در سال ۱۸۵۶ نورِ «هفت زمان» گشوده شد و تا سال ۱۸۶۳ آن نور رد گردید. نبیِ یهودا آن نور را نزد پادشاه شریر، یَرُبعام، آورد و یَرُبعام نور را رد کرد. اشعیا همان نور را نزد پادشاه شریر، آحاز، آورد و او نیز آن را رد کرد. به سبب امتناع از نوری که با برکهٔ شیلوح مرتبط بود، پادشاهیهای هر دو، یعنی یَرُبعام (شمالی) و آحاز (جنوبی)، بهترتیب در سالهای ۷۲۳ ق.م. و ۶۷۷ ق.م. به دست پادشاهی از شمال به اسارت برده شدند.
موسیٰ، ہارون کی بغاوت میں؛ یسعیاہ، احز کے ساتھ؛ اور یرمیاہ، دیگر بادشاہوں کے ساتھ، میلرائٹ تاریخ کے اُن وفاداروں کی نمائندگی کرتے تھے جو سب کے سب آخری ایّام کی بغاوت میں نور کے قاصدوں کی نمائندگی کر رہے تھے۔ 1863 کا آخری ایّام کا “پہلا” بحران، اور مکاشفہ باب گیارہ کے “بڑے زلزلہ” کا آخری ایّام کا “آخری” بحران (یعنی عنقریب آنے والا سنڈے لا)، اِن تمام نبوی خطوط میں ممثل ہے۔ یہوداہ کا نبی اُس نبی کی نمائندگی کرتا ہے جو اپنی ذمہ داری سے برگشتہ ہو گیا، اور آخرکار مرتد پروٹسٹنٹ ازم کے ساتھ اُسی قبر میں دفن ہو جاتا ہے۔ اُس کی موت اور اُس کی تدفین اِس بات کے جواب میں تھیں کہ اُس نے بیت ایل کے جھوٹے نبی کی خوراک کھانے اور پینے کو اختیار کیا۔
قضاوتِ مغلوب شدن بهدست پاپیّت (پادشاه آشور) در هنگام قانون یکشنبه، که بهواسطهٔ پراکنده شدن پادشاهیهای شمالی و جنوبیِ یربعام و آحاز بهصورت نمادین پیشتصویر شده بود، با سرنوشت نبی یهودایی مطابقت دارد، زیرا او میان یک «شیر» و یک «الاغ» جان سپرد. «شیر» نماد بابل است که در ایام آخر، پاپیّت میباشد.
و چنین واقع شد که پس از آنکه نان خورده بود و نوشیده بود، برای او الاغ را زین کرد، یعنی برای آن نبی که او را بازگردانیده بود. و چون روانه شد، شیری در راه به او برخورد و او را کشت؛ و جسدش در راه افکنده شد، و الاغ در کنار آن ایستاده بود، و شیر نیز در کنار جسد ایستاده بود. و اینک مردمانی از آنجا میگذشتند و جسد را دیدند که در راه افکنده شده بود و شیر را که در کنار جسد ایستاده بود؛ و آمدند و در شهری که آن نبی پیر در آن ساکن بود، خبر دادند. و چون آن نبی که او را از راه بازگردانیده بود این را شنید، گفت: این همان مرد خداست که از کلام خداوند نافرمانی کرد؛ از این رو خداوند او را به شیر سپرده است تا او را بدرَد و بکشد، برحسب کلام خداوند که به او گفته بود. سپس به پسران خود گفت: الاغ را برای من زین کنید. و آنان زین کردند. و او رفت و جسدش را یافت که در راه افکنده شده بود، و الاغ و شیر در کنار جسد ایستاده بودند؛ شیر نه جسد را خورده بود و نه الاغ را دریده بود. و آن نبی، جسد مرد خدا را برداشت و آن را بر الاغ نهاد و بازگردانید؛ و آن نبی پیر به شهر آمد تا بر او سوگواری کند و او را به خاک بسپارد. و جسد او را در قبر خود نهاد؛ و بر او نوحه کردند و گفتند: آه، ای برادر من! و چنین واقع شد که پس از آنکه او را به خاک سپرد، به پسران خود گفت: چون من بمیرم، مرا در مقبرهای که مرد خدا در آن دفن شده است دفن کنید؛ استخوانهای مرا در کنار استخوانهای او بگذارید؛ زیرا آن سخنی که او به کلام خداوند بر ضد مذبحی که در بیتئیل است، و بر ضد همه خانههای مکانهای بلند که در شهرهای سامره هستند، ندا داد، بیگمان به وقوع خواهد پیوست. اول پادشاهان 13:11–32.
