در مقالهٔ پیشین، ارمیا باب پنجاه را بررسی می‌کردیم، و در آن بخش، داوری بر بابِل مطرح است؛ داوری‌ای که با قانون یکشنبه‌ای که به‌زودی در ایالات متحده پدید می‌آید آغاز می‌شود و با غضب خدا به پایان می‌رسد. داوریِ اجرایی همان روزِ انتقامِ خداوند است که با ویرانی اورشلیم در سال ۷۰ میلادی به تصویر کشیده شد. ویرانی اورشلیم که در سال ۷۰ میلادی به‌وسیلهٔ روم تحقق یافت، پیش‌تر به‌وسیلهٔ ویرانی اورشلیم که نبوکدنصر انجام داده بود، نمونه‌سازی شده بود. این دو، با هم، دو شاهد برای داوریِ اجراییِ فاحشهٔ صور فراهم ساختند، که همان فاحشهٔ مکاشفه باب هفدهم نیز هست.

ارمیا به ما آگاه می‌سازد که هنگامی که انتقام خداوند بر بابلِ جدید به انجام رسد، که با قانون یکشنبه که به‌زودی خواهد آمد آغاز می‌شود، «در آن ایام و در آن زمان، خداوند می‌گوید، عصیان اسرائیل را خواهند جست‌وجو کرد و نخواهد بود؛ و گناهان یهودا را، و یافت نخواهد شد: زیرا آنان را که برای خود نگاه می‌دارم خواهم آمرزید.» در آن ایام، مُهر شدنِ صد و چهل و چهار هزار نفر پیشاپیش به انجام رسیده خواهد بود.

«ای برادران، در این کار عظیمِ آمادگی چه می‌کنید؟ آنان که با جهان متحد می‌شوند، قالبِ دنیوی را می‌پذیرند و برای نشانِ وحش مهیا می‌گردند. اما آنان که به خویشتن اعتماد ندارند، که در حضور خدا خود را فروتن می‌سازند و جان‌های خویش را به‌وسیلهٔ اطاعت از حقیقت پاک می‌کنند، اینان قالبِ آسمانی را دریافت می‌دارند و برای مُهرِ خدا بر پیشانی‌هایشان آماده می‌شوند. هنگامی که فرمان صادر گردد و آن نقش نهاده شود، سیرتِ ایشان تا ابد پاک و بی‌لکه باقی خواهد ماند.» شهادت‌ها، جلد ۵، ص. ۲۱۶.

قضای اجرایی با صدای دومِ مکاشفه باب هجدهم آغاز می‌شود؛ همان صدا که مردان و زنان را فرا می‌خواند تا از بابل بگریزند، و ارمیا می‌گوید: «روزشان فرارسیده است، زمانِ بازخواستِ ایشان. آوازِ آنان که می‌گریزند و از سرزمینِ بابل رهایی می‌یابند، تا در صهیون انتقامِ یهوه خدای ما را اعلام کنند، انتقامِ هیکلِ او را. کمانداران را بر ضد بابل فراخوانید: ای همه شما که کمان را می‌کشید، گرداگرد آن اردو زنید؛ مگذارید کسی از آن بگریزد: او را موافقِ کردارش جزا دهید؛ بر حسبِ هرآنچه کرده است، با او همان‌گونه رفتار کنید.» داوریِ او به‌وسیله «کمانداران» به انجام می‌رسد. نخستین اشاره به یک کماندار در کتاب‌مقدس درباره اسماعیل است.

و خدا آواز پسر را شنید؛ و فرشتهٔ خدا از آسمان هاجر را ندا داد و بدو گفت: ای هاجر، تو را چه شده است؟ مترس، زیرا خدا آواز پسر را در همان جایی که هست شنیده است. برخیز، پسر را بردار و او را با دست خود نگاه دار، زیرا او را امتی عظیم خواهم ساخت. آنگاه خدا چشمان او را گشود، و چاه آبی دید؛ پس رفت و مشک را از آب پر کرد و پسر را نوشانید. و خدا با آن پسر بود؛ و او نمو کرد و در بیابان ساکن شد و تیرانداز گردید. پیدایش ۲۱:‏۱۷–۲۰

