باب اول دانیال، نمایانگر پیام فرشتهٔ اولِ مکاشفه باب چهارده است. یهویاقیم بهگونهای نمادین مشخص میسازد که آنچه در میان است، توانمندسازیِ پیام فرشتهٔ اول است، نه ظهور آن در «زمان آخر». همهٔ انبیا در حال شناسایی «ایام آخر» داوریِ تحقیقی هستند؛ از اینرو، این باب نمایانگر یازده سپتامبر ۲۰۰۱ است، هنگامی که فرایند آزمونِ صد و چهل و چهار هزار آغاز شد. در ملاکی باب سه، آن فرایند بهصورت فرایندی پالاینده بازنمایی شده است، آنگاه که رسولی راه را برای رسولِ عهد مهیا میسازد تا ناگهان به هیکل خویش بیاید. آن رسولی که راه را مهیا میسازد، و نیز همان «آوازی» است که در بیابان ندا میکند، خود نیز آزمونی است که بخشی از فرایند پالایش بهشمار میآید. در ملاکی باب سه، صد و چهل و چهار هزار بهصورت پسران لاوی بازنمایی شدهاند. پسران لاوی نمایانگر کسانی هستند که در شورشِ گوسالهٔ زرین، که تمثالِ وحش را بازنمایی میکرد، با رسول، موسی، ایستادند.
گذر از آزمونِ تصویرِ حیوان، نمونهای دیگر در کتابمقدس از دومینِ آن سه آزمونی است که فرایندِ تطهیر را تشکیل میدهند. پسرانِ لاوی باید پیش از آنکه مُهر شوند، از آن آزمون بگذرند.
مُهر کردنِ فصلهای هشت و نهِ حزقیال، نمونهای دیگر از فرایند تطهیری است که در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شد. در فصل هشتم، آنان که در اورشلیم سرانجام در برابر خورشید سجده میکنند، نمایانگر چهار نسلِ ادونتیسمِ لائودیکیایی هستند. در فصل نهم، آنان که مُهر را دریافت میکنند، برای مکروهاتی که درون اورشلیم واقع میشود، آه و ناله سر میدهند. اورشلیم کلیسای خداست.
پیامهای سهگانۀ فرشتگان همچنین تصویری از فرایند تطهیر هستند. این سه پیام نمایانگر یک فرایند آزمون سهمرحلهایاند، و لازم است که پسران لاوی از آزمون نخست عبور کنند تا اساساً درگیر آزمون دوم شوند. آزمون سوم از نوعی دیگر است، زیرا نمایانگر آزمونی است که مشخص میسازد آیا پسران لاوی دو آزمون نخست را با موفقیت گذراندهاند یا نه. این یک آزمون نبوتیِ محکزننده است. آزمون نخست، آزمونی خوراکی است (از لحاظ روحانی)، زیرا قبولی یا مردودی در آن بر این اساس است که آیا پسران لاوی پیامی را که روحالقدس از طریق ایلیا، آن پیامآوری که راه را برای پیامآورِ عهد مهیا میسازد، ارائه میکند، میپذیرند یا نه.
آیتِ نخستِ کتابِ مکاشفه بر جدیتِ آن پیام تأکید میورزد. آن آگاهانه تصریح میکند که پیامی که فرستادهٔ بشری، که در هیئتِ یوحنا نمود یافته است، به کلیساها میفرستد، بهوسیلهٔ جبرائیل به او داده شد؛ جبرائیلی که آن را از مسیح دریافت کرد، و او نیز به نوبهٔ خود آن را از پدر دریافت نمود. پیامِ ایلیا از اقتدارِ الوهیت برخوردار است، و رد کردنِ پیامِ یوحنا، یا ایلیا، یا «صدای نداکننده در بیابان»، بهمنزلهٔ رد کردنِ مکاشفهٔ عیسی مسیح است.
