در آیندهای نزدیک، روسیه جنگ اوکراین را با پیروزی به پایان خواهد رساند، و این پیروزی ثابت خواهد کرد که آغاز پایانِ پوتین و روسیه است. همانگونه که گورباچف امپراتوری خود را بازسازماندهی کرد (پرسترویکا) و سپس به سازمان ملل متحد پناه برد، روسیۀ سیاسی تحت اقتدار سازمان ملل متحد قرار داده خواهد شد، در حالی که روسیۀ مذهبی تحت کنترل پاپیّت درآورده خواهد شد. ترامپ در سال 2024 انتخاب خواهد شد، و بر دموکراتهای جهانیگرا و جمهوریخواهانِ جهانیگرایِ معترف غلبه خواهد یافت، و برای حل پیامدهای ناشی از زوال پوتین و روسیه، با جهانیگرایانِ سازمان ملل متحد اتحادی تشکیل خواهد داد. سپس فاحشۀ صور از جانب روسیه شفاعت خواهد کرد.
در نبرد پانیوم، تاریخِ نخستینِ سه نبردِ آیهٔ چهل تکرار میشود. در نبرد نخست، که با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۸۹ نمایانده شده است، نخستینِ هشت رئیسجمهورِ پایانی بهعنوان ارتشِ نیابتیِ پاپیّت خدمت کرد. آن نخستین رئیسجمهور جمهوریخواه بود، و این نشان میدهد که آخرین نیز رئیسجمهوری جمهوریخواه خواهد بود. آن نخستین رئیسجمهور به سبب خطابههایش دربارهٔ دیوارِ پردهٔ آهنین شناخته میشد؛ دیواری که، بهعنوان نشانهای نبوی، هنگامی فرو افتاد که دیوار برلین در ۹ نوامبر ۱۹۸۹ فرو ریخت. آخرین رئیسجمهور جمهوریخواه به سبب خطابههایش دربارهٔ دیوارِ مرز جنوبیِ ایالات متحده شناخته خواهد شد، و نشانهای که شهادتِ ترامپ دربارهٔ ساختنِ دیوار را مشخص خواهد کرد، قانونِ یکشنبه خواهد بود، جایی که «دیوارِ جداییِ کلیسا و دولت» بهطور نمادین برداشته میشود.
آن نخستین رئیسجمهور، ستارهٔ پیشین رسانهها بود و به سبب مهارت تیزش در سخنگفتن و حس شوخطبعیاش شناخته میشد. آخرین رئیسجمهور نیز ستارهٔ پیشین رسانههاست و به سبب مهارت تیزش در سخنگفتن و حس شوخطبعیاش شناخته میشود. سال ۱۹۸۹ نشانگر فروپاشی امپراتوریای بود که به اتحاد جماهیر شوروی شناخته میشد، و آخرینِ سه نبردِ آیهٔ چهل، نماد فروپاشی امپراتوریای است که به روسیه شناخته میشود.
نبرد پانیوم سومین و آخرین نبردِ آیهٔ چهل است، و بهوسیلهٔ نخستین نبرد، مُمثَّل گردید. هنگامی که نخستین نبرد به پایان رسید، تمامی جهان اذعان کرد که تنها ابرقدرتِ جهان، ایالات متحده بود. این سیادت جهانی در پایانِ آخرین نبرد تکرار خواهد شد، زیرا در همانجا است که، علیرغم اتحادی که میان آنتیوخوس سوم و فیلیپِ مقدونی (ایالات متحده و سازمان ملل متحد) برقرار شد، ایالات متحده (نبیِ کاذب) بهعنوان پادشاهِ برترِ ده پادشاه (اژدها—سازمان ملل متحد) استوار خواهد گردید.
سه نبردِ آیهٔ چهل، مُهرِ «حقیقت» را بر خود دارند، زیرا نبرد نخست نمایانگرِ نبرد آخر است، و نبرد میانی نمایانگرِ عصیان است. نخستین و آخرین ارتشِ نیابتیِ پیروز (ایالات متحده) غالب میشود، اما دومین ارتشِ نیابتی شکست میخورد، و دومین ارتشِ نیابتی نازیسم است، که نمادِ جهانیِ عصیان بهشمار میآید.