«ساعتِ زلزلۀ عظیم» در مکاشفه باب یازده، آغاز داوریِ اجرایی بر فاحشۀ روم را مشخص می‌سازد؛ داوری‌ای که با قانون یکشنبۀ قریب‌الوقوع در ایالات متحدۀ آمریکا آغاز می‌شود. در آن «ساعت»، «وایِ سوم به‌زودی می‌آید. و فرشتۀ هفتم نواخت.» وایِ سوم، همان شیپور هفتم است. این تیراندازانِ اسلام‌اند که به کار گرفته می‌شوند تا داوری او را بر کسانی اجرا کنند که نشانِ اقتدار پاپی (عبادتِ یکشنبه) را تحمیل می‌کنند و آنان را که نشانِ اقتدار خدا (عبادتِ سَبَت) را پاس می‌دارند، آزار می‌رسانند.

در باب بیست‌ویکم انجیل لوقا، عیسی در پاسخ به پرسش‌های شاگردان دربارهٔ ویرانی اورشلیم و هیکل، روایتی تاریخی ارائه می‌کند که در عین حال نمایانگر تاریخ ایام آخر نیز هست. او به «ایام انتقام» اشاره می‌کند؛ امری که از ویژگی‌های اساسی و نبویِ خدمت او به‌عنوان مسیحا بود، و آن را در اعلام آغازین خدمت خویش، هنگامی که از نبیِ اشعیا در کلیسای ناصره قرائت کرد، مشخص ساخت. آن اعلان در ناصره، و آن بخش از اشعیا، نه تنها خدمت او، بلکه پیام شاگردانش، و به‌طور مشخص‌تر کار و خدمتِ جنبشِ صد و چهل و چهار هزار را نیز نمایندگی می‌کرد.

روحِ خداوندِ یهوه بر من است، زیرا یهوه مرا مسح کرده است تا به حلیمان بشارت دهم؛ او مرا فرستاده است تا شکسته‌دلان را التیام بخشم، و برای اسیران آزادی را اعلام کنم، و برای بندیان گشایش زندان را؛ تا سالِ مقبولِ یهوه و روزِ انتقامِ خدای ما را اعلام نمایم؛ تا همه ماتمیان را تسلی دهم؛ تا برای ماتمیانِ صهیون مقرر دارم که به ایشان به جای خاکستر، جمال بخشم، و به جای ماتم، روغنِ شادمانی، و به جای روحِ اندوه، ردای حمد؛ تا ایشان درختانِ عدالت نامیده شوند، غرسِ یهوه، تا او جلال یابد. و ایشان ویرانه‌های کهن را بنا خواهند کرد، و خرابی‌های پیشین را برپا خواهند نمود، و شهرهای ویران را تعمیر خواهند کرد، یعنی خرابی‌های نسل‌های بسیار را. و بیگانگان خواهند ایستاد و گله‌های شما را خواهند چرانید، و پسرانِ اجنبی شخم‌زنان و باغبانانِ تاکستان‌های شما خواهند بود. اما شما کاهنانِ یهوه نامیده خواهید شد؛ مردم شما را خادمانِ خدای ما خواهند خواند؛ و شما ثروتِ امت‌ها را خواهید خورد، و به جلالِ ایشان فخر خواهید نمود. به جای شرمساریِ شما، نصیبِ مضاعف خواهد بود؛ و به جای رسوایی، در نصیبِ خویش شادمان خواهند شد؛ بنابراین، در سرزمینِ خود، دو چندان را به میراث خواهند برد؛ و شادیِ جاودانی از آنِ ایشان خواهد بود. زیرا من، یهوه، انصاف را دوست می‌دارم و غارت را برای قربانیِ سوختنی مکروه می‌شمارم؛ و کارِ ایشان را در راستی استوار خواهم ساخت، و با ایشان عهدی جاودانی خواهم بست. و ذریتِ ایشان در میان امت‌ها معروف خواهد شد، و نسلِ ایشان در میان قوم‌ها؛ هر که ایشان را ببیند، خواهد شناخت که ایشان ذریتی هستند که یهوه برکت داده است. در یهوه به غایت شادمان خواهم شد، و جانم در خدایم وجد خواهد کرد؛ زیرا او مرا به جامه‌های نجات ملبّس ساخته، و ردای عدالت را بر من پوشانیده است، همچنان‌که داماد خویشتن را به زیورها می‌آراید، و عروس خود را به جواهراتش زینت می‌دهد. زیرا همان‌گونه که زمین غنچه خود را می‌رویاند، و باغ آنچه را در آن کاشته شده است به رویش می‌آورد، همچنین خداوندِ یهوه عدالت و حمد را در برابر همه امت‌ها خواهد رویانید. اشعیا ۶۱:‏۱–۱۱.

