خط نبوتیای که آزمایشی را که با تشکیلِ تصویرِ وحش در ایالات متحده نشان داده میشود، به تصویر میکشد، بهموازاتِ سه نشانۀ راهی پیش میرود که خطِ قانون اساسی را نمایندگی میکنند. این دو خط با یکدیگر موازیاند و هر یک اطلاعاتی مشخص عرضه میدارند که به خطِ دیگر میپردازد. چگونه است که آنان که از آزمونِ تصویرِ وحش سرافراز بیرون میآیند، آنگاه آماده خواهند شد تا در نوری گام بردارند که از تالارِ تختِ خدا صادر میشود، در خلالِ زمانِ جفایی که با قانونِ یکشنبه در ایالات متحده آغاز میگردد؟ در آزمونِ تشکیلِ تصویرِ وحش چه چیزی نهفته است که باکرهگانِ حکیم را در تجربهای مُهر میکند که ایشان را قادر میسازد از میانِ دورۀ جفایی که با قانونِ یکشنبه آغاز میشود عبور کنند، هنگامی که ارتدادِ ملی بهدنبالِ آن با ویرانیِ ملی همراه میگردد، و شیطان کارهای شگفتانگیزِ خود را آغاز میکند؟
«تصور کردن تجربهٔ قوم خدا که در زمانی بر روی زمین زنده خواهند بود که جلال آسمانی با تکرار آزارهای گذشته درهم آمیخته است، ناممکن است. آنان در نوری که از تخت خدا صادر میشود، سلوک خواهند کرد. بهوسیلهٔ فرشتگان، میان آسمان و زمین ارتباطی پیوسته برقرار خواهد بود. و شیطان، در حالی که به فرشتگان شریر احاطه شده و ادعای الوهیت میکند، انواع معجزات را بهعمل خواهد آورد تا، اگر ممکن باشد، برگزیدگان را نیز بفریبد.» Testimonies, volume 9, 16.
خواهر وایت دربارهٔ پیامی که مسیح در کنیسهٔ کَفَرناحوم عرضه کرد و در باب ششمِ انجیل یوحنا ثبت شده است، اظهارنظر میکند. اظهارات او در کتاب آرزوی اعصار، در فصلی با عنوان «بحران در جلیل» آمده است. او در آنجا تأکید میکند که مسیح هیچ کوششی برای جلوگیری از شورشی که در یوحنا ۶ رخ داد به عمل نیاورد، هرچند بهخوبی میدانست که در آن هنگام بیش از هر زمان دیگری در دوران خدمت خویش در میان انسانها، شاگردان بیشتری را از دست خواهد داد.
«هنگامی که عیسی آن حقیقتِ آزمونگر را عرضه کرد که سبب شد بسیاری از شاگردانش بازگردند، میدانست نتیجهٔ سخنانش چه خواهد بود؛ اما مقصودی از رحمت داشت که باید به انجام میرسانید. او پیشبینی میکرد که در ساعتِ وسوسه، یکایکِ شاگردانِ محبوبش بهشدت آزموده خواهند شد. جانکَندنِ او در جتسیمانی، خیانت به او، و مصلوب شدنش، برای ایشان سختترین محنتی جانآزما میبود. اگر پیش از آن هیچ آزمون پیشینی داده نشده بود، بسیاری که تنها انگیزههای خودخواهانه آنان را به حرکت درمیآورد، با ایشان پیوسته میبودند. هنگامی که سرورشان در تالارِ داوری محکوم شد؛ هنگامی که انبوه مردمی که او را همچون پادشاه خود درود گفته بودند، بر او فریادِ تمسخر کشیدند و دشنامش دادند؛ هنگامی که جماعتِ استهزاکننده بانگ برآوردند: «مصلوبش کن!»—آنگاه که جاهطلبیهای دنیوی ایشان نقش بر آب شد، این خودجویان، با انکارِ وفاداریِ خود نسبت به عیسی، افزون بر اندوه و یأسِ شاگردان از بر باد رفتنِ عزیزترین امیدهایشان، اندوهی تلخ و دلفرسا بر آنان تحمیل میکردند. در آن ساعتِ تاریکی، نمونهٔ کسانی که از او روی برگرداندند ممکن بود دیگران را نیز با خود ببرد. اما عیسی این بحران را در زمانی پدید آورد که هنوز میتوانست با حضورِ شخصیِ خویش ایمانِ پیروانِ راستینِ خود را استوار سازد.»
«رهاییبخشِ دلسوز، که با آگاهیِ کامل از هلاکتی که در انتظار او بود، با مهربانی راه را برای شاگردان هموار ساخت، آنان را برای سختترین آزمونشان آماده کرد، و برای امتحان نهایی تقویتشان نمود!» آرزوی اعصار، 394.
