افزایشِ معرفتی که هنگامی پدید آمد که رؤیای رودِ اولای در سال 1798 از مُهر گشوده شد، فرایندی از آزمون را به وجود آورد که در جنبشِ فریادِ نیمه‌شب در سال 1844 به اوج خود رسید. فریادِ نیمه‌شبِ ایامِ آخر، که اکنون در حال گشوده شدن از مُهر است، به‌وسیلهٔ آن تاریخ به تصویر کشیده شده است، و همان حقایقِ آزمون‌گرِ آن تاریخ را نیز در بر می‌گیرد؛ زیرا پیامِ فریادِ نیمه‌شب که اکنون از مُهر گشوده می‌شود، احیای جواهراتِ میلر است.

«حقیقت‌هایی که ما در سال‌های 1841، 1842، 1843 و 1844 دریافت کردیم، اکنون باید مورد مطالعه قرار گیرند و اعلام شوند. پیام‌های فرشتهٔ اول، دوم و سوم در آینده با آوازی بلند اعلام خواهند شد. این پیام‌ها با عزمِ جدّی و در قدرتِ روح عرضه خواهند شد.» Manuscript Releases, جلد 15، 371.

موضوعِ اصلیِ پیامِ نبویِ فریادِ نیمه‌شبِ زمانِ ما، نقشِ اسلامِ وایِ سوم است. هر سه وایِ اسلام، همگی بر دو لوحِ حبقوق به تصویر کشیده شده‌اند. پیامِ فریادِ نیمه‌شبِ ایامِ آخر، از هنگامِ ناامیدیِ ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، زمانی که وقتِ درنگِ ایامِ آخر فرا رسید، آغاز به گشوده شدن کرد. همان‌گونه که پیامِ فریادِ نیمه‌شب در تاریخِ میلری به‌تدریج توسعه یافت، پیامِ ایامِ آخر نیز به‌گونه‌ای تدریجی بسط می‌یابد تا به نقطه‌ای برسد که توسطِ گردهماییِ اردوییِ اکستر نشان داده شده است. در آن نقطه، باکره‌ها یا روغن را دارند، یا ندارند.

اعلامِ وایِ اشعیا بر مردانِ استهزاکننده‌ای که بر قومِ اورشلیم حکم می‌رانند، آشکار می‌سازد که رؤیا نزدِ میگسارانِ افرایم چون کتابی مُهرشده شده است. در متنِ اشعیا، عملِ تبدیلِ یک نمادِ شیطانی به نمادی الهی، چنان‌که در تاریخِ اَدونتیسم به انجام رسیده است، همچون گلِ کوزه‌گر به شمار آورده می‌شود. آن عمل، برقرار ساختنِ تعریفِ «دائمی» به‌عنوانِ نمادی از مسیح بود، حال آنکه آن نمادِ شیطان است. هنگامی که دانیال واژهٔ «تامید» را به‌عنوانِ نمادی از بت‌پرستی به کار برد، آن واژه را با مقصودی نمادین برگزید، زیرا آن واژه به معنای «مستمر» است.

سه قدرت هستند که جهان را به آرماگدون رهبری می‌کنند، و نخستینِ آن سه قدرت اژدهاست (بت‌پرستی). اژدها جنگ خود را بر ضد خدا در آسمان آغاز کرد. اژدها آن جنگ را تا پایان هزارهٔ هزارساله ادامه می‌دهد، آنگاه که سرانجام نابود می‌شود.

و چون هزار سال به پایان رسد، شیطان از زندان خود رها خواهد شد، و بیرون خواهد آمد تا قوم‌هایی را که در چهار گوشهٔ زمین‌اند، یعنی جوج و ماجوج را، گمراه سازد و ایشان را برای جنگ گرد آورد؛ و شمار آنان همچون ریگِ دریاست. و بر پهنهٔ زمین برآمدند و اردوگاه مقدسان و شهر محبوب را در میان گرفتند؛ و آتشی از جانب خدا از آسمان فرو آمد و ایشان را بلعید. و ابلیس که آنان را گمراه می‌کرد، به دریاچهٔ آتش و گوگرد افکنده شد، جایی که آن وحش و آن نبیِ کذّاب نیز هستند؛ و ایشان تا ابدالآباد، روز و شب، عذاب خواهند کشید. مکاشفه ۲۰:‏۷–۱۰

وحش (پاپیّت) که دومینِ آن سه قدرتی است که جهان را به آرماگدون رهنمون می‌سازد، و نبیِ کاذب (ایالات متحده) که سومینِ آن سه قدرت است، هر دو پس از واقعهٔ صلیب در تاریخ پدیدار شدند، و هر دو در بازگشتِ ثانویِ مسیح نابود می‌شوند.