آن یکصد و چهل و چهار هزار نفری که در فصل نهم حزقیال مُهر شده‌اند، کسانی هستند که بر گناهان در کلیسا و در جهان ماتم می‌کنند. «سال مقبول خداوند، و روز انتقام خدای ما» زمانی است که آنان که در صهیون ماتم می‌کنند تسلّی می‌یابند و برای آنکه «خداوند را تمجید نمایند»، «درختان عدالت» می‌گردند. آنان خداوند را تمجید می‌نمایند، زیرا «در آن ایام و در آن زمان، خداوند می‌گوید، عصیان اسرائیل جستجو خواهد شد و چیزی یافت نخواهد شد.» آنان که ماتم می‌کنند، همان کسانی هستند که مُهر شده‌اند، و همانان‌اند که «ویرانه‌های قدیم را بنا خواهند نمود»، که «خرابی‌های نخستین را برپا خواهند ساخت، و» که «شهرهای ویران، یعنی خرابی‌های نسل‌های بسیار را تعمیر خواهند کرد.» ایشان «کاهنان خداوند» نامیده خواهند شد، و مردم ایشان را «خادمان خدای ما» خواهند خواند.

انصافِ ایک لاکھ چوالیس ہزار کو ’’تمام قوموں کے سامنے ظاہر ہونا‘‘ ہے، جب عظیم زلزلہ کے وقت انہیں ایک جھنڈے کے طور پر بلند کیا جائے گا۔ ان کی راست‌بازی تدریجاً ظاہر کی جاتی ہے، کیونکہ ’’جس طرح زمین اپنی کونپل نکالتی ہے، اور باغ اُن چیزوں کو جو اُس میں بوئی گئی ہوں اُگاتا ہے، اُسی طرح خداوند خدا راست‌بازی اور حمد کو اُگائے گا۔‘‘ ایک لاکھ چوالیس ہزار پر مُہر ہونے کا آغاز یکم ستمبر 2001 کو بعد کی بارش کے پہنچنے کے وقت ہوا۔ اُسی وقت زمین کی کونپلیں نکالی گئیں۔ یسعیاہ یہ متعین کرتا ہے کہ کونپلیں کب پھوٹتی ہیں۔

به اندازه، چون آن را به پیش فرستی، با آن محاکمه خواهی کرد؛ او باد سختِ خویش را در روزِ بادِ شرقی بازمی‌دارد. پس به این سبب، عصیانِ یعقوب پاک خواهد شد؛ و تمامی ثمر این است که گناه او برداشته شود؛ آنگاه که همه سنگ‌های مذبح را همچون سنگ‌های گچ که درهم کوفته شده باشند، بسازد؛ و بیشه‌ها و تمثال‌ها برپا نخواهند ماند. اشعیا 27:8, 9

در «روزِ بادِ شرقی» که «بادِ سختِ» اوست و «آن را بازمی‌دارد»، «روئیدن» غنچه‌ها آنگاه آغاز خواهد شد که باران «به اندازه» داده شود. «بازمی‌دارد» یعنی مهار می‌کند. هنگامی که چهار باد به‌وسیلهٔ چهار فرشتهٔ باب هفتم مکاشفه مهار شوند، مُهر کردنِ یکصد و چهل و چهار هزار تن آغاز می‌شود. در آن زمان، بارانِ آخر به‌اعتدال آغاز به «پاشیدن» می‌کند، زیرا واژهٔ «اندازه» در آن آیه به معنای اعتدال است. در آغازِ دورهٔ مُهر کردنِ یکصد و چهل و چهار هزار تن، بارانِ آخر به اندازه است، و در پایانِ دوره، بی‌اندازه است.