دومین آزمون، آزمونی بصری است؛ زیرا چون پسران لاوی پیام ایلیا را، که در دست آن فرشتهای بود که فرود آمد تا زمین را به جلال خویش منوّر سازد، خوردهاند، روششناسیِ کتابمقدسی را پذیرفتهاند که به آنان امکان میدهد نشانههای زمان را بهدرستی تشخیص دهند. آن روششناسی به پسران لاوی اجازه میدهد تشخیص دهند که آن نشانههای زمان نشان میدهند که کلیسا و دولت در ایالات متحده در حال پیوستن به یکدیگرند، در تحققِ آزمونِ تصویرِ وحش. مهمتر از آن، آن نشانههای زمان، هنگامی که در چارچوبِ خطوطِ اصلاحیِ مقدس قرار داده شوند، جوهرِ آلفا و امگا هستند؛ آغاز، پایان را به تصویر میکشد. خطوط اصلاحیِ مقدس مشخص میسازند که قومِ خدا باید هر آنچه در قدرت دارند به کار گیرند تا در کارِ آماده ساختنِ خویشتن برای مُهرِ خدا همکاری کنند.
پس، ای حبیبان من، چنانکه همیشه اطاعت کردهاید، نه فقط در حضور من، بلکه اکنون بسیار بیشتر در غیاب من، نجات خود را با ترس و لرز به انجام رسانید. زیرا این خداست که در شما هم اراده و هم عمل را برای خشنودی نیکوی خویش پدید میآورد. همهچیز را بدون همهمه و مجادله بهجا آورید، تا بیعیب و پاک باشید، فرزندان خدا، بیملامت، در میان نسلی کجرو و فاسد، که در میان ایشان همچون نورها در جهان میدرخشید. فیلیپیان ۲:۱۲–۱۵
دانیال، حننیا، میشائیل و عزریا، که چهار تن بودند، نمایانگر ادونتیستهای روز هفتم در سراسر جهاناند که یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ را بهعنوان نشانهٔ شناساییِ فرودِ فرشتهٔ مکاشفهٔ هجده درمییابند، و برمیگزینند که مَنِّ پنهانی را که در دست اوست برگیرند و بخورند. مَنِّ پنهانی که باید خورده شود، چنانکه رسول پولس بهتازگی نقل کرد، نمایانگر خداست (مَنِّ پنهانی)، که در درون قوم خویش عمل میکند تا اراده و رضامندی نیکوی خود را بهجا آورد. پولس نمایندهٔ رسولِ خطاب به فیلادلفیان است، و رد کردن پیام او مرگ بود. دانیال، حننیا، میشائیل و عزریا نمایانگر کسانی هستند که برمیگزینند مَنِّ پنهانی را بخورند.
اور ان کے درمیان بنی یہوداہ میں سے دانی ایل، حننیاہ، میسائیل اور عزریاہ تھے۔ اور خواجہ سراؤں کے سردار نے اُن کے نام رکھے: چنانچہ اُس نے دانی ایل کا نام بلطشضر رکھا؛ اور حننیاہ کا شدرک؛ اور میسائیل کا میسک؛ اور عزریاہ کا عبدنگو۔ لیکن دانی ایل نے اپنے دل میں ارادہ کر لیا کہ وہ اپنے آپ کو بادشاہ کے کھانوں کے حصے سے، نہ اُس مے سے جو وہ پیتا تھا، ناپاک کرے؛ اس لیے اُس نے خواجہ سراؤں کے سردار سے درخواست کی کہ وہ اپنے آپ کو ناپاک نہ کرے۔ دانی ایل 1:6–8۔
دانیال عزم میکند که پیامی را که در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ از آسمان فرود آورده شد، تناول کند، و نیز پیامی را که بهصورت خوراک و شراب بابل مجسّم شده است، رد نماید. اَشْپَناز برگزیده بود که کدامیک از اسیران یهودا به حضور پادشاه آورده شوند.