قانون یکشنبه آخرین آزمونی است که در آن شخصیت آشکار میشود. پیش از آزمون نهایی، مسیح که هرگز تغییر نمیکند، آزمایشی را اجازه میدهد که بهواسطهٔ آن سرنوشت جاودانی قوم او تعیین خواهد شد. این آزمایشی است که ایشان باید پیش از مُهر شدن، و پیش از آنکه مهلتِ آزمونشان در قانون یکشنبه به پایان رسد، از آن سربلند بیرون آیند. این آزمونی نبوی است که باکرههای حکیم را «برای آزمونِ تاجگذارِ ایشان مهیا میسازد، و آنان را برای آزمون نهایی نیرو میبخشد!» «آزمونِ تاجگذارِ» ایشان، آزمونِ تاجِ ایشان است، زیرا باکرههای حکیم همان کسانی هستند که «پاک میشوند، سفید گردانیده میشوند و آزموده میگردند.» آزمون نهایی، آزمونِ تاجگذارِ ایشان است، و در آن زمانِ آزمایش، باکرههای حکیم «در نوری که از تخت خدا صادر میشود، گام خواهند زد». آنچه در درون فرایندِ آزمون که بهصورت «تشکیل تصویرِ وحش» بازنمایی شده است، باکرههای حکیم را برای آزمونِ تاجگذار مهیا میسازد و به آنان امکان میدهد در نوری که از تخت خدا صادر میشود، گام بردارند، چیست؟ آن نوری که از تخت خدا صادر میشود چیست؟
اور جب اُس نے ساتویں مُہر کھولی تو آسمان میں قریب آدھے گھنٹے تک خاموشی رہی۔ اور میں نے اُن سات فرشتوں کو دیکھا جو خدا کے حضور کھڑے رہتے ہیں؛ اور اُنہیں سات نرسنگے دیے گئے۔ اور ایک اَور فرشتہ آ کر قربان گاہ کے پاس کھڑا ہوا، اُس کے پاس سونے کا بخوردان تھا؛ اور اُسے بہت سا بخور دیا گیا تاکہ وہ اُسے سب مقدسوں کی دعاؤں کے ساتھ اُس سونے کی قربان گاہ پر چڑھائے جو تخت کے سامنے تھی۔ اور بخور کا دھواں، جو مقدسوں کی دعاؤں کے ساتھ تھا، فرشتے کے ہاتھ سے خدا کے حضور اوپر چڑھ گیا۔ پھر فرشتے نے بخوردان لیا، اور اُسے قربان گاہ کی آگ سے بھر کر زمین پر ڈال دیا؛ اور آوازیں، اور گرجیں، اور بجلیاں، اور بھونچال پیدا ہوا۔ مکاشفہ 8:1–5۔
در ایام آخر، در دورهای که مَثَلِ ده باکره در حال تحقق است و یکصد و چهل و چهار هزار نفر مهر میشوند، مُهر هفتم گشوده میشود و نشان میدهد که در پاسخ به دعاهای مقدسین، آتش بر زمین افکنده میشود. آتشی که در تحقق نهایی و کاملِ مَثَلِ ده باکره به زمین افکنده میشود، پیامِ فریادِ نیمهشب است؛ همانگونه که در ریزشِ روحالقدس در اجتماع اردوییِ اکستر، و نیز در ریزشِ روحالقدس در پنتیکاست، که در آنجا به صورت آتش به نمایش درآمد، بهطور نمادین نشان داده شد. اکنون به تفسیرِ خواهر وایت دربارهٔ پیامِ فریادِ نیمهشب توجه کنید.
«کسانی که پیام نخست را رد کردند، از پیام دوم نیز نمیتوانستند بهرهمند شوند؛ و نیز از فریاد نیمهشب، که برای آماده ساختن ایشان بود تا بهوسیلهٔ ایمان همراه با عیسی به قدسالاقداسِ قدس آسمانی وارد شوند، بهرهای نبردند. و با رد کردن آن دو پیام پیشین، فهم خود را چنان تاریک ساختهاند که هیچ نوری در پیام فرشتهٔ سوم، که راه ورود به قدسالاقداس را نشان میدهد، نمیبینند. دیدم که همانگونه که یهودیان عیسی را مصلوب کردند، کلیساهای اسمی نیز این پیامها را مصلوب کردهاند؛ و از اینرو هیچ شناختی از راهِ ورود به قدسالاقداس ندارند، و نمیتوانند از شفاعت عیسی در آنجا بهرهمند شوند. همچون یهودیانی که قربانیهای بیفایدهٔ خود را تقدیم میکردند، آنان نیز دعاهای بیفایدهٔ خود را به آن بخشی تقدیم میکنند که عیسی آن را ترک کرده است؛ و شیطان، که از این فریب خشنود است، سیمایی دینی به خود میگیرد و ذهن این مسیحیان معترف را بهسوی خود میکشاند، و با قدرت خود و آیات و عجایب دروغین خویش عمل میکند تا ایشان را در دام خود گرفتار سازد.» Early Writings, 259.