«آن بارش عظیمِ روحِ خدا، که تمام زمین را با جلال او روشن می‌سازد، فرا نخواهد رسید مگر آن‌گاه که قومی روشن‌شده داشته باشیم که از راه تجربه بدانند همکار خدا بودن چه معنا دارد. هنگامی که خود را با تقدیسی کامل و از صمیمِ تمامیِ دل به خدمتِ مسیح بسپاریم، خدا این واقعیت را با افاضهٔ روحِ خود بی‌حد و اندازه تصدیق خواهد کرد؛ اما این امر تا وقتی واقع نخواهد شد که بخشِ اعظمِ کلیسا همکارِ خدا نباشند. خدا نمی‌تواند روحِ خود را فرو ریزد، هنگامی که خودخواهی و عیش‌طلبیِ نفسانی چنین آشکار است؛ هنگامی که روحیه‌ای حاکم است که اگر به قالبِ الفاظ درآید، همان پاسخِ قائن را بیان خواهد کرد: “آیا من نگهبانِ برادرم هستم؟” اگر حقیقتِ مخصوصِ این زمان، اگر نشانه‌هایی که از هر سو فزونی می‌گیرند و گواهی می‌دهند که پایانِ همه‌چیز نزدیک است، برای بیدار ساختنِ نیروی خفتهٔ کسانی که دعویِ شناختِ حقیقت را دارند کافی نباشد، آنگاه تاریکی‌ای متناسب با نوری که بر آنان تابیده است این جان‌ها را فرا خواهد گرفت. در روزِ عظیمِ حساب‌رسیِ نهایی، حتی شائبه‌ای از عذر برای بی‌تفاوتیِ خود نخواهند داشت که بتوانند به خدا عرضه کنند. هیچ دلیلی برای ارائه نخواهند داشت که چرا در نورِ حقیقتِ مقدسِ کلامِ خدا زندگی نکردند و سلوک ننمودند و عمل نورزیدند، و بدین‌سان از طریقِ رفتار، همدردی، و غیرتِ خود، به جهانی که از گناه در تاریکی فرورفته است آشکار نساختند که قدرت و واقعیتِ انجیل را نمی‌توان انکار کرد.» ریویو اند هرالد، ۲۱ ژوئیهٔ ۱۸۹۶.

دَورۂ آزمائشِ بارانِ آخِر اور ایک لاکھ چوالیس ہزار کی مُہر بندی اُس وقت شروع ہوتی ہے جب رُوحُ القُدس کے انڈیلے جانے کی پیمائش ہوتی ہے، کیونکہ گیہوں اور کڑوے دانے فصل کے وقت کو پہنچ چکے ہوتے ہیں۔ یہ بارش دونوں جماعتوں کو پختگی تک پہنچاتی ہے، پھر دَورۂ آزمائش کے اختتام پر گیہوں اور کڑوے دانے الگ کر دیے جاتے ہیں، اور اُس وقت گیہوں “تجربہ سے جان لیں گے کہ خدا کے ساتھ مل کر کام کرنے والے ہونے کا کیا مطلب ہے۔” پھر وہ “مسیح کی خدمت کے لیے کامل، ہمہ دلانہ تخصیص” رکھتے ہوں گے، “خدا اِس حقیقت کو اپنے رُوح کے بے اندازہ انڈیلے جانے سے تسلیم کرے گا۔”

«روزِ بادِ سختِ شرقی» در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ فرا رسید، و مجادلهٔ حبقوق دربارهٔ پیامِ تقلبیِ «صلح و امنیت» در پیامِ بارانِ آخر، در برابرِ پیامی که روزِ انتقامِ خدا را مشخص می‌سازد، آغاز شد. در آن هنگام، نباتات، هم گندم و هم کَرکاس، شروع به جوانه زدن کردند و ثمری را پدید آوردند که در داوریِ قانونِ یک‌شنبهٔ قریب‌الوقوع آشکار می‌ساختند.

«باز هم، این مَثَل‌ها تعلیم می‌دهند که پس از داوری، دیگر هیچ زمانِ آزمون و مهلتی وجود نخواهد داشت. هنگامی که کارِ انجیل به پایان برسد، بی‌درنگ جدایی میان نیکان و شریران در پی خواهد آمد، و سرنوشت هر یک از این دو گروه تا ابد تثبیت خواهد شد.» Christ’s Object Lessons, 123.