و آن وحش گرفتار شد، و با او آن نبیِ کذّاب که در حضور وی معجزات به‌جا می‌آورد و به‌وسیلهٔ آنها کسانی را که نشانِ وحش را پذیرفته بودند و آنان را که صورت او را می‌پرستیدند، فریب داده بود. این هر دو زنده به دریاچه‌ای از آتشِ فروزان به گوگرد افکنده شدند. مکاشفه 19:20

هنگامی که دانیال واژهٔ عبری «مستمر» را به‌عنوان نمادی از بت‌پرستی (شیطان) برگزید، واژه‌ای را برگزید که نشان می‌داد این شیطان است که پیوسته در برابر خدا جنگیده است. آن دو قدرت دیگر، تنها در دوره‌های زمانی معین در جنگ خود علیه خدا فعال‌اند. انتخاب دانیال از واژهٔ «tamid» (مستمر) هدفمند و دقیق بود.

ਜਿਵੇਂ ਯਸਾਯਾਹ ਦੀ ਉਹ ਵਿਰਲਾਪਮਈ ਕਥਾ, ਉਹਨਾਂ ਉੱਤੇ ਜਿਨ੍ਹਾਂ ਉੱਤੇ ਪ੍ਰਭੂ ਨੇ ਗਹਿਰੀ ਨੀਂਦ ਦੀ ਆਤਮਾ ਉਡੇਲ ਦਿੱਤੀ ਅਤੇ ਜਿਨ੍ਹਾਂ ਦੀਆਂ ਅੱਖਾਂ ਬੰਦ ਕਰ ਦਿੱਤੀਆਂ, ਅਧਿਆਇ ਅਠਾਈ ਤੋਂ ਅਧਿਆਇ ਤੀਹ ਤੱਕ ਅੱਗੇ ਵਧਦੀ ਹੈ, ਉਹ ਲਿਖਦਾ ਹੈ:

اکنون برو و این را در حضور ایشان بر لوحی بنویس، و آن را در کتابی ثبت کن، تا برای زمان آینده، تا ابدالآباد، باقی بماند: زیرا این قومی سرکش‌اند، فرزندانی دروغگو، فرزندانی که نمی‌خواهند شریعت خداوند را بشنوند؛ که به رائیان می‌گویند: رؤیا مبینید؛ و به انبیا: برای ما از امور راست نبوت مکنید؛ با ما سخنان نرم بگویید، فریب‌ها نبوت کنید. از راه کنار روید، از طریق منحرف شوید، قدوس اسرائیل را از پیش روی ما بردارید. بنابراین، قدوس اسرائیل چنین می‌گوید: چون این کلام را خوار شمرده‌اید، و بر ظلم و کژی توکل کرده‌اید و بر آن تکیه نموده‌اید؛ از این رو این گناه برای شما چون شکافی خواهد بود آمادهٔ فرو ریختن، که در دیواری بلند برآمده باشد و شکستنش ناگهان، در لحظه‌ای، فرا رسد. و آن را خواهد شکست، چنان‌که ظرف کوزه‌گر را خرد می‌کنند، آن‌سان که به‌تمامی درهم شکسته شود؛ و او رحم نخواهد کرد، به‌گونه‌ای که در میان پاره‌هایش سفالی یافت نشود تا با آن آتشی از اجاق برگیرند، یا آبی از حوضچه برگیرند. زیرا خداوند یهوه، قدوس اسرائیل، چنین می‌گوید: در بازگشت و آرامی نجات خواهید یافت؛ و قوت شما در سکون و اعتماد خواهد بود؛ اما شما نخواستید. اشعیا 30:8–15.