در تاریخ میلریتی، آزمونِ پیامِ فریادِ نیمهشب «این بود که ایشان را آماده سازد تا با ایمان همراهِ عیسی به قدسالاقداسِ حرمِ آسمانی داخل شوند.» پیامی که اکنون از فریادِ نیمهشب در حال گشوده شدن است نیز بهمنزلهٔ آزمونِ تشکیلِ صورتِ وحش معرفی شده است. هر دوی آنها همان آزمونی هستند که به پایانِ مهلتِ فیض میانجامد، جایی که سیرت آشکار میگردد. هنگامی که میلریتیها با ایمان به قدسالاقداس داخل شدند، ایمانِ ایشان بار دیگر آزموده شد. ایمانِ صد و چهل و چهار هزار تن در هنگامِ قانونِ یکشنبه آزموده خواهد شد، اما به ایشان وعده داده شده است که در امان خواهند بود، زیرا در «نوری که از» مُهرِ هفتم «صادر میشود» گام خواهند زد؛ همان مُهری که هنگامی گشوده شد که پیامِ فریادِ نیمهشب در ژوئیهٔ ۲۰۲۳ آغاز به گشوده شدن کرد.
پیامی که در آن زمان مُهرگشایی شد، از طریق روششناسیِ «خط بر خط» استوار میگردد، که همان روششناسیِ بارانِ آخر است. بارانِ آخر در سال 2001 آغاز به باریدنِ خفیف کرد، و آزمونِ نهاییِ اَدوِنتیسم آغاز شد. در ژوئیهٔ 2023، آخرین دوره در فرایندِ آزمونی که با قانونِ یکشنبه به پایان میرسد آغاز شد، هنگامی که پیامِ فریادِ نیمهشب، که همان بارانِ آخر نیز هست، و همان افزایشِ معرفتی است که هنگام برداشته شدنِ مُهرِ هفتم پدید میآید، و نیز همان مُهرگشاییِ هفت رعد است، و همچنین مکاشفهٔ عیسی مسیح. تمامیِ خطوطی که نمایانگرِ مُهرگشاییِ نورِ نبوی هستند، چنین شناسایی میشوند که در تاریخِ پنهانِ آیهٔ چهل از دانیالِ بابِ یازدهم مُهرگشایی شدهاند.
در آن تاریخِ پنهان، خطِ سه نشانهٔ اصلیِ قانون اساسی بازنمایی شده است. این همان خطی است که در آن کلیسا و دولت برای تشکیلِ صورتِ وحش به یکدیگر میپیوندند. این خط شاملِ یک خطِ نبوی است که رؤسای جمهورِ ایالات متحده را مخاطب قرار میدهد؛ رؤسایی که پویاییِ کشمکشهای سیاسیِ رخداده در تاریخِ شاخِ جمهوریخواهِ وحشِ زمینی را به تصویر میکشند. آن خط، تاریخهای موازیِ هر دو حزبِ عمدهٔ سیاسیِ ایالات متحده را در بر میگیرد. آن خط از آغازِ شاخِ پروتستانتیسمِ مرتد در سال 1844 تا زمانی که در قانونِ یکشنبه زمامِ حکومتِ مدنی را غصب میکند، ارتباطی تنگاتنگ با آن دارد.
نقش نبوتیِ پروتستانتیسمِ مرتد، شهادتِ سلسلهٔ حَسمونیان را نیز بهعنوان نمادی از پروتستانتیسمِ مرتد دربر میگیرد. در پسزمینهٔ خطِ شاخِ پروتستانتیسمِ مرتد، خطِ کلیسای ادونتیستِ روزِ هفتمِ لائودیکیه را نیز دارید. از خطِ ادونتیسمِ لائودیکیه، خطِ صد و چهل و چهار هزار را دارید. آن تاریخِ پنهان همچنین خطِ اسلامِ وایِ سوم را نیز دربر دارد. روسیه خطی دارد، سازمانِ مللِ متحد خطی دارد و البته، قدرتِ پاپی نیز خطی دارد.
ਜੇ ਭਵਿੱਖਬਾਣੀ ਦਾ ਵਿਦਿਆਰਥੀ ਅੰਤਿਮ ਦਿਨਾਂ ਵਿੱਚ ਜੀਊਂਦੇ ਹੋਏ ਇੱਕ ਬੇਰੀਆਈ ਵਾਂਗ ਆਪਣੇ ਆਪ ਨੂੰ ਲਾਗੂ ਕਰੇ, ਤਾਂ ਉਹ ਚਾਲੀਵੇਂ ਪਦ ਦੇ ਲੁਕੇ ਹੋਏ ਇਤਿਹਾਸ ਵਿੱਚ ਪਹਿਚਾਣੀਆਂ ਗਈਆਂ ਲਾਈਨਾਂ ਉੱਤੇ ਆਹਾਰ ਕਰੇਗਾ। ਭਵਿੱਖਬਾਣੀ ਦਾ ਵਿਦਿਆਰਥੀ ਦੂਤ ਦੇ ਹੱਥ ਵਿਚੋਂ ਪੁਸਤਕ ਲਏਗਾ ਅਤੇ ਉਸਨੂੰ ਖਾਵੇਗਾ। ਫਿਰ ਜਦੋਂ ਐਤਵਾਰ ਦੇ ਕਾਨੂੰਨ ਦੀ ਅੰਤਿਮ ਪਰਖ ਆਵੇਗੀ, ਤਾਂ ਉਹ ਨਾ ਕੇਵਲ ਉਸ ਅੱਧੀ ਰਾਤ ਦੀ ਪੁਕਾਰ ਦੇ ਸੰਦੇਸ਼ ਨੂੰ ਸਮਝ ਚੁੱਕਿਆ ਹੋਵੇਗਾ ਜੋ ਖੋਲ੍ਹਿਆ ਗਿਆ ਸੀ, ਸਗੋਂ ਉਹ ਪੂਰੀ ਤਰ੍ਹਾਂ ਸਮਝੇਗਾ ਕਿ ਸੰਯੁਕਤ ਰਾਜ ਅਮਰੀਕਾ ਵਿੱਚ ਪਸ਼ੂ ਦੀ ਮੂਰਤ ਕਿਸ ਤਰ੍ਹਾਂ ਬਣਾਈ ਗਈ ਸੀ।
نورِ مُهرِ هفتم از تخت صادر میشود و در چارچوبِ مَثَلِ ده باکره، همان پیامِ ندایِ نیمهشب است. پیامِ ندایِ نیمهشب همان چیزی است که باکرهگانِ دانا را برای دورهای آماده میسازد که در آن آزارها و جفاهای گذشته تکرار میشوند.
