باب هشتِ حزقیال یکی از آسانترین فصلهای نبویِ کتابمقدس است. این فصل نقطهٔ آغازِ مشخصی دارد.
Y sucedió en el año sexto, en el mes sexto, a los cinco días del mes, estando yo sentado en mi casa, y los ancianos de Judá sentados delante de mí, que allí cayó sobre mí la mano del Señor Dios. Ezequiel 8:1.
خواب کا ایک واضح اختتام گیارھویں باب میں ہے۔
سپس روح مرا برگرفت و در رؤیا، بهوسیلهٔ روح خدا، به کلدانیان، نزد اسیران، آورد. پس آن رؤیایی که دیده بودم از من برکشیده شد. آنگاه تمامی اموری را که خداوند به من نشان داده بود، به اسیران بازگفتم. حزقیال ۱۱:۲۴، ۲۵.
رؤیای فصل هشتم در روز پنجم، از ماه ششمِ سال ششم آغاز میشود، درست یک روز پیش از آنکه تاریخ با «666» منطبق گردد؛ و چنانکه انتظار میرود، این رؤیا دربارهٔ قانون یکشنبه است، که همان نشانِ وحش است، که عددِ آن، عددِ «مرد گناه» است، و نیز عددِ پادشاهی هشتمی که از آنِ آن هفت است. آنان که بر عددِ «666» غالب میآیند، مُهرِ خدا را دریافت میکنند، و در فصل نهم، مُهرِ خدا بر قومِ امینِ خدا در ایام آخر نهاده میشود.
اور میں نے آسمان میں ایک اور نشان دیکھا، بڑا اور عجیب: سات فرشتے، جن کے پاس آخری سات بلائیں تھیں؛ کیونکہ انہی میں خدا کا غضب کامل ہوتا ہے۔ اور میں نے گویا شیشہ کا ایک سمندر دیکھا جو آگ سے ملا ہوا تھا؛ اور وہ لوگ جنہوں نے درندہ پر، اور اُس کی مورت پر، اور اُس کے نشان پر، اور اُس کے نام کے عدد پر فتح پائی تھی، شیشہ کے سمندر پر کھڑے تھے، اور خدا کے بربط لیے ہوئے تھے۔ اور وہ خدا کے بندہ موسیٰ کا گیت، اور برّہ کا گیت گاتے ہیں، اور کہتے ہیں: اے قادرِ مطلق خداوند خدا، تیرے کام بڑے اور عجیب ہیں؛ اے قدّیسوں کے بادشاہ، تیری راہیں راست اور سچی ہیں۔ مکاشفہ 15:1–3۔
مباشرتاً پیش از پایان زمانِ آزمایش، (زیرا هفت فرشته با هفت بلای آخر در فصل بعدی مکاشفه خشم خدا را فرو خواهند ریخت)، قومِ ایامِ آخرِ خدا شناخته میشوند. آنان بر چهار چیز غلبه یافتهاند. واژهای که «غلبه» ترجمه شده است، به معنی فتح کردن است. امینان بر وحش، بر تصویرِ وحش، بر علامتِ وحش، و بر عددِ نامِ او فاتح شدهاند. این پیروزی دربرگیرندۀ این واقعیت نیز هست که آنان میفهمند آن چهار نماد چه چیزی را نمایندگی میکنند. تنها درصدِ بسیار اندکی از مردم میدانند که آن چهار نمادِ نبوتی در واقع نمایانگر چه هستند.
دنیا پیشتر میدانست که پاپیّت همان فاحشهٔ بابِل در فصل هفدهم است؛ اما همانگونه که کلام خدا معرّفی کرده است، در جریان تاریخ ایالات متحده، فهمِ فاحشهٔ صور که با پادشاهان زمین زنا میکند، به فراموشی سپرده میشود. غلبه یافتن بر وحش بدین معناست که کلامِ حق را بهدرستی تقسیم کنیم و تشخیص دهیم که وحشِ نبوتِ کتابمقدّس همان پاپیّت است. در فصل بعدی، اژدها و وحش و نبیِ کذّاب جهان را به آرمگدون میکشانند، و وفادارانِ خدا در ایّام آخر باید بدانند که آن سه قدرت چه کسانی هستند.
