«زمانِ آخر»، در سال ۱۷۹۸، کتاب دانیال، و بهطور مشخصتر رؤیایی که با نهر اولای نمایش داده شده بود، گشوده شد. آن رؤیا آغازِ داوریِ تحقیقی را در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ اعلام کرد. آیهای که بنیادِ آن حقیقت گردید، دانیال باب هشت، آیه چهارده است. ویلیام میلر، رسولی که برای تشخیصِ گشودهشدنِ این پیام برگزیده شده بود، هرگز همهٔ حقایقِ مربوط به آن رؤیا را بهطور کامل درک نکرد، اما کاری را که به او سپرده شده بود، به انجام رسانید.
जब मिलर ने भविष्यवाणी के वचन का अध्ययन आरम्भ किया, तब वह भविष्यवाणी की व्याख्या के कुछ ऐसे नियमों को समझने लगा जो बाइबल के भीतर ही पहचाने और स्थापित किए गए थे। वे नियम संहिताबद्ध हुए और “विलियम मिलर के व्याख्या-नियम” के रूप में पहचाने गए। उन नियमों की प्रेरणा द्वारा पुष्टि की गई है, और उन्हें उन नियमों के रूप में चिन्हित किया गया है जिनका उपयोग वे करेंगे जो रविवार के विधान के समय कार्यकारी न्याय के प्रारम्भ की घोषणा करेंगे। मिलर ने गवाही दी कि उसने बाइबल का अध्ययन बाइबल के आरम्भ से शुरू किया और केवल उतना ही आगे बढ़ता गया जितना वह उस समय विचाराधीन विषय को समझता गया। इस पद्धति से यह देखना सरल है कि पहली बार-भविष्यवाणी जिसे मिलर ने पहचाना, और जिसका उस संदेश से संबंध था जिसे वह 1844 में पूर्ण हुआ हुआ चिन्हित करने वाला था, लैव्यव्यवस्था छब्बीस के “सात काल” थे।
الهام ما را آگاه میسازد که فرشته جبرئیل، همراه با دیگر فرشتگان مقدّس، ذهن میلر را هدایت کرد، همانگونه که جبرئیل ذهنهای دانیال، یوحنای مکاشفهنگار و همه انبیای کتابمقدّس را هدایت کرده بود؛ زیرا وظیفهای که شیطان از دست داد به جبرئیل سپرده شده بود. وظیفه جبرئیل در نخستین نام شیطان، یعنی «لوسیفر»، که به معنای «آورنده نور» است، نمادین شده بود. جبرئیل نور نبوی را به میلر رسانید، و او نیز در اطاعت از آن نور، پیامی را اعلام کرد که گشایش داوری تحقیقی را در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ اعلام مینمود.
پسنگری این امکان را برای کسانی که مایلاند کار ویلیام میلر را درک کنند، فراهم میآورد که تشخیص دهند به او بینشهایی معین نسبت به کلام نبوی عطا شده بود که به کلیدهایی برای کار او در گردآوری پیامِ داوریِ نزدیکشونده بدل گردید. یکی از آن کلیدها، تشخیص او بود مبنی بر اینکه در کاربرد نبوی، یک روز نمایانگر یک سال است. دیگری، ساختاری نبوی بود که او برای جایدادن و همراستا ساختن خطوط نبوتی که کشف کرده بود، به کار گرفت. آن ساختار بر دو قدرت شیطانی استوار بود که ویرانی را بر قوم خدا و مقدس او وارد آوردند. تمامی اکتشافات میلر بر آن ساختار نبوی قرار داده شد؛ ساختاری که نمایانگر تاریخ بتپرستی بود که سپس پاپگرایی در پی آن آمد، و این دو بهطور متوالی هم مقدس خدا و هم قوم خدا را از زمان اسرائیل باستان تا بازگشت ثانوی مسیح پایمال کردند.
آن ساختار نبوی به او امکان داد تا هر حقیقت لازم را بهدرستی شناسایی کند تا ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ را بهعنوان آغاز داوری تثبیت نماید. اما آن حقیقت محدود بود، زیرا او نمیتوانست سومین قدرتِ آزاردهنده را که در تاریخ نبوی پس از بتپرستی و پاپگرایی آمد، ببیند. لازم نبود که او آن حقیقت را ببیند، زیرا کار او این بود که ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ را اعلام کند، و نورِ سومین قدرتِ آزاردهنده پس از آن تاریخ گشوده میشد.