وہ “لوح” جو لکھی گئی ہے، حبقوق کے باب دو کی وہ الواح ہیں، جو اس لیے مقرر کی گئی تھیں کہ جو انہیں پڑھے وہ “دوڑے” اور پیغام کو پھیلا دے۔ وہ “کتاب” جس نے “لوح” کا “ذکر” کیا ہے، حبقوق ہے۔ حبقوق کی “کتاب” کی “لوح” ایک آزمائشی عمل کی نمائندگی کرتی ہے جو “سرکش قوم، جھوٹے فرزند، ایسے فرزند جو خداوند کی شریعت کو نہیں سنیں گے” کو ظاہر کرتا ہے۔ وہ “سرکش لوگ” جو “سننے” سے انکار کرتے ہیں، یرمیاہ میں وہی ہیں جو پاسبان کے نرسنگے کی آواز سننے سے انکار کرتے ہیں۔

همچنین بر شما نگهبانانی گماشتم و گفتم: «به صدای کرنا گوش فرا دهید.» اما ایشان گفتند: «گوش فرا نخواهیم داد.» ارمیا ۶:۱۷

سرکش وہ ہیں جو یسعیاہ کی تاریخ میں بھی تھے اور مسیح کی تاریخ میں بھی، جنہوں نے سننا قبول نہ کیا۔

و گفت: «برو و به این قوم بگو: هرچند می‌شنوید، اما درنمی‌یابید؛ و هرچند می‌بینید، اما ادراک نمی‌کنید. دل این قوم را فربه ساز، و گوش‌هایشان را سنگین کن، و چشمانشان را ببند؛ مبادا با چشمان خود ببینند، و با گوش‌های خود بشنوند، و با دل خود بفهمند، و بازگشت کنند، و شفا یابند.» اشعیا ۶:۹، ۱۰

باغیانِ کرِ اشعیا می‌توانند «بشنوند»، اما «نمی‌شنوند»، و امتناع ایشان از «شنیدن» آشکار می‌سازد که «نمی‌فهمند». همان شریرانِ دانیال‌اند، که همان باکره‌های جاهلِ متی نیز هستند، که افزایشِ معرفتی را که بر «لوح» نمود یافته و در «کتابِ» حبقوق ثبت شده است، درک نمی‌کنند. اگر باغیانِ کرِ اشعیا می‌شنیدند، می‌توانستند توبه کرده، شفا یابند؛ اما دلِ ایشان فربه شده است، از این‌رو نمی‌توانند پیامِ فریادِ نیمه‌شب را بفهمند. عیسی شاهدی دوم دربارهٔ باغیانِ کر ارائه کرد.

और चेले उसके पास आकर उससे कहने लगे, “तू उनसे दृष्टान्तों में क्यों बातें करता है?” उसने उत्तर देकर उनसे कहा, “तुम्हें स्वर्ग के राज्य के भेदों को जानना दिया गया है, परन्तु उन्हें नहीं दिया गया। क्योंकि जिसके पास है, उसे दिया जाएगा, और उसके पास बहुतायत से होगा; परन्तु जिसके पास नहीं है, उससे वह भी ले लिया जाएगा जो उसके पास है। इस कारण मैं उनसे दृष्टान्तों में बातें करता हूँ, क्योंकि वे देखते हुए भी नहीं देखते, और सुनते हुए भी नहीं सुनते, न समझते हैं। और उन पर यशायाह की यह भविष्यद्वाणी पूरी होती है, जो कहती है, ‘तुम सुनते तो रहोगे, पर समझोगे नहीं; और देखते तो रहोगे, पर जानोगे नहीं। क्योंकि इस प्रजा का हृदय मोटा हो गया है, और उनके कान सुनने में भारी हो गए हैं, और उन्होंने अपनी आँखें बन्द कर ली हैं; ऐसा न हो कि वे कभी अपनी आँखों से देखें, और अपने कानों से सुनें, और अपने हृदय से समझें, और फिरें, और मैं उन्हें चंगा करूँ।’ परन्तु धन्य हैं तुम्हारी आँखें, क्योंकि वे देखती हैं; और तुम्हारे कान, क्योंकि वे सुनते हैं। क्योंकि मैं तुमसे सच कहता हूँ कि बहुत से भविष्यद्वक्ताओं और धर्मियों ने चाहा कि जो बातें तुम देखते हो उन्हें देखें, पर न देखीं; और जो बातें तुम सुनते हो उन्हें सुनें, पर न सुनीं।” मत्ती 13:10–17।