پیامبر یهودا در میان دو نماد جان سپرد. شیر نماد بابل است، و بابلِ جدید در ایام آخر همان پادشاه شمال است که در دانیال باب یازده، آیهٔ چهل و پنج، به پایان خود میرسد و یاوری برای او نخواهد بود. نشان اقتدار او پرستش خورشید است، که مکروهِ چهارم میباشد، و همانجاست که نسل چهارم ادونتیسمِ لائودیکیهای در حزقیال باب هشت در حالِ سجده به سوی خورشید به تصویر کشیده شده است. در رؤیای میلر به او نشان داده شد که نه فقط جواهرات پراکنده و پوشانده شدند، بلکه خودِ صندوقچه نیز، که نمایانگر کتابمقدس بود، از هم دریده شد.
در نسل سوم اَدونتیسم، کارِ معرفیِ بهکارگیریِ ترجمههای بهاصطلاح مدرنِ کتاب مقدس از سوی رهبری اَدونتیسم ترویج شد. آن ترجمههای بهاصطلاح مدرن از مجموعهای فاسد از نسخههای خطی برگرفته شده بودند که از سوی الهیدانانِ مردِ گناه و پروتستانتیسمِ مرتد ترویج میشوند. تابوتِ میلر نسخهٔ کینگ جیمز بود که از نسخههای خطیِ غیرمحرّف ترجمه شده بود.
تا نسل چهارمِ ادونتیسمِ لائودیکیهای، کلیسا به شورای جهانی کلیساها، یعنی ائتلافی از کلیسای روم و دخترانش، پیوسته بود. ادونتیسم سالها، برای آرامشِ گلهٔ خفتهٔ خود، استدلال میکرد که آنان در شورای جهانی کلیساها صرفاً «ناظر» هستند، تا آنکه آییننامههای آن ائتلافِ شریر آشکار ساخت که جایگاهِ «ناظر» در واقع نمایانگرِ عضوی کامل با حقِّ رأی است!
در نسل چهارم خود، آنان دو بار به «مرد گناه» مدال طلا اعطا کردند. دستکم یکی از آن مدالها با فهم کاتولیکی از آمدن ثانوی مسیح نقش شده بود؛ عیسی را در بازگشتش در حالی به تصویر میکشید که پای خود را بر زمین مینهد، و هالهٔ خورشیدیِ کاتولیکی در پشت سر مسیح در آن دیده میشد، و نیز اختصار کاتولیکیِ فرمان چهارم را دربر داشت که بهسادگی میگفت: «سبت را به یاد آور.» در یک دادرسی قضایی (که یک اظهار رسمیِ حقوقی است)، رئیس کنفرانس عمومی شهادتی ارائه کرد که در آن تصریح نمود کلیسای ادونتیست روز هفتم زمانی بر این باور بود که دستگاه پاپی دجال است، اما کلیسای او مدتها پیش آن اعتقاد را «به زبالهدان تاریخ» سپرده است.
La cuarta abominación (generación) es aquella en la que los veinticinco dirigentes de la iglesia de Jerusalén se postran ante el sol. Las abominaciones progresivas comenzaron con la imagen de los celos que fue colocada a la entrada, marcando el comienzo. El profeta de Judá termina sepultado con el protestantismo apóstata, y el león (Babilonia) lo mata, porque volvió a la metodología del protestantismo apóstata y, por lo tanto, no puede reconocer que es Roma la que establece la visión; y donde no hay visión establecida por el símbolo del hombre de pecado, finalmente se termina del lado del hombre de pecado.
«آنان که در فهم کلام دچار سردرگمی میشوند و از درک معنای ضدّمسیح بازمیمانند، بیتردید خود را در صفِ ضدّمسیح قرار خواهند داد.» Kress Collection, 105.