یک گروه در باب هشتم حزقیال به خورشید سجده می‌کند، و گروه دیگر در باب نهم حزقیال مُهر خدا را دریافت می‌نماید. در باب بیست‌ویکم لوقا، مسیح یکصد و چهل‌وچهار هزار نفر را مشخص می‌سازد، و نشانه‌ای را پیش می‌نهد که نسل نهایی تاریخ زمین را متمایز می‌کند. او آن نشانه‌ای را تعیین کرد که مسیحیان باید آن را تشخیص دهند تا از ویرانی اورشلیم بگریزند.

اور جب تم یروشلم کو فوجوں سے گھرا ہوا دیکھو، تو جان لو کہ اُس کی ویرانی نزدیک ہے۔ اُس وقت جو یہودیہ میں ہوں وہ پہاڑوں کی طرف بھاگ جائیں؛ اور جو اُس کے اندر ہوں وہ نکل جائیں؛ اور جو دیہات میں ہوں وہ اُس میں داخل نہ ہوں۔ کیونکہ یہ انتقام کے دن ہیں، تاکہ وہ سب باتیں جو لکھی گئی ہیں پوری ہوں۔ لوقا 21:20–22۔

عیسی «فرمان بر فرمان» ویژگی‌های نبویِ بیشتری از آن نشانه را بیان کرد، زیرا سخنان او نه تنها به وسیلهٔ لوقا، بلکه همچنین به وسیلهٔ متی و مرقس نیز ثبت شده است.

اور یہ بادشاہی کی خوشخبری تمام دنیا میں سب قوموں کے لیے گواہی کے طور پر منادی کی جائے گی؛ اور پھر انجام آئے گا۔ پس جب تم اُس اُجڑنے والی مکروہ چیز کو، جس کا ذکر دانی ایل نبی کی معرفت ہوا، مقدس جگہ میں کھڑا ہوا دیکھو، (جو پڑھے، وہ سمجھے:) تو جو یہودیہ میں ہوں وہ پہاڑوں کی طرف بھاگ جائیں۔ متی 24:14–16۔

اور لازم ہے کہ پہلے خوشخبری سب قوموں میں منادی کی جائے۔ لیکن جب وہ تمہیں لے جائیں اور حوالہ کریں تو پہلے سے فکر نہ کرنا کہ تم کیا کہو گے، اور نہ پہلے سے غور کرنا؛ بلکہ جو کچھ اس گھڑی تمہیں عطا کیا جائے، وہی کہو، کیونکہ بولنے والے تم نہیں ہو بلکہ روحُ القدس ہے۔ اور بھائی بھائی کو قتل کے لیے پکڑوائے گا، اور باپ بیٹے کو؛ اور اولاد اپنے والدین کے خلاف اٹھ کھڑی ہوگی اور انہیں قتل کرائے گی۔ اور میرے نام کے سبب سب لوگ تم سے عداوت رکھیں گے؛ لیکن جو آخر تک ثابت قدم رہے گا، وہی نجات پائے گا۔ لیکن جب تم اُس اُجڑ دینے والی مکروہ چیز کو، جس کا ذکر دانی ایل نبی کی معرفت ہوا، وہاں کھڑا دیکھو جہاں اسے نہ ہونا چاہیے، (پڑھنے والا سمجھ لے،) تب جو یہودیہ میں ہوں وہ پہاڑوں کی طرف بھاگ جائیں۔ مرقس 13:10–14۔

پیش از آنکه هفت بلای آخر، که تحقق نهایی و کاملِ «ایام انتقام» است، بر دو طبقه به انجام رسد، باید انجیلِ ملکوت در میان جمیع امت‌ها موعظه و اعلام گردد. پیامِ انجیل در آستانهٔ قانون یک‌شنبه که به‌زودی در ایالات متحده برقرار خواهد شد، به امت‌ها داده می‌شود، هنگامی که صد و چهل و چهار هزار نفر همچون عَلَمی برافراشته می‌شوند. «ایام انتقام» نمایانگرِ دورهٔ داوری اجراییِ فاحشهٔ بابل است، که با قانون یک‌شنبه در ایالات متحده آغاز می‌شود و هنگامی پایان می‌یابد که میکائیل برمی‌خیزد و مهلتِ آزمایشِ بشر بسته می‌شود و غضبِ خدا در هفت بلای آخر فرو ریخته می‌گردد.