و پادشاه به اَشْفَنَز، رئیس خواجهسرایان خود، فرمود که گروهی از بنیاسرائیل، از نسل پادشاه و از امیرزادگان را بیاورد؛ نوجوانانی که در ایشان هیچ عیبی نباشد، بلکه خوشسیما باشند و در هر حکمت ماهر، و در معرفت دانا، و در دانش فهیم، و دارای شایستگی برای ایستادن در قصر پادشاه؛ و بتوانند ایشان را تعلیمِ دانش و زبانِ کَلدانیان دهند. دانیال ۱:۴، ۵
اگر ہم مکاشفہ باب اوّل، آیت اوّل میں بیان کردہ سلسلۂ اختیار کی پیروی کریں، تو نبوکدنضر نے اشپناز کو ہدایت دی تھی کہ وہ اُن لڑکوں کو منتخب کرے جو اُس پیشین گوئی پر پورا اترتے تھے جس کا اعلان یسعیاہ نے حزقیاہ سے کیا تھا۔ اشپناز نے یہ پیغام لیا اور پھر اسے میلزر، خصیوں کے رئیس، کو دے دیا۔ نبوکدنضر آسمانی باپ کی نمائندگی کرتا ہے؛ اشپناز مسیح کی نمائندگی کرتا ہے اور میلزر جبرائیل کی نمائندگی کرتا ہے۔ اشپناز جانتا تھا کہ کن لڑکوں کو منتخب کرنا ہے، اور بادشاہ کے سامنے لانے سے پہلے وہ یہ بھی جانتا تھا کہ دانی ایل خوراک کے بارے میں درست فیصلہ کرے گا۔
اور خدا دانیال را در نظرِ رئیسِ خواجهسرایان به التفات و محبتِ دلسوزانه رسانید. و رئیسِ خواجهسرایان به دانیال گفت: «من از آقایم پادشاه میترسم که خوراک و نوشیدنیِ شما را معین کرده است؛ زیرا چرا باید رخسارهای شما را از پسرانی که همرتبهٔ شما هستند، پژمردهتر ببیند؟ آنگاه شما سبب خواهید شد که سرِ من نزد پادشاه به خطر افتد.» دانیال ۱:۹، ۱۰
ملزر در اینجا نخستین گام از پیامهای سه فرشته را مشخص میسازد. گام نخست، ترسیدن از خداست، چنانکه با ترسِ ملزر از نبوکدنصر به تصویر کشیده شده است. واژۀ عبریِ «راستی» که از کنار هم قرار دادنِ حرف نخست، سیزدهم، و آخرِ الفبای عبری پدید آمده است، پیشتر در این مقالات نشان داده شده که نمایندۀ فرایند آزمونِ سهمرحلهایِ سه فرشته است. بدینسان، بر پایۀ چندین شاهد ثابت گردید که پیام فرشتۀ اول هر سه آزمون از آن سه آزمون را که بهوسیلۀ پیامهای سه فرشته بازنمایی میشوند، در بر دارد. پیام فرشتۀ اول بهعنوان انجیل جاودان شناخته میشود، و این آن را همان انجیلی تعریف میکند که از روزگار آدم تا زمان بازگشتِ دومِ مسیح برقرار بوده است.
و فرشتهای دیگر را دیدم که در وسط آسمان پرواز میکرد و انجیل جاودانی را داشت تا آن را به ساکنان زمین، و به هر امت و قبیله و زبان و قوم بشارت دهد؛ و به آواز بلند میگفت: از خدا بترسید و او را تمجید نمایید، زیرا ساعت داوری او فرا رسیده است؛ و او را که آسمان و زمین و دریا و چشمههای آب را آفرید، پرستش کنید. مکاشفه 14:6، 7.
نخستین گامِ پیامِ فرشتهٔ اول، ترس از خداست. دومین گام، جلال دادن به اوست، و سومین گام، فرا رسیدنِ ساعتِ داوری او. در نسبت با دو پیامِ دیگرِ فرشتگان، پیامِ فرشتهٔ اول این است: «از خدا بترسید.» سپس پیامِ فرشتهٔ دوم سقوطِ بابل را اعلام میکند، و چه در جنبشِ میلریِ فرشتهٔ اول، و چه در جنبشِ فرشتهٔ سوم، فراخوانِ خروج از بابل همانجاست که ظهورِ ریزشِ روحالقدس تحقق مییابد. در آن بازهٔ زمانی، خواه به صورتِ فریادِ نیمهشب، فریادِ بلند، یا بارانِ آخر نمایش داده شود، آنان که پیام را اعلام میکنند خدا را جلال میدهند. پیامِ فرشتهٔ دوم همانجاست که به خدا جلال داده میشود، و آن بازهٔ زمانی به نقطهای از زمان منتهی میگردد که در تاریخِ میلری، داوریِ تحقیقی آغاز شد، یا داوریِ فاحشهٔ بابل که در بحرانِ قانونِ یکشنبه واقع میشود.