پیامبر یهودا با پیامبر دروغینِ بیتئیل، که او را «برادر» خود خوانده بود، دفن شد، و او مرده در میان دو نماد یافت شد. «شیر» نمایانگر ناکامی او در درک ضدّمسیح بود، و «الاغ» نماد اسلام است. ادونتیسمِ لائودیکیهوار پیشاپیش از طریق سکوت خود دربارهٔ ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ نشان داده است که تشخیص نمیدهد موضوع اسلام در وایِ سوم، همان پیام فریاد نیمهشب و باران آخر است. ناتوانی در شناخت پیام باران آخر، مرگ است! باران آخر در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شد، هنگامی که فرشتهٔ نیرومندِ مکاشفهٔ هجده فرود آمد، آنگاه که بناهای عظیم شهر نیویورک فرو ریخته شدند. «باران» یک پیام است، و برای دریافت آن، آن پیام باید شناخته شود.
«ما نباید در انتظار باران آخِر بمانیم. این باران بر همهٔ کسانی خواهد آمد که شبنم و بارانهای فیضی را که بر ما فرو میریزد، تشخیص دهند و آن را از آنِ خود سازند. هنگامی که پارههای نور را گرد آوریم، هنگامی که رحمتهای یقینیِ خدا را، که دوست دارد ما به او اعتماد کنیم، ارج نهیم، آنگاه هر وعدهای به انجام خواهد رسید. [اشعیا ۶۱:۱۱ نقل شده است.] تمامی زمین باید از جلال خدا پُر شود.» تفسیر کتابمقدسی ادونتیستهای روز هفتم، جلد ۷، ص. ۹۸۴.
«تمامِ زمین» میداند که در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ چه رخ داد، اما برای آنکه پیامی که از آنجا آغاز میشود و در نهایت تمامِ زمین را با جلال خدا منوّر میسازد، دریافت گردد، باید آن پیام شناخته شود. واژۀ «بازشناختن» به این معناست: «به یاد آوردن یا بازیافتنِ معرفتِ چیزی یا کسی، خواه با اقرار به آن معرفت و خواه بدون آن. ما شخصی را از فاصلهای دور بازمیشناسیم، هنگامی که به یاد میآوریم که پیشتر او را دیدهایم، یا سابقاً او را میشناختهایم. ما سیمای او یا صدای او را بازمیشناسیم.» فرهنگ وبستر، ۱۸۲۸.
یگانه راهی که یک اَدونتیستِ لائودیکیهای بتواند پیامِ بارانِ آخِر را که در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ رسید، تشخیص دهد، این است که تشخیص دهد همان ظهورِ قدرتِ الهی را در گذشته نیز دیده است. در ۱۱ اوت ۱۸۴۰، آن فرشتهٔ مقتدرِ مکاشفهٔ ده نازل شد، آنگاه که نبوتِ وایِ دومِ اسلام به انجام رسید. آن تاریخ بهطور کامل تکرار شد هنگامی که در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آن فرشتهٔ مقتدرِ مکاشفهٔ هجده نازل شد، آنگاه که نبوتِ وایِ سومِ اسلام به انجام رسید؛ و نشناختنِ اسلامِ وایِ سوم، یعنی بهوسیلهٔ الاغِ وحشیِ عربی به سوی مرگی برده شدن که شیرِ بابلِ مدرن آن را پدید میآورد.
مستانِ افرایم، که نمیتوانند کتابِ مُهرشده را بخوانند، قادر نیستند تکرارِ تاریخِ میلریتی را ببینند، زیرا این شناسایی بر روششناسیِ بارانِ آخر، یعنی «حکم بر حکم»، استوار است. این مفهوم که ظهورِ قدرتِ خدا در تاریخِ میلریتی در ایامِ آخر تکرار میشود، بهوسیلهٔ روششناسیِ پروتستانتیسمِ مرتد و کاتولیسیسم قابلِ اثبات نیست.
«آن فرشتهای که در اعلام پیام فرشتهٔ سوم با او متحد میشود، باید تمامی زمین را با جلال خود منوّر سازد. در اینجا از کاری با دامنهای جهانی و قدرتی بیسابقه خبر داده شده است. جنبش ادونتیِ سالهای ۱۸۴۰ تا ۱۸۴۴ جلوهای باشکوه از قدرت خدا بود؛ پیام فرشتهٔ اول به هر ایستگاه بشارتی در جهان رسانده شد، و در برخی کشورها عظیمترین علاقهٔ دینی پدید آمد که از زمان اصلاحات قرن شانزدهم تاکنون در هیچ سرزمینی مشاهده نشده بود؛ اما اینها نیز در برابر آن جنبش نیرومندی که تحت آخرین هشدار فرشتهٔ سوم پدید خواهد آمد، فروتر خواهند بود.» The Great Controversy, 611.