اور چھٹے فرشتے نے اپنا پیالہ عظیم دریا فرات پر اُنڈیل دیا، اور اُس کا پانی خشک ہو گیا تاکہ مشرق کے بادشاہوں کے لیے راستہ تیار کیا جائے۔ اور میں نے اژدہا کے منہ سے، اور حیوان کے منہ سے، اور جھوٹے نبی کے منہ سے مینڈکوں کی مانند تین ناپاک روحیں نکلتی دیکھیں۔ کیونکہ وہ شیاطین کی روحیں ہیں، جو معجزے دکھاتی ہیں، اور زمین کے بادشاہوں اور تمام جہان کے پاس نکل جاتی ہیں تاکہ اُنہیں خدا قادرِ مطلق کے اُس عظیم دن کی لڑائی کے لیے جمع کریں۔ دیکھو، میں چور کی مانند آتا ہوں۔ مبارک ہے وہ جو جاگتا رہتا ہے اور اپنے کپڑوں کی حفاظت کرتا ہے، ایسا نہ ہو کہ ننگا پھرے اور لوگ اُس کی شرم دیکھیں۔ اور اُس نے اُنہیں ایک جگہ جمع کیا جو عبرانی زبان میں ہرمجدون کہلاتی ہے۔ مکاشفہ 16:12–16۔
پیروزی بر وحش، پیروزیِ فهمِ درستِ این حقیقت است که وحش کیست. عبارتی که همیناکنون نقل شد، بر کسانی برکت اعلام میکند که بیدار میمانند و جامههای خود را حفظ میکنند؛ بااینحال، تا هنگام بلای ششم، مهلتِ آزمایش برای همهٔ انسانها بهطور کامل بسته شده است. هنگامی که میکائیل برمیخیزد، مهلتِ آزمایشِ بشر پایان مییابد و سپس هفت بلای آخر فرو ریخته میشود. پس از بستهشدنِ مهلتِ آزمایش، هیچ راهی برای تغییرِ جامهها وجود ندارد؛ بااینهمه، هشداری در ارتباط با بلای ششم وجود دارد. آن هشدار به داشتنِ درکِ درست از وحش پیش از بستهشدنِ مهلتِ آزمایش مربوط است، و اگر آن درک را نداشته باشید، پیش از پایانِ مهلتِ آزمایش، جامهٔ پارساییِ مسیح را از دست خواهید داد.
«کسانی که در فهم کلام دچار سردرگمی میشوند و از درک معنای دجّال بازمیمانند، بیگمان خود را در جانب دجّال قرار خواهند داد. اکنون دیگر زمانی برای همرنگ شدن با جهان برای ما نیست. دانیال در نصیب خویش و در جایگاه خود ایستاده است. نبوتهای دانیال و یوحنّا باید فهمیده شوند. آنها یکدیگر را تفسیر میکنند. آنها حقایقی را به جهان عرضه میدارند که هر کس باید آنها را درک کند. این نبوتها باید در جهان شهادت باشند. بهواسطهٔ تحققشان در این ایام آخر، خود را تبیین خواهند کرد.» Kress Collection, 105.
اگر کسی درک نکند که ضدّمسیح همان پاپیّت است، سرانجام در جانب پاپیّت قرار خواهد گرفت؛ یا چنانکه یوحنا نوشت، عریان خواهد رفت و شرمساریِ خود را آشکار خواهد ساخت. غلبه یافتن بر وحش یعنی فهمیدنِ اینکه وحش همان قدرت پاپی است، و نیز همه آنچه دربارهٔ قدرت پاپی مکشوف شده است. آنان که غلبه مییابند و درمییابند که پاپیّت همان مردِ گناه است، باید همچنین دریابند که صورتِ پاپیّت نمایانگر اصلِ پیوندِ کلیسا و دولت است، با این شرط که کلیسا بر این رابطه حاکم باشد.
