ترجمه بر پایهٔ علت و معلول، اگر معلول را به‌نادرستی تعریف کنید، بی‌ارزش است؛ چنان‌که مورخان ادونتیستِ لائودیکیه‌ای، که دربارهٔ اوضاع و احوال و شخصیت‌های مرتبط با کنفرانس عمومی ۱۸۸۸ در مینیاپولیس با لحن خطابه‌وار اظهار نظر می‌کنند، چنین کرده‌اند. تفسیر الهام‌شده این واقعه را تکرارِ شورشِ قورح، داتان و ابیرام معرفی می‌کند؛ شورشی که انگیزهٔ آن داوری‌ای بود که ایشان را محکوم می‌ساخت تا چهل سال در بیابان سرگردان بمانند تا بمیرند. همان داوری بر ادونتیسمِ لائودیکیه‌ای نیز اعلام شده بود.

بغاوت میں خفیہ مشورے شامل تھے، جہاں باغی لاؤدیقیہ کی ایسی انتہائی اندھی پن میں مبتلا تھے کہ وہ یہ سمجھنے سے قاصر رہے کہ خدا ان کی بند دروازوں کے پیچھے کی منصوبہ بندی اور بغاوت سے باخبر ہے۔ جس طرح قورح، داتن اور ابیرام اپنے خیموں میں چھپ گئے تھے اور اپنے منصوبے بناتے اور موسیٰ کے خلاف اپنی بغاوت پھیلاتے تھے، اسی طرح 1888 کے قدیم مرد بھی اپنے گھروں کے بند دروازوں کے پیچھے چھپ گئے، تاکہ سسٹر وائٹ، ان کے بیٹے، اور برگزیدہ قاصدوں کے خلاف سازش کریں۔ اس مقام سے سسٹر وائٹ، جونز، اور ویگنر کو نشانہ بنایا جانا تھا۔

چهار نسلِ اَدونتیسم به‌تدریج در طغیانِ خود رشد کردند، چنان‌که در فصل هشتمِ حِزقیال به تصویر کشیده شده است. حجره‌های تصاویر در معبدِ ظاهری و معبدِ انسانی از تخیلاتِ شریرانه ریشه‌دار شده بود، و روح‌گرایی بر مشایخِ کهن که برای محافظت از قوم منصوب شده بودند، مستقر گردید. تا پیش از ۱۸۸۸، آن مشایخِ کهن هم بر اقتدارِ کتاب‌مقدس و سپس بر روحِ نبوت انگِ تهمت زدند، و در ۱۸۸۴، رؤیاهای علنی متوقف شد. روح‌گراییِ وحدت‌وجودیِ کلُگ در تاریخِ پیش از ۱۸۸۸ آغاز به راه یافتن کرد، و ۱۸۸۸ نشانگرِ ظهورِ نسلِ دوم است. ممکن است مورخانِ اَدونتیست شهادتِ واقعیِ تاریخیِ آن طغیانی را که در آن جلسه ظاهر شد ثبت نکرده باشند، اما مطابقِ الهام، نگهبانانِ آسمانی «هر کلمه را شنیدند و ثبت کردند» و «آن سخنان را در کتاب‌های آسمان» نوشتند.

شورشِ نمادپردازی‌شده در «حُجره‌های پنهانِ تصاویر» در کتاب حزقیال، حمله‌ای بر ضدِ بنیان‌های راستین بود. این شورش، حمله‌ای علیه نبیّه و پیام‌آورانِ برگزیده را نیز نمایندگی می‌کرد و نشانگرِ ظهورِ روح‌گرایی بود. در آن نسل، حملهٔ عمدهٔ بعدی قرار بود به‌وسیلهٔ شیطان بر ضدِ خودِ بنیادِ بنیان‌های ویلیام میلر انجام گیرد.

میلر چارچوب تمامی تطبیق‌های نبوی خود را بر این فهم بنا نهاد که دو قدرت ویرانگر در دانیال باب هشتم، آیه سیزده، نمایانگر بت‌پرستی و سپس پاپ‌گرایی بودند. در سال ۱۹۰۱، لوئیس کنرادی، یکی از رهبران ادونتیسم لائودیکیه‌ای در آلمان، بار دیگر دیدگاه پروتستانیِ سقوط‌کرده را مطرح ساخت که بر اساس آن، «قربانی دائمی» در کتاب دانیال نمایانگر خدمت مسیح در مقدس آسمانی است.

در دورهٔ تاریخیِ پس از اجلاس مینیاپولیس ۱۸۸۸، روح‌گراییِ رهبرِ کارِ بهداشت شدت یافت، و بیگانگی میان رهبران همچنان ادامه یافت، زیرا پیامدهای رد شدنِ پیامِ جونز و واگنر همچنان اثرات ویرانگر خود را بر جای می‌گذاشت. در آغازِ قرنِ جدید، و. و. پرسکات، یکی از رهبران ادونتیستِ لائودیکیه‌ای که از مدارسِ پروتستانیسمِ مرتد صلاحیت‌های الهیاتی دریافت کرده بود، آن ردای شیطانی را بر دوش گرفت تا دیدگاهِ کنرادی دربارهٔ «قربانیِ دائمی» را ترویج کند، و چنان‌که همیشه چنین است، «پیروزمندان تاریخ را می‌نویسند.»