رهبران کورِ اسرائیلِ معاصر، بهسبب روششناسیِ خویش ناگزیرند این حقیقت را رد کنند که در ایام آخر، تجدیدِ ظهوری از قدرت خدا واقع خواهد شد، همانگونه که در سالهای پیشین بود.
«در اینجا میبینیم که کلیسا—مقدسِ خداوند—نخستین جایی بود که ضربهٔ غضب خدا را احساس کرد. مشایخِ سالخورده، همانانی که خدا به ایشان نور عظیم عطا کرده بود و بهعنوان پاسدارانِ مصالح روحانیِ قوم ایستاده بودند، به امانتِ خویش خیانت ورزیده بودند. آنان این موضع را اختیار کرده بودند که نیازی نیست همچون روزگاران گذشته در انتظارِ معجزات و ظهورِ آشکارِ قدرتِ خدا باشیم. زمانه دگرگون شده است. این سخنان بیایمانیِ ایشان را استحکام میبخشد، و میگویند: خداوند نه نیکی خواهد کرد و نه بدی. او بیش از آن رحیم است که قوم خود را به داوری مجازات کند. بدینسان «سلامتی و ایمنی» فریادِ مردانی است که دیگر هرگز آوازِ خود را همچون کرنا برنخواهند افراشت تا تعدیاتِ قومِ خدا و گناهانِ خاندانِ یعقوب را به ایشان بنمایانند. این سگانِ گنگ که پارس نمیکردند، همانانی هستند که انتقامِ عادلانهٔ خدایِ بهخشمآمده را احساس میکنند. مردان، دوشیزگان، و کودکانِ خردسال، همه با هم هلاک میشوند.» شهادتها، جلد ۵، ۲۱۱.
نابیناییِ لائودیکیهایِ عالمانِ حاکم بر ناآموختگانِ اورشلیم، آنان را از شناختِ بارانِ آخِر بازمیدارد؛ زیرا نه تنها از روشی فاسد در تفسیرِ کتابمقدّس بهره میگیرند، بلکه نتایجی که استدلالِ باطلِ ایشان پدید میآورد، ایشان را در موضعی قرار میدهد که هر ظهورِ آیندهٔ قدرتِ خدا را، چنانکه در اعصارِ پیشین بوده است، انکار خواهند کرد. با این همه، ملاکی باب سه تصریح میکند که هنگامی که رسولِ عهد، پسرانِ لاوی را طهارت بخشد، آنگاه هدیه همچون ایّامِ قدیم خواهد بود.
«شاهدِ امین اعلام میدارد: “اعمال تو را میدانم.” “توبه کن و اعمال نخستین را بهجا آور.” این آزمونِ حقیقی است، آن دلیل و گواهی که روحِ خدا در دل در کار است تا تو را از محبتِ او سرشار سازد. “بهزودی نزد تو خواهم آمد و چراغدانت را از جای خود برخواهم داشت، اگر توبه نکنی.” کلیسا مانند آن درختِ بیثمر است که با دریافتِ شبنم و باران و آفتاب، میبایست فراوانیِ میوه به بار میآورد، اما جستوجوی الهی بر آن چیزی جز برگ نمییابد. چه اندیشهای مهیب برای کلیساهای ما! و چه اندیشهای، بهراستی، برای هر فرد! شگفتانگیز است صبر و حلمِ خدا؛ اما “اگر توبه نکنی”، این نیز به پایان خواهد رسید؛ کلیساها و مؤسساتِ ما از ضعفی به ضعفی دیگر، و از صورتگراییِ سرد به مردگی خواهند رفت، در حالی که میگویند: “دولتمندم و ثروت اندوختهام و به هیچ چیز محتاج نیستم.” شاهدِ امین میگوید: “و نمیدانی که تو شوربخت و مفلوک و فقیر و کور و عریانی.” آیا هرگز وضعیتِ خود را بهروشنی خواهند دید؟»