در کتاب دانیال، ساختارِ وحش، که همآمیزیِ کلیسا و دولت است، بهعنوان «معصیتِ ویرانگر» به تصویر کشیده شده است. معصیت، گناه است، و آن گناهی که وحشِ پاپی را پدید میآورد این است که پادشاهان قدرت خود را به اقتدار پاپی تسلیم میکنند. آنان با انجام این کار، زناکاریِ روحانی مرتکب میشوند، که همان «معصیتِ ویرانگرِ» دانیال و «تصویرِ وحشِ» یوحناست.
برای بهدست آوردن پیروزی بر تصویر پاپی، باید از طریق کلام خدا دریافت که ایالات متحده نخست این رابطه را برقرار میسازد، و آن را در قانون یکشنبهای که بهزودی برقرار خواهد شد، رسمیت میبخشد، و سپس تمام جهان را وادار میکند که همان رابطه را بپذیرد.
رابطۀ کلیسا و دولت که ایالات متحدۀ امریکا آن را بر زمین تحمیل خواهد کرد، عبارت است از حکومت واحد جهانی (سازمان ملل متحد) که با پاپیّت، بهعنوان قدرتِ حاکم بر این ترتیبات، وارد اتحاد میشود. غلبه یافتن بر صورتِ وحش، یعنی آنکه بهواسطۀ کلام نبویِ خدا دریابیم که صورتِ وحش نمایندۀ همین امور است.
بهدستآوردنِ پیروزی بر وحش و بر صورتِ وحش، دربرگیرندهٔ دستیابی به فهمِ نشانِ اقتدارِ وحش (پاپیّت) نیز هست.
نشان وحش، تحمیلِ رعایتِ یکشنبه بهعنوان سَبَّتِ خداست. برای بهدست آوردنِ غلبه بر این نشان، لازم است فهمیده شود که عبادتِ یکشنبه، عبادتِ خورشید است و این چیزی جز پرستشِ بتپرستانهٔ بَعَل نیست. این غلبه همچنین شامل این حقیقت است که هیچکس نشانِ وحش را دریافت نمیکند مگر آنگاه که بر انسانها تحمیل شود.
«لیکن گزشتہ نسلوں کے مسیحیوں نے اتوار کو مانا، یہ سمجھتے ہوئے کہ ایسا کرکے وہ بائبل کے سبت کو بجا لا رہے ہیں؛ اور اب بھی ہر کلیسیا میں—رومی کیتھولک جماعت مستثنیٰ نہیں—سچے مسیحی موجود ہیں، جو دیانت داری سے یہ ایمان رکھتے ہیں کہ اتوار ہی وہ سبت ہے جسے الٰہی تقرری حاصل ہے۔ خدا ان کے مقصد کی اخلاص مندی اور اپنے حضور ان کی راستبازی کو قبول کرتا ہے۔ لیکن جب اتوار کی پابندی قانون کے ذریعے نافذ کی جائے گی، اور دنیا کو حقیقی سبت کی پابندی کے متعلق منور کر دیا جائے گا، تب جو کوئی خدا کے حکم سے تجاوز کرے گا، تاکہ ایسے ضابطے کی اطاعت کرے جس کی کوئی برتر سند روم کی سند سے زیادہ نہیں، وہ اس طرح خدا پر پاپائیت کو ترجیح دے گا۔ وہ روم اور اُس اقتدار کو خراجِ عقیدت پیش کر رہا ہے جو اُس ادارے کو نافذ کرتا ہے جسے روم نے مقرر کیا۔ وہ حیوان اور اُس کی مورت کی پرستش کر رہا ہے۔ پس جب لوگ اُس ادارے کو رد کریں گے جسے خدا نے اپنی اقتداری علامت قرار دیا ہے، اور اُس کے بجائے اُس چیز کو عزت دیں گے جسے روم نے اپنی سیادت کی نشانی کے طور پر چنا ہے، تو وہ اس طرح روم سے وفاداری کی علامت—‘حیوان کا نشان’—قبول کریں گے۔ اور جب تک یہ معاملہ اس طور پر لوگوں کے سامنے صاف صاف نہ رکھ دیا جائے، اور انہیں خدا کے احکام اور انسانوں کے احکام کے درمیان انتخاب کرنے پر نہ لایا جائے، اُس وقت تک وہ لوگ جو سرکشی میں قائم رہیں گے، ‘حیوان کا نشان’ حاصل نہیں کریں گے۔» The Great Controversy, 449.