در ارتباط با همسو ساختن برداشتهای نبویِ خود بر ساختاری مبتنی بر دو قدرتِ ویرانگرِ رومِ بتپرست، که پس از آن رومِ پاپی میآید، او چنین نیز درک میکرد که واژهای که در کتاب دانیال به «قربانیِ دائمی» ترجمه شده است، نمادی از بتپرستی، و یا رومِ بتپرست، بوده است. واژهٔ «tamid» که به «قربانیِ دائمی» ترجمه شده است، دانیال پنج بار به کار میبرد. این واژه همواره در پیوند با نمادی به کار رفته است که میلر بهدرستی آن را نمایندهٔ پاپیّت میدانست. نماد پاپیّت که همواره در ارتباط با «قربانیِ دائمی» ظاهر میشود، با دو نماد بازنمایی شده است. به هر صورت، این دو نمادِ قدرتِ پاپی، هر دو پاپیّت را شناسایی میکنند؛ با این همه، هنگامی که دانیال واژهٔ «tamid» را که به «قربانیِ دائمی» ترجمه شده است به کار برد، آن واژه همواره همراهِ نماد پاپیّت و پیش از آن به کار رفت. درک میلر از «قربانیِ دائمی» در کتاب دانیال، شالودهٔ ساختاری شد که او آن را بر دو قدرتِ ویرانگرِ بتپرستی و سپس پاپیّت مبتنی میدید. شناساییِ «قربانیِ دائمی» از سوی میلر بهعنوانِ بتپرستی در کتاب دانیال، مقدر بود که در درون ادونتیسم به مجادلهای عظیم بدل شود؛ مجادلهای که از نسل دومِ ادونتیسم، که در 1888 آغاز شد، شروع گردید.
پہلی نبوتی سچائی جو ملر نے دریافت کی، اور جو 22 اکتوبر 1844 کی فہم کا ایک جزو تھی، احبار چھبیس کے “سات زمانے” تھے، اور یہی ملر کی قائمشدہ سچائیوں میں سے پہلی سچائی تھی جسے 1863 میں رد کر دیا گیا۔ اس ردِّ عمل نے ایڈونٹ ازم کی پہلی نسل کا آغاز کیا، جب وہ لاودیکیہ کے بیابان میں بھٹکنا شروع ہوئے۔ دوسری نسل کا آغاز 1888 میں منیاپولس جنرل کانفرنس سے ہوا، اور وہاں واقع ہونے والی بغاوت کے بعد، 1901 میں ملر کی “روزانہ” کو بتپرستی کے طور پر متعین کرنے کی شناخت کو رد کرنے کا شیطانی کام شروع ہوا۔ “روزانہ” کی درست فہم کو مکمل طور پر اس وقت تک ایک طرف نہیں رکھا گیا جب تک کہ نبیہ کی وفات نہ ہو گئی، جس نے یہ نشان دہی کی تھی کہ وہ نظریہ جو ملر کے “روزانہ” کے درست نظریے کی مخالفت میں فروغ دیا جا رہا تھا، “ان فرشتوں کی طرف سے دیا گیا تھا جو آسمان سے نکالے گئے تھے۔” مکمل ردِّ عمل تیسری نسل میں تقریباً 1931 کے آس پاس واقع ہوا۔ تیسری نسل کا آغاز 1919 کی بائبل کانفرنس کے فوراً بعد ڈبلیو۔ ڈبلیو۔ پریسکاٹ کی کتاب The Doctrine of Christ کی اشاعت کے ساتھ ہوا۔ 1919 میں تیسری نسل شروع ہوئی اور 1957 میں کتاب Questions on Doctrine کی اشاعت تک جاری رہی۔
پس از آنکه کار میلر بر دو لوح حبقوق بهروشنی استوار و آشکار گردید (یعنی نمودارهای پیشگام ۱۸۴۳ و ۱۸۵۰)، خداوند سپس آغاز کرد به گشودن این حقیقت که قدرت ویرانگر دیگری، یعنی قدرتی سوم، وجود خواهد داشت که در پی بتپرستی و پاپگرایی خواهد آمد و آن نیز قوم خدا را آزار خواهد رساند.