سه کارزار سیاسی دونالد ترامپ مُهرِ «حقیقت» را بر خود دارند؛ زیرا او در نخستین و آخرین کارزار خود در انتخابات پیروز میشود، اما در کارزار میانی بهواسطۀ وحشِ الحاد، که همان قدرت اژدهاست، شکست میخورد؛ و این بار دیگر نمادِ شورشی است که بهوسیلۀ حرف سیزدهمِ الفبای عبری نمایانده میشود؛ حرفی که چون با حرف نخست و آخر در کنار هم قرار گیرد، واژۀ عبریِ «حقیقت» را پدید میآورد.
دانیال کے گیارھویں باب کی آیت دس زمانۂ آخر کو 1989 میں متعین کرتی ہے، اور آیت سولہ قریب الوقوع سنڈے لا کی نشان دہی کرتی ہے۔ آیات دس تا پندرہ آیت چالیس کی پوشیدہ تاریخ کی نمائندگی کرتی ہیں، جو کتابِ دانیال کا وہ حصہ ہے جو آخری ایام تک مہر بند رکھا گیا تھا۔ جب آیات دس تا پندرہ کو (سطر پر سطر) آیت چالیس کی پوشیدہ تاریخ میں رکھا جاتا ہے، تو دانیال کا وہ حصہ جو آخری ایام سے متعلق ہے، مہر کھول دیا جاتا ہے۔ یہ حصہ اس وقت مہر کھولا جاتا ہے جب سنڈے لا کے قریب الوقوع نفاذ سے ذرا پہلے سبت ماننے والوں کے لیے مہلتِ آزمائش ختم ہونے والی ہوتی ہے۔ پس یہ آخری، یعنی ساتویں مہر کی نمائندگی کرتا ہے۔
اور جب اُس نے ساتویں مُہر کھولی تو آسمان میں قریب آدھے گھنٹے تک خاموشی رہی۔ اور میں نے اُن سات فرشتوں کو دیکھا جو خدا کے حضور کھڑے رہتے ہیں؛ اور اُنہیں سات نرسنگے دیے گئے۔ پھر ایک اور فرشتہ آ کر مذبح کے پاس کھڑا ہوا، اور اُس کے پاس سونے کا بخوردان تھا؛ اور اُسے بہت سا بخور دیا گیا تاکہ وہ اُسے سب مقدسوں کی دعاؤں کے ساتھ اُس سونے کے مذبح پر چڑھائے جو تخت کے سامنے تھا۔ اور بخور کا دھواں، جو مقدسوں کی دعاؤں کے ساتھ تھا، فرشتے کے ہاتھ سے خدا کے حضور اوپر پہنچا۔ پھر فرشتے نے بخوردان لیا، اور اُسے مذبح کی آگ سے بھر کر زمین پر ڈال دیا: اور آوازیں، اور گرجیں، اور بجلیاں، اور بھونچال پیدا ہوا۔ اور وہ سات فرشتے جن کے پاس سات نرسنگے تھے، پھونکنے کے لیے تیار ہوئے۔ مکاشفہ 8:1–6۔
هفت فرشته با هفت شیپور، نمایانگر داوریِ اجرایی هستند که با قانون یکشنبه در ایالات متحده آغاز میشود، و نیز نمایانگر آن داوریِ اجرایی هستند که هنگامی آغاز میگردد که میکائیل برمیخیزد و مهلتِ آزمایشِ انسان بسته میشود. در دورهٔ نخست، از قانون یکشنبه تا زمانی که میکائیل برمیخیزد، داوریهای خدا با رحمت درآمیختهاند؛ اما سپس هفت بلای آخر، داوریهای خدا هستند که با رحمت درنیامیختهاند. گشوده شدنِ مُهر هفتم زمانی است که داوریهای اجرایی، چنانکه بهوسیلهٔ آن هفت فرشته نشان داده شدهاند، در حال آماده شدن هستند.
دانیال بابهای دو و نه، «دعاهای مقدسین» را چنین معرفی میکنند: دعایی برای فهم رویدادهای مربوط به خوابِ نهانِ نبوکدنصر دربارهٔ تمثالِ وحوش، و نیز توبه و اعترافی که با «هفت زمان»ِ لاویان باب بیستوشش مرتبط است. دعاهایی که با بخور در «مجمرِ زرین» آمیخته میشوند و به حضور خدا صعود میکنند، بهوسیلهٔ کسانی ادا میگردند که فراخوانده شدهاند تا در شمارِ یکصد و چهلوچهار هزار تن باشند؛ همانان که در آن زمان، چون آتش از مذبح بر زمین افکنده میشود، مُهرِ خدای زنده را دریافت میکنند.