آنان که بر وحش، و صورتِ وحش، و نشانِ وحش غالب میآیند، باید بر عددِ نامِ او نیز غالب آیند. در آن دوره از تاریخ که فاحشهٔ صور به فراموشی سپرده نشده بود، جهانِ پروتستان میدانست که پاپیّت همان ضدّمسیح است. آنان میدانستند که پولس پاپیّت را «آن شریر»، «مردِ گناه»، «سرِّ بیدینی» و «پسرِ هلاکت» معرفی کرده است؛ «که مخالفت میورزد و خویشتن را برتر میسازد از هر آنچه خدا خوانده میشود یا مورد پرستش است؛ چنانکه او چون خدا در معبدِ خدا مینشیند و خویشتن را مینمایاند که خداست.» اما اکنون آن فاحشهٔ عظیمِ صور به فراموشی سپرده شده است.
در اعصار گذشته، کاربردهای گوناگونی از ایزوپسفی، یا جِماتریا، وجود داشت که نشان میداد عدد «666» بهگونهای نمادین نمایانگر پاپیّت است. نمونهای کلاسیک از این امر آن است که بر میترِ پاپ عبارت Vicarius Filii Dei نوشته شده است. Vicarius Filii Dei، که به معنای «نایب پسر خدا» است، و ازاینرو به ادعای او مبنی بر نشستن در هیکل خدا و دعویِ خدا بودن اشاره دارد. حروف لاتینیِ Vicarius Filii Dei برابر با عدد ششصد و شصت و شش است.
وحش، که همان قدرت پاپی است، به عدد خود شناخته میشود و عدد او «666» است؛ اما آن مرد گناه در سال 1798 زخمِ مهلکی دریافت کرد و به فراموشی سپرده شد. در ایام آخر، آن زخمِ مهلک باید شفا یابد، و شفای آن زخمِ مهلک این حقیقت را آشکار میسازد که ایالات متحده نخست در کشور خود صورتی برای وحش میسازد، و سپس جهان را نیز وادار میکند که همان کار را انجام دهد.
تصویر جهانیِ وحش هم دوگانه است و هم سهگانه. از لحاظ نبوتی دوگانه است، زیرا از ترکیب کلیسا و دولت تشکیل شده است؛ اما سهگانه است، از آن رو که از اژدها، وحش و نبیِ کاذب تشکیل میشود. هنگامی که اتحاد سهگانهٔ همان قدرتهایی که جهان را به آرماگدون خواهند کشاند برقرار شود، آنان همان وحشی خواهند بود که پادشاهیِ هشتم است و از آنِ هفت است، و نیز اتحاد سهگانهٔ پادشاهیِ ششم خواهد بود. عدد نامِ وحش در ایام آخر بار دیگر «666» است، زیرا نمایانگر سه پادشاهی است که هر یک بخشی از پادشاهیِ ششماند.
حاصل کردنِ غلبه بر وحش، صورتِ او، نشانِ او و عددِ نامِ او، یعنی فهمیدنِ این معما که «هشتم از آنِ هفت است»، که همان سرِّ دانیالِ دو است؛ همان چیزی که دانیال برای فهمِ آن دعا کرد. این، بخشی از مکاشفهٔ عیسی مسیح است که اندکی پیش از بسته شدنِ درِ آزمایش گشوده میشود، زیرا چنانکه یوحنا گفت، «وقت نزدیک است.» از اینرو، آنان که آن غلبه را بهدست میآورند، در کنارِ فرشتگانی که بلاها را فرو میریزند، به تصویر کشیده شدهاند، زیرا ایشان آن غلبه، یا فهمِ نبویِ لازم را، درست پیش از بسته شدنِ درِ آزمایش بهدست میآورند.
کسانی که درمییابند مکاشفهٔ عیسی مسیح اندکی پیش از پایان مهلتِ آزمون گشوده میشود، و اینکه عدد «666» عنصری از آن رؤیاست، از این نکته غافل نخواهند شد که رؤیای حزقیال در فصل هشتم در روز پنجم (که روز پیش از روز ششم است)، در ماه ششمِ سال ششم آغاز میشود. تا پایان فصل هشتم، بیستوپنج مرد در برابر خورشید سجده میکنند، و فصل نهم کسانی را که مُهر خدا را دریافت میکنند، مشخص میسازد.