«در کلیساها باید ظهوری شگفتانگیز از قدرت خدا باشد، اما این بر کسانی اثر نخواهد کرد که خود را در حضور خداوند فروتن نساختهاند و درِ دل را با اعتراف و توبه نگشودهاند. در تجلی آن قدرتی که زمین را از جلال خدا روشن میسازد، آنان فقط چیزی را خواهند دید که در نابینایی خود آن را خطرناک میپندارند، چیزی که ترسهایشان را برخواهد انگیخت، و خود را برای مقاومت در برابر آن آماده خواهند کرد. چون خداوند مطابق تصورات و انتظارات ایشان عمل نمیکند، با این کار مخالفت خواهند ورزید. میگویند: «چرا ما نباید روح خدا را بشناسیم، وقتی که این همه سال در خدمت بودهایم؟»—زیرا به هشدارها و استغاثههای پیامهای خدا پاسخ ندادند، بلکه پیوسته گفتند: «دولتمندم و بر توانگری خود افزودهام و به هیچ چیز محتاج نیستم.» استعداد و تجربهٔ طولانی، انسانها را مجاری نور نخواهد ساخت، مگر آنکه خود را در زیر پرتوهای درخشان آفتاب عدالت قرار دهند و بهوسیلهٔ عطای روحالقدس خوانده شده و برگزیده و مهیا گردند. هنگامی که مردانی که با امور مقدس سر و کار دارند، خود را زیر دست توانای خدا فروتن سازند، خداوند ایشان را سرافراز خواهد ساخت. او آنان را مردانی بصیر خواهد ساخت—مردانی غنی از فیض روح او. صفات نیرومند و خودخواهانهٔ منش آنان و سرسختیشان در نوری که از نور جهان میتابد دیده خواهد شد. «بهزودی نزد تو خواهم آمد و چراغدانت را از جایش برخواهم داشت، اگر توبه نکنی.» اگر خداوند را با تمامی دل خود بطلبید، او از شما یافت خواهد شد.» Review and Herald, December 23, 1890.
مرگِ آن نبیِ یهودیه هم بهوسیلهٔ «شیر»ِ بابلِ جدید، که نماد نبویای است که رؤیای تاریخِ نبوی را بنیان مینهد، و هم بهوسیلهٔ «الاغ» به تصویر کشیده شده است. نخستین اشاره به اسلام در کتب مقدس آنگاه است که اسماعیل بهعنوان «مردی وحشی» معرفی میشود.
و او مردی وحشی خواهد بود؛ دست او بر ضد هر انسان، و دست هر انسان بر ضد او خواهد بود؛ و او در حضور جمیع برادران خود ساکن خواهد شد. پیدایش 16:12.
قاعدهٔ نخستین ذِکر در کتبِ مقدّس بیان میدارد که همهٔ ویژگیهای آن نماد باید در همانجا مندرج باشد، زیرا کلامِ خدا بذر است، و بذر همهٔ DNA لازم را برای به ثمر رساندنِ تمامِ گیاه در خود دارد. واژهای که «مردِ وحشی» ترجمه شده است، همان واژهٔ «الاغِ وحشیِ عربی» است. «الاغ» در کتبِ حق، یکی از نمادهای اسلام است.
پیامِ حزقیال در بابِ سیوهفتم، که استخوانهای مرده را زنده میسازد، بهگونهای که بر پای میایستند و به لشکری عظیم بدل میشوند، همان پیامِ اسلامِ وایِ سوم است، و آن پیام، پیامِ فریادِ نیمهشبِ ایامِ آخر است. خواهر وایت بهصراحت تعلیم میدهد که ورودِ ظفرمندانهٔ مسیح به اورشلیم، نمایانگرِ پیامِ فریادِ نیمهشب بوده است.
«فریاد نیمهشب چندان بهوسیلهٔ استدلال حمل نمیشد، هرچند برهان کتابمقدسی آن روشن و قاطع بود. با آن، نیرویی محرّک همراه بود که جان را به حرکت درمیآورد. هیچ شکّی، هیچ پرسشی در میان نبود. در هنگام ورود ظفرمندانهٔ مسیح به اورشلیم، مردمی که از همهٔ نواحی سرزمین برای نگاه داشتن عید گرد آمده بودند، به کوه زیتون سرازیر شدند، و چون به انبوه جمعیتی که عیسی را مشایعت میکردند پیوستند، الهام آن ساعت را دریافتند و به فزونیِ این ندا یاری رساندند: “مبارک است آن که به نام خداوند میآید!” [Matthew 21:9.] به همینگونه، بیایمانانی که به اجتماعات ادونتیستها روی میآوردند—بعضی از روی کنجکاوی، و بعضی صرفاً برای تمسخر—نیروی اقناعکنندهای را که با این پیام همراه بود احساس میکردند: “اینک، داماد میآید!”» Spirit of Prophecy, volume 4, 250.