در فصل نهم حزقیال، همان مقدسین برای رجاساتی که در سرزمین و در کلیسا انجام میشود، آه و ناله سر میدهند، و آنگاه که اندوه عمیق خود را برای گناه ابراز میکنند، فرشتهٔ مُهرزن نشانی بر پیشانیهای ایشان مینهد. همچنانکه در فصل هشتم مکاشفه نیز چنین است، داوریهایی که بهوسیلهٔ فرشتگان هلاککننده نمود یافتهاند، در پسزمینه حاضرند و در انتظار آن فرماناند که مُهرگذاری به انجام رسیده است.
«با دقتی خطاناپذیر، آن وجودِ نامتناهی همچنان با همهٔ ملتها حسابی نگاه میدارد. تا زمانی که رحمت او با فراخوانهایی به توبه عرضه میشود، این حساب مفتوح خواهد ماند؛ اما هنگامی که ارقام به مقدار معینی برسد که خدا تعیین کرده است، خدمتِ غضبِ او آغاز میشود. حساب بسته میشود. شکیبایی الهی پایان میپذیرد. دیگر هیچ استغاثهای از رحمت به سود آنان وجود ندارد.»
«نبی، در حالی که به اعصار آینده مینگریست، این زمان را در برابر رؤیای خویش مشاهده کرده بود. امتهای این عصر، دریافتکنندگان رحمتهایی بیسابقه بودهاند. برگزیدهترین برکات آسمان به آنان عطا شده است، اما فزونیِ تکبر، طمع، بتپرستی، اهانت به خدا، و ناسپاسیِ پست بر ضد ایشان ثبت شده است. آنان بهسرعت حساب خود را با خدا میبندند.»
«امّا آنچه مرا به لرزه میافکند این حقیقت است که کسانی که از بزرگترین نور و امتیازات برخوردار بودهاند، به ناپاکیِ رایج آلوده شدهاند. بسیاری، حتّی از میان آنان که به حقیقت اقرار میکنند، تحت تأثیر شریرانِ پیرامون خود، سرد شدهاند و به وسیلۀ جریان نیرومند شر فروکوفته میشوند. تمسخر همگانیای که بر دینداری راستین و قدوسیت روا داشته میشود، کسانی را که پیوندی نزدیک با خدا ندارند، به آن میکشاند که حرمت شریعت او را از دست بدهند. اگر از نور پیروی میکردند و از دل از حقیقت اطاعت مینمودند، این شریعت مقدّس، هنگامی که چنین خوار شمرده و کنار نهاده میشود، برای ایشان از آن هم گرانبهاتر مینمود. هرچه بیحرمتی نسبت به شریعت خدا آشکارتر میگردد، خطّ تمایز میان نگاهداران آن و جهان روشنتر میشود. محبت نسبت به احکام الهی در یک گروه، به همان اندازه افزایش مییابد که خفّت نسبت به آنها در گروهی دیگر فزونی میگیرد.»
«بحران بهسرعت در حال نزدیک شدن است. ارقامِ بهشتاب فزاینده نشان میدهند که زمانِ بازدیدِ خداوند تقریباً فرارسیده است. هرچند او به مجازات کردن رغبت ندارد، بااینهمه مجازات خواهد کرد، و آن هم بهزودی. آنان که در نور گام میزنند، نشانههای خطرِ نزدیکشونده را خواهند دید؛ اما نباید در آرامش بنشینند و با بیاعتنایی در انتظار ویرانی بمانند و خود را با این باور دلخوش سازند که خدا در روزِ بازدید، قومِ خود را پناه خواهد داد. هرگز چنین نیست. ایشان باید دریابند که وظیفهٔ آنان است که با جدیت و پشتکار برای نجاتِ دیگران کار کنند، و با ایمانی استوار برای یاری به خدا چشم بدوزند. «دعای مؤثرِ پرحرارتِ مردِ عادل، بسیار کارگر است.»