زمینهٔ این رؤیا نشانِ وحش و مُهرِ خداست، و این رؤیا درست پیش از بسته شدنِ مهلتِ آزمایش در هنگامِ قانونِ یکشنبه، چنانکه بهوسیلهٔ عدد «666» نمونهوار نشان داده شده است، گشوده میشود. اما بسته شدنِ مهلتِ آزمایش که بهعنوانِ رخدادن در هنگامِ قانونِ یکشنبه در ایالات متحده شناسایی میشود، پایانِ مهلتِ آزمایشِ بشر نیست؛ بلکه پایانِ مهلتِ آزمایش تنها برای اَدونتیستهای روزِ هفتم است.
رؤیا چنین نمایش داده شده است که در درون اورشلیم رخ میدهد، که نمادی از کلیسای اَدونتیستهای روز هفتم است. در هنگام وضع قانون یکشنبه در ایالات متحده، اَدونتیستهای روز هفتم تنها گروهی هستند که در همانجا و در همان زمان، در قبال نوری که دربارهٔ سَبَّت دریافت کردهاند، مسئول شناخته میشوند.
«اگر نورِ حقیقت به شما عرضه شده باشد، بهگونهای که سبتِ فرمانِ چهارم را آشکار سازد و نشان دهد که برای رعایت یکشنبه هیچ بنیانی در کلام خدا وجود ندارد، و با این همه شما همچنان به سبتِ کاذب بچسبید و از مقدس نگاه داشتنِ سبتی که خدا آن را «روزِ مقدسِ من» میخواند سر باز زنید، نشانِ وحش را دریافت میکنید. این در چه هنگام روی میدهد؟—هنگامی که فرمانی را اطاعت میکنید که به شما دستور میدهد در روز یکشنبه از کار دست بکشید و خدا را پرستش کنید، در حالی که میدانید در کتابمقدس حتی یک کلمه نیز وجود ندارد که نشان دهد یکشنبه چیزی جز یک روزِ عادیِ کار است، شما رضایت میدهید که نشانِ وحش را بپذیرید و مُهرِ خدا را رد میکنید. اگر این نشان را بر پیشانیهای خود یا بر دستهای خود دریافت کنیم، داوریهایی که بر نافرمانان اعلام شده است، ناگزیر بر ما فرود خواهد آمد. اما مُهرِ خدای زنده بر کسانی نهاده میشود که با وجدانِ بیدار، سبتِ خداوند را نگاه میدارند.» Review and Herald, April 27, 1911.
رؤیای حزقیال از فصل هشتم تا فصل یازدهم، تاریخِ منتهی به پایانِ مهلتِ آزمایش برای اورشلیم را مشخص میکند. این رویداد چنان به تصویر کشیده شده است که گویی تنها یک روز پیش از فرا رسیدن عدد «666» واقع میشود، و فصل هشتم شورشی فزاینده را در درون اورشلیم نشان میدهد که سرانجام به آنجا میانجامد که مردانِ پیشوا در برابر خورشید سجده میکنند و بدینسان نشانِ وحش را دریافت مینمایند.
باب نهم فرشتهای را نشان میدهد که در اورشلیم عبور میکند (و بدینسان یک سیر تدریجی را مشخص میسازد) و پیش از فرشتگان هلاککننده، بر یک گروه مُهری مینهد؛ همان فرشتگانی که پس از آن، همه کسانی را که مُهر ندارند، هلاک میکنند. هر دو باب، تاریخی تدریجی را به تصویر میکشند که به قانون یکشنبه منتهی میشود؛ جایی که یک گروه در برابر خورشید تعظیم میکند و گروه دیگر مُهر خدا را دریافت مینماید. سپس شریران از اورشلیم برداشته میشوند، زیرا قانون یکشنبه میان شریران و حکیمان جدایی میافکند.
