در تاریخ پانیوم، اتحادی میان آنتیوخوس مگنوس و فیلیپِ مقدونی شکل گرفت. این نبرد بهطور مستقیم از سوی آنتیوخوس علیه بطلمیوس پنجمِ کودک به اجرا درآمد، و فیلیپ از این جهت مشارکت داشت که جنگ او در دیگر بخشهای قلمرو مانع از آن شد که سپاهیان دیگر برای یاریرساندن به پادشاهِ کودکِ مصر بیایند. این بدان معناست که پوتین، آخرین پادشاه جنوب—که بهوسیلهٔ پادشاهِ کودکِ مصر نمونهسازی شده است (کودک از نظر نبوی به معنای آخرین نسل است)—به دست ترامپ، که با آنتیوخوس مگنوس نمایانده میشود؛ همان که بطلمیوس پنجم را در پانیوم شکست داد، و نیز چنانکه ریگان اتحاد جماهیر شوروی را در ۱۹۸۹ شکست داد، مغلوب میگردد.
فِيلُبُّس يعني «مُحِبَّ الخيل»، و«الخيل» ترمز إلى كلٍّ من القوّة العسكرية والقوّة الاقتصادية. فالخيل تجرّ المركبات الحربية ويركبها الجنود، كما تنقل البضائع إلى السوق. و«الخيل» رمزٌ لـ«المركبات والسفن والفرسان»، وهو الرمز الرئيسي للولايات المتحدة في علاقتها بالوكالة مع ملك الشمال كما ورد في الآية الأربعين.
همپیمان ترامپ دو تمثیل در فیلیپ مقدونی و هیرودیس فیلیپِ تترارخ دارد. چه هیرودیس فیلیپ باشد و چه فیلیپ مقدونی، این نماد کسی را معرفی میکند که قدرتی را که بهواسطهٔ قیصر یا بهترتیب آنتیوخوس به او عطا شده است، دوست میدارد. فیلیپ اسبان را دوست دارد، و یکی از این دو فیلیپ از مقدونیه بود؛ سرزمینی که در پادشاهی اسکندر کبیر نقشی مرکزی و بنیانگذارانه داشت.
یہ اُس کی آبائی سرزمین تھی، وہ بادشاہی جو اُس نے اپنے باپ، فلپ دوم، سے وراثت میں پائی، اور اُس کی وسیع سلطنت کے لیے نقطۂ آغاز ثابت ہوئی۔ یونان کے شمالی حصے میں واقع، مقدونیہ ایک ممتاز حیثیت رکھتا تھا، کیونکہ یہی وہ سیاسی اور عسکری مرکز تھا جہاں سکندر پیدا ہوا (پیلا میں، 356 قبل مسیح) اور پرورش پایا؛ اور اسی نے وہ ابتدائی وسائل، افرادی قوت، اور تنظیمی ڈھانچا فراہم کیا جنہوں نے اُس کی فتوحات کو مہمیز دی۔ خلاصہ یہ کہ مقدونیہ سکندر کی بادشاہی کا مرکزہ تھا—اُس کا نقطۂ آغاز، عسکری محرک، اور وہ خطہ جس نے اُس کی شناخت کو ایک مقدونی بادشاہ کے طور پر استوار رکھا، یہاں تک کہ اُس کی سلطنت اپنی سرحدوں سے بہت آگے تک پھیل گئی۔
مقدونیه نمایانگر ناحیهٔ شمالیِ پادشاهیِ چهارگانهٔ اسکندر است. ازاینرو، یکی فیلپِ حاکمِ رُبع است، بهمعنای «یکچهارم»، و فیلپِ دیگر «یکچهارم» از چهار بادِ امپراتوریِ پیشینِ اسکندر است.