فرشتگان مقدّس تاریخ حقیقی را ثبت کردند، امّا ادونتیسمِ لائودیکیه‌ای موضعی تاریخی در مناقشه پیرامون ردِّ برداشتِ میلری از «مداوم» پدید آورد که هر یک از «بی‌تعلیمان» در ادونتیسمِ لائودیکیه‌ای را بر آن می‌دارد که باور کنند تعریفی از «مداوم» که خواهر وایت آن را برخاسته از «فرشتگانی که از آسمان رانده شدند» معرفی کرده بود، در واقع آموزه‌ای درست است. در خلال سال‌های آغازین قرن بیستم، دبلیو. دبلیو. پرسکات پیشگامِ انتشار نشریه‌ای با عنوان The Protestant شد. تمام مبنای آن نشریه این بود که تعلیم دهد برداشتِ میلر از «مداوم» نادرست بوده است و اینکه پروتستانتیسمِ مرتد، جایی که او صلاحیت‌های الهیاتی خود را از آنجا به دست آورده بود، در این انتسابِ نمادِ شیطانی به مسیح بر حق بوده است. در آن تاریخ، اِی. جی. دانیلز (رئیس کنفرانس عمومی)، با پرسکات در آن حملهٔ شیطانی علیه حقیقت هم‌پیمان شد، با وجود این واقعیت که خواهر وایت مستقیماً دیدگاهِ میلر دربارهٔ «مداوم» را به‌عنوان دیدگاهی درست تأیید کرده بود.

"خداوند به من نشان داد که نمودار ۱۸۴۳ به هدایت دست او تنظیم شده بود، و اینکه هیچ بخشی از آن نباید تغییر داده شود؛ و اینکه ارقام همان‌گونه بودند که او می‌خواست. و اینکه دست او بر آن بود و اشتباهی را در برخی از ارقام پنهان کرده بود، به‌گونه‌ای که هیچ‌کس نمی‌توانست آن را ببیند، تا زمانی که دست او برداشته شد."

«سپس در رابطه با «Daily» دیدم که واژهٔ «sacrifice» به‌وسیلهٔ حکمت انسان افزوده شده است و به متن تعلق ندارد؛ و اینکه خداوند فهم درست آن را به کسانی عطا کرد که ندای ساعتِ داوری را اعلام کردند. هنگامی که اتحاد برقرار بود، پیش از 1844، تقریباً همه بر فهم درستِ «Daily» متحد بودند؛ اما از 1844 به این سو، در میان آشفتگی، دیدگاه‌های دیگری پذیرفته شده است، و تاریکی و سردرگمی در پی آمده است.» Review and Herald, November 1, 1850.

در زمان حملۀ پریسکات و دانیلز بر حقیقتِ «قربانیِ دائمی»، پریسکات و دانیلز در این موضوع نمایندۀ دیدگاهی اقلیتی بودند، و اندرز خواهر وایت در خلال آن مناقشه خطاب به آن دو مرد این بود که خاموش بمانند، هرچند او این را با عباراتی دیپلماتیک‌تر بیان کرد، مانند «حکمت شما در سکوت است». هنگامی که او آنان را به سبب دیدگاه نادرستشان توبیخ کرد، همچنین تأکید نمود که موضوعِ «قربانیِ دائمی» نباید به مسئلۀ آزمون تبدیل شود. تجدیدنظرطلبان تاریخی، که تجدیدنظرطلبی روشی تاریخی است که آغاز آن را به فرقۀ یسوعیِ کلیسای کاتولیک نسبت می‌دهند، از اظهارات او مبنی بر اینکه «قربانیِ دائمی» نباید به مسئلۀ آزمون تبدیل شود، استفاده کرده‌اند تا از ارزیابی صادقانۀ این آموزه جلوگیری کنند. آنان اظهارات او را به‌نادرستی بازنمایی می‌کنند، زیرا همواره این نکته را حذف می‌کنند که هنگامی که او از برانگیختن موضوعِ «قربانیِ دائمی» نهی می‌کرد، همواره سخنان خود را با قیدهایی مانند «در این زمان» یا «در شرایط کنونی» مقید می‌ساخت.