«خمیرمایهٔ دینداری قدرت خود را بهکلی از دست نداده است. در زمانی که خطر و افسردگیِ کلیسا به اوج خود میرسد، آن گروه کوچک که در نور ایستادهاند، برای مکروهاتی که در زمین بهعمل میآید، آه و ناله خواهند کرد. اما بهویژه دعاهای ایشان بهخاطر کلیسا به حضور برخواهد خاست، زیرا اعضای آن به شیوهٔ جهان رفتار میکنند.»
اس اندک وفادار کی پرجوش دعائیں رائیگاں نہ جائیں گی۔ جب خداوند انتقام لینے والے کے طور پر ظاہر ہوگا، تو وہ اُن سب کا محافظ بن کر بھی آئے گا جنہوں نے ایمان کو اس کی پاکیزگی میں محفوظ رکھا ہے اور اپنے آپ کو دنیا کی آلودگی سے بےداغ رکھا ہے۔ یہی وہ وقت ہے جب خدا نے وعدہ فرمایا ہے کہ وہ اپنے برگزیدوں کا بدلہ لے گا، جو دن رات اُس کے حضور فریاد کرتے ہیں، اگرچہ وہ اُن کے معاملہ میں دیر کرتا ہے۔
«فرمان این است: “از میان شهر، از میان اورشلیم بگذر، و بر پیشانیهای مردانی که برای همهٔ رجاساتِ بهعملآمده در میان آن، آه میکشند و ناله میکنند، علامتی بگذار.” این آهکشان و نالهکنندگان، کلمات حیات را عرضه میداشتند؛ ایشان توبیخ کرده، پند داده، و التماس نموده بودند. برخی که خدا را بیحرمت ساخته بودند، توبه کردند و دلهای خویش را در حضور او فروتن ساختند. اما جلال خداوند از اسرائیل رخت بربسته بود؛ هرچند بسیاری هنوز به انجام صورتهای ظاهری دینداری ادامه میدادند، قدرت و حضور او مفقود بود.» شهادتها، جلد ۵، ۲۰۸–۲۱۰.
آیات ده تا پانزده، تاریخ پنهانِ آیهٔ چهل را مُهرگشایی میکنند، و بدینسان همزمان آشکار میسازند که مُهر شدنِ یکصد و چهل و چهار هزار اکنون بر کسانی در حال انجام است که شرایطِ دعاهایی را که در باب دوّم بهوسیلهٔ دانیال و آن سه مردِ شایسته، و در باب نهم بهوسیلهٔ دانیال نمایان شدهاند، برآورده ساختهاند. تمایز میان این دو دعا را میتوان چنین شناخت: دعایی برای فهمِ رویدادهای بیرونیِ نبوت (دانیال ۲)، و دعایی برای تحققِ تجربهٔ درونیِ نبوت (دانیال ۹). تمایزی دیگر آن است که مقدّسان بهصورت جمعی در پیِ فهمِ پیامِ آزمونکنندهٔ صورتِ وحش هستند (دانیال ۲)، امّا باید هر یک بهطور فردی کارِ توبهٔ کامل را به انجام رسانند (دانیال ۹). دعاهای ایشان باید در چارچوبِ حزقیال ۹ باشد، زیرا باید بر گناهانِ موجود در سرزمین و در کلیسا اندوهگین باشند.
«در زمانی که غضب او در داوریها به ظهور آید، این پیروان فروتن و وقفشدهٔ مسیح از دیگر مردم جهان به سبب اندوه جانشان متمایز خواهند شد؛ اندوهی که در نوحه و گریه، در توبیخها و هشدارها آشکار میگردد. در حالی که دیگران میکوشند بر شرّ موجود پردهای بیفکنند و آن شرارت عظیمی را که همهجا رواج دارد توجیه کنند، آنان که برای حرمت خدا غیرت دارند و نسبت به جانها محبت میورزند، برای جلب رضایت هیچکس خاموش نخواهند ماند. جانهای پارسای ایشان روزبهروز از اعمال ناپاک و گفتار ناعادلانهٔ بیدینان در عذاب است. آنان از متوقف ساختن سیل خروشان گناه ناتواناند، و از اینرو از غم و هراس لبریز میشوند. ایشان در حضور خدا ماتم میگیرند، زیرا میبینند که دیانت در همان خانههای کسانی که نور عظیم یافتهاند خوار شمرده میشود. آنان نوحه میکنند و جانهای خویش را میآزارند، زیرا تکبر، آز، خودخواهی، و فریبِ تقریباً از هر نوع در کلیسا یافت میشود. روح خدا که انسان را به توبیخ برمیانگیزد، پایمال میگردد، حال آنکه خادمان شیطان به شادمانی میپردازند. خدا بیحرمت میشود، و حقیقت بیاثر میگردد.»