ترسِ مَلصَر نمایانگرِ پیامِ فرشتۀ اوّل است، و آزمونِ خوراکیِ دهروزه را آغاز میکند؛ و عددِ ده نیز دلالت بر آزمون دارد. بیانِ مَلصَر مبنی بر ترس از پادشاه، همانندِ آن بود که دانیال بیش از پادشاه از خدا میترسید و در دلِ خود قصد کرده بود که با خوراکِ بابل نجس نشود. دورۀ زمانیِ آزمودنِ دانیال و آن سه جوانِ برگزیده، سه سال بود؛ و بدینسان، نمایانگرِ سه گامِ پیامهای سه فرشته است.
و پادشاه برای ایشان جیرهای روزانه از خوراک پادشاه و از شرابی که خود مینوشید مقرر داشت؛ تا سه سال ایشان را پرورش دهند، تا در پایان آن بتوانند به حضور پادشاه بایستند. دانیال ۱:۵.
دانیال باب اول نمایانگر توانبخشیِ پیام فرشتهٔ اول است، و در آنجا آغازِ آزمونِ خوراکی رقم میخورد؛ آزمونی که در تاریخ میلری بهوسیلهٔ خوردنِ کتابِ کوچک بازنمایی شد. دورهٔ آزمایش برای دانیال و آن سه یارِ برگزیده، در ده روزِ آغازینِ آن سه سال به انجام رسید. عدد ده نمادِ فرایندِ آزمون است، چنانکه در اسرائیلِ باستان نمود یافت، آنگاه که آنان دهمین آزمون را که بهوسیلهٔ پیامِ یوشع و کالب نمایان شده بود، رد کردند. این معنا همچنین در زمانِ جفا در کلیسای اسمیرنا نیز بازنمایی شده است.
از آن چیزهایی که خواهی کشید، هیچ مترس. اینک ابلیس بعضی از شما را به زندان خواهد افکند تا آزموده شوید؛ و شما را ده روز مصیبت خواهد بود. تا دم مرگ امین باش، و تاج حیات را به تو خواهم داد. مکاشفه ۲:۱۰
مشورت به کلیسای سمورنا این بود که از فرایند آزمون هراس نداشته باشند؛ زیرا اگر از خدا میترسیدند، او ترس خداترسانهٔ ایشان را با تاج حیات پاداش میداد. آن ترس خداترسانه با اشتیاق دانیال برای خوردن مَنّای آسمانی به تصویر کشیده شده است.
آنگاه دانیال به ملصر، که رئیس خواجهسرایان او را بر دانیال و حننیا و میشائیل و عزریا گماشته بود، گفت: «تمنا دارم بندگانت را ده روز بیازمایی؛ و بگذارند که برای خوردن به ما بنبوبات بدهند و برای نوشیدن آب. سپس سیمای ما را در حضور تو، و سیمای آن پسرانی را که از خوراک پادشاه میخورند، بنگر؛ و آنگونه که میبینی، با بندگانت رفتار کن.» پس او در این امر سخن ایشان را پذیرفت و ایشان را ده روز آزمود. دانیال ۱:۱۰–۱۴.