به‌عنوان یک نبیّه، او می‌کوشید جدالی فزاینده را که در آستانهٔ ایجاد انشقاقی عظیم در کلیسای جهانی بود، مهار کند؛ جدالی که از سوی اقلیّتی از اشخاص برانگیخته می‌شد که می‌پنداشتند چون رهبرند، این اختیار را دارند که هر آنچه را خود حقیقت تشخیص می‌دهند ترویج کنند. و خداوند، از طریق نفوذ او، آن عمل شیطانی را مهار کرد تا زمانی که او درگذشت. سپس در سال 1931، تلاش تازه‌ای برای ردّ حقیقتِ «دائمی» صورت گرفت، و سرانجام نیز به انجام رسید. امروز، فهمِ درستِ تعریفِ «دائمی» در ادونتیسمِ لاودیکیه‌ای دیدگاه اقلیّت است، و در شرایط کنونی، «دائمی» اکنون به‌یقین یک مسئلهٔ آزمایشی است.

هرگاه نظر اکثریت دربردارندهٔ فهم درست بود، آن آزمون محسوب نمی‌شد؛ اما هنگامی که هر حقیقتی به‌عنوان خطا تعریف شود، آنگاه آزمون است. زمانی که مجموعهٔ دست‌نوشته‌هایی که با عنوان Manuscript Releases نام‌گذاری شده است، در دههٔ ۱۹۸۰، یا حدود آن، منتشر شد، در آن هنگام مقاله‌ای شناسایی گردید که در مخالفتِ مستقیم خود با دیدگاه پرسکات و دانیلز دربارهٔ «قربانیِ دائمی»، به همان اندازه صریح است که تأیید او از دیدگاه میلر.

«در این مرحله از تجربهٔ ما، نباید ذهن‌های ما از نوری ویژه‌ای که [به ما] داده شد تا در گردهمایی مهمِ کنفرانس خود مورد توجه قرار گیرد، منحرف شود. و برادر دانیلز آنجا بود، که دشمن بر ذهن او کار می‌کرد؛ و بر ذهن شما و ذهن اِلدر پرسکات نیز فرشتگانی که از آسمان رانده شدند، کار می‌کردند. کار شیطان این بود که ذهن‌های شما را منحرف سازد تا نکات ریز و جزئیاتی مطرح شود که خداوند شما را برانگیخته نساخته بود که آن‌ها را مطرح کنید. آن‌ها اساسی نبودند. اما این برای آرمان حقیقت بسیار اهمیت داشت. و اندیشه‌های ذهن شما، اگر می‌شد شما را به سوی نکات ریز یا جزئیات کشاند، کاری است از تدبیر شیطان. شما گمان می‌کنید که اصلاح چیزهای کوچک در کتاب‌های نوشته‌شده، کاری بزرگ خواهد بود. اما به من سپرده شده است [بگویم]: سکوت، فصاحت است.»

«من باید بگویم: از خرده‌گیری دست بردارید. اگر این مقصودِ ابلیس فقط می‌توانست به اجرا درآید، آنگاه به نظر شما [چنین می‌آمد که] کار شما از حیث طرح و تصور، شگفت‌انگیزترین به شمار می‌رفت. نقشهٔ دشمن این بود که همهٔ ویژگی‌های به‌اصطلاح اعتراض‌برانگیز را در جایی گرد آورد که همهٔ طبقاتِ اذهان بر سر آن توافق نداشتند.»

«پس چه خواهد شد؟ همان کاری که شیطان را خشنود می‌سازد، به وقوع خواهد پیوست. تصویری به بیگانگان عرضه خواهد شد، نه از ایمان ما، بلکه دقیقاً آنچه مناسب حال آنان باشد؛ و این، صفات و ویژگی‌های شخصیتی‌ای را پرورش خواهد داد که موجب آشفتگی عظیم گردد و لحظات زرین را، که باید با غیرت به کار گرفته شوند تا آن پیام عظیم در برابر مردم قرار گیرد، به خود مشغول سازد. ارائه‌هایی که درباره هر موضوعی که بر روی آن کار کرده‌ایم مطرح شود، نمی‌تواند همگی با یکدیگر هماهنگ باشد، و نتیجه آن، سردرگم ساختن ذهن‌های ایمانداران و بی‌ایمانان خواهد بود. این دقیقاً همان چیزی است که شیطان نقشه‌اش را کشیده بود تا واقع شود—هر چیزی که بتوان آن را به عنوان اختلافی بزرگ جلوه داد.»

«حزقی‌ایل، باب ۲۸ را بخوانید. اکنون، در اینجا کاری عظیم در میان است که ارواح غریب می‌توانند در آن ایفای نقش کنند. اما خداوند کاری دارد که باید انجام شود تا جان‌های در حال هلاکت را نجات بخشد؛ و آن جایگاه‌هایی را که شیطان، در لباس مبدّل، می‌توانست در آنها نفوذ کند و در صفوف ما آشفتگی پدید آورد، به کمال انجام خواهد داد، و همهٔ آن اختلافات کوچک بزرگ‌نمایی شده، آشکار و برجسته خواهند شد.»