مدتِ زمان همان «ساعت»ی است که مرقس آن را مشخص می‌سازد، و «ساعتِ» «زلزلۀ عظیم»، و «ساعت»ی که ده پادشاه موافقت می‌کنند تا پادشاهیِ هفتمِ خود را به پاپیت بسپارند. هنگامی که آخرین جانْ انجیلِ اعلام‌شده به همۀ امت‌ها را بپذیرد، مهلتِ فیض پایان می‌یابد، و غضبِ خدا بی‌رحمانه فرو ریخته می‌شود. آن دوره با اعلامِ انجیل به همۀ امت‌ها، هم‌زمان با برافراشته شدنِ عَلَم، آغاز می‌شود و آنگاه پایان می‌یابد که آخرین شخص به پیامِ انجیل که به‌وسیلهٔ آن عَلَم اعلام و موعظه و منتشر شده است پاسخ دهد. آن مدتِ زمان همان «ایامِ انتقام» است.

در انجیل لوقا، باب بیست‌ویک، عیسی به‌طور دقیق به آن مقطع از تاریخ اشاره می‌کند، زیرا او نسل نهایی را مشخص می‌سازد؛ نسلی که پیش از آمدنِ دوبارهٔ او نخواهد مرد. او نشانه‌ای را معرّفی می‌کند که به‌صورت «مکروهِ ویرانگر» که دانیال نبی از آن سخن گفته است، نمود می‌یابد. این نشانه هنگامی است که «مکروهِ ویرانگر» در «مکان مقدّس» برپا باشد، و آنگاه که «در جایی ایستاده باشد که نباید بایستد»، که همان زمانی نیز هست که اورشلیم «به‌وسیلهٔ لشکرها محاصره شده باشد».

هنگامی که اورشلیم در سال ۶۶ میلادی به‌وسیلهٔ سپاهیانِ سِستیوس در محاصره قرار گرفت، مسیحیانِ ساکنِ اورشلیم از شهر گریختند، و خواهر وایت تصریح می‌کند که در جریان آن ویرانی که سرانجام در سال ۷۰ میلادی پایان یافت، حتی یک مسیحی نیز جان نباخت. سِستیوس محاصره‌ای را آغاز کرد، و سپس به دلایلی که ظاهراً ناشناخته است عقب‌نشینی نمود، و مسیحیانِ شهر، در هماهنگی با هشداری که با آن نشانه مرتبط بود، گریختند. در سال ۷۰ میلادی، تیتوس با برقراریِ بار دیگرِ محاصره، ویرانی را به انجام رسانید. محاصرهٔ سِستیوس آغازِ آن چیزی بود که جنگِ نخستِ یهودی–رومی نامیده می‌شود، و محاصره و ویرانی‌ای که به‌وسیلهٔ تیتوس تحقق یافت، پایانِ جنگِ نخستِ یهودی–رومی بود.

تمامی این تاریخ سه سال و نیم به طول انجامید، با محاصره‌ای آغاز شد و با محاصره‌ای پایان یافت، و آغاز آن دربردارندۀ نشانه‌ای برای قوم خدا بود. این تاریخ از سوی مسیح به‌عنوان ایام انتقام خدا شناخته شد؛ امری که عنصری معین بود و او می‌بایست آن را در خدمت خویش مشخص سازد. آن ایام نمایانگر داوری اجرایی بر فاحشۀ روم است که با قانون یکشنبۀ قریب‌الوقوع آغاز می‌شود و هنگامی پایان می‌یابد که مهلت آزمون بشری بسته شود. در آغاز داوری اجرایی بر فاحشۀ بابل، صد و چهل و چهار هزار تن چون عَلَمی برافراشته می‌شوند که همان نشانه است. هنگامی که گلۀ دیگر خدا آن نشانه را ببینند، باید از بابل بگریزند؛ بابلی که نابودی‌اش به‌وسیلهٔ نابودی اورشلیم به‌صورت نمادین پیش‌نموده شده بود.

ما به بررسی باب بیست‌ویکمِ انجیل لوقا در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.