’’जो लोग अपनी ही आध्यात्मिक अधोगति के कारण शोकाकुल नहीं होते, और न ही दूसरों के पापों पर विलाप करते हैं, वे परमेश्वर की मुहर के बिना छोड़ दिए जाएँगे। प्रभु अपने दूतों को, अर्थात् उन पुरुषों को जिनके हाथों में संहार के हथियार हैं, यह आज्ञा देता है: ‘उसके पीछे-पीछे नगर के बीच होकर जाओ, और प्रहार करो; तुम्हारी आँख न तरस खाए, और न ही दया करो: बूढ़ों और जवानों, दोनों कुमारियों, छोटे-छोटे बच्चों, और स्त्रियों का सर्वनाश कर डालो; परन्तु जिस किसी मनुष्य पर वह चिह्न हो, उसके निकट न जाना; और मेरे पवित्रस्थान से आरम्भ करना। तब उन्होंने उन पुरनियों से आरम्भ किया जो भवन के साम्हने थे।’
«در اینجا میبینیم که کلیسا—مقدسِ خداوند—نخستین جایی بود که ضربهٔ غضب خدا را احساس کرد. پیران، آنان که خدا به ایشان نور عظیم بخشیده بود و بهمنزلهٔ پاسبانان مصالح روحانی قوم ایستاده بودند، امانت خود را خیانت کرده بودند. آنان این موضع را اختیار کرده بودند که دیگر نباید در انتظار معجزات و ظهور آشکار قدرت خدا، چنانکه در ایام گذشته بود، باشیم. زمانه تغییر کرده است. این سخنان بیایمانی ایشان را تقویت میکند، و میگویند: خداوند نه نیکی خواهد کرد و نه بدی. او بیش از آن رحیم است که قوم خود را به داوری مجازات کند. بدینسان «سلامتی و امان» فریادی است از مردانی که دیگر هرگز آواز خود را چون کرنا بلند نخواهند کرد تا تعدیات قوم خدا و گناهان خاندان یعقوب را به ایشان بنمایانند. این سگانِ گنگ که نمیخواستند پارس کنند، همان کسانیاند که انتقام عادلانهٔ خدایِ آزرده را احساس میکنند. مردان، دوشیزگان، و کودکان خردسال، همگی با هم هلاک میشوند.» شهادتها، جلد ۵، صص. ۲۱۰، ۲۱۱.
آیات اول و دومِ دانیال یازدهم، همانند آیهٔ دهم، از زمانِ آخر در سال ۱۹۸۹ آغاز میشوند. آیهٔ دوم این تاریخ را تا نخستین دورهٔ ریاستجمهوری دونالد ترامپ پیش میبرد، و سپس تاریخی پنهان را از آن ششمین رئیسجمهورِ ثروتمند تا پادشاهی هفتم (سازمان ملل متحد)، که بهوسیلهٔ اسکندر کبیر نمایانده شده است، باقی میگذارد. میان خشایارشاه، آن پادشاهِ ثروتمندِ مذکور در آیهٔ دوم، و اسکندر کبیر، هشت پادشاهِ پارسی بودند. تاریخِ پنهانِ آیهٔ دوم تا آیهٔ سوم، نمایانگر هشت پادشاه است. بنابراین، از پایان نخستین دورهٔ ترامپ تا پادشاهی هفتمِ نبوتِ کتابمقدس، در مجموع ده پادشاه وجود دارند که تاریخِ پنهانِ آیات دوم تا سومِ فصل یازدهمِ دانیال را دربر میگیرند.