دانایان رازِ مَثَل‌ها را درمی‌یابند، که همان حقیقتی است که سطر بر سطر نمایانده شده است. دانایان مبارکند، زیرا می‌بینند و می‌شنوند، و هم دانایان و هم مبارکان هر دو در باب دوازدهم دانیال نمایانده شده‌اند. «دانایان» کسانی‌اند که افزایشِ معرفت را درک می‌کنند (با دل‌های خود)، که به‌وسیلهٔ «سفره»‌ای که در «کتاب» حبقوق یاد شده، نشان داده شده است؛ و «مبارکان» کسانی‌اند که انتظار می‌کشند.

और उसने कहा, हे दानिय्येल, तू चला जा; क्योंकि ये वचन अन्त-समय तक बन्द और मुहरबन्द रखे गए हैं। बहुत-से लोग शुद्ध किए जाएँगे, निर्मल और परखे जाएँगे; परन्तु दुष्ट लोग दुष्टता ही करते रहेंगे; और दुष्टों में से कोई न समझेगा, परन्तु बुद्धिमान समझेंगे। और जिस समय से नित्य का बलिदान बन्द किया जाएगा, और उजाड़नेवाली घृणित वस्तु स्थापित की जाएगी, उस समय से एक हज़ार दो सौ नब्बे दिन होंगे। धन्य है वह जो प्रतीक्षा करता है, और एक हज़ार तीन सौ पैंतीस दिनों तक पहुँचता है। दानिय्येल 12:9–13।

میلری‌ها به‌درستی دریافتند که هزار و سیصد و سی و پنج روز از زمانی آغاز شد که بت‌پرستی («قربانیِ دائمی») در سال 508 «برداشته شد». برکت به کسانی وعده داده شده بود که در سال 1843 در انتظار بودند. واژهٔ «می‌آید» در آن عبارت به معنای «می‌رسد» است. سال 1843، هنگامی که به پایان رسید، به سال 1844 «رسید». وقتی سال 1843 به پایان رسید، «زمانِ تأخیر» مذکور در حبقوق فرا رسید، و بر کسانی که مطابق فرمانِ «کتاب»ی که «لوح‌ها» را ذکر می‌کرد، انتظار کشیدند، برکتی اعلام شد. «کتابِ» حبقوق به مردم فرمان داده بود که برای رؤیا «انتظار بکشند».

دانیال تاریخ ۱۷۹۸ را شناسایی می‌کند (زمان آخر)، هنگامی که کتاب او از مُهر گشوده شد، و آنگاه فرایندی سه‌مرحله‌ای از آزمون پدید آمد («پاک خواهند شد، و سفید خواهند گردید، و ممتحَن خواهند شد»). آن فرایند در آشکار شدنِ تاریخِ پنهانِ هفت رعد به نتیجهٔ نهایی خود رسید. آن تاریخِ پنهان، سه نشانهٔ راهِ حقیقت است که به‌وسیلهٔ نخستین نومیدی، پیامِ فریادِ نیمه‌شب، و نومیدیِ عظیم نمایش داده شده است. برکتِ رسیدن به نخستین نومیدی، نمایانگرِ فرایندی سه‌مرحله‌ای از آزمون در پایانِ تاریخِ ۱۷۹۸ تا ۱۸۴۴ است.

تاریخِ 1798 تا «نومیدی بزرگ»ِ 1844، مماثلِ تاریخِ 1989 تا قانونِ یکشنبه‌ایِ قریب‌الوقوع است. برکتی برای کسانی وعده داده شده است که برای رؤیایی که در نخستین نومیدی به درازا کشیدن آغاز کرد، انتظار می‌کشند. «حکیمانِ» دانیال دوازده، همان کسانی هستند که «مبارک» اند و «انتظار می‌کشند». شریران کسانی هستند که با دل‌های خود «نمی‌شنوند» و «نمی‌بینند». تمامی تجربهٔ جنبشِ میلری در چهار آیهٔ دانیال خلاصه شده است، و آن آیات همچنین تاریخِ مُهر شدنِ صد و چهل و چهار هزار را به تصویر می‌کشند.