“Бутпарастлық арқылы, ал содан кейін папалық арқылы, Шайтан көптеген ғасырлар бойы жер бетінен Құдайдың адал куәгерлерін жойып жіберуге ұмтылып, өз билігін жүргізді. Бутпарастар мен папашылдар бірдей айдаһар рухының ықпалында болды. Олардың айырмашылығы тек мынада еді: Құдайға қызмет еткендей сыңай танытқан папалық анағұрлым қауіпті де қатыгез дұшпан болды. Римшілдіктің құралы арқылы Шайтан дүниені тұтқынға алды. Құдайдың шынайы шіркеуі осы адасушылықтың қатарына сіңіп кетті, және мың жылдан астам уақыт бойы Құдай халқы айдаһардың қаһарының астында азап шекті. Ал папалық өз күшінен айырылып, қудалауын тоқтатуға мәжбүр болғанда, Жохан айдаһардың үнін қайталап, сол баяғы қатыгез әрі Құдайға тіл тигізуші істі жалғастыру үшін көтеріліп келе жатқан жаңа бір билікті көрді. Шіркеуге және Құдай заңы-на қарсы соғыс ашатын ең соңғы осы билік қозыға ұқсас мүйіздері бар аңмен бейнеленді. Оған дейінгі аңдар теңізден көтеріліп шыққан еді, ал бұл аң жерден шықты; бұл өзі арқылы бейнеленген ұлттың бейбіт түрде өрлеуін білдіреді. ‘Қозыға ұқсас екі мүйіз’ Америка Құрама Штаттары үкіметінің болмысын, оның екі негізгі қағидасы — республикализм мен протестантизмде көрініс тапқан сипатын өте жақсы білдіреді. Бұл қағидалар — біздің ұлт ретіндегі күш-қуатымыз бен гүлденуіміздің құпиясы. Америка жағалауларынан алғаш пана тапқандар папалықтың астам талаптарынан және патшалық биліктің озбырлығынан азат елге жеткендеріне қуанды. Олар азаматтық және діни бостандықтың кең іргетасы үстіне үкімет құруға бел буды.” Signs of the Times, November 1, 1899.
میلر نتوانست قدرت سومِ آزاردهنده را ببیند، و از اینرو ساختار او ناقص بود، هرچند کاملاً برای انجام کارش مناسب بود. خواهر وایت تصریح میکند که میلر پیامآور برگزیدهٔ خدا بود؛ اینکه او در کار خویش بهوسیلهٔ ایلیا و یحیای تعمیددهنده نمونهوار پیشنمایانده شده بود، و در فراخواندهشدنش به کار خویش بهوسیلهٔ الیشع، و در مرگش بهوسیلهٔ موسی. در تاریخ مقدس، اندکاند کسانی که شرح و تفسیری دربارهٔ ایشان الهام شده باشد که فرشتگان در کنار قبرشان در انتظار ایستادهاند تا آنان را قیامت دهند؛ اما این همان شرحی است که دربارهٔ میلر آمده است. این واقعیت که کار او بهوسیلهٔ تاریخی که در آن برانگیخته شد محدود بود، سخنی تحقیرآمیز دربارهٔ میلر نیست، بلکه صرفاً ضرورتی است که باید بدان اذعان کرد، اگر قرار است کار او در پرتو حقیقیِ کلام نبویِ خدا مورد ملاحظه قرار گیرد.
میلر رهنمودی مشخص و فرشتهگون دریافت کرد که به او امکان داد چارچوبی نبوی بنا کند که بر دو قدرت ویرانگرِ بتپرستی و سپس پاپیّت استوار بود. از اینرو، نبوتهایی که تاریخِ فراتر از ویرانیِ بهانجامرسیده بهوسیلهٔ آن دو قدرت را مشخص میکردند، از سوی میلر بهدرستی فهمیده نشدند. با این حال، هیچیک از آن بدفهمیها به دو لوح مقدسِ حبقوق راه نیافت؛ همانجا که بنیادهایی که از طریق کار میلر برپا شده بود، بهگونهای تصویری به نمایش درآمد. از همینجاست که الهام توانست دربارهٔ چارت 1843 ثبت کند که آن به هدایتِ دستِ خداوند رهنمون شده بود.