مُہر لگایا جانا، جس کی نمائندگی حزقی ایل باب نو میں کی گئی ہے، وہی مُہر لگایا جانا ہے جس کی نمائندگی مکاشفہ باب سات میں کی گئی ہے۔
«اگر چنین صحنههایی در پیش است، چنین داوریهای هولناک بر جهانی گناهکار، پس پناه قوم خدا کجا خواهد بود؟ آنان چگونه محفوظ نگاه داشته خواهند شد تا خشم بگذرد؟ یوحنا عناصر طبیعت—زلزله، توفان، و کشاکش سیاسی—را میبیند که بهوسیلهٔ چهار فرشته نگاه داشته شدهاند. این بادها تحت مهارند تا زمانی که خدا فرمان دهد رها شوند. در این است ایمنی کلیسای خدا. فرشتگان خدا ارادهٔ او را بهجا میآورند و بادهای زمین را بازمیدارند، تا بادها بر زمین، نه بر دریا، و نه بر هیچ درختی نوزند، تا آنگاه که بندگان خدا بر پیشانیهای خود مُهر شوند. فرشتهٔ مقتدر دیده میشود که از مشرق (یا از محل برآمدن آفتاب) صعود میکند. این نیرومندترینِ فرشتگان در دست خود مُهر خدای زنده را دارد، یا مُهرِ او را که تنها اوست که میتواند حیات ببخشد، او که میتواند بر پیشانیها آن نشان یا کتیبه را بنگارد که به دارندگانش جاودانگی، حیات ابدی، عطا خواهد شد. این صدای همین والاترین فرشته بود که اقتدار داشت به آن چهار فرشته فرمان دهد که چهار باد را مهار کنند تا این کار به انجام رسد، و تا او فرمان رها ساختن آنها را صادر کند.»
«آنانی که بر جهان، جسم و ابلیس غلبه میکنند، برگزیدگانی خواهند بود که مُهرِ خدای زنده را دریافت خواهند کرد. آنان که دستهایشان پاک نیست و دلهایشان طاهر نیست، مُهرِ خدای زنده را نخواهند داشت. آنان که برای گناه نقشه میکشند و آن را به عمل درمیآورند، نادیده گرفته خواهند شد. تنها کسانی که در حالت روحیِ خود در حضور خدا، جایگاهِ توبهکنندگان و اعترافکنندگان به گناهان خویش را در روزِ عظیمِ کفّارۀ ضدنمونهای پُر میکنند، بهعنوان شایستگانِ حمایتِ خدا شناخته شده و نشاندار خواهند شد. نامهای آنان که با ثباتقدم به ظهور نجاتدهندۀ خود مینگرند و انتظار میکشند و دیدهبانی میکنند—با اشتیاقی ژرفتر و تمنایی شدیدتر از آنان که برای صبح انتظار میکشند—در شمارِ مُهرشدگان محسوب خواهد شد. آنان که، در حالی که تمامی نورِ حقیقت بر جانهایشان میدرخشد، باید اعمالی متناسب با ایمانِ professed خود داشته باشند، اما فریفتۀ گناه میشوند، بتها را در دلهای خود برپا میدارند، جانهای خویش را در حضور خدا فاسد میسازند، و آنان را که در گناه با ایشان متحد میشوند آلوده میکنند، نامهایشان از دفترِ حیات محو خواهد شد، و در تاریکیِ نیمهشب وانهاده خواهند شد، در حالی که در ظرفهای خود همراه با چراغهایشان روغنی ندارند. «امّا برای شما که از نام من میترسید، آفتابِ عدالت با شفا در بالهای خویش طلوع خواهد کرد.»
«این مُهر نهادنِ بندگانِ خدا همان چیزی است که در رؤیا به حزقیال نشان داده شد. یوحنا نیز شاهد این مکاشفهٔ بس تکاندهنده بود. او دریا و امواجِ خروشان آن را دید، و دلهای مردم را که از ترس از کار میافتاد. او زمین را دید که به حرکت درآمده بود، و کوهها را که به میان دریا افکنده میشدند (که این امر بهمعنای لفظی در حال وقوع است)، و آبهای آن را که خروشان و آشفته بودند، و کوهها را که از طغیان آن میلرزیدند. به او بلاها، وبا، قحطی، و مرگ نشان داده شد که مأموریتِ هولناکِ خود را به انجام میرساندند.» شهادتها برای خادمان، 445.