تاریخِ مقدّس که در آن چهار آیه بازنمایی شده است، بر فهمِ افزایشِ معرفتی مبتنی است که بر لوح‌های حبقوق به تصویر درآمد، و نیز بر افزایشِ معرفتی که عیسی، هنگامی که از طریق روشِ «حکم بر حکم» تعلیم می‌داد، بدان اشاره کرد. او مَثَل پشتِ مَثَل آورد تا سرِّ نبوّت را برای «حکیمان» توضیح دهد. «شریران» در دانیال دوازده نمی‌فهمند، و در دوم تسالونیکیان، باب دو، این فقدانِ فهمِ ایشان به صورتِ نفرت از حقیقت بازنمایی شده است، که موجبِ ضلالتِ شدید می‌گردد. آن حقیقتی که شریران در رسالهٔ پولس دوست نمی‌دارند، «قربانیِ دائمی» بود، و در آن چهار آیهٔ دانیال، حقیقتِ نبوّتی‌ای که به‌طورِ خاص مشخص شده است، «قربانیِ دائمی» است.

عیسی به شاگردان گفت که ایشان مبارک‌اند، و بدین‌سان آنان را با کسانی در اشعیا که از دیدن و شنیدن امتناع کردند تا مبادا بازگشت کنند، در تقابل قرار داد. آنان که در دانیال باب دوازدهم مبارک خوانده شده‌اند، همان کسانی هستند که انتظار می‌کشند. آن چهار آیه در باب دوازدهم دانیال، و نیز تحقق آن آیات در تاریخ میلریت‌ها، و نیز تقابلِ اشعیا با گروهی که از شنیدن و دیدن سر باز زدند، و نیز همین تمایزِ عیناً همان دو گروه از سوی مسیح، همگی به تاریخ پنهانِ هفت رعد که در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ فرا رسید، اشاره می‌کنند. فرایند نهاییِ آزمون در تاریخ میلریتی که از نخستین نومیدی آغاز شد، اکنون در حال تکرار است. بعضی خواهند دید، و بعضی دیگر از دیدن امتناع خواهند کرد.

«تمامی پیام‌هایی که از ۱۸۴۰ تا ۱۸۴۴ داده شدند، اکنون باید با قوت اعلام شوند، زیرا بسیاری از مردم جهت‌یابی خود را از دست داده‌اند. این پیام‌ها باید به همهٔ کلیساها برسند.»

مسیح فرمود: «خوشا به حال چشمان شما، زیرا می‌بینند؛ و گوش‌های شما، زیرا می‌شنوند. زیرا هرآینه به شما می‌گویم که بسیاری از انبیا و مردان صالح آرزو داشتند آنچه را شما می‌بینید ببینند، و ندیدند؛ و آنچه را شما می‌شنوید بشنوند، و نشنیدند» [متی ۱۳:‏۱۶، ۱۷]. خوشا به حال چشمانی که آنچه را در سال‌های ۱۸۴۳ و ۱۸۴۴ دیده شد، دیدند.

«پیام داده شد. و در تکرار این پیام نباید هیچ تأخیری باشد، زیرا نشانه‌های زمان در حال تحقق‌اند؛ کار پایانی باید انجام شود. کاری عظیم در زمانی کوتاه انجام خواهد شد. به‌زودی، به تعیین خدا، پیامی داده خواهد شد که به فریادی بلند فزونی خواهد یافت. آنگاه دانیال در جایگاه خود خواهد ایستاد تا شهادت خویش را بدهد.» Manuscript Releases، جلد 21، 437.

ویلیام میلر به‌وسیلهٔ فرشتگان هدایت شد تا دریابد که «قربانی دائمی» نمادی از رومِ بت‌پرست است. خواهر وایت به‌طور مستقیم تأیید کرد که او در آن فهم، درست بوده است. آن فهم که بر «الواح»ی که در «کتاب» حبقوق به آن‌ها اشاره شده است، نمایش داده شد، «برای زمان آینده» است. گشوده شدن مهر آن «کتاب»، «فرزندان یاغی و دروغگو» را آشکار می‌سازد. «فرزندان» نمادی از آخرین نسل است؛ ازاین‌رو، «زمان آینده» در آیهٔ اشعیا، به‌طور مشخص به ایام آخرِ داوری تحقیقی اشاره دارد.