"جب میں اپنی گزشتہ تاریخ کا جائزہ لیتی ہوں، اور اپنی موجودہ حالت تک پیش رفت کے ہر ہر قدم سے گزری ہوں، تو میں کہہ سکتی ہوں، خدا کی حمد ہو! جب میں دیکھتی ہوں کہ خدا نے کیا کچھ انجام دیا ہے، تو میں حیرت سے بھر جاتی ہوں، اور بطور رہنما مسیح پر میرا اعتماد مضبوط ہو جاتا ہے۔ ہمیں مستقبل سے کسی بات کا خوف نہیں، سوائے اس کے کہ ہم اُس راہ کو بھول جائیں جس میں خداوند نے ہماری راہنمائی کی ہے، اور اپنی گزشتہ تاریخ میں اُس کی تعلیم کو۔" Testimonies to Ministers, 31.
خداوند قوم خود را در فرایندِ آزمونی که در ژوئیهٔ ۲۰۲۳ آغاز شد، رهبری میکند. رهبریِ او شامل گشودنِ کلام نبوی در ارتباط با تاریخِ پنهانِ آیهٔ چهل بوده است. آن تاریخ آشکار میسازد که چگونه صورتِ وحش در ایالات متحده شکل میگیرد، و البته بسیار فراتر از صرفاً آن بخش از رویدادهای زمانِ آخر را نیز در بر میگیرد. هنگامی که خود را در آزمونِ نهاییِ تاجگذار در قانونِ یکشنبه بیابیم، آنگاه که جفاهای گذشته آغاز به تکرار میکنند، «برای آینده هیچ چیز نداریم که از آن بترسیم، مگر آنکه راهی را که خداوند ما را هدایت کرده است، و تعلیمِ او را در تاریخِ گذشتهٔ ما، از یاد ببریم.»
در هنگام قانون یکشنبه، «تاریخ گذشته» در دورهٔ شکلگیری صورتِ حیوان در ایالات متحده تکرار خواهد شد. شیرِ سبطِ یهودا پیام نهایی را گشوده است و قوم خود را به تاریخِ پنهانِ آیهٔ چهل هدایت کرده است. در آنجا او به قوم خود آموخت که نه تنها کلام نبویِ او را درک کنند، بلکه امتیاز و مسئولیتِ دست یافتن به تجربهای را نیز دریابند که آنان را شایسته سازد تا در زمرهٔ کسانی از قوم او باشند که در بحران نهایی نمایندگان او خواهند بود.
از ویژگیهای نبوی آن قوم این است که میدانند چگونه به نوری که از تخت صادر میشود، سلوک کنند. آن نور، نورِ تاریخِ پنهانِ آیهٔ چهل است؛ تاریخی که پویاییهای دینی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادیِ دخیل در برپا ساختن تصویرِ وحش در ایالات متحده را با جزئیاتی دقیق توصیف میکند. نوری که دربارهٔ این تاریخِ مقدس شناخته میشود، از طریق بهکارگیریِ «حکم بر حکم، از اینجا اندکی و از آنجا اندکی» پدید میآید، و همان نوری است که تاریخی را توصیف میکند که در آن آزارهای گذشته بار دیگر آغاز میگردند.
کسانی که افزایشِ معرفت را درک میکنند، حکیماناند؛ و افزایشِ معرفت بر شکلگیریِ صورتِ وحش قرار دارد، و حکیمان تاریخِ شکلگیریِ صورتِ وحش را در جهان پیش از فرارسیدنِ آن تاریخ درخواهند یافت. عیسی، بهعنوانِ الفا و امگا، همواره پایانِ یک چیز را با آغازِ آن چیز به تصویر میکشد.