«و از همان آغاز به من نشان داده شد که خداوند نه بار این کار را بر دوش مشایخ Daniells و نه Prescott نهاده بود. آیا باید نیرنگ‌های شیطان وارد شود؟ آیا این «Daily» باید چنان امر بزرگی به شمار آید که برای پریشان ساختن اذهان و بازداشتن پیشرفت کار در این مقطع مهم از زمان مطرح گردد؟ نباید چنین شود، هر چه که باشد. این موضوع نباید مطرح گردد، زیرا روحی که بدین‌سان وارد می‌شد، روحی بازدارنده می‌بود، و لوسیفر هر حرکت را زیر نظر دارد. عوامل شیطانی کار خود را آغاز می‌کردند و آشفتگی به صفوف ما راه می‌یافت. شما هیچ دعوتی ندارید که آن اختلافِ نظر را که مسئله‌ای آزمونگر نیست جست‌وجو کنید؛ اما سکوت شما خود بلیغ است. این امر با همه وضوح در برابر من قرار دارد. اگر ابلیس می‌توانست کسی از قوم خودِ ما را در این موضوعات، چنان‌که قصد کرده است، درگیر سازد، آرمان شیطان پیروز می‌شد. اکنون باید کار بی‌درنگ از سر گرفته شود و نه [هیچ] اختلافِ نظری اظهار گردد.»

«شیطان آن مردانی را که از میان ما بیرون رفته‌اند برمی‌انگیخت تا با فرشتگان شریر متحد شوند و کار ما را به‌سبب مسائل بی‌اهمیت به تأخیر اندازند؛ و چه شادی‌ای در اردوی دشمن برپا می‌شد. به یکدیگر نزدیک شوید، نزدیک شوید. بگذارید هر اختلافی به خاک سپرده شود. اکنون کار ما این است که تمامی قوای جسمانی و توان مغزی و عصبی خود را به‌کار بگیریم تا این اختلافات را از سر راه برداریم و همه با یکدیگر هماهنگ شویم. اگر به شیطان اجازه داده می‌شد که با حکمت عظیمِ نامقدسِ خود کمترین دستاویزی بیابد، [او شادمان می‌شد].»

«اکنون، هنگامی که دیدم شما چگونه عمل می‌کنید، ذهنم تمام وضعیت و نیز نتایج آن را دربر گرفت، اگر شما پیش بروید و به طرف‌هایی که ما را ترک کرده‌اند کمترین فرصتی بدهید تا در صفوف ما آشفتگی پدید آورند. بی‌خردیِ شما دقیقاً همان چیزی می‌بود که شیطان می‌خواهد. اعلان بلندِ شما تحت الهام روح‌القدس نبود. به من دستور داده شد که به شما بگویم ایرادگیریِ شما از نوشته‌های مردانی که خدا آنان را هدایت کرده است، از جانب خدا الهام نشده است. و اگر این همان حکمتی است که الدِر دانیلز به مردم می‌داد، به هیچ‌وجه به او مقام رسمی ندهید، زیرا او نمی‌تواند از علت به معلول استدلال کند. سکوتِ شما درباره این موضوع، حکمتِ شماست. اکنون، هرگونه ایرادگیری از انتشارات مردانی که دیگر زنده نیستند، کاری نیست که خدا به هیچ‌یک از شما سپرده باشد. زیرا اگر این مردان—الدِر دانیلز و پرسکات—در کار کردن در شهرها از دستورالعمل‌های داده‌شده پیروی کرده بودند، بسیاری، بسیار بسیاری، به حقیقت متقاعد و هدایت‌شده می‌گشتند؛ مردانی توانا که [اکنون] در موقعیت‌هایی هستند که هرگز بدان‌ها دسترسی نخواهد شد.»

«تمامی جهان باید به‌منزلهٔ یک خانوادهٔ بزرگ نگریسته شود. و هنگامی که چنین چشمهٔ معرفتی برای بهره‌گرفتن در اختیار دارید، چرا جهان را سالیان متمادی واگذاشته‌اید تا با شهادت‌هایی که از سوی خداوند ما عیسی مسیح عطا شده است، هلاک شود؟ دین راستین به ما می‌آموزد که به هر مرد و زن همچون شخصی بنگریم که می‌توانیم به او نیکی کنیم.