«خداوند به من نشان داد که جدول ۱۸۴۳ به هدایت دست او تنظیم شده بود، و اینکه هیچ بخشی از آن نباید تغییر داده شود؛ و اینکه ارقام همانگونه بودند که او میخواست. دست او بر آن بود و خطایی را در برخی از ارقام پوشانده و پنهان ساخته بود، بهگونهای که هیچکس نتوانست آن را ببیند تا زمانی که دست او برداشته شد.»
«سپس در ارتباط با «مداوم» دیدم که واژۀ «قربانی» بهوسیلهٔ حکمت انسان افزوده شده است و به متن تعلق ندارد؛ و اینکه خداوند دیدگاه درست آن را به کسانی عطا کرد که فریادِ ساعتِ داوری را اعلام نمودند. هنگامی که اتحاد برقرار بود، پیش از ۱۸۴۴، تقریباً همگان بر دیدگاه درستِ «مداوم» متحد بودند؛ اما از سال ۱۸۴۴، در میان آشفتگی، دیدگاههای دیگری پذیرفته شده است، و تاریکی و سردرگمی در پی آمده است.» Review and Herald، 1 نوامبر 1850.
حقایقی که میلر به هدایت فرشتگان گرد آورد، به رهبری خداوند انجام شد؛ و در تأیید نمودار ۱۸۴۳، الهام نیز شامل این امر بود که فهم میلر مبنی بر اینکه «قربانیِ دائمی» نمایانگر بتپرستی است، درست بود. واژهٔ عبری «tamid» که به «قربانیِ دائمی» ترجمه شده است، پنج بار در کتاب دانیال آمده است، و همواره رابطهٔ میان دو قدرتِ ویرانگر، یعنی نخست بتپرستی و سپس پاپگرایی، را نشان میدهد.
میلر کی “روزانہ” کے بارے میں یہ سمجھ کہ یہ بتپرستی کی علامت ہے، اُس نبوی ڈھانچے میں جسے اُس نے اختیار کیا، بالکل ناگزیر تھی، کیونکہ بتپرستی کے بعد پاپائیت کی ترتیبی نسبت وہ بنیادی حوالہ بن گئی تھی جس کی روشنی میں اُس نے اُن تمام پیشینگوئیوں کو ہمآہنگ کیا جنہیں سمجھنے کی طرف وہ راہنمائی پایا۔
در «زمانِ آخر»، در سال ۱۷۹۸، کتاب دانیال گشوده شد، و بخش اصلیای که خواهر وایت آن را «ستونِ مرکزی» و «بنیاد» نهضت ادونتی معرفی کرد، دانیال باب هشت، آیهٔ چهارده بود.
«آیتِ مُقدّسہ جو سب دیگر آیات سے بڑھ کر ایمانِ آمدِ ثانی کی بنیاد اور اس کا مرکزی ستون رہی تھی، یہ اعلان تھا: “دو ہزار اور تین سو شام و صبح تک؛ پھر مقدِس پاک کیا جائے گا۔” [Daniel 8:14.]» The Great Controversy, 409.
آیتِ چودہ، آیتِ تیرہ کا جواب ہے، اور سوال کے سیاق کے بغیر یہ جواب بے معنی ہے۔
سپس شنیدم قدیسی سخن میگفت، و قدیسی دیگر به آن قدیسِ گوینده گفت: «این رؤیا دربارهٔ قربانیِ دائمی و عصیانِ ویرانگر تا به کی خواهد بود، تا هم قُدس و هم لشکر به پایمال شدن سپرده شوند؟» و او به من گفت: «تا دو هزار و سیصد روز؛ آنگاه قُدس تطهیر خواهد شد.» دانیال ۸:۱۳، ۱۴.