قابلِ توجہ بات یہ ہے کہ وہ اقتباس جس میں سسٹر وائٹ یہ بیان کرتی ہیں کہ خدا کے لوگ اُس نور میں چلیں گے جو تخت سے صادر ہوتا ہے، Testimonies، جلد نہم، کے پہلے باب کا اختتام ہے۔ یہ باب صفحہ گیارہ سے شروع ہوتا ہے؛ یوں باب نو-گیارہ سے شروع ہوتا ہے اور اس کا اختتام اتوار کے قانون کی توصیف پر ہوتا ہے۔ یہ اُس دور کو بیان کرتا ہے جب حیوان کی مورت قائم کی جاتی ہے اور ایک لاکھ چوالیس ہزار ظاہر کیے جاتے ہیں، لیکن صرف اسی صورت میں اگر آپ کے پاس اُس باب کو اس انداز میں دیکھنے کا ایمان ہو۔
چونکہ یہ نویں جلد کا پہلا حصہ ہے، اس کا آغاز اسی شناخت کے ساتھ ہوتا ہے، اور عنوان استعمال کرتا ہے: بادشاہ کی آمد کے لیے۔ یہ واضح طور پر نہ صرف مسیح کی دوسری آمد کی طرف اشارہ کرتا ہے، بلکہ دس کنواریوں کی تمثیل کی طرف بھی، کیونکہ اس کے بعد حصے کا عنوان پولس کا قول نقل کرتا ہے۔
"بخش ۱—برای آمدن پادشاه"
«زیرا اندک زمانی دیگر، آن که باید بیاید خواهد آمد و تأخیر نخواهد کرد.» عبرانیان ۱۰:۳۷.
دو آیتِ ذیل اگرچہ حذف کر دی گئی ہیں، تاہم وہ اس عبارت کے مفہوم کو مزید روشن کرتی ہیں۔
زیرا هنوز اندک زمانی باقی است، و آنکه باید بیاید، خواهد آمد و درنگ نخواهد کرد. اما عادل به ایمان زیست خواهد کرد؛ و اگر کسی واپس بکشد، جان من از او خشنود نخواهد شد. لیکن ما از آنان نیستیم که واپس میکشند تا هلاکت؛ بلکه از آنانیم که ایمان میآورند برای نجات جان. عبرانیان ۱۰:۳۷–۳۹.
پولُس به حبقوق اشاره میکرد؛ جایی که باکرهگانِ خردمندِ امین در تقابل با کسانی قرار داده میشوند که پولُس میگوید «برای هلاکت واپس میکشند». حبقوق آن را اینگونه بیان کرد:
ببینید، جانِ او که متکبّرانه برافراشته شده است، در وی راست نیست؛ امّا عادل به ایمانِ خود زیست خواهد کرد. حبقوق ۲:۴.
زمانِ تأخیرِ حَبَقّوق، همان زمانِ تأخیرِ ده باکره است، و فصلِ پادشاهِ آینده، در پیوند با سخنانِ پولُس در عبرانیان، تحقق و انطباقِ کاملِ این فصل را در دورهٔ مهر شدنِ یکصد و چهل و چهار هزار نفر مشخص میسازد. آن دوره در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شد و در قانونِ یکشنبه پایان مییابد، که آخرین بحرانِ ادونتیسمِ لاodیسهای است؛ بحرانی که در مَثَلِ ده باکره، ظهورِ شخصیت در قانونِ یکشنبه است. بندهای پایانیِ این فصل به قانونِ یکشنبه میپردازد، و فصل با پرداختن به ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز میشود.
"آخری بحران"
«موږ د پای په زمانه کې ژوند کوو. د زمانې هغه نښې چې په چټکۍ سره پوره کېږي، اعلان کوي چې د مسیح راتګ نږدې دی. هغه ورځې چې موږ پکې ژوند کوو، جدي او مهمې دي. د خدای روح په تدریج، خو په یقیني ډول، له ځمکې څخه بېرته اخیستل کېږي. وباوې او قضاګانې لا له اوسه د خدای د فضل پر سپکوونکو راکوزېږي. د وچې او سمندر ناورینونه، د ټولنې ګډوډ حالت، د جګړې وېروونکي خبرتیاوې، د سترو نښو لرونکې دي. دا د تر ټولو ستر اهمیت لرونکو نږدې کېدونکو پېښو وړاندوینه کوي.»
«قدرتهای شرارت نیروهای خود را با یکدیگر متحد میسازند و استحکام میبخشند. آنان برای آخرین بحران عظیم نیرومندتر میشوند. بهزودی تغییرات بزرگی در جهان ما رخ خواهد داد، و حرکات نهایی سریع خواهند بود.»