«این مطلب سالیان متمادی به چاپ رسیده است: “ذهنی متعادل”، شهادتی خطاب به اِلدِر آندروز. ذهن را می‌توان پرورش داد تا به نیرویی بدل شود برای دانستنِ اینکه چه وقت باید سخن گفت و کدام بارها را باید برگرفت و بر دوش کشید، زیرا مسیح آموزگار شماست. و من بسیار برای شما بیمناک شدم [آنگاه که شما را دیدم] که حکمت خود را برمی‌افرازید و راهی را دنبال می‌کنید تا اختلافِ رأی پدید آورید. خداوند مردانِ حکیم می‌طلبد که بدانند هرگاه برای ایشان حکمت است، خاموشی اختیار کنند. اگر بخواهید انسانی کامل باشید، به تقدیس از طریق عیسی مسیح نیاز دارید. اکنون کاری تازه آغاز شده است، و بگذارید حکمت در هر خادم، در هر رئیسِ [یک] کنفرانس، آشکار گردد. اما در اینجا کاری بود که سال‌ها پیش می‌بایست شما آن را به دست می‌گرفتید؛ جایی که به شما نیاز بود تا برای همین کار صدای خود را بلند کنید. مسیح به تمامی قوم خود رهنمودهای ویژه داد که چه باید بکنند و از چه چیزها نباید بکنند. و زمانی اندک برای ما باقی مانده است تا عدالتِ خداوند را به انجام رسانیم. شما می‌توانید طریقِ خداوند را درک کنید. من دیدم که پس از آنکه به ریاست منصوب شدید، مقصود شما این بود که امور را بر وفق تدبیرِ خود پیش ببرید. شما اندیشیده بودید که کارهای شگفت‌انگیزی انجام خواهید داد، که کاری می‌بود که خدا آن را به دست شما نسپرده بود تا انجام دهید. اکنون کار شما ستم کردن نیست، بلکه این است که هر ضرورتِ ممکن را برطرف سازید، اگر خداوند شما را برای خدمت پذیرفته است. اما شما از همان آغاز شواهدی نشان داده‌اید که حکمت و داوریِ تقدیس‌یافته از سوی شما ظاهر نشده است. شما مسائلی را به‌تندی مطرح ساختید که پذیرفته نمی‌شد، مگر آنکه خداوند نور عطا کند.»

"मुझे निर्देश दिया गया है कि इस प्रकार की उतावली भरी कार्रवाइयाँ नहीं की जानी चाहिए थीं, जैसे कि आपको एक और वर्ष के लिए कॉन्फ़रेंस का अध्यक्ष चुन लेना। परन्तु प्रभु ऐसी और किसी भी उतावली भरी कार्यवाही को निषिद्ध करते हैं, जब तक कि इस विषय को प्रार्थना में प्रभु के सामने न लाया जाए; और चूँकि आपको यह सन्देश दिया गया है कि प्रभु का कार्य, जो अध्यक्ष पर ठहरता है, अत्यन्त गंभीर उत्तरदायित्व है, इसलिए ‘डेली’ के विषय में जिस प्रकार आप भड़क उठे, वैसा करने का आपको कोई नैतिक अधिकार न था, और यह मान लेने का भी नहीं कि आपका प्रभाव इस प्रश्न का निर्णय कर देगा। वहाँ एल्डर हास्केल थे, जिन्होंने भारी उत्तरदायित्व उठाए हैं, और वहाँ एल्डर इरविन हैं, तथा कई अन्य पुरुष हैं जिनका मैं उल्लेख कर सकती हूँ, जो भारी उत्तरदायित्व वहन कर रहे हैं।"

«احترام شما نسبت به مردان سالخورده کجا بود؟ چه اختیاری می‌توانستید اعمال کنید بی‌آنکه همهٔ مردان مسئول را برای سنجیدن این موضوع گرد آورید؟ اما اکنون بیایید این موضوع را بررسی کنیم. اکنون باید بار دیگر ملاحظه کنیم که آیا این داوریِ خداوند است، در برابر کاری که مورد غفلت واقع شده است، که غیرت شما را برای پیش بردن کار حتی یک سال دیگر نشان دهد. اگر قرار باشد این کار را یک سال دیگر با یاریِ کسانی که با شما متحد خواهند شد ادامه دهید، باید تغییری در شما و در الدِر پرسکات پدید آید. و دل‌های خود را در حضور خدا فروتن سازید. خداوند باید در شما نمودِ تجربه‌ای متفاوت را ببیند، زیرا اگر هرگز مردانی بوده‌اند که در این زمانِ حاضر نیازمندِ بازایمان باشند، آن دو الدِر دانیلز و الدِر پرسکات هستند.»