این دو آیه، نمادِ فزونیِ معرفتی هستند که هنگامی پدید آمد که کتاب دانیال در «زمانِ آخر»، در سال 1798، گشوده شد. آیهٔ سیزدهم، آن دو قدرتِ ویرانگر را مشخص میسازد که میلر الگوی نبوتیِ خود را بر آنها بنا کرد. میلر «قربانیِ دائم» را در آیهٔ سیزدهم بتپرستی، و «تعدّیِ ویرانگر» را پاپگرایی شناسایی کرد. مهم است که دریابیم الگوی نبوتیای که فرشتگان میلر را به شناختِ آن هدایت کردند، در همان دو آیهای معرفی شده است که نمایانگرِ فزونیِ معرفتی هستند که در سال 1798 در تاریخ پدیدار شد. با این همه، به میلر داده نشد که قدرتِ بعدی را که میبایست بر صحنهٔ نبوت ظاهر شود و قومِ خدا را آزار رساند، ببیند.
«Vi que la bestia de dos cuernos tenía boca de dragón, y que su poder estaba en su cabeza, y que el decreto saldría de su boca. Luego vi a la Madre de las Rameras; que la madre no eran las hijas, sino que estaba separada y era distinta de ellas. Ella ha tenido su día, y ya pasó; y sus hijas, las sectas protestantes, fueron las que siguieron en entrar en escena y representar la misma disposición de ánimo que tenía la madre cuando perseguía a los santos. Vi que, así como la madre ha ido decayendo en poder, las hijas han ido creciendo, y pronto ejercerán el poder que una vez ejerció la madre.» Spalding and Magan, 1.
ناتوانیِ میلر در دیدنِ قدرتِ سوم، او را واداشت تا به نتیجهگیریهایی برسد که بهسادگی نادرست بودند. میلر وحشِ دریا در مکاشفه باب سیزده را رومِ مشرک و وحشِ زمین را رومِ پاپی شناسایی کرد. تطبیقِ او از مکاشفه باب هفده نیز به سببِ ناتوانیاش در دیدنِ تاریخِ نبویای که فراتر از دومین قدرتِ ویرانگر، یعنی پاپگرایی، امتداد مییافت، معیوب بود. از اینرو، هنگامی که میلر قدرتِ روم را در نبوتِ دانیال شناسایی کرد، آنها را یک قدرت تلقی نمود که در دو مرحله ظاهر شد. این تطبیقی درست بود و هست، اما او را از درکِ پادشاهیهای نبوتِ کتابمقدس بهمنزلهٔ اموری که فراتر از پادشاهیِ چهارمی که بهوسیلهٔ روم نمایانده شده بود امتداد مییابند، بازداشت. او دید و شناسایی کرد که پادشاهیِ چهارمِ روم دارای دو مرحله بود که بهصورتِ رومِ مشرک و رومِ پاپی نمود یافته بود، اما نتوانست ببیند که رومِ پاپی همچنین همان پادشاهیِ پنجم بود که میبایست پس از آن پادشاهیِ ششمی بیاید.
در باب دوم دانیال، میلریها عناصر پادشاهی پنجمِ نبوتِ کتابمقدس را با پادشاهی چهارم درهم آمیختند. در سطحی بنیادین، کاربرد آنان درست بود، اما کامل نبود؛ زیرا نخستین اشاره به پادشاهیهای نبوتِ کتابمقدس باید با آخرین اشاره به پادشاهیهای نبوتِ کتابمقدس موافقت داشته باشد، چون عیسی، بهعنوان الفا و امگا، همواره پایان را با آغاز به تصویر میکشد. ناتوانی در دیدن تمایز میان دو پادشاهیِ پیدرپی، تشخیص این امر را برای میلر ناممکن ساخت که مکاشفه باب دوازده، بتپرستی (اژدها) را معرفی میکند، و وحشِ دریا از مکاشفه باب سیزده را بهعنوان پاپگرایی (وحش)، و وحشِ زمین از مکاشفه باب سیزده را بهعنوان پروتستانتیسمِ مرتد (نبی کاذب).
میلر نتوانست اژدها، وحش و نبیِ کذّاب را در فصلهای دوازدهم و سیزدهمِ مکاشفه بهمنزلهٔ سه پادشاهیِ متوالی ببیند؛ ازاینرو، منطق نبوتیِ او وی را ناگزیر ساخت که چنین فرض کند که آن دو فصل، تصویری متوالی از آن سه قدرتی نیستند که جهان را به آرماگدون رهبری میکنند. نوری که به میلر عطا شد، نورِ کاملِ مناسبِ نسلِ او بود، و نسلِ او بهوسیلهٔ همان نور آزموده شد.