ഹേറോദാവ് നിയമത്തെ നിരസിക്കുന്ന ഒരാളെ പ്രതിനിധീകരിക്കുന്നു. ഹെറോദാവിലേക്കു നയിക്കുന്ന ഏശാവിന്റെ രക്തവംശം തന്റെ ജ്യേഷ്ഠാവകാശം നിരസിച്ചു. തിരഞ്ഞെടുത്ത നിയമജനതയുടെ ചരിത്രത്തിന്റെ അത്യാരംഭത്തിൽ തന്നെ, ക്രിസ്തു സ്ഥിരീകരിക്കേണ്ടതിന്നു മരിച്ച ആ നിയമത്തെ നിരസിക്കുന്നവരുടെ പ്രതീകമായി ഏശാവ് മാറുന്നു. ദൈവം തന്റെ തിരഞ്ഞെടുത്ത നിയമജനത്തെ പന്ത്രണ്ടു ഗോത്രങ്ങളായി വിപുലീകരിക്കാനിരുന്ന അതേ ഘട്ടത്തിൽ, ഏശാവ് കലഹിച്ചു. പുരാതന യിസ്രായേലിന്റെ അവസാനം, ക്രൂശിൽ യെഹൂദന്മാർ “കൈസറല്ലാതെ ഞങ്ങൾക്കു വേറെ രാജാവില്ല” എന്നു പ്രഖ്യാപിച്ചപ്പോൾ, ആദിയിൽ ഏശാവിൽ മുൻകൂട്ടി പ്രതിരൂപീകരിക്കപ്പെട്ടിരുന്നതിന്റെ അവസാനഘട്ട പ്രതീകമായി യെഹൂദജാതി മാറി. ഹേറോദാവിന്റെ കുടുംബവംശാവലി ഏശാവിന്റെയും യെഹൂദന്മാരുടെയും രക്തവംശങ്ങളാൽ രൂപപ്പെട്ടതാണ്—ആരംഭത്തിൽ ഒരു കലഹകാരിയായ നിയമലംഘകനാൽ പ്രതീകീകരിക്കപ്പെട്ടതും അവസാനത്തിൽ ഒരു കലഹകാരിയായ നിയമജനത്താൽ പ്രതീകീകരിക്കപ്പെട്ടതുമായ ഒരു രക്തവംശം.
హేరోదు మహానుభావుడు యోసేపును మరియను బెత్లెహేముకు తీసికొనివచ్చిన పన్నులను విధించాడు; అతని ముగ్గురు కుమారులలో ఒకడైన హేరోదు మహానుభావుని కుమారుడు హేరోదు అంతిపాసు సిలువ సమయమున పాలించెను. క్రీస్తు జీవితకాలము ఆయన జననము నుండి ఆయన మరణము వరకు హేరోదు వంశముచేత సంకేతార్థకముగా ప్రతినిధించబడుచున్నది; ఈ విధముగా ఆ చరిత్రను ఎన్నిక చేయబడిన ప్రజల సందర్శనకాలముగా గుర్తించుచున్నది, అయితే యూదులు ప్రధానముగా ఎన్నడును గ్రహింపని ఆ సందర్శనకాలముగా.
हेरोद महान ने यीशु के जन्म के प्रत्युत्तर में बालकों की हत्या करवाई, और इस प्रकार मूसा के जन्म के इतिहास की पुनरावृत्ति की, जब मिस्र बालकों की हत्या कर रहा था। पहली बालहत्या उस प्रतिज्ञात चुने हुए को मार डालने का प्रयास थी, और अंतिम बालहत्या भी फिर से उसी प्रतिज्ञात चुने हुए को मार डालने का प्रयास थी। एक लाख चवालीस हज़ार मूसा और मेम्ने का गीत गाते हैं, और भविष्यवाणी के अनुसार “गीत” एक अनुभव का प्रतिनिधित्व करता है। एक लाख चवालीस हज़ार ऐसे काल में जीवित रहते हैं जिसमें समानान्तर अनुभव विद्यमान होते हैं। उन समानान्तरों में से एक 22 जनवरी, 1973 को संयुक्त राज्य अमेरिका में गर्भपात की अनुमति देने वाले सर्वोच्च न्यायालय के निर्णय के साथ प्रकट हुआ। उसके बाद के उनचास वर्षों में लगभग 6 करोड़ 60 लाख ऐसे संभावित अभ्यर्थियों का, जो एक लाख चवालीस हज़ार में सम्मिलित हो सकते थे, संघीय स्वीकृति प्राप्त गर्भपात के द्वारा वध कर दिया गया।
قدرت نماد نیروی نظامی است:
و آن وحشی را که دیدم، مانند پلنگ بود، و پاهایش چون پاهای خرس، و دهانش چون دهان شیر؛ و اژدها قدرت خویش، و تخت خویش، و اقتداری عظیم بدو بخشید. مکاشفه ۱۳:۲
اژدها، که همان رومِ بتپرست بود، سه چیز را برای پاپیّت فراهم کرد، یعنی: «قدرت او، و تخت او، و اقتدار عظیم». در آیهٔ دوازده، ایالات متحده، وحشِ زمین، بهصورت موجودی تصویر شده است که تمامی «قدرت» وحشی را که پیشِ روی اوست به کار میبرد. بااینحال، واژهٔ «قدرت» در آیهٔ دو، واژهای یونانی متفاوت از واژهای است که در آیهٔ دوازده به «قدرت» ترجمه شده است. در آیهٔ دو، «قدرت» برابر است با G1722؛ به معنای در برابرِ رویِ کسی بودن (بهصورت لفظی یا مجازی): در حضورِ (در منظرِ) کسی.