اشعیا بیان می‌دارد که «فرزندان دروغگو» پیام نبوتیِ نمایانده‌شده بر «لوح» را که در «کتاب» ثبت شده است رد خواهند کرد، زیرا می‌گویند: «به بینایان، رؤیا مبینید؛ و به انبیا، برای ما امور راست نبوت مکنید؛ برای ما سخنان نرم بگویید، فریب‌ها را نبوت کنید.» در سال ۱۸۶۳، ادونتیسمِ لائودیکیه‌ای فرایندی فزاینده را در جهت تحقق درخواستِ فرزندانِ دروغگو آغاز کرد. اشعیا این عمل را به‌مثابه رد کردنِ طریق‌های کهنِ بنیادهای میلری توصیف می‌کند، زیرا گفتند: «از راه کنار روید، از مسیر منحرف شوید، و قدوسِ اسرائیل را از پیش روی ما بردارید.» آن مسیر که همان راه است، طریق‌های کهنِ ارمیاست.

این‌گونه می‌فرماید خداوند: «بر سر راه‌ها بایستید و بنگرید، و از راه‌های کهن بپرسید که راه نیکو کدام است؛ پس در آن سلوک نمایید، و برای جان‌های خویش آرامی خواهید یافت.» اما ایشان گفتند: «در آن سلوک نخواهیم کرد.» ارمیا 6:16

ردِّ «فرزندان دروغگو» نسبت به «راه‌های قدیم» ارمیا، ردِّ پیام فریاد نیمه‌شب است؛ همان‌جایی که «آرامی» یافت می‌شود، و همان «آرامی و طراوت»ی است که در اشعیا نخواستند آن را بشنوند، و نیز همان طراوتِ پیام باران آخر است. آن پیام، پیام فریاد نیمه‌شب است که در تاریخ میلری‌ها بازنمایی شده و بر «لوح‌ها»یی که در یک «کتاب» یاد شده‌اند، به تصویر کشیده شده است. ردِّ پیام فریاد نیمه‌شب از سوی فرزندان دروغگو، با میل ایشان به این‌که «قدوس اسرائیل را از پیش روی» خود برکنار سازند، بازنمایی می‌شود. نخستین رؤیای الن وایت، که آلفا و امگا بی‌تردید آن را برای بازنمایی پایان به کار می‌برند، راه پارسایان را مشخص می‌سازد، نور را در آغاز آن نشان می‌دهد، و نیز معیّن می‌کند که چه کسی «حکیمان» را تا پایان راه هدایت می‌کند.

«در آغازِ راه، نوری درخشان در پشتِ سرِ ایشان قرار داده شده بود که فرشته‌ای به من گفت همان «فریادِ نیمه‌شب» است. این نور در سراسرِ راه می‌تابید و پای‌های ایشان را روشن می‌ساخت تا مبادا بلغزند.»

«اگر چشمان خود را بر عیسی، که درست پیش روی ایشان بود و آنان را به سوی شهر رهبری می‌کرد، ثابت نگاه می‌داشتند، در امان بودند. اما دیری نپایید که برخی خسته شدند و گفتند که شهر بسیار دور است، و انتظار داشتند که پیش از آن به آن داخل شده باشند. آنگاه عیسی با برافراشتن بازوی راستِ پرجلال خود ایشان را تشویق می‌کرد، و از بازوی او نوری برمی‌خاست که بر فراز گروه ادونتی به اهتزاز درمی‌آمد، و آنان فریاد می‌زدند: «هَلِلویاه!» دیگران به‌بی‌باکی نورِ پشت سرِ خود را انکار کردند و گفتند که این خدا نبود که ایشان را تا بدین‌جا رهبری کرده بود. نورِ پشت سرِ ایشان خاموش شد و پاهایشان را در تاریکیِ کامل فروگذاشت، و ایشان لغزیدند و نشان و عیسی را از نظر گم کردند، و از راه به پایین، به جهانِ تاریک و شریرِ زیرِ پایشان، سقوط کردند.» Christian Experience and Teachings of Ellen G. White, 57.