نورِ سه قدرتِ ویرانگر (اژدها، وحش و نبیِ کاذب)، در «زمانِ آخر» در سال ۱۹۸۹ به Future for America عطا شد. بخشی از دانیال که با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، در تحققِ دانیال فصل یازدهم و آیهٔ چهل، مُهرگشایی شد، نورِ فرشتهٔ سوم بود، حال آنکه به میلر نورِ فرشتهٔ اول داده شده بود. شش آیهٔ آخرِ دانیال یازده، بهعنوان شالوده و ستونِ مرکزیِ نهضتِ Future for America شناخته شد، و آیهٔ چهلِ دانیال فصل یازدهم، آن نور را خلاصه میکند، همانگونه که آیات سیزده و چهاردهِ دانیال فصل هشتم، نوری را که در جنبشِ میلری مُهرگشایی شده بود، خلاصه میکردند.
और अन्त के समय दक्षिण का राजा उस पर आक्रमण करेगा; और उत्तर का राजा रथों, घुड़सवारों, और बहुत-से जहाज़ों के साथ बवंडर की नाईं उस पर चढ़ आएगा; और वह देशों में प्रवेश करेगा, और उमड़ता हुआ आगे बढ़ जाएगा। दानिय्येल 11:40।
آیه، جنگی را شناسایی میکند که در «زمان آخر» در سال 1798 میان پادشاه جنوب و پادشاه شمال آغاز شد. پادشاه جنوب نمایانگر فرانسهٔ ملحد بود که در همان سال زخمِ مهلک را بر پاپیّت وارد ساخت. پاپیّت در آنجا بهعنوان پادشاه شمال نمایانده شده است. فرانسه، از نظر نبوی در سال 1798، یکدهم از ده پادشاهیِ فصل هفتم دانیال بود. آن ده پادشاهی نمایانگر رومِ بتپرستاند، و رومِ بتپرست نمایانگر اژدهاست. پاپیّت (پادشاه شمال) نمایانگر وحش است. آیه مشخص میسازد که پادشاه شمال (پاپیّت)، که در آغاز آیه زخمِ مهلک خود را دریافت کرده بود، سرانجام بر ضد پادشاه جنوب (پادشاه الحاد) تلافی خواهد کرد. هنگامی که پاپیّت دست به تلافی زد، پادشاه الحاد از ملت فرانسه به کنفدراسیون اتحاد جماهیر شوروی منتقل شده بود. فرانسه یک ملت بود، اما هنگامی که پاپیّت در این آیه بر ضد پادشاه جنوب تلافی کرد، پادشاه جنوب بهصورت «کشورها» معرفی شده بود، همانگونه که اتحاد جماهیر شوروی سابق نیز چنین بود.
هنگامی که پادشاه شمال (پاپیّت) به تلافی برخاست، با خود «ارّابهها»، «سواران» و «کشتیهای بسیار» آورد. ارّابهها و سواران نمادهای قدرت نظامیاند، و کشتیها نمادهای قدرت اقتصادی. قدرتی که برای سرنگون ساختن اتحاد جماهیر شوروی با پاپیّت اتحادی نامقدّس تشکیل داد، ایالات متحده بود؛ و دو قدرت ایالات متحده در مکاشفه باب سیزدهم، توانایی آن برای واداشتن جهان به پذیرفتن نشان اقتدار پاپی از راه قوّه قهریه نظامی و اقتصادی معرفی شده است. انسانها بدون آن نشان از خریدن یا فروختن ممنوع خواهند شد، و افزون بر این، بدون آن نشان، به مرگ سپرده خواهند شد.
آیهٔ چهل بهصراحت اژدها (پادشاهِ جنوب)، وحش (پاپیّت) و نبیِ کاذب (ایالات متحده) را مشخص میسازد. آیهٔ بنیادیِ مربوط به «زمانِ آخر» در سال ۱۹۸۹، سه قدرتِ ویرانگر را که جهان را به آرماگدون رهبری میکنند، معرفی میکند؛ همانگونه که آیاتِ بنیادیِ جنبشِ میلری، دو قدرتِ ویرانگرِ بتپرستی را که بهدنبال آن پاپیّت آمد، شناسایی میکردند.