لفظ «قدرت» در آیهٔ دوازده واژهای یونانیِ دیگر است.
او در حضور آن وحشِ اوّل، تمامی اقتدارِ او را به کار میگیرد و زمین و ساکنان آن را وامیدارد که آن وحشِ اوّل را، که زخمِ مهلکش شفا یافته بود، پرستش کنند. مکاشفه ۱۳:۱۲
واژهٔ «قدرت» G1832 در اینجا به این معناست: (از حیث توانایی) امتیاز؛ یعنی نفوذِ واگذارشده: اقتدار، صلاحیت قضایی، آزادی، قدرت، حق، قوّت. واژهٔ «قدرت» در آیهٔ دوازدهم بیانگر آن است که وحشِ زمین، اقتدارِ واگذارشدهٔ وحشِ دریاست—ایالات متحده نمایندهٔ نیابتیِ وحشِ دریاست. ایالات متحده تمامی اقتدارِ واگذارشدهٔ وحشِ اول را اعمال میکند. در آیهٔ دو، رومِ مشرک سه چیز به پاپیّت داد. کلوویس در سال 496، در نبرد تولبیاک، توان نظامی و اقتصادی خود را به پاپیّت بخشید. قسطنطین در سال 330 «تخت» امپراتوری را واگذار کرد و یوستینیان در سال 533، به موجب فرمانی، پاپ را اصلاحکنندهٔ بدعتگذاران و رئیس کلیساها معرفی کرد. کلوویس در سال 496 نمونهٔ پیشگویانهٔ ریگان در سال 1989 است. ریگان نمونهٔ پیشگویانهٔ ترامپ است.
به گفتهٔ گرگوریِ تورس (که نزدیک به یک قرن بعد مینوشت)، کلوویس در حال باختنِ نبرد بود و از سرِ استیصال، خدای کاتولیک را برای یاری فراخواند. همسر او، کلوتیلده، شاهدختی بورگوندی و کاتولیک بود که او را ترغیب میکرد از بتپرستی به مسیحیت بگرود. کلوویس نذر کرد که اگر پیروز شود، آیین کاتولیک را بپذیرد. ورق برگشت—خواه به سبب مداخلهٔ الهی و خواه بر اثر راهبرد نظامی—و کلوویس بر آلامانیها غلبه یافت، پادشاهشان را کشت و نیروهایشان را پراکنده ساخت. او وفادار به نذر خود، به کاتولیسیسم گروید و غسل تعمید یافت؛ واقعهای که بنا بر سنت، تاریخ آن را روز کریسمس سال ۴۹۶ در رَنس، به دست اسقف رمیژیوس (سنت رِمی)، دانستهاند.
تبدیل او نقطهٔ عطفی را رقم زد و کلوویس را در میان فرمانروایان ژرمن، نخستین پادشاه کاتولیک ساخت (برخلاف ویزیگوتها یا استروگوتهای مسیحیِ آریانی). این امر فرانکها را با کلیسای روم همسو کرد و حمایت جمعیت گالوـرومی و پاپیّت را برای او به ارمغان آورد. تعمید کلوویس غالباً «تولد فرانسه» بهمثابه یک ملت کاتولیک بهشمار میآید و آن را از دیگر پادشاهیهای بربر که به آریانیسم یا بتپرستی پایبند بودند، متمایز میسازد. از این رو، کاتولیسیسم از فرانسه با عنوان «نخستزادهٔ کلیسای کاتولیک» و نیز «کهنسالترین دختر کلیسای کاتولیک» یاد میکند.
هنگامی که کلوویس در سال ۴۹۶ نخستین قدرتِ نیابتیِ پاپی شد، نمونهای از ریگان بود که در سال ۱۹۸۹ به قدرتِ نیابتی بدل گردید. در تاریخِ ریگان و پاپ ژان پل دوم، اتحادی پنهانی بهمنظور سرنگون ساختنِ پادشاهِ جنوب شکل گرفت. از سال ۱۷۹۸ تا یکشنبهقانون، فاحشهٔ صور پنهان است، و او همان فاحشهای است که ریشههای خود را تا مقدونیه، شمالیترین پادشاهی، دنبال میکند. او پادشاهِ شمال است، بهگونهای نبوی پنهان، اما همچنان مدعیِ عصمتناپذیری است.