"ਹਿਕਮਤ ਵਾਲੇ ਸੱਤ ਮਨੁੱਖ ਚੁਣੇ ਜਾਣੇ ਚਾਹੀਦੇ ਹਨ, ਅਤੇ ਪਰਮੇਸ਼ੁਰ ਦੀ ਕਿਰਪਾ ਦੇ ਕਾਰਜ ਰਾਹੀਂ [ਉਹ] ਮੁੜ-ਪਰਿਵਰਤਨ ਦਾ ਸਬੂਤ [ਦੇਣ]। ਕਿਉਂਕਿ ਜੋ ਮਨੁੱਖ ਐਨੇ ਅੰਨ੍ਹੇ ਹੋਣ ਕਿ ਉਹ ਕਾਰਣ ਤੋਂ ਪਰਿਣਾਮ ਤੱਕ ਤਰਕ ਨਾ ਕਰ ਸਕਣ, ਅਤੇ ਉਹਨਾਂ ਮਨੁੱਖਾਂ ਨੂੰ ਅਣਡਿੱਠਾ ਕਰਨ ਜੋ ਕੰਮ ਦੀਆਂ ਜ਼ਿੰਮੇਵਾਰੀਆਂ ਢੋਦੇ ਆਏ ਹਨ, ਅਤੇ ਇਨ੍ਹਾਂ ਕਾਨਫਰੰਸਾਂ ਦੇ ਪ੍ਰਧਾਨਾਂ ਨੂੰ, [ਅਤੇ ਇਹ ਕਿ] ਜੋ ਮਨੁੱਖ [ਇਹ] ਕੰਮ ਦੋ ਸਾਲ ਤੋਂ ਵੱਧ ਸਮੇਂ ਤੱਕ ਢੋਦੇ ਰਹੇ ਹਨ ਉਨ੍ਹਾਂ ਨੂੰ ਅਣਗੌਲਿਆ ਕੀਤਾ ਜਾਵੇ, ਅਤੇ ਐਸਾ ਉਤਾਵਲਾ ਨਤੀਜਾ ਨਿਕਲੇ ਕਿ ਮਨੁੱਖ ਉਸੇ ਕੰਮ ਨੂੰ ਹੀ ਅਣਡਿੱਠਾ ਕਰ ਦੇਣ ਜੋ ਵਰ੍ਹਿਆਂ ਤੋਂ ਉਨ੍ਹਾਂ ਦੇ ਸਾਹਮਣੇ ਰੱਖਿਆ ਗਿਆ ਸੀ—ਸ਼ਹਿਰਾਂ ਵਿੱਚ ਕੰਮ ਕਰਨਾ—ਅਤੇ ਬਜ਼ੁਰਗ ਮਨੁੱਖਾਂ ਤੋਂ ਸਲਾਹ ਲਈ ਕੋਈ ਧਿਆਨ ਨਾ ਦਿੱਤਾ ਜਾਵੇ, ਜਾਂ ਬਹੁਤ ਹੀ ਥੋੜ੍ਹਾ ਦਿੱਤਾ ਜਾਵੇ, ਸਗੋਂ ਉਹੀ ਗੱਲਾਂ ਲੋਕਾਂ ਅੱਗੇ ਘੋਸ਼ਿਤ ਕੀਤੀਆਂ ਜਾਣ ਜੋ ਉਹ ਦੇਣਾ ਚਾਹੁੰਦੇ ਹਨ, ਤਾਂ ਇਹ ਆਪਣੇ ਆਪ ਹੀ ਇਸ ਗੱਲ ਦੀ ਗਵਾਹੀ ਦਿੰਦਾ ਹੈ ਕਿ ਐਸੇ ਮਹਾਨ ਅਤੇ ਅਦਭੁੱਤ ਕੰਮ ਲਈ ਭਰੋਸੇਯੋਗ ਠਹਿਰਾਏ ਜਾਣ ਵਾਸਤੇ ਉਹ ਮਨੁੱਖ ਅਸੁਰੱਖਿਅਤ ਹਨ।"

«مسیح مرده نیست. او هرگز روا نخواهد داشت که کار او به این شیوهٔ غریب ادامه یابد. کتاب‌ها را به حال خود واگذارید. اگر هر تغییری ضروری باشد، خدا هماهنگیِ سازگار با آن تغییر را فراهم خواهد کرد؛ اما هنگامی که پیامی با مسئولیت‌های عظیمِ دربرگرفته به انسان‌ها سپرده شده باشد، [خدا] امانت‌داری‌ای را مطالبه می‌کند که به‌واسطهٔ محبت عمل کند و جان را پاک سازد. مشایخ دنیلز و پرسکات هر دو نیاز به بازگشتِ دوباره دارند. کاری غریب به میان آمده است، و آن با کاری که مسیح برای انجام آن به جهان ما آمد هماهنگ نیست؛ و همهٔ آنان که حقیقتاً تبدیل شده‌اند، اعمال مسیح را به‌جا خواهند آورد.»

«ما همگی باید به انجام آن کاری بپردازیم که پدر را جلال خواهد داد. ما به نقطهٔ بحران رسیده‌ایم—یا باید درست در همین زمانِ آمادگی، با شخصیت عیسی مسیح همنوا و مطابق شویم، یا [اصلاً] در پیِ آن نرویم. اِلدر دانیلز، [شما نباید] خود را در این آزادی بدانید که صدای خود را، چنان‌که در اوضاعِ مشابه کرده‌اید، از موضعِ بالا به گوش رسانید. و بدانید که رئیسِ یک کنفرانس، فرمانروا نیست. او در ارتباط و همکاری با مردانِ حکیمی کار می‌کند که در مقامِ رؤسا قرار دارند و خدا آنان را پذیرفته است. او این آزادی را ندارد که در نوشته‌هایِ کتاب‌هایِ چاپ‌شده، که از قلم‌هایی صادر شده‌اند که خدا پذیرفته است، دخالت کند. آنان دیگر نباید مسلط باشند، مگر آنکه از این قدرتِ حاکمانه و سلطه‌جویانه کمتر نشان دهند. بحران فرا رسیده است، زیرا خدا بی‌حرمت خواهد شد.»