این نورِ فریادِ نیمه‌شب بود، هم در آغاز و هم در پایان. این عیسی بود (قدوسِ اسرائیل) که ایشان می‌خواستند از پیشِ رویشان برداشته شود. نوری که از بازوی راستِ جلالِ عیسی ساطع می‌شد، همان نورِ فریادِ نیمه‌شب بود، چنان‌که بر «لوح‌ها» که در «کتاب» ذکر شده بودند، به تصویر درآمده است. ردِّ پیامِ فریادِ نیمه‌شبِ مسیح از سوی «فرزندانِ دروغگو»، و راهی که می‌بایست بر آن گام برمی‌داشتند، داوریِ خدا را بر ایشان آورد، آنگاه که از راه سقوط کردند. آن «دیوارِ بلند» که ناگهان شکسته می‌شود، همان «دیوارِ» جداییِ کلیسا و دولت است که در قانونِ یکشنبه‌ایِ نزدیک‌الوقوع منهدم می‌گردد. آن داوری «ناگهان، در دم» فرامی‌رسد، و «چون شکسته شدنِ ظرفِ کوزه‌گر که خرد و ریزه‌ریزه می‌شود» خواهد بود. این همان داوری‌ای است که با وارونه ساختنِ نمادِ شیطانیِ «قربانیِ دائمی» و شناساییِ آن به‌عنوان نمادی از مسیح، مرتبط است.

یقیناً وارونه ساختنِ امور از جانب شما همچون گِلِ کوزه‌گر به‌شمار خواهد آمد؛ زیرا آیا ساخته دربارهٔ سازندهٔ خود خواهد گفت: «او مرا نساخت»؟ یا آیا آنچه صورت یافته است دربارهٔ صورت‌دهندهٔ خود خواهد گفت: «او فهمی نداشت»؟ اشعیا 29:16.

«تقریباً دائمی» همان حقیقت نبوی است که چهار آیه در دانیال دوازده را به یکدیگر پیوند می‌دهد؛ آیاتی که تمایز میان شریران و حکیمان را مشخص می‌سازند. «تقریباً دائمی» همان حقیقتی است که از سوی کسانی که در دوم تسالونیکیان دچار ضلالتِ نیرومند می‌شوند، مورد نفرت است. «تقریباً دائمی» نمایانگر میلِ «فرزندانِ دروغگو» است که بخواهند قدوسِ اسرائیل را از سرِ راه خود بردارند. و مجازات ایشان با شکستنِ ظرفِ کوزه‌گر به تصویر کشیده شده است، و آنچه بر جای می‌ماند، تصویری از وضعیتِ هلاک‌شدۀ باکره‌گانِ جاهل است؛ زیرا از آن پاره‌های شکسته و باقی‌ماندۀ ظرفِ درهم‌شکستۀ کوزه‌گر، «یافت نخواهد شد» «پاره‌سفالی برای برداشتن آتش از اجاق، یا برای کشیدن آب از حوض.»

هم «آتش» و هم «آب» نمادهای روح‌القدس‌اند، چنان‌که روغن در مَثَلِ ده باکره نیز چنین است. هنگامی که «فریاد نیمه‌شب» ناگهان در یک لحظه فرا رسد، همان‌گونه که در اجتماع اردوییِ اکستر در اوت 1844 رخ داد، برای «فرزندان دروغگو» یافتن هیچ روغنی (آب یا آتش) ناممکن خواهد بود. آنان پس از نخستین یأس، همان‌گونه که ارمیا خوانده شد، به «بازگشت» فراخوانده شدند، اما سر باز زدند.

سخنان تو یافت شد و آنها را خوردم، و کلام تو برای من شادی و ابتهاج دل من گردید؛ زیرا من به نام تو خوانده شده‌ام، ای یهوه، خدای لشکرها. در مجلس استهزاکنندگان ننشستم و شادی نکردم؛ به سبب دست تو تنها نشستم، زیرا مرا از خشم پر ساخته‌ای. چرا درد من جاودانه است، و زخم من علاج‌ناپذیر، که از شفا یافتن سر باز می‌زند؟ آیا برای من به‌راستی چون دروغ خواهی بود، و مانند آب‌هایی که فرو می‌مانند؟ پس یهوه چنین می‌گوید: اگر بازگردی، تو را باز خواهم آورد، و در حضور من خواهی ایستاد؛ و اگر گران‌بها را از بی‌ارزش جدا سازی، همچون دهان من خواهی بود؛ ایشان نزد تو بازگردند، اما تو نزد ایشان بازنگرد. و تو را برای این قوم چون دیواری برنجینِ استوار خواهم ساخت؛ و با تو خواهند جنگید، اما بر تو غالب نخواهند آمد؛ زیرا من با تو هستم تا تو را نجات دهم و رهایی بخشم، یهوه می‌گوید. و تو را از دست شریران خواهم رهانید، و از چنگ سهمگینان فدیه خواهم داد. ارمیا 15‏:16–21.