پاپ همچنین نمایندهٔ «آنان که عهد را ترک میکنند» است؛ کسانی که هرچند از لحاظ نبوی در سراسر آن سه جنگ نیابتی پنهاناند، سرانجام در تاریخ نبرد پانیوم آشکار خواهند شد. در گذار از روم امپراتوری به روم پاپی، دانیال مشخص میسازد که روم بتپرست در مقام پادشاهی چهارمِ نبوت کتابمقدس، به پایان دوران خود نزدیک میشد.
زیرا کشتیهای کِتّیم بر ضدّ او خواهند آمد؛ ازاینرو اندوهگین شده، بازخواهد گشت و بر عهدِ مقدّس خشم خواهد گرفت؛ و چنین خواهد کرد؛ بلکه باز خواهد گشت و با آنان که عهدِ مقدّس را ترک میکنند، همدست خواهد شد. دانیال ۱۱:۳۰
در عبارتِ «آنان که عهدِ مقدّس را ترک میکنند»، مقصود کلیسای کاتولیک است. کسانی که عهد مقدّس را ترک میکنند، همان کلیسای مصالحهگرِ پرغامُس در مکاشفهٔ یوحنای مُکاشِفاند؛ کلیسایی که بنا بر گفتۀ پولس، پیش از آنکه مردِ گناه آشکار شود، دچار ارتداد میگردید. کاتولیسیسم نمایندۀ کسانی است که عهد را ترک کردهاند؛ چنانکه این امر در حملهای که بر کلامِ خدا وارد شد، و نیز بر سَبَتِ روزِ هفتم، نمود یافته است؛ هر دوی اینها از زمانِ کنستانتین به بعد، بهگونهای تدریجی آماجِ حملاتِ پیدرپی قرار گرفتند. پیشتر در بابِ یازدهم نیز به «عهد» اشاره شده است.
و دلِ هر دوی این پادشاهان بر شرارت خواهد بود، و بر یک سفره به دروغ سخن خواهند گفت؛ اما کامیاب نخواهد شد، زیرا پایان هنوز در زمانِ معیّن خواهد بود. سپس او با ثروتی عظیم به سرزمین خود بازخواهد گشت؛ و دلش بر ضدِ عهدِ مقدّس خواهد بود؛ و اعمالی عظیم بهجا خواهد آورد، و به سرزمین خویش بازخواهد گشت. در زمانِ معیّن بازخواهد گشت و به سوی جنوب خواهد آمد؛ امّا این بار مانند نخستین یا مانند واپسین نخواهد بود. دانیال ۱۱:۲۷–۲۹.
در این آیات، «او» به سرزمین خود بازمیگردد، و سپس بعدتر بار دیگر به سرزمین خود بازمیگردد. این دو بازگشت، نمایانگر دو پیروزیاند که سپس با یک «بازگشت» ظفرمندانه به شهر روم دنبال شدند. نخستین، نبرد آکتیوم در سال ۳۱ پیش از میلاد بر ضد آنتونی و کلئوپاترا بود، و دومین، پس از ویرانی اورشلیم در سال ۷۰ میلادی رخ داد. «وقت معین» در این آیات، سال ۳۳۰ است که پایان «زمان» نبویِ آیهٔ بیستوچهار را مشخص میسازد؛ زمانی که معادل سیصد و شصت سال است.
آن دو پادشاه که بر یک سفره دروغ میگویند، این کار را پیش از «وقتِ معین» انجام میدهند، «زیرا که هنوز انتها در وقتِ معین خواهد بود». پرسشی که باید مورد توجه قرار گیرد این است که آیه هنگامی که میگوید: «آنگاه او با ثروتی عظیم به سرزمین خود بازخواهد گشت» چه معنایی دارد؟ آیا مقصود این است که در وقتِ معین، آنگاه او بازخواهد گشت؛ یا مقصود این است که چون آن دو بر سرِ سفره دروغ میگویند، آنگاه او بازخواهد گشت، و بنابراین این بازگشت پیش از وقتِ معین است.