مکاشفۀ عیسی مسیح پیام نهاییای است که در ایام آخر گشوده میشود، و اسلامِ وَیلِ سوم را در بر میگیرد. هنگامی که مسیح، که خود همان پیامِ گشودهشده است، وارد اورشلیم شد و بدینسان فریاد نیمهشبِ ایام آخر را بهصورت نمادین مجسّم ساخت، بر «الاغی» سوار بود (پیام او حمل میشد). پیام نهاییِ عدالتِ مسیح بهوسیلۀ اسلام حمل میشود.
اسلام بود، هست و خواهد بود یک مردِ وحشی، چنانکه بهوسیلهٔ خرِ وحشیِ عربی نمادین شده است؛ و هر که بخواهد ببیند (و بسیاری هستند که نمیخواهند ببینند)، بهآسانی میتواند «تشخیص دهد» که جنگی که اکنون از سوی اسلام به راه انداخته میشود، دیوانگیِ وحشیانه است. آمادگی برای خودکشی، با این باور که در آخرت پاداشی بزرگِ جنسی در انتظار خواهد بود، دیوانگیِ شیطانی است. نخستین اشاره به اسلام نشان میداد که اسلام مردی وحشی خواهد بود.
جنگِ اسلام تمامِ نوعِ انسان کو تیسرے افسوس کی بڑھتی ہوئی جنگ سے لڑنے کے لیے یکجا کر دیتی ہے۔ اسلام ایک عالمی حکومت کے نفاذ کے لیے نبوی منطق ہے، اور عالمیت پسند یہ تعلیم دیتے ہیں کہ انہوں نے دوسری عالمی جنگ کے بعد جان بوجھ کر یہودیوں کو دوبارہ سرزمینِ اسرائیل میں لا بسایا، تاکہ وہ یہودیوں کے خلاف اسلام کی قدیم عداوت کو استعمال کر کے تیسری عالمی جنگ کا آغاز کریں۔ عالمیت پسند اس بات پر ایمان رکھتے ہیں، اور دہائیوں سے یہ تعلیم دیتے آئے ہیں، کہ اپنی ایک عالمی حکومت قائم کرنے کے لیے انہیں ایک تیسری عالمی جنگ درکار ہوگی۔ عالمیت پسندوں کے فاسد محرکات، جیسا کہ ان کے اپنے الفاظ میں ظاہر ہوا ہے، اسلام کے بائبلی کردار کے عین مطابق ہیں۔
شاید جدیترین بخش از دیانای نبویِ اسماعیل، در آن آیهای که نخستین بار از او یاد میشود، این حقیقت باشد که روح او، که روحِ «مردی وحشی» است، «در حضورِ همهٔ برادران خود ساکن میشود.» این تصور که تنها برخی فرقههای اسلام افراطی در وَیلِ سوم دخیل خواهند بود، با کلام خدا سازگار نیست. دیدگاه رایجِ از نظر سیاسی درستنمایانه که در هر گرایش دینی فقط چند عنصر فاسد یافت میشود و اینکه اکثریت پیروان دین اسلام شهروندانی صلحدوست هستند، نه با کتاب مقدسِ خودِ آنان موافقت دارد و نه با کتاب مقدس.
قرآن تعلیم میدهد که وظیفۀ هر پیروِ الله این است که تمام جهان را با شریعت منطبق سازد، و نخستین اشاره به اسلام در کتاب پیدایش نشان میدهد که روحِ «مردِ وحشیِ» اسماعیل در هر پیروِ اسلام خواهد بود. قرآن بهصراحت به پیروان خود تعلیم میدهد که هنگامی که در مناطقی زندگی میکنند که هنوز تواناییِ تحمیلِ حاکمیت دینیِ خود را بر جمعیت ندارند، تظاهر به آراستگی و نزاکت کنند، همانگونه که کاتولیسیسم نیز چنین میکند.