“دنیا کی حالت ظاہر کرتی ہے کہ مصیبت کے زمانے بالکل ہم پر آن پہنچے ہیں۔ روزانہ کے اخبارات قریب المستقبل میں ایک ہولناک کشمکش کی علامتوں سے بھرے ہوئے ہیں۔ دلیرانہ ڈکیتیاں کثرت سے وقوع پذیر ہو رہی ہیں۔ ہڑتالیں عام ہیں۔ ہر طرف چوریاں اور قتل کیے جا رہے ہیں۔ شیاطین کے قبضہ میں آئے ہوئے لوگ مردوں، عورتوں اور ننھے بچوں کی جانیں لے رہے ہیں۔ انسان بدکاری پر فریفتہ ہو گئے ہیں، اور ہر قسم کی بدی غالب ہے۔
دښمن د عدالت په تحریفولو او د انسانانو زړونه د ځانغوښتې ګټې د غوښتنې څخه په ډکولو کې بریالی شوی دی. «او عدالت لیرې ولاړ دی، ځکه چې رښتیا په کوڅه کې لوېدلی دی، او انصاف نه شي ننوتلای.» اشعیا 59:14. په لویو ښارونو کې ډېر داسې خلک شته چې په بېوزلۍ او بدمرغۍ کې ژوند کوي، نږدې له خوړو، سرپناه او جامو بېبرخې دي؛ په داسې حال کې چې په هماغو ښارونو کې داسې کسان هم شته چې له زړه د هیلو نه زیات څه لري، په عیش او عشرت کې ژوند کوي، خپلې پیسې په شاندارو سمبالو شویو کورونو، په شخصي سینګار، او لا بدتره، د نفساني خواهشاتو په پوره کولو، په شرابو، تنباکو، او نورو هغو شیانو لګوي چې د دماغ ځواکونه له منځه وړي، ذهن بېتعادله کوي، او روح ذلیلوي. د لوږې ځپلې بشریت فریادونه د خدای حضور ته پورته کېږي، په داسې حال کې چې انسانان د ظلم او زبېښاک په هر ډول سره سترې سترې شتمنۍ راټولوي.
«در یک موقعیت، هنگامی که در شهر نیویورک بودم، در ساعات شب فراخوانده شدم تا بناهایی را ببینم که طبقه بر طبقه به سوی آسمان سر برمیآوردند. این بناها با این تضمین معرفی میشدند که در برابر آتش مصوناند، و برای جلالبخشیدن به مالکان و سازندگانشان برپا شده بودند. این ساختمانها هرچه بیشتر و بیشتر اوج میگرفتند، و در آنها گرانبهاترین مصالح به کار رفته بود. آنان که این بناها از آنِ ایشان بود، از خود نمیپرسیدند: «چگونه میتوانیم خدا را به بهترین وجه جلال دهیم؟» خداوند در اندیشههای آنان نبود.»
«با خود اندیشیدم: “ای کاش آنان که بدینگونه اموال خویش را صرف میکنند، میتوانستند مسیر خود را چنانکه خدا آن را میبیند، ببینند! ایشان بناهای باشکوه بر هم میانباشتند، اما برنامهریزی و تدبیرشان در نظر فرمانروای عالم چه اندازه احمقانه است. آنان با تمامی قوای دل و ذهن در پی آن نیستند که چگونه خدا را جلال دهند. از این حقیقت غافل شدهاند که این نخستین وظیفهٔ انسان است.”»
«همزمان با برافراشتهشدن این بناهای باشکوه، مالکانشان با غروری جاهطلبانه شادمانی میکردند که پولی در اختیار دارند تا آن را در ارضای خویشتن و برانگیختن حسد همسایگان خود به کار برند. بخش بزرگی از پولی که بدینسان سرمایهگذاری میکردند، از راه اجحاف و از راه در تنگنا نهادن فقیران به دست آمده بود. آنان فراموش کرده بودند که در آسمان، حساب هر معاملهٔ تجاری نگاه داشته میشود؛ هر دادوستد ناعادلانه، هر عمل فریبکارانه، در آنجا ثبت میگردد. زمانی فرا میرسد که انسانها در فریب و گستاخی خویش به نقطهای خواهند رسید که خداوند اجازه نخواهد داد از آن فراتر روند، و خواهند آموخت که برای بردباری یهوه حدّی هست.»
«صحنهای که سپس در برابر من گذشت، هشداری از آتشسوزی بود. مردان به ساختمانهای بلند و بهگمانْ ضدّحریق نگریستند و گفتند: «آنها کاملاً ایمناند.» اما این ساختمانها چنان سوختند، گویی از قیر ساخته شده بودند. ماشینهای آتشنشانی هیچ کاری نمیتوانستند برای متوقف ساختن ویرانی انجام دهند. آتشنشانان قادر به بهکار انداختن ماشینها نبودند.»
«به من تعلیم داده شده است که چون وقت خداوند فرا رسد، اگر در دلهای انسانهای مغرور و جاهطلب هیچ تغییری پدید نیامده باشد، مردم خواهند یافت که همان دستی که برای نجات نیرومند بود، برای هلاک کردن نیز نیرومند خواهد بود. هیچ قدرت زمینی نمیتواند دست خدا را بازدارد. هیچ مصالحی را نمیتوان در برپایی بناها به کار برد که چون زمان معیّنِ خدا فرا رسد تا به سبب بیاعتنایی انسانها به شریعت او و جاهطلبی خودخواهانهشان بر آنان جزا فرستد، آن بناها را از ویرانی محفوظ دارد.»
