-14.

آنانی که هنگام عروج به آسمان زاده می‌شوند، همان کسانی‌اند که از سوی برادرانی که از آنان نفرت داشتند، طرد شده‌اند. برادرانی که از آنان نفرت داشتند و از مرگشان شادمانی کردند، همان کسانی‌اند که می‌گویند یهودی‌اند، اما نیستند. آنان از کنیسۀ شیطان‌اند که طبق نبوت در برابر پایِ عَلَمی که از "رانده‌شدگان اسرائیل" تشکیل شده است، به سجده خواهند افتاد.

و او برای امت‌ها علمی برافراشته خواهد کرد و رانده‌شدگانِ اسرائیل را گرد خواهد آورد و پراکندگانِ یهودا را از چهار گوشهٔ زمین گرد خواهد آورد. اشعیا ۱۱:۱۲.

شما فکر می‌کنید که کسانی که در برابر پای قدیسان سجده می‌کنند (مکاشفه ۳:۹)، سرانجام نجات خواهند یافت. در اینجا ناچارم با شما مخالفت کنم؛ زیرا خدا به من نشان داد که این دسته ادونتیست‌های ظاهری بودند که از ایمان برگشته بودند و «پسر خدا را برای خود از نو مصلوب کرده و او را در معرض رسوایی آشکار می‌گذارند». و در «ساعت امتحان» که هنوز در پیش است، تا منشِ حقیقی هر کس را آشکار کند، خواهند دانست که برای همیشه گم‌شده‌اند و، غرق در رنج روح، نزد پای قدیسان سر فرود خواهند آورد. سخنی به گلهٔ کوچک، ۱۲.

آن که گوش دارد، بشنود آنچه روح به کلیساها می‌گوید.