نبیِ یهوداہ نے یربعام کا اُس وقت سامنا کیا جب اُس کی بادشاہی پہلی بار قائم کی گئی تھی۔ مرتد پروٹسٹنٹ ازم کا آغاز 1844 میں ہوا، اور فوراً ہی اُس کا سامنا میلیری ایڈونٹ ازم سے ہوا، جو اقدس الاقداس میں داخل ہو چکا تھا اور خدا کی شریعت دریافت کر چکا تھا، جس میں ساتویں دن کا سبت بھی شامل تھا۔ میلیری ایڈونٹ ازم سے، جیسا کہ یرمیاہ کے ذریعہ ظاہر کیا گیا ہے، کہا گیا کہ وہ خدا کی طرف لوٹ آئے، مگر کبھی بھی “ٹھٹھا کرنے والوں کی جماعت” کی طرف واپس نہ جائے۔ نبیِ یهوداہ کو حکم دیا گیا تھا کہ وہ اُسی راستے سے واپس نہ لوٹے جس سے آیا تھا، اور نہ بیت ایل کے جھوٹے نبی کا کھانا کھائے یا اُس کا پانی پئے، لیکن اُس نے ایسا ہی کیا۔ نبیِ یہوداہ کی موت کو علامتی طور پر دو علامتوں کے درمیان رکھا گیا، جو پاپائیت اور اسلام کی نمائندگی کرتی تھیں۔ لاؤدیقیائی ایڈونٹ ازم اِن دو سچائیوں کو نہیں دیکھ سکتا، کیونکہ 1863 میں اُس نے اپنی ہی روحانی آنکھیں نکال دیں، اور اُن جواہرات اور اُس منہج کو ڈھانپنے کا عمل شروع کر دیا جسے ولیم ملر نے ایڈونٹ ازم کی بنیادیں قائم کرنے کے لیے استعمال کیا تھا، تاکہ اُن کی جگہ جعلی سکوں اور جواہرات، اور مرتد پروٹسٹنٹ ازم اور کیتھولک ازم کے منہج کو قائم کیا جائے۔
«مردِ جاروکنِ غبار» اکنون کفِ خانهٔ خود را جاروب میکند و جواهرات را بازمییابد و آنها را به میلر میسپارد تا بر میز خود بگذارد، اما ادونتیسم بهسبب این باور که ایشان قومِ باقیماندهای هستند که در سال 1844 بهعنوان قومِ او برانگیخته شدند، کور شده است.
و در دل خود مگویید: «ابراهیم پدر ماست»؛ زیرا به شما میگویم که خدا قادر است از این سنگها برای ابراهیم فرزندانی برانگیزاند. و اکنون نیز تبر بر ریشهٔ درختان نهاده شده است؛ پس هر درختی که میوهٔ نیکو نیاورد، بریده و در آتش افکنده میشود. من شما را به آب برای توبه تعمید میدهم؛ اما آن که پس از من میآید، از من تواناتر است، و من شایسته نیستم کفشهای او را بردارم؛ او شما را به روحالقدس و آتش تعمید خواهد داد. او غربال خود را در دست دارد، و خرمنگاه خویش را بهکلی پاک خواهد ساخت، و گندم خود را به انبار گرد خواهد آورد؛ اما کاه را به آتشی خاموشیناپذیر خواهد سوزانید. متی ۳:۹–۱۲
اَدونتیسمِ لائودیکیه از دهان خداوند بیرون افکنده خواهد شد، مگر آن اشخاصی که شاید توبه کنند. اَدونتیسمِ لائودیکیه باید در همان قبری دفن شود که قومِ عهدِ پیشین، که پیامِ میلر را رد کردند، در آن دفن شدهاند؛ زیرا آنان نیز اکنون، در نسبت با صد و چهل و چهار هزار، قومی از عهدِ پیشین به شمار میآیند. شورشِ ۱۸۶۳ بهوسیلهٔ آن نبی که از یهودا آمد به تصویر کشیده شده است؛ همان که همچنین پیشگوییای دربارهٔ پادشاه یوشیا بر جای گذاشت.
ما این مطالعه را در مقالۀ بعدی ادامه خواهیم داد.