مُهر شدنِ یکصد و چهل و چهار هزار نفر در باب هفتمِ مکاشفه، در باب نهمِ حزقیال نیز به تصویر کشیده شده است، و فرشتهٔ مُهرکننده همان نیرومندترین فرشته است که از مشرق صعود میکند. آنان که هلاک میشوند و نامهایشان از دفترِ حیات محو میگردد، چنین نشان داده شدهاند که «در ظرفهای خود با چراغهایشان روغنی ندارند.» دو طبقهای که در رؤیای بابهای هشتم تا یازدهمِ حزقیال دیده میشوند، همان باکرههای دانا و نادانِ متی بیست و پنج هستند؛ از اینرو، آنان ادونتیستاند.
«مثلِ ده باکره در متی ۲۵ نیز تجربهٔ قوم ادونتیست را به تصویر میکشد.» نبرد عظیم، ۳۹۳.
خواهر وایت بهطور مشخص اورشلیمِ رؤیای حزقیال را ادونتیسم معرفی میکند:
«قومِ حقیقیِ خدا، که روحِ کارِ خداوند و نجاتِ جانها را در دل دارند، همواره گناه را در ماهیتِ واقعی و گناهآلودِ آن خواهند نگریست. ایشان همیشه جانبِ برخوردِ امینانه و صریح با گناهانی را خواهند گرفت که بهآسانی قومِ خدا را احاطه میکند. بهویژه در کارِ پایانی برای کلیسا، در زمانِ مُهر زدنِ آن یکصد و چهل و چهار هزار نفری که باید بیعیب در برابر تختِ خدا بایستند، ایشان عمیقتر از همه، ظلمها و بدیهای قومِ معترفِ خدا را احساس خواهند کرد. این امر بهگونهای نیرومند بهوسیلهٔ تمثیلِ نبی از آخرین کار، تحتِ صورتِ مردانی که هر یک سلاحِ کشتار در دست دارند، بیان شده است. یکی از ایشان جامهٔ کتان در بر داشت، و دواتِ کاتبی بر کمر او بود. «و خداوند به او گفت: از میانِ شهر، از میانِ اورشلیم بگذر، و بر پیشانیِ مردمانی که برای همهٔ مکروهاتی که در میانِ آن بهجا آورده میشود آه میکشند و ناله میکنند، علامتی بگذار.» شهادتها، جلد 3، 266.»
رؤیای حزقیال در بابهای هشت تا یازده، مستقیماً تاریخ ادونتیسم را تا هنگام قانون یکشنبه و در همان زمان، مورد خطاب قرار میدهد. این رؤیا دو طبقه از پرستشکنندگان را که در اورشلیم (ادونتیسم) هستند، مشخص میسازد، و از لحاظ نبوی با مکاشفهٔ عیسی مسیح که درست پیش از بسته شدن زمانِ آزمایش گشوده میشود، مرتبط است؛ زیرا نخستین ارجاعات آن، عدد «666» را در نمادپردازی نبوی عرضه میدارد. بدینسان، یکی از چهار چیزی را که حکیمان باید در ایام آخر بر آنها پیروزی یابند، معین میسازد، و آن چهار چیز بخشی از نورِ هشتمی است که «از آن هفت» میباشد. مکاشفهٔ پانزده نیز مشخص میسازد که آنان که بر چهار جنبهٔ نمادین پاپیّت پیروزی مییابند، سرود موسی و برّه را میسرایند.
در آن روز، اشعیا در فصل بیستوهفتم میگوید که عادلانِ ایام آخر، سرودِ تاکستان را خواهند سرایید؛ سرودی که برّه، هنگامی که در میان مردمان گام میزد، سرود، و مردمی برگزیده را مشخص میسازد که از ایشان درمیگذرند، در حالی که قومی برگزیدهٔ جدید در حال برگزیده شدن است. این سرود را «حکیمان» ایام آخر در هنگام مهرگذاریِ حزقیال نه و مکاشفهٔ هفت میسرایند. رؤیای حزقیال در فصلهای هشت تا یازده، بخشی از همان سرود است.