شمارهٔ ده نمادِ آزمون است، و آزمونی که در همان تاریخ رخ میدهد، شکلگیریِ صورتِ وحش است. ششمین رئیسجمهورِ ثروتمند، از نخستین کارزارِ انتخاباتیِ خود در سال ۲۰۱۵، جهانیگرایان را به جنبوجوش میآورد، و بدینسان آغازِ نبردی را رقم میزند میانِ دو شاهدِ مکاشفه فصلِ یازدهم و اژدهاـوحشِ الحاد، که تا قانونِ یکشنبه در آیاتِ شانزده و چهلویکم بازنمیایستد. در درونِ آن جنگ، دونالد ترامپ نخستین رئیسجمهوری بود که اژدها را به جنبش درآورد و او همچنین آخرین است. ترامپ آخرین رئیسجمهورِ وحشِ زمین است، و ترامپ نخستین رهبرِ پادشاهیِ هفتم خواهد شد. بدینسان، ترامپ نمایندهٔ نخستین و آخرینِ ده پادشاه است، و ده نمایانگرِ آزمون است.
1776، 1789 و 1798 نمایانگر سه تاریخاند که ثابت میکنند هشتمین رئیسجمهور از آن هفت تن است. 1776 نمایانگر انتشار اعلامیۀ استقلال، و تاریخ نخستین و دومین کنگرههای قارهای است. 1789 نمایانگر دورهای از تاریخ است که در آن مواد کنفدراسیون تدوین شد. این دوره در 1781 آغاز گردید و با انتشار قانون اساسی در 1789 به پایان رسید. 1798 نمایانگر انتشار قوانین بیگانگان و فتنه، و آغاز حیوان زمین بهعنوان ششمین پادشاهیِ نبوتِ کتابمقدس است.
کنگرههای قارهای به دو دورهٔ نبویِ کنگرهٔ نخست و کنگرهٔ آخر تقسیم میشوند. نخستین کنگرهٔ قارهای دو رئیس داشت و پیتن رندالف نخستین رئیس آن بود. دومین کنگرهٔ قارهای شش رئیس داشت. پیتن رندالف نخستین رئیسِ هم کنگرهٔ نخست و هم کنگرهٔ دوم قارهای بود. در مجموع، در سراسر تاریخ کنگرههای اول و دوم قارهای، هشت رئیس وجود داشت. پیتن رندالف نخستین رئیسِ هر دو کنگرهٔ اول و دوم قارهای بود؛ یعنی در یک دورهٔ نبوی که در آن هشت رئیس وجود داشت، اما نخستین رئیسِ هر یک از آن دو دوره همان شخص واحد بود. بنابراین، هرچند هشت دورهٔ ریاست وجود داشت، در واقع فقط هفت رئیس وجود داشتند. نخستین رئیس، دو بار نخستین رئیسِ هفت شخصی بود که رئیس بودند، و از اینرو رندالف نمایندهٔ هشتمی است که از آنِ هفت بود، و بر شهادتِ دو شاهد، او نمونهٔ نخستین رئیسجمهورِ واقعی است، یعنی جرج واشنگتن.
واشنگتن بهوسیلهٔ راندولف نمایانده میشود؛ بنابراین راندولف، بهعنوان نماد واشنگتن، هم ویژگیهای نبویِ راندولفِ نخستین رئیسجمهور را منتقل میکند، و هم این معنا را که راندولف هشتم بود و از آن هفت بهشمار میآمد. ازاینرو جورج واشنگتن، بهعنوان نخستین رئیسجمهور و نخستین فرماندهٔ کل قوا، از نظر نبوی نیز هشتم بود و از آن هفت؛ و ترامپ نیز، بهعنوان آخرین رئیسجمهور، همچنین هشتم خواهد بود، یعنی از آن هفت.
دومین رئیس دومین کنگرهٔ قارهای، جان هنکاک بود. دومین کنگرهٔ قارهای در سال ۱۷۸۱ پایان یافت. از ۱۷۸۱ تا ۱۷۸۹، تاریخِ اصولِ کنفدراسیون مشخص میشود. این دوره با تاریخ ۱۷۸۹، یعنی با انتشار قانون اساسی، نمادپردازی میشود. در آن دوره همچنین هشت رئیسجمهور نیز وجود داشت. اصولِ کنفدراسیون، نخستین قانون اساسی را نمایندگی میکرد، اما ضعفِ اصولِ کنفدراسیون به جایگزینی آن انجامید، و به تصویب قانون اساسی در سال ۱۷۸۹ از سوی سیزده مستعمره منتهی شد.