«بهجای آنکه مانند جهان شویم، باید هرچه بیشتر از جهان متمایز گردیم. شیطان با کلیساها متحد شده است و همچنان متحد خواهد شد تا در برابر حقیقت خدا تلاشی استادانه بهکار برد. هر آنچه قوم خدا برای نفوذ به جهان انجام دهند، مخالفتی قاطع از سوی قوای ظلمت برخواهد انگیخت. آخرین نبرد عظیم دشمن، نبردی بس سخت و قاطع خواهد بود. این، آخرین پیکار میان قوای ظلمت و قوای نور خواهد بود. هر فرزند حقیقی خدا با دلیری در جانب مسیح خواهد جنگید. آنان که در این بحران عظیم، خود را بیشتر در جانب جهان تا در جانب خدا قرار میدهند، سرانجام خود را بهکلی در جانب جهان خواهند نهاد. آنان که در فهم کلام دچار سردرگمی میشوند و از دیدن معنای ضدّمسیح بازمیمانند، بیگمان خود را در جانب ضدّمسیح قرار خواهند داد. اکنون برای ما زمانی نیست که با جهان همرنگ شویم. دانیال در نصیب خود و در جایگاه خود ایستاده است. نبوتهای دانیال و یوحنا باید فهمیده شوند. اینها یکدیگر را تفسیر میکنند. آنها حقایقی را به جهان میبخشند که هر کس باید آنها را درک کند. این نبوتها باید در جهان شهادت باشند. با تحقق خود در این ایام آخر، خودْ خویشتن را تبیین خواهند کرد.»
«خداوند در شُرُفِ مجازاتِ جهان به سببِ بیعدالتیِ آن است. او در شُرُفِ مجازاتِ هیئتهای مذهبی به سببِ رد کردنِ نوری و حقیقتی است که به ایشان داده شده است. آن پیامِ عظیم، که پیامهای فرشتهٔ اول و دوم و سوم را در بر میگیرد، باید به جهان اعلام شود. این باید بارِ کارِ ما باشد. آنان که حقیقتاً به مسیح ایمان دارند، آشکارا خود را با شریعتِ یهوه منطبق خواهند ساخت. سَبَّت نشانهٔ میانِ خدا و قومِ اوست، و ما باید با نگاه داشتنِ سَبَّت، انطباقِ خود را با شریعتِ خدا آشکار سازیم. این باید علامتِ تمایز میانِ قومِ برگزیدهٔ خدا و جهان باشد. وفادار بودن به خدا معنای بسیار دارد. این شاملِ اصلاحِ بهداشت نیز میشود. بدین معناست که خوراکِ ما باید ساده باشد و در همه چیز میانهرو باشیم. انواعِ فراوانِ خوراکی که اغلب بر سفرهها دیده میشود، نه ضروری است و نهتنها ضروری نیست، بلکه بسیار زیانآور است. ذهن و بدن باید در بهترین وضعیتِ سلامت حفظ شوند. تنها کسانی که در معرفت و ترسِ خدا تربیت یافتهاند باید برای بر عهده گرفتنِ مسئولیتها برگزیده شوند. کسانی که مدتها در حقیقت بودهاند، اما هنوز نمیتوانند میانِ اصولِ پاکِ عدالت و اصولِ شر تمییز دهند، و فهمِ ایشان نسبت به عدالت، رحمت، و محبتِ خدا تیره و مخدوش شده است، باید از مسئولیت معاف شوند.»
“خدا برای قوم خود درسهای مهمی دارد تا بیاموزند. اگر این درسها پیش از این آموخته شده بود، کار او امروز در وضعیتی که اکنون هست قرار نمیداشت. یک چیز باید انجام شود. حقیقت نباید از خادمان یا مردانِ صاحبِ مسئولیت پنهان داشته شود از بیمِ آنکه ناخشنودی آنان برانگیخته شود. با مؤسسات ما باید مردانی مرتبط باشند که با فروتنی و در حکمت، تمامی مشورتِ خدا را اعلام کنند. غضب خدا بر ضد کسانی افروخته شده است که در امنیتِ نفسانی و غرور، نسبت به تدبیر او اهانت ورزیدهاند. آنان کامیابیِ کار را به خطر میاندازند.”
«هر راهِ باطل فریبی است، و اگر پایدار نگاه داشته شود، سرانجام به هلاکت خواهد انجامید. ازاینرو خداوند اجازه میدهد کسانی که نقشههای باطل را نگاه میدارند، نابود شوند. درست در همان زمانی که صدای ستایش و تملّق شنیده میشود، هلاکتِ ناگهانی فرا میرسد. کسانی هستند که، با وجود آنکه از توبیخی که دیگران به سبب بیوفایی دریافت کردهاند آگاهاند، از پند روی میگردانند. اینان دوچندان گناهکارند. ارادۀ خداوند را میدانستند و به آن عمل نکردند. مجازات ایشان متناسب با تقصیرشان خواهد بود. به کلام خداوند اعتنا نکردند.» Kress Collection, 105, 106.