پہلا امتحان خدا کا خوف رکھنا تھا، جیسا کہ ملصر اور دانیال کی مثال سے ظاہر ہوتا ہے، جب اس نے اپنے دل میں ارادہ کیا کہ وہ بابلی کھانوں اور مشروبات سے اپنے آپ کو ناپاک نہ کرے۔ پہلے فرشتے کے پیغام کا دوسرا جزو خدا کو جلال دینا ہے، جو خوراک کے اثرات کے ایک مرئی ظہور کی نمائندگی کرتا ہے۔ دس دن کے اختتام پر، دانیال اور وہ تینوں لائق اشخاص اپنی جسمانی صورت کے ذریعے خدا کو جلال دے رہے تھے۔
اور دس دن کے آخر میں اُن کے چہرے اُن سب لڑکوں سے زیادہ شاداب اور جسم میں زیادہ فربہ دکھائی دیے جو بادشاہ کے کھانے کا حصہ کھاتے تھے۔ پس مَلزار اُن کے کھانے کا حصہ اور وہ مَے جو اُنہیں پینی تھی، لے لیتا تھا اور اُنہیں سبزیاں دیتا تھا۔ اور ان چاروں لڑکوں کو خدا نے ہر قسم کے علم اور حکمت میں معرفت اور مہارت عطا کی؛ اور دانی ایل کو ہر طرح کے رویا اور خواب کی سمجھ بخشی۔ دانی ایل 1:15–17۔
آن چهار فرزند از نخستین آزمونِ خوراکی گذشتند؛ همانجا که آدم و حوّا سقوط کردند، و همان چیزی که نمایانگر نخستین آزمایشی بود که مسیح بلافاصله پس از تعمید خود با آن روبهرو شد. تعمیدِ مسیح، توانبخشیِ نخستین پیام در خطّ نبویِ او بود. این تعمید، پیامی را که «صدایی در بیابان» اعلام میکرد، قوّت بخشید و تأیید نمود. سپس، همانگونه که دربارهٔ دانیال و آن سه یارِ ممتاز بود، مسیح نیز به مدّت چهل روز در باب خوراک آزموده شد، چنانکه دانیال نیز به مدّت ده روز آزموده شد. دانیال و مسیح، آزمونِ مَنِّ پنهان را که در دستِ فرشتهای بود که در 11 سپتامبر 2001 فرود آمد، به گونهای نمادین مجسّم میساختند. دو آزمونِ دیگر برای مسیح، و برای دانیال، در پی میآمد. آزمونِ دوم، همانجایی بود که دانیال و آن سه یارِ ممتاز با سیماهای خویش خدا را جلال دادند. آزمونی که برای مسیح پس از آزمونِ خوراکی آمد نیز نمایانگرِ جلال بود.
اور ابلیس نے اُس سے کہا، اگر تُو خدا کا بیٹا ہے تو اِس پتھر کو حکم دے کہ روٹی بن جائے۔ اور یسوع نے اُسے جواب دیا: لکھا ہے کہ آدمی صرف روٹی ہی سے زندہ نہ رہے گا بلکہ خدا کے ہر ایک کلام سے۔ پھر ابلیس اُسے ایک بہت اونچے پہاڑ پر لے گیا اور ایک لمحہ میں دُنیا کی سب سلطنتیں اُسے دکھائیں۔ اور ابلیس نے اُس سے کہا، یہ سارا اختیار اور اُن کی شان و شوکت میں تجھے دوں گا، کیونکہ یہ مجھے سونپ دی گئی ہے، اور جسے چاہوں دے دیتا ہوں۔ پس اگر تُو میرے آگے سجدہ کرے تو یہ سب تیرا ہو جائے گا۔ اور یسوع نے جواب میں اُس سے کہا، اے شیطان، میرے پیچھے ہٹ جا، کیونکہ لکھا ہے: تُو خداوند اپنے خدا ہی کو سجدہ کر، اور صرف اُسی کی عبادت کر۔ متی 4:3–8۔
پس از آنکه مسیح آزمون خوراک را پشت سر گذاشت، آنگاه شیطان «جلال» همهٔ ممالک جهان را به او عرضه کرد، و مسیح در عوض برگزید که پادشاهِ پادشاهان را جلال دهد. آدم و حوا در نخستین آزمون ناکام ماندند، و بیدرنگ کوشیدند با برگهای انجیر چهرههای خویش را بپوشانند، زیرا دیگر جلال خدا را، چنانکه در ردای نور که پیشتر بر تن داشتند نمایان بود، ظاهر نمیساختند. هنگامی که دانیال و آن سه یار برگزیده آزمون خوراک را با موفقیت گذراندند، آنگاه به ایشان «دانش و مهارت در هرگونه تعلیم و حکمت» عطا شد؛ «و دانیال در همهٔ رؤیاها و خوابها فهم داشت.»