ما این مطالعه را در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.
«قومِ حقیقیِ خدا، که روحِ کارِ خداوند و نجاتِ جانها را در دل دارند، همواره گناه را در ماهیتِ واقعی و گناهآلودِ آن خواهند نگریست. آنان همیشه جانبِ رفتارِ صادقانه و بیپرده را در برابر گناهانی خواهند گرفت که بهآسانی قومِ خدا را گرفتار میسازد. بهویژه در کارِ پایانی برای کلیسا، در زمانِ مُهرگذاریِ آن صد و چهل و چهار هزار نفری که باید بیعیب در برابر تختِ خدا بایستند، ایشان عمیقتر از هر زمان دیگر، بدیهای قومِ مدعیِ خدا را احساس خواهند کرد. این امر بهگونهای نیرومند در تمثیلِ نبی از آخرین کار، تحتِ تصویرِ مردانی که هر یک سلاحی برای کشتار در دست داشتند، بیان شده است. در میان آنان مردی بود ملبس به کتان، با دواتِ نویسندهای بر پهلوی خویش. «و خداوند به او گفت: از میانِ شهر، از میانِ اورشلیم بگذر، و بر پیشانیِ مردمانی که برای همهٔ رجاساتی که در میانِ آن بهعمل میآید آه میکشند و ناله میکنند، علامتی بگذار.»
«در این زمان چه کسانی در شورای خدا ایستادهاند؟ آیا آناناند که عملاً خطاها را در میان قومِ معترفِ خدا توجیه میکنند و در دلهای خود، اگر نه آشکارا، بر ضد کسانی که میخواهند گناه را توبیخ کنند، همهمه و شکایت مینمایند؟ آیا آناناند که در برابر ایشان موضع میگیرند و با کسانی که مرتکب خطا میشوند همدلی میکنند؟ هرگز! مگر آنکه توبه کنند و کارِ شیطان را در ستم کردن بر کسانی که بارِ کار را بر دوش دارند و در تقویتِ دستهای گناهکاران در صهیون ترک گویند، هرگز نشانِ مُهرِ تأییدِ خدا را دریافت نخواهند کرد. آنان در هلاکتِ عمومیِ شریران سقوط خواهند کرد؛ هلاکتى که با کارِ آن پنج مردِ حاملِ سلاحهای کُشتار به تصویر کشیده شده است. این نکته را با دقت توجه کنید: آنان که نشانِ پاکِ حقیقت را، که بهوسیلهٔ قدرتِ روحالقدس در ایشان پدید آمده است و با علامتی که آن مردِ ملبس به کتان مینهد نمایانده شده، دریافت میکنند، همان کسانی هستند که «برای همهٔ رجاستهایی که در کلیسا انجام میشود آه میکشند و فریاد برمیآورند.» محبتِ ایشان به طهارت و به حرمت و جلالِ خدا چنان است، و دیدِ ایشان نسبت به شدتِ گناهآلود بودنِ گناه چنان روشن است، که چنان تصویر شدهاند که گویی در عذاباند، حتی آه میکشند و فریاد برمیآورند. باب نهمِ حزقیال را بخوانید.»
“لیکن اُن سب کا عام قتلِ عام جو اس طرح گناہ اور راستبازی کے درمیان وسیع تضاد کو نہیں دیکھتے، اور نہ اُن کی مانند احساس رکھتے ہیں جو خدا کی مجلس میں کھڑے ہوتے ہیں اور نشان پاتے ہیں، اُن پانچ آدمیوں کو دیے گئے اُس حکم میں بیان ہوا ہے جن کے پاس ہلاکت کے ہتھیار تھے: ‘تم اُس کے پیچھے پیچھے شہر میں جاؤ اور مارو: تمہاری آنکھ ترس نہ کھائے، نہ تم رحم کرو: بوڑھوں اور جوانوں کو، کنواریوں کو، ننھے بچوں کو، اور عورتوں کو بالکل ہلاک کر ڈالو: لیکن کسی ایسے آدمی کے نزدیک نہ جانا جس پر نشان ہو؛ اور میرے مقدِس سے ابتدا کرو۔’ Testimonies, volume 3, 266, 267.”