«خداوند به شهرهای کارنشده چگونه می‌نگرد؟ مسیح در آسمان است. اکنون اعتراف آن باید این باشد: “هیچ فرمانروایی شاهانه‌ای نیست. و اکنون بحران این جهان است. اکنون من قدرتِ نجات دادن یا هلاک کردن هستم. اکنون زمانی است که سرنوشتِ همگان در دستان من است. من حیات خود را داده‌ام تا جهان را نجات دهم. و «و من، اگر برکشیده شوم»، فیضِ نجات‌بخشی که عطا خواهم کرد ثابت خواهد ساخت که همه آنان که به شباهت الهی شکل داده شوند و با من یکی باشند، همان‌گونه که من با قدرتِ فیضِ فدیه‌بخشِ خود کار می‌کنم، کار خواهند کرد.” هر که بخواهد، با برادران خود دست به کار شود تا آن کاری را که به ایشان سپرده شده است انجام دهد، آنگاه که در جایگاه‌های مسئولیت زیر هدایتِ مشورتی که خداوند می‌دهد قرار دارند، و با نهایتِ جدیت بکوشد تا در هماهنگی کامل با او کار کند؛ با او که جهان را چنان محبت نمود که حیات خود را به‌عنوان قربانیِ کامل برای نجات جهان داد. من به خادمانِ خود سخن می‌گویم که چون به کار در شهرهای ما وارد می‌شوند، بگذارند آرامش و قداستی مقدس همراهِ خدمتِ کلام باشد. ما نمی‌توانیم تأثیرِ شایسته را بر اذهانِ مردم بگذاریم اگر ما...»

«از یادداشت روزانه‌ام نقل می‌کنم. حقیقت، آن‌گونه که در عیسی است—آن را بر زبان آورید، آن را دعا کنید، و هر کلمه‌اش را در سادگیِ آن باور نمایید. اگر لغزش‌ها نزد کسانی آورده شود که از ایمان منحرف شده‌اند و به ارواحِ گمراه‌کننده گوش سپرده‌اند، یعنی مردانی که نه چندان پیش با ما در ایمان بودند، چه سودی خواهید برد؟ آیا بر جانبِ ابلیس خواهید ایستاد؟ توجه خود را به مزرعه‌های ناکاشته معطوف دارید. کاری جهانی در پیشِ روی ماست. دربارهٔ جان کلاگ به من نمودارهایی داده شد.»

«شخصیتی بسیار فریبنده، افکاری را که در استدلال‌های ظاهرالصلاحی که عرضه می‌داشت نمایندگی می‌کرد، مطرح می‌نمود؛ احساساتی و دیدگاه‌هایی متفاوت با حقیقت اصیل کتاب‌مقدس. و آنان که گرسنه و تشنهٔ چیزی تازه بودند، افکاری [چنان فریبنده] پیش می‌بردند که اِلدر پرسکات در خطر عظیمی قرار داشت. اِلدر دانیلز نیز در خطر بزرگی بود [که] در چنان فریبی گرفتار شود که اگر این احساسات در همه‌جا بیان می‌شد، گویی جهانی نو پدید می‌آمد.»

“جی ہاں، ایسا ہوتا، لیکن جبکہ ان کے اذہان اس طرح مشغول تھے، مجھے دکھایا گیا کہ برادر ڈینیلز اور برادر پریسکاٹ اپنی تجربی زندگی میں روحانی[ت پرستی] کی سی نمود رکھنے والے خیالات بُن رہے تھے اور ہمارے لوگوں کو ایسے خوش نما جذبات کی طرف کھینچ رہے تھے جو، اگر ممکن ہوتا، تو برگزیدوں ہی کو بھی فریب دے دیتے۔ مجھے اپنے قلم سے یہ حقیقت درج کرنی ہے کہ یہ بھائی اپنے فریب انگیز نظریات میں ایسی خامیوں کو دیکھیں گے جو سچائی کو غیر یقینی حالت میں لا کھڑا کریں گی؛ اور [پھر بھی] وہ [یوں] نمایاں کھڑے ہوں گے گویا [انہیں] بڑی روحانی بصیرت حاصل ہو۔ اب مجھے ان سے کہنا ہے [کہ] جب یہ معاملہ مجھے دکھایا گیا، اس وقت جب بزرگ ڈینیلز ‘یومیہ’ کے بارے میں اپنے نظریات کی حمایت میں نرسنگے کی مانند اپنی آواز بلند کر رہے تھے، بعد کے نتائج بھی پیش کیے گئے۔ ہمارے لوگ الجھن میں پڑتے جا رہے تھے۔ میں نے اس کا نتیجہ دیکھا، اور پھر مجھے تنبیہات دی گئیں کہ اگر بزرگ ڈینیلز انجام کی پروا کیے بغیر اسی طرح اس تاثر کے تحت آئیں اور اپنے آپ کو اس بات پر ایمان لانے دیں کہ وہ خدا کے الہام کے تحت ہیں، تو ہمارے حلقوں میں ہر جگہ شک پرستی بوئی جائے گی، اور ہم وہاں پہنچ جائیں گے جہاں شیطان اپنے پیغامات پہنچائے گا۔ پختہ بے ایمانی اور شک پرستی انسانی ذہنوں میں بوئی جائے گی، اور بدی کی عجیب فصلیں سچائی کی جگہ لے لیں گی۔” Manuscript Releases، جلد 20، 17–22۔