انہوں نے دوسرا امتحان پاس کیا، جو ایک بصری امتحان تھا اور جو ملصر کے ذریعے لیا گیا تھا۔ میلرائٹ تاریخ میں دوسرے فرشتے کے پیغام نے اُن لوگوں کے درمیان امتیاز ظاہر کیا جنہوں نے بیابان میں پکارنے والی “آواز” کے پیغام کو، جیسا کہ ولیم میلر کے ذریعے ممثل ہے، قبول کیا، اور اُن کے درمیان جنہوں نے اسے رد کیا۔ نبوتی طور پر پھر میلرائٹ تحریک پروٹسٹنٹ ازم کا مرئی اور واحد سچا سینگ بن گئی، اور جنہوں نے اُس پیغام اور تحریک کو رد کیا وہ روم کی بیٹیاں بن گئیں۔ انہوں نے بابل کی خوراک کھانے اور اس کی مے پینے کو چن لیا، اُس چھوٹی کتاب کے برخلاف۔ تین سال کے اختتام پر، دانی ایل اور اُن معززین کو نبوکدنضر کے سامنے عدالت کے لیے لایا گیا۔
اکنون در پایان روزهایی که پادشاه گفته بود ایشان را حاضر کنند، رئیس خواجهسرایان آنان را به حضور نبوکدنصر آورد. و پادشاه با ایشان سخن گفت؛ و در میان همهٔ آنان، هیچکس مانند دانیال، حننیا، میشائیل و عزریا یافت نشد؛ از اینرو در حضور پادشاه ایستادند. و در هر امرِ حکمت و فهم که پادشاه از ایشان میپرسید، آنان را ده برابر برتر از تمامی جادوگران و منجمانی یافت که در سراسر مملکت او بودند. و دانیال تا سال اول کورش پادشاه برقرار ماند. دانیال ۱:۱۸–۲۱.
دانیال و آن سه جوانِ برگزیده، آزمونِ «ده» روزه را با کامیابی پشت سر گذاشتند، و سپس هنگامی که در امتحان نهاییِ خود پذیرفته شدند، «ده» برابر از همگان حکیمتر یافته شدند.
دانیال باب اول، نخستین اشاره به پیام فرشتۀ اول در کتابی است که از دو کتاب دانیال و مکاشفه تشکیل شده است. این باب همان ویژگیهای یکسانِ فرشتۀ اولِ مکاشفه باب چهارده را داراست. این بخش از حقیقتی که نخستین بار در آیۀ اول مکاشفه ذکر شده است پشتیبانی میکند؛ زیرا نبوکدنصر پیامی به اَشْفَنَز داد، و او نیز به نوبۀ خود پیام را به مِلْصَر رسانید، و سپس او با دانیال تعامل کرد. پدر پیامی به مسیح داد، و او نیز به نوبۀ خود پیام را به جبرائیل سپرد، و سپس او با یوحنا تعامل کرد.
پیامی که ابلاغ میگردد، و همان پیامی است که اکنون مُهرگشایی میشود، فرایند ارتباطی پدر با کلیسای خویش را مشخص میسازد. نخستین چیزی که پدر برمیگزیند برای کلیسای خود آشکار سازد، فرایند آزمونِ سهمرحلهایِ سه فرشته است. کلام نبوتیِ خدا این فرایند را با چندین خط نبوت، و نیز با تاریخ میلریها، با نهایت دقت تشریح کرده است. این حقایق جزئی اساسی از مَنِّ پنهان بودند که در دست آن فرشته بود، هنگامی که او در 11 سپتامبر 2001 فرود آمد.
اگر آپ پہلا امتحان پاس نہیں کر چکے، تو شریک ہونا، اور اسی لیے دوسرا امتحان پاس کرنا، ناممکن ہے۔ یہ سچائی مسیح اور ملیریوں کی تاریخ میں واضح طور پر پیش کی گئی تھی۔ دانی ایل باب دو دوسرا امتحان ہے، جس کے ذریعے، جیسا کہ سسٹر وائٹ بیان کرتی ہیں، “ہماری ابدی تقدیر کا فیصلہ کیا جائے گا۔” وہ مزید بیان کرتی ہیں کہ یہ وہ امتحان ہے جسے ہمیں “مہر کیے جانے سے پہلے، پاس کرنا” ہے۔ وہ امتحان اب تقریباً اختتام کو پہنچ چکا ہے۔
دانیال باب دو دربارهٔ آزمونِ تصویرِ وحش است، و کاملاً بجاست که این باب دربارهٔ تمثالی عظیم باشد، و نیز اینکه تنها بدان سبب که دانیال آزمونِ خوراک را با کامیابی پشت سر گذاشته بود و به «ده چندان» «فهم» و «حکمت» برکت یافته بود، توانست آن آزمون را بازشناسد. همانگونه که در هشدارِ مربوط به این آزمون در نوشتههای الن وایت آمده است، آزمونِ تصویر در دانیال باب دو، آزمونی است که نمایانگرِ پیامدهای مرگ و زندگی است.