در آن دوره، هشت رئیسجمهور شامل هفت رئیسجمهور بودند که در تاریخِ دورهای که بهوسیلهٔ دو کنگرهٔ قارهایِ پیشین نمایانده میشد، رئیسجمهور نبودند، و یک نفر که در آن نخستین دورهٔ نبوی رئیسجمهور بود. جان هنکاک هم در کنگرهٔ قارهایِ دوم خدمت کرد و هم در دورهای که بهوسیلهٔ مواد کنفدراسیون نمایانده میشد. در سطح نبوی، تنها هفت مرد بودند که در خلال دو کنگرهٔ قارهای رئیسجمهور بودند؛ ازاینرو، از لحاظ نبوی، جان هنکاک در دورهٔ مواد کنفدراسیون یکی از آن هشت نفر بود، اما او همچنین یکی از آن هفت مردِ دورهٔ پیشین نیز بود. بنابراین، او هشتمین بود، که از آن هفت بود.
دوسرا نبوی زمانہ، جس کی نمائندگی 1781 سے 1789 تک ہوتی ہے، پہلے زمانے کی طرح ایک ایسے صدر (ہینکاک) کا حامل تھا جو آٹھواں تھا اور ان سات میں سے تھا، جیسا کہ پہلے نبوی زمانے میں، جس کی نمائندگی 1776 سے ہوتی ہے، رینڈولف تھا۔
در هر دو دورهٔ هشت رئیسجمهور، معمای اینکه هشتمی از آن هفت است، به تصویر کشیده شده است. آن دو دوره شهادت میدهند که نخستین رئیسجمهور حقیقی (واشنگتن) نیز بهواسطهٔ نمونهبودنی که بهوسیلهٔ راندولف بازنمایی شد، معمای نبویِ پیوسته به نماد او را در بر داشت. این سه شاهد دربارهٔ ترامپ سخن میگویند. ترامپ، چنانکه در آیات یک و دوِ باب یازدهم بازنمایی شده است، تنها از خلال دورهٔ نخست ریاستجمهوریاش به تصویر کشیده میشود؛ دورهای که هنگامی پایان یافت که دومین انتخابات بهوسیلهٔ وحشِ برآمده از هاویه ربوده شد.
تاریخی که آن آیات را محقق ساخت، شامل تاریخی پنهان است میان آن نقطهٔ پادشاه دولتمندترین (خشایارشا) و ظهور اسکندر کبیر، که نمایانگر قانون یکشنبه است، آنگاه که ده پادشاه برای مدتی کوتاه به پادشاهی هفتم بدل میشوند. میان آن پادشاه دولتمند و آن ده پادشاه که موافقت میکنند پادشاهی هفتم خود را به پاپیّت واگذارند، هشت پادشاه بودند. آن هشت پادشاه که تاریخ پنهانِ آیهٔ دو تا آیهٔ سه را تشکیل میدهند، دو شاهد از هشت رئیسجمهور را در تاریخهای 1776، 1789 و 1798 مییابند.
آن تاریخ، نمادگراییِ بیستودو سال را در خود دارد و بدینسان آن را بهعنوان تاریخی از مُهر شدنِ یکصد و چهلوچهار هزار، هنگامی که الوهیت با انسانیت متحد میگردد، مشخص میسازد. همچنین گواهیِ «حقیقت» را نیز در خود دارد؛ زیرا آغاز، استقلال را نشان میدهد و پایان، رفعِ استقلال را، حال آنکه سیزده سال پس از 1776، سیزده مستعمره قانون اساسی را تصویب کردند. همچنین دو دوره از هشت پادشاه (رؤسایجمهور) را مشخص میسازد که هر دو، معمایِ هشتم را که از آن هفت است، در بر دارند.
ترامپ بهعنوان ششمین رئیسجمهور در سال ۲۰۱۶، و نیز بهعنوان آخرین رهبرِ ششمین پادشاهی، همچنین نمایانگر نخستین و آخرینِ ده پادشاهِ پیدرپی است. عدد ده فرایندِ آزمونِ آن تاریخ را مشخص میسازد، و آزمونی که پیش از قانون یکشنبه آغاز میشود و در همانجا به فرجام میرسد، شکلگیریِ تصویرِ وحش است. تصویرِ رؤیایِ وحشِ نبوکدنصر نمایانگر هشت پادشاهی است، و بدینسان گواهی را فراهم میآورد که آزمونِ تصویرِ وحش با عدد «هشت» بازنمایی میشود.