«بسیاری نیستند، حتی در میان آموزگاران و رجال دولت، که علل زیربناییِ وضع کنونیِ جامعه را درک کنند. آنان که زمام حکومت را در دست دارند، قادر نیستند مسئلۀ فساد اخلاقی، فقر، تنگدستی، و افزایش جرم را حل کنند. ایشان بیهوده میکوشند تا امور تجاری را بر بنیادی استوارتر قرار دهند. اگر مردمان به تعلیم کلام خدا بیشتر توجه میکردند، راهحلی برای مسائلی که ایشان را سرگردان ساخته است مییافتند.»
کتابِ مقدّس مسیح کی دوسری آمد سے ذرا پہلے دنیا کی حالت کو بیان کرتی ہے۔ اُن لوگوں کے بارے میں جو لوٹ مار اور ظلم کے ذریعے بڑی دولت جمع کر رہے ہیں، یوں لکھا ہے: “تم نے آخری دنوں کے لیے خزانے جمع کر رکھے ہیں۔ دیکھو، مزدوروں کی وہ مزدوری جنہوں نے تمہارے کھیت کاٹے، جسے تم نے فریب سے روکے رکھا، فریاد کرتی ہے؛ اور کاٹنے والوں کی فریاد ربُّ الجنود کے کانوں تک پہنچ گئی ہے۔ تم نے زمین پر عیش و عشرت کی ہے اور نفس پرستی میں زندگی گزاری ہے؛ تم نے اپنے دلوں کو، گویا ذبح کے دن، پال پوس کر موٹا کیا ہے۔ تم نے راست باز کو مجرم ٹھہرایا اور قتل کیا؛ اور وہ تمہاری مزاحمت نہیں کرتا۔” یعقوب 5:3–6۔
“परन्तु समय के शीघ्र-पूर्ति होते चिन्हों द्वारा दी गई चेतावनियों को कौन पढ़ता है? संसारिक जनों पर उनका क्या प्रभाव पड़ता है? उनके मनोभाव में कौन-सा परिवर्तन दिखाई देता है? उससे अधिक नहीं, जितना नूह के दिनों के संसार के निवासियों के मनोभाव में दिखाई दिया था। सांसारिक व्यापार और सुख-विलास में मग्न होकर, जलप्रलय-पूर्व लोग ‘जब तक जलप्रलय आकर उन सब को बहा न ले गया, तब तक कुछ न जान पाए।’ मत्ती 24:39. उन्हें स्वर्ग-प्रदत्त चेतावनियाँ मिली थीं, परन्तु उन्होंने सुनने से इन्कार कर दिया। और आज भी संसार, परमेश्वर की चेतावनी की वाणी की सर्वथा उपेक्षा करते हुए, अनन्त विनाश की ओर तेजी से बढ़ा चला जा रहा है।”
«دنیا با روح جنگ به هیجان آمده است. نبوت فصل یازدهم دانیال نزدیک است به تحقق کامل خود برسد. بهزودی صحنههای آشوبی که در نبوتها از آنها سخن گفته شده است، به وقوع خواهد پیوست.»
«“اینک، خداوند زمین را تهی میسازد، و آن را ویران میکند، و آن را زیر و زبر میگرداند، و ساکنانش را پراکنده میسازد…. زیرا که ایشان از قوانین تجاوز کردهاند، فرایض را دگرگون ساختهاند، و عهد جاودانی را شکستهاند. از اینرو لعنت، زمین را بلعیده است، و ساکنان آن به ویرانی گرفتار شدهاند…. طربِ دفها بازمیایستد، غوغای شادمانان پایان میپذیرد، و شادیِ بربط خاموش میشود.» اشعیا 24:1–8.
«¡Ay del día!, porque cercano está el día de Jehová, y vendrá como destrucción de parte del Todopoderoso…. La semilla se pudrió debajo de sus terrones, los graneros fueron asolados, los silos derribados, porque se secó el grano. ¡Cómo gimen las bestias! Las manadas de ganado están perplejas, porque no tienen pastos; aun los rebaños de ovejas están desolados». «La vid se secó, y pereció la higuera; el granado también, la palmera y el manzano; todos los árboles del campo se secaron; porque se extinguió el gozo de entre los hijos de los hombres». Joel 1:15–18, 12.
«دلِ من، دلِ من، در درونم به درد آمده است؛ … نمیتوانم خاموش بمانم، زیرا تو، ای جان من، صدای کرنا و بانگِ جنگ را شنیدهای. هلاکت بر هلاکت ندا میشود، زیرا تمامی سرزمین به تاراج رفته است.» ارمیا ۴:۱۹، ۲۰۔
«بر زمین نگریستم، و اینک بیشکل و خالی بود؛ و به آسمانها، و ایشان را هیچ نوری نبود. بر کوهها نگریستم، و اینک میلرزیدند، و همهٔ تپهها بهسبکی جنبش میکردند. نگریستم، و اینک هیچ انسانی نبود، و همهٔ پرندگان آسمان گریخته بودند. نگریستم، و اینک جایِ بارور بیابانی بود، و همهٔ شهرهایش ویران شده بود.» آیات ۲۳–۲۶.