به این سبب پادشاه خشمگین و بسیار غضبناک شد، و فرمان داد که همهٔ حکیمان بابل را هلاک کنند. و این فرمان صادر شد که حکیمان کشته شوند؛ و در پی دانیال و یارانش برآمدند تا آنان را نیز بکشند. دانیال ۲:۱۲، ۱۳.
در فصل اول کتاب دانیال چند موضوع نبوی دیگر نیز هست که باید به آنها بپردازیم، و در مقالهٔ بعدی این موضوعات را ادامه خواهیم داد.
«मैंने एक ऐसे समूह को देखा जो सु-सुरक्षित और दृढ़ खड़ा था, और जो उन लोगों को तनिक भी समर्थन नहीं दे रहा था जो कलीसिया के स्थिर किए हुए विश्वास को विचलित करना चाहते थे। परमेश्वर ने उन पर प्रसन्नतापूर्वक दृष्टि की। मुझे तीन चरण दिखाए गए—पहले, दूसरे, और तीसरे स्वर्गदूतों के संदेश। मेरे साथ रहने वाले स्वर्गदूत ने कहा, ‘उस पर हाय, जो इन संदेशों का एक भी खंड हिलाए या एक भी खूंटी सरकाए। इन संदेशों की सच्ची समझ अत्यंत महत्वपूर्ण है। प्राणों की नियति इस बात पर निर्भर करती है कि उन्हें किस प्रकार ग्रहण किया जाता है।’ मुझे फिर इन संदेशों के माध्यम से नीचे ले जाया गया, और मैंने देखा कि परमेश्वर की प्रजा ने अपना अनुभव कितने मूल्य पर प्राप्त किया था। वह बहुत दुःख और कठोर संघर्ष के द्वारा प्राप्त हुआ था। परमेश्वर ने उन्हें चरण-ब-चरण मार्ग दिखाया था, यहाँ तक कि उसने उन्हें एक दृढ़, अचल मंच पर खड़ा कर दिया। मैंने व्यक्तियों को उस मंच के पास आते और उसकी नींव की जाँच करते देखा। कुछ आनन्द के साथ तुरंत उस पर चढ़ गए। दूसरों ने नींव में दोष निकालना आरम्भ किया। वे चाहते थे कि उसमें सुधार किए जाएँ, तब मंच और भी अधिक पूर्ण हो जाएगा और लोग बहुत अधिक प्रसन्न होंगे। कुछ लोग उसकी जाँच करने के लिए मंच से उतर गए और यह घोषित किया कि वह गलत रीति से रखा गया है। परन्तु मैंने देखा कि लगभग सभी उस मंच पर दृढ़ खड़े रहे और जो उतर गए थे उन्हें अपनी शिकायतें बंद करने के लिए समझाते रहे; क्योंकि परमेश्वर प्रधान निर्माणकर्ता था, और वे उसी के विरुद्ध लड़ रहे थे। उन्होंने परमेश्वर के उस अद्भुत कार्य का वर्णन किया, जिसने उन्हें उस दृढ़ मंच तक पहुँचाया था, और एकता में अपनी आँखें स्वर्ग की ओर उठाकर ऊँचे शब्द से परमेश्वर की महिमा की। इसका प्रभाव उन में से कुछ पर पड़ा, जिन्होंने शिकायत की थी और मंच छोड़ दिया था, और वे दीन दृष्टि के साथ फिर उस पर चढ़ गए।»
«به اعلامِ آمدنِ نخستِ مسیح بازنموده شدم. یوحنا در روح و قوتِ الیاس فرستاده شد تا راهِ عیسی را مهیا سازد. آنان که شهادتِ یوحنا را رد کردند، از تعالیمِ عیسی بهرهمند نشدند. مخالفتِ ایشان با پیامی که آمدنِ او را پیشگویی میکرد، آنان را در وضعیتی قرار داد که نتوانند بهآسانی نیرومندترین شواهد را مبنی بر اینکه او مسیحا بود، بپذیرند. شیطان کسانی را که پیامِ یوحنا را رد کرده بودند، پیش راند تا یک گام فراتر نهاده، مسیح را نیز رد کنند و مصلوب سازند. با این