در تاریخِ آزمایشِ دودمانِ مکابیان، که نمایانگرِ دودمانِ شاخِ پروتستانتیسمِ مرتد و دودمانِ شاخِ جمهوریخواهیِ مرتدِ ممثل در انطیوخوس سوم است، این دودمانها و شاخها در یک شاخ به هم میپیوندند، یعنی در تمثالی از پاپیّت. در همان تاریخ، صورتِ خدا بهطور کامل و دائمی در کسانی که بهعنوانِ یکصد و چهل و چهار هزار تن معرفی شدهاند، بازتولید میشود.
تاریخِ پوشیدۀ آیۀ چهل در درون تاریخِ پوشیدۀ آیۀ دو تا آیۀ سه، و نیز تاریخِ آیاتِ ده تا پانزده، گشوده میشود. هنگامی که ترامپ در مراسم تحلیف خود در ۲۰ ژانویۀ ۲۰۲۵ هشتمین پادشاهی شود که از آن هفت است، آن هشت پادشاه میان خشایارشا و اسکندر کبیر فرا رسیدنِ شکلگیریِ صورتِ وحش را نشان میدهند، و ترامپ نمایندۀ نخستین و آخرینِ آن ده پادشاهِ متوالی است.
ما این مطالعه را در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.
اور میں نے اُس کے دہنے ہاتھ میں جو تخت پر بیٹھا تھا ایک کتاب دیکھی، جو اندر اور پشت کی طرف لکھی ہوئی تھی اور سات مہروں سے مُہر بند تھی۔ اور میں نے ایک زورآور فرشتہ کو بلند آواز سے منادی کرتے دیکھا کہ کون اس کتاب کے کھولنے اور اُس کی مہریں توڑنے کے لائق ہے؟ اور نہ آسمان میں، نہ زمین پر، نہ زمین کے نیچے کوئی ایسا تھا جو اس کتاب کو کھول سکتا، یا اُس پر نظر ڈال سکتا۔ اور میں بہت رویا، اس لیے کہ کوئی ایسا نہ ملا جو اس کتاب کے کھولنے اور پڑھنے کے لائق ہو، یا اُس پر نظر ڈال سکے۔ تب بزرگوں میں سے ایک نے مجھ سے کہا، مت رو؛ دیکھ، یہوداہ کے قبیلہ کا شیر، داؤد کی جڑ، غالب آیا ہے تاکہ اس کتاب کو کھولے اور اُس کی ساتوں مہریں توڑے۔ اور میں نے دیکھا، اور کیا دیکھتا ہوں کہ تخت اور چار جانداروں کے درمیان، اور بزرگوں کے درمیان، ایک برّہ کھڑا ہے، گویا ذبح کیا گیا ہو، اور اُس کے سات سینگ اور سات آنکھیں ہیں، جو خدا کی سات روحیں ہیں، جو تمام زمین میں بھیجی گئی ہیں۔ اور وہ آیا اور اُس کے دہنے ہاتھ سے جو تخت پر بیٹھا تھا، کتاب لے لی۔ اور جب اُس نے کتاب لے لی، تو وہ چار جاندار اور چوبیس بزرگ برّہ کے آگے گر پڑے، اور اُن میں سے ہر ایک کے پاس بربط اور خوشبوؤں سے بھرے ہوئے سونے کے پیالے تھے، جو مقدسوں کی دعائیں ہیں۔ اور وہ ایک نیا گیت گا کر کہنے لگے، تو اس کتاب کے لینے اور اُس کی مہریں کھولنے کے لائق ہے، کیونکہ تو ذبح کیا گیا، اور اپنے خون کے وسیلہ سے ہر قبیلہ اور زبان اور امت اور قوم میں سے ہمیں خدا کے لیے مول لیا؛ اور ہمارے خدا کے لیے ہمیں بادشاہ اور کاہن بنایا، اور ہم زمین پر حکومت کریں گے۔ مکاشفہ 5:1–10۔