ارمیا نمایانگر کسانی است که پس از نخستین یأس بازگشتند؛ کسانی که به کارِ جدا ساختنِ «گرانبها از بی‌ارزش» داخل شدند تا «به حضور» خداوند بایستند و چون «دهان» خداوند باشند. ایشان همان کسانی‌اند که در باب نهمِ دانیال نمایانده شده‌اند، به‌عنوان کسانی که پراکندگیِ خویش را دریافتند و پس از آن دعای لاویان بیست‌وشش را به‌جا آوردند. ایشان همان کسانی‌اند که به‌وسیلهٔ دیدبانانِ دانیال، ارمیا و حبقوق نمایانده شده‌اند، که در تقابل با «فرزندانِ دروغگو» قرار دارند. «فرزندانِ دروغگو» نیز از سوی «قدوسِ اسرائیل» خطاب شدند، آنگاه که فرمود: «در بازگشت و آرامی نجات خواهید یافت؛ قوت شما در سکوت و اطمینان خواهد بود، و شما نخواستید».

جواهر میلر همان حقایقی هستند که بر الواح حبقوق به تصویر درآمده‌اند؛ حقایقی که آزمونِ پیامِ فریادِ نیمه‌شب را نمایندگی می‌کنند و دو طبقه از پرستندگان را پدید می‌آورند. نمادِ آن شورشی که بر ضدّ آن جواهرات ظاهر می‌شود، «قربانیِ دائمی» است. میلر در فهم خود از «قربانیِ دائمی» درست بود، اما فهم او به‌سبب تاریخی که در آن می‌زیست محدود بود، و آن جواهراتی که او عادت داشت بر میزِ واقع در مرکزِ اتاقش بگذارد، اکنون ده بار درخشان‌تر از زمانی می‌درخشند که میلر نخست آنها را بر میز خود نهاد. اکنون آنها در محفظه‌ای بزرگ‌تر قرار دارند، زیرا آن محفظه اکنون نه تنها کتاب‌مقدس را نمایندگی می‌کند، چنان‌که در زمان میلر می‌کرد، بلکه اکنون هم کتاب‌مقدس و هم روحِ نبوت را نمایندگی می‌کند.

یہی دو گواہ ہیں جو آخری ایّام میں آزمائش کی روشنی پیدا کرتے ہیں، اور یہی دو گواہ ہیں جو آخری ایّام میں ایک بنیادی معرکہ گاہ بن جاتے ہیں۔ ملر نے اس جنگ کو دیکھا، کیونکہ اپنے خواب میں انہوں نے اس کا تابوت (بائبل) لے لیا اور اسے پھاڑ ڈالا۔ یوحنا، جو آخری ایّام میں “داناؤں” کی نمائندگی کرتا ہے، “اس جزیرہ میں تھا جو پتمس کہلاتا ہے، خدا کے کلام اور یسوع مسیح کی گواہی کے سبب سے۔” یوحنا کو بائبل اور ایلین وائٹ کی تحریروں، دونوں کے پیغام پر ایمان رکھنے کے باعث ایذا دی جا رہی تھی۔

ما در مقالۀ بعدی به بررسی حقایقی که در رؤیای رود اولای، که در سال ۱۷۹۸ گشوده شد، به تصویر کشیده شده‌اند، ادامه خواهیم داد.

«ما برای آینده هیچ چیزی برای ترسیدن نداریم، مگر آن‌که راهی را که خداوند ما را در آن هدایت کرده است، و تعلیم او را در تاریخ گذشته‌مان، از یاد ببریم.» Life Sketches, 196.