کار، خود را در وضعیتی قرار دادند که نتوانند در روزِ پنطیکاست برکتی را دریافت کنند که میتوانست راهِ ورود به قدسِ آسمانی را به ایشان بیاموزد. دریده شدنِ پردهٔ هیکل نشان داد که قربانیها و فرایضِ یهود دیگر پذیرفته نخواهد شد. آن قربانیِ عظیم تقدیم شده و مقبول افتاده بود، و روحالقدس که در روزِ پنطیکاست نازل شد، ذهنِ شاگردان را از قدسِ زمینی به سوی قدسِ آسمانی معطوف ساخت، جایی که عیسی به خونِ خود داخل شده بود تا فوایدِ کفارهٔ خویش را بر شاگردانِ خود جاری سازد. اما یهودیان در تاریکیِ کامل واگذاشته شدند. ایشان تمامی نوری را که میتوانستند دربارهٔ نقشهٔ نجات داشته باشند، از دست دادند و همچنان بر قربانیها و هدایای بیفایدهٔ خود اعتماد میورزیدند. قدسِ آسمانی جای قدسِ زمینی را گرفته بود، با این حال ایشان از این تغییر هیچ آگاهی نداشتند. از اینرو، نمیتوانستند از شفاعتِ مسیح در مکانِ مقدس بهرهمند شوند.»
«بسیاری با وحشت به رفتار یهودیان در رد کردن و مصلوب ساختن مسیح مینگرند؛ و هنگامی که تاریخ بدرفتاری شرمآور با او را میخوانند، میپندارند که او را دوست دارند و هرگز همچون پطرس او را انکار نمیکردند یا همچون یهودیان او را مصلوب نمیساختند. اما خدایی که دلهای همه را میخواند، آن محبتی را که مدعی بودند نسبت به عیسی احساس میکنند، به آزمایش آورده است. تمامی آسمان با عمیقترین علاقه، نحوهٔ پذیرش پیام فرشتهٔ اول را نظاره میکرد. اما بسیاری که ادعا میکردند عیسی را دوست دارند و هنگام خواندن سرگذشت صلیب اشک میریختند، مژدهٔ آمدن او را به ریشخند گرفتند. بهجای آنکه پیام را با شادی بپذیرند، اعلام کردند که آن فریبی بیش نیست. آنان از کسانی که ظهور او را دوست میداشتند نفرت ورزیدند و ایشان را از کلیساها بیرون راندند. کسانی که پیام اول را رد کردند، نتوانستند از پیام دوم بهرهمند شوند؛ و نیز از فریاد نیمهشب، که میبایست ایشان را آماده سازد تا با ایمان همراه عیسی به قدسالاقداسِ مقدس آسمانی داخل شوند، بهرهای نبردند. و با رد کردن آن دو پیام پیشین، فهم خود را چنان تاریک ساختهاند که هیچ نوری را در پیام فرشتهٔ سوم، که راه ورود به قدسالاقداس را نشان میدهد، نمیتوانند ببینند. دیدم که همانگونه که یهودیان عیسی را مصلوب کردند، کلیساهای اسمی نیز این پیامها را مصلوب کردهاند؛ و از اینرو، هیچ شناختی از راه ورود به قدسالاقداس ندارند و نمیتوانند از شفاعت عیسی در آنجا بهرهمند شوند. همچون یهودیان که قربانیهای بیثمر خود را تقدیم میکردند، ایشان نیز دعاهای بیثمر خود را به آن بخشی تقدیم میکنند که عیسی آن را ترک کرده است؛ و شیطان که از این فریب خشنود است، هیأتی دینی به خود میگیرد و ذهن این مسیحیانِ معترف را به سوی خود میکشاند و با قدرت خویش و آیات و عجایب دروغین خود عمل میکند تا ایشان را در دام خود استوار سازد.» Early Writings, 258–261.