یہ آیت بادشاہِ جنوب اور بادشاہِ شمال کے درمیان ایک جنگ سے شروع ہوتی ہے۔ آیت کے آغاز میں (1798) بادشاہِ جنوب غالب آتا ہے، لیکن آیت ہی میں بادشاہِ شمال جوابی حملہ کرتا ہے اور بادشاہِ جنوب پر غالب آ جاتا ہے۔ آیت کا آغاز بادشاہِ شمال اور بادشاہِ جنوب کے درمیان جنگ کو نشان زد کرتا ہے، اور آیت میں مضمر پیغام کے اختتام پر انہی شمالی اور جنوبی بادشاہوں کے درمیان وہی جنگ، مگر الٹے نتائج کے ساتھ، دکھائی گئی ہے۔ آغاز نے 1798 میں “وقتِ آخر” کو نشان زد کیا، اور اختتامی جنگ 1989 میں “وقتِ آخر” کو نشان زد کرتی ہے۔ یہ آیت اپنی مکتوب گواہی کے اندر الفا اور اومیگا، یعنی ابتدا اور انتہا، کے دستخط کو سموئے ہوئے ہے۔
تاریخ واقعیِ این آیه، پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۸۹ ادامه مییابد تا به قانون یکشنبهِ آیهٔ چهلویک برسد. در هنگام قانون یکشنبه، اتحاد سهگانهٔ بابلِ مدرن از طریق سلسلهای از رویدادهای سریع پدید میآید. بنابراین، آیهٔ چهل از زمانی آغاز میشود که زخمِ مهلک در سال ۱۷۹۸ وارد میگردد و فاحشهٔ صور به فراموشی سپرده میشود. تاریخی که این آیه نمایندگی میکند، بهطور کامل در قانون یکشنبهِ آیهٔ چهلویک پایان مییابد؛ جایی که زخمِ مهلک شفا مییابد و فاحشهٔ صور به یاد آورده میشود. امضای آغاز و پایان نه تنها بر متنِ موجود در آیه نوشته شده است، بلکه بر تمام تاریخِ کاملی که آیه نمایندگی میکند نیز نقش بسته است. این آیه چارچوب نبویای را مشخص میسازد که نه صرفاً بر بتپرستی (اژدها) و پاپگرایی (وحش)، بلکه بر ساختارِ سه قدرتِ ویرانگر استوار است که جهان را به هارمجدون رهنمون میسازند.
چوکاٹَنبُو بوتانێڤ میڵەر، گهیشتنی دادوەریی لێکۆڵینەوەیی خودا ڕاگەیاند، و چوکاٹَنبُو بوتانێڤ Future for America گهیشتنی دادوەریی جێبەجێکارانەی خودا ڕاگەیەنێت. لە «کاتی کۆتایی» لە ساڵی 1989، پرۆسەیەکی سێ قۆناغی تاقیکردنەوە و پاکسازی دەستی پێکرد، کاتێک شەش ئايەتی دوايیی دانیال یازدە لەگەڵ ڕووخانی یەکێتیی سۆڤیەت هەڵوەشایەوە. جیاوازیی ئەوەی میڵەر تەنها بوتپەرستی و پاپایەتی دەبینی، و پروتستانتیی لادانکراوی نەدەبینی، دەبێت تێبگەینرێت تاکو دۆخینەوەکەی ڕووباری ئولای کە لە 1798 هەڵوەشایەوە، بە ڕاستی تێبگەینرێت.
ما این بررسی را در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.
«ما دیگر وقتی برای از دست دادن نداریم. زمانهای پرآشوب در پیش روی ماست. جهان به روح جنگ به هیجان آمده است. بهزودی صحنههای مصیبتی که در نبوتها از آن سخن گفته شده است، به وقوع خواهد پیوست. نبوتِ باب یازدهم دانیال تقریباً به تحقق کامل خود رسیده است. بخش بزرگی از تاریخی که در تحقق این نبوت رخ داده است، بار دیگر تکرار خواهد شد.»
در آیهٔ سیام از قدرتی سخن گفته میشود که «آیات ۳۰ تا ۳۶ نقل شد.»
«مناظری مشابه آنچه در این کلمات توصیف شده است، به وقوع خواهد پیوست.» Manuscript Releases, number 13, 394.