تاریخِ نسلِ دوم، تشدیدِ عصیان را نشان می‌دهد. روح‌گرایی‌ای که به‌وسیلهٔ حجره‌های نقش‌ونگارِ حزقیال به تصویر کشیده شده است، بیانگر این حقیقت است که «برادر دانیلز و برادر پرسکات در تجربهٔ خود احساساتی با جلوه‌ای روح‌گرایانه می‌تافتند و قوم ما را به‌سوی احساساتِ زیبایی می‌کشاندند که، اگر ممکن بود، حتی برگزیدگان را نیز فریب می‌داد.» روح‌گراییِ مرتبط با دیدگاهِ باطلِ «ذبیحهٔ دائمی»، نمادِ همان چیزی است که، اگر ممکن بود، حتی برگزیدگان را نیز فریب می‌داد. او روح‌گراییِ مربوط به همه‌خدایی را که کلاگ ترویج می‌کرد، با تلاشِ پرسکات و دانیلز برای تعریفِ «ذبیحهٔ دائمی» به‌عنوان خدمتِ مسیح در قُدسِ آسمانی، به یکدیگر پیوند می‌دهد.

او به آنان اطلاع می‌دهد که کتاب‌ها را به حال خود واگذارند؛ و بدین‌وسیله به تلاش پرِسکات و دانیلز اشاره می‌کرد که می‌خواستند کتاب اوریا اسمیت، Daniel and the Revelation، را بازنویسی کنند تا تعلیم او را که «دائمی» را همان‌گونه شناسایی می‌کرد که میلر شناسایی کرده بود، حذف نمایند. تجدیدنظرطلبان تاریخیِ لائودیکیه، که اشعیا آنان را «عالمان» معرفی می‌کند، بر ناآموختگانِ ادونتیسم کاری شگفت‌انگیز به انجام رسانده‌اند؛ زیرا شهادت تاریخ را به‌گونه‌ای تحریف کرده‌اند تا آنان را که گوش‌های خارِش‌دار و عادت‌های مطالعهٔ سطحی دارند، به این اندیشه سوق دهند که موضوعِ «دائمی» بی‌اهمیت است و میلر در این موضوع در اشتباه بوده است. آن کارِ تجدیدنظر بخشی از همان زباله‌هایی است که به میلر نشان داده شد و قرار بود به‌وسیلهٔ مردِ جاروی خاک‌روب زدوده شود، در زمانی که ظهور قدرت خدا در فریاد نیمه‌شب تکرار می‌شود.

در مقالهٔ بعدی به ادامهٔ بررسیِ نسلِ دومِ ادونتیسمِ لائودیکیه‌ای خواهیم پرداخت.

پیامِ «به پیش برو» هنوز باید شنیده شود و حرمت نهاده شود. اوضاع و احوال گوناگونی که در جهان ما رخ می‌دهد، مستلزم خدمتی است که پاسخ‌گوی این تحولات ویژه باشد. خداوند به مردانی نیاز دارد که از نظر روحانی تیزبین و روشن‌نگر باشند، مردانی که روح‌القدس بر ایشان کار کرده باشد و بی‌گمان مَنّای تازه را از آسمان دریافت کنند. بر ذهن چنین اشخاصی، کلام خدا نور می‌افشاند و برای آنان بیش از هر زمان پیش از این، راهِ امن را آشکار می‌سازد. روح‌القدس بر ذهن و دل عمل می‌کند. زمان آن فرارسیده است که به‌واسطهٔ رسولان خدا، طومار برای جهان گشوده می‌شود. معلّمان در مدارس ما هرگز نباید با این گفته مقیّد شوند که فقط آنچه را تاکنون تعلیم داده شده است، تعلیم دهند. این محدودیت‌ها را دور افکنید. خدایی هست که پیامی را که قوم او باید بگویند، عطا می‌کند. هیچ خادمی نباید خود را در بند احساس کند یا با معیار سنجشِ آدمیان اندازه‌گیری شود. انجیل باید مطابق پیام‌هایی که خدا می‌فرستد، به انجام برسد. آنچه خدا امروز به خادمان خود برای گفتن می‌دهد، شاید بیست سال پیش حقیقتِ حاضر نبوده باشد، اما آن، پیام خدا برای این زمان است.» The 1888 Materials, 133.