«“آه! زیرا آن روز عظیم است، بهگونهای که هیچ روزی مانند آن نیست؛ و آن زمانِ تنگیِ یعقوب است؛ اما او از آن رهایی خواهد یافت.” ارمیا 30:7.»
«در این جهان، همه با دشمن بر ضد خدا همپیمان نشدهاند. همه بیوفا نگشتهاند. اندکی وفادار باقی ماندهاند که نسبت به خدا صادقاند؛ زیرا یوحنا مینویسد: “ایناناند آنانی که احکام خدا و ایمانِ عیسی را نگاه میدارند.” مکاشفه ۱۴:۱۲. بهزودی نبردی سخت میان آنان که خدا را خدمت میکنند و آنان که او را خدمت نمیکنند، درخواهد گرفت. بهزودی هر آنچه بتوان آن را متزلزل ساخت، متزلزل خواهد شد، تا آن چیزهایی که متزلزلناپذیرند، باقی بمانند.»
«شیطان شاگردی کوشا در مطالعهٔ کتاب مقدّس است. او میداند که وقتش کوتاه است، و در هر نقطه میکوشد تا کار خداوند را بر این زمین خنثی سازد. محال است بتوان تصوری از تجربهٔ قوم خدا که در آن زمان بر زمین زنده خواهند بود به دست داد، آنگاه که جلال آسمانی و تکرارِ آزارهای گذشته در هم آمیخته باشند. ایشان در نوری که از تخت خدا صادر میشود راه خواهند رفت. بهواسطهٔ فرشتگان، ارتباطی پیوسته میان آسمان و زمین برقرار خواهد بود. و شیطان، در حالی که به فرشتگان شریر احاطه شده و ادعای الوهیت میکند، انواع معجزات را به عمل خواهد آورد تا، اگر ممکن باشد، برگزیدگان را نیز بفریبد. قوم خدا ایمنی خود را در انجام معجزات نخواهند یافت، زیرا شیطان معجزاتی را که بهعمل آورده خواهد شد جعل و تقلید خواهد کرد. قوم آزموده و امتحانشدهٔ خدا قدرت خود را در آن نشانهای خواهند یافت که در Exodus 31:12–18 از آن سخن گفته شده است. آنان باید بر کلام زندهٔ خدا بایستند: «مکتوب است.» این یگانه بنیادی است که بر آن میتوانند بهاستواری بایستند. آنان که عهد خود را با خدا شکستهاند، در آن روز بیخدا و بیامید خواهند بود.»
پرستندگان خدا بهویژه به سبب حرمتنهادنشان به فرمان چهارم ممتاز خواهند شد، زیرا این فرمان نشانهٔ قدرت آفرینندگی خدا و گواهِ حقِّ او بر حرمت و پرستش انسان است. شریران به سبب کوششهایشان برای فرو ریختن یادبودِ آفریننده و برکشیدنِ نهادِ روم ممتاز خواهند شد. در موضوع این نبرد، تمام عالم مسیحیت به دو طبقهٔ بزرگ تقسیم خواهد شد: آنان که احکام خدا و ایمانِ عیسی را نگاه میدارند، و آنان که وحش و تصویر او را میپرستند و نشان او را میپذیرند. هرچند کلیسا و دولت قدرت خود را متحد خواهند کرد تا همه را، «خُرد و بزرگ، دولتمند و فقیر، آزاد و غلام»، وادار سازند که نشانِ وحش را بپذیرند، بااینهمه قومِ خدا آن را نخواهند پذیرفت. مکاشفه 13:16. نبیِّ پطمس میبیند «آنان را که بر وحش و بر تصویرش و بر نشانش و بر عددِ نامش غالب آمده بودند، ایستاده بر دریای شیشهگون، در حالی که بربطهای خدا را در دست دارند»، و آنان سرودِ موسی و برّه را میسرایند. مکاشفه 15:2.
«آزمونها و ابتلائات هولناک در انتظار قوم خداست. روحِ جنگ، ملتها را از یک کرانِ زمین تا کرانِ دیگر برمیانگیزد. اما در میانِ زمانِ تنگیای که در پیش است—زمانِ تنگیای چنانکه از هنگامی که امتی پدید آمده است هرگز نبوده—قومِ برگزیدهٔ خدا استوار و بیتزلزل خواهند ایستاد. شیطان و سپاهش قادر نخواهند بود ایشان را هلاک کنند، زیرا فرشتگانی که در قوت برتری دارند از آنان محافظت خواهند کرد.» شهادتها، جلد ۹، ۱۱–۱۷.
آن یکصد و چهل و چهار هزار نفر، که «قوم آزموده و امتحانشدهٔ خدا» و «قوم برگزیدهٔ» او هستند، هنگامی که «جفاهای گذشته» تکرار شوند، «بیحرکت و استوار خواهند ایستاد». نوری که آنان «در آن گام خواهند زد»، نورِ پیام مُهر هفتم است، که همان فریاد نیمهشب است، که همان نوری است که شکلگیریِ تصویر وحش را مشخص میسازد.