اُوریا اسمیت این دو بازگشت را ۳۱ پیش از میلاد و ۷۰ میلادی شناسایی میکند، که نمایانگر تاریخی پیش از سال ۳۳۰ است، که همان وقتِ معین میباشد. اسمیت همچنین خاطرنشان میسازد که «بازگشتِ» آیهٔ بیستونهم پس از ۳۳۰ است، و آنگونه که بازگشتهای پس از نبردهای آکتیوم و اورشلیم موفق بودند، موفق نیست. معنای این امر آن است که پیش از وقتِ معین، ملاقاتی رخ میدهد که در آن دروغها گفته میشود؛ و سپس یکی از آن دو پادشاه که در گفتن دروغ شریک بودند، با ثروتی عظیم بازمیگردد، آنگاه با عهدِ مقدس به مخالفت برمیخیزد، اعمالی انجام میدهد، و در سال ۳۳۰، که همان وقتِ معین است، بازمیگردد.
سپس به جنوب یورش میبرد، اما این رویداد مانند نبرد آکتیوم یا ویرانی اورشلیم نخواهد بود. تاریخ سال ۷۰ میلادی در این آیات، پایان قوم برگزیدهٔ عهدِ خدا را به تصویر میکشد؛ قومی که در این بخش با عبارت «عهد مقدس» نمایانده شده است. در آیهٔ سیام، رومِ بتپرست با کسانی همداستان است که عهد مقدس را ترک میکنند. سال ۷۰ میلادی پایان کامل اسرائیلِ باستانیِ تحتاللفظی بهعنوان قوم عهدِ خدا بود، و آیهٔ سیام تاریخی را چهار سده پس از سال ۷۰ میلادی مشخص میسازد. کسانی که در تاریخی که در آیهٔ سیام بازنمایی شده، عهد را ترک میکنند، همان کسانی هستند که عهدی را که میان خدا و قوم مسیحیِ او برقرار شده است ترک کردهاند. رومِ پاپی همان کلیسایی است که در آیهٔ سیام بهعنوان کسانی که عهد مقدس را ترک میکنند، نمایانده شده است.
زیرا کشتیهای کِتّیم بر ضد او خواهند آمد؛ ازاینرو اندوهگین خواهد شد و بازخواهد گشت و بر عهدِ مقدّس خشم خواهد گرفت؛ و چنین خواهد کرد؛ بلکه بازخواهد گشت و با آنان که عهدِ مقدّس را ترک میکنند، همداستان خواهد شد. دانیال 11:30
آیهٔ بیستونهم ما را به سال ۳۳۰ میرساند؛ زمانی که بهعنوان وقتِ معیَّن، با انتقال پایتخت به قسطنطنیه بهوسیلهٔ قسطنطین، تحقق یافت. در آن نشانهٔ راه، رومِ بتپرست به جنگی جنوبی کشانده میشد که همچون آکتیوم و اورشلیم کامیاب نمیبود. سپس در آیهٔ سی، رومِ بتپرست بهوسیلهٔ گنسریک مورد هجوم قرار میگیرد؛ او جنگ دریایی خود را از کِتّیم آغاز کرد، که امروز بهعنوان قرطاج شناخته میشود. این جنگ علیه رومِ بتپرست همچنین بهمثابهٔ شیپور دوم از هفت شیپور در کتاب مکاشفه نیز به تصویر کشیده شده است. چهار قدرتِ نخستِ آن شیپورها، رومِ غربی را تا سال ۴۷۶ به پایان رساندند. از میان آن چهار شیپور نخست، شیپور دوم، یعنی کشتیهای کِتّیم، سختترین بود، زیرا گنسریک بر دریاها مسلط شد و ثروتِ امپراتوری خشکید.
او که از کشتیهای کِتّیم رویارو شده و اندوهگین گشته است، بازمیگردد و بر ضد عهد مقدّس خشم میورزد. این امر در تاریخِ منتهی به اقتدار یافتن پاپیّت در سال 538، از طریق جنگی بر ضد کلام خدا، به انجام رسید. پس از آن بازمیگردد و با «آنان که عهد مقدّس را ترک میکنند» همفکری و تفاهم مییابد. این تعامل میان رومِ بتپرست و رومِ پاپی در سال 533 با فرمان یوستینیان تحقق یافت. سپس آیه بعد، یعنی آیه سیویک، ادامه میدهد که چگونه رومِ بتپرست «اندوهگین» شد. پولس در 2 Thessalonians تعلیم میدهد که رومِ بتپرست، پاپیّت را از به دست گرفتن قدرت در سال 538 «بازمیداشت». پس از آنکه به سبب حملهای از دریاها که اقتصادِ پادشاهی را ویران میسازد اندوهگین میشود، بر ضد عهد مقدّس خشم میورزد، و سپس با آنان که عهد را ترک میکنند همفکری میکند. در آیات بعد، «بازوان» که نمایانگر قدرتی است که در سال 496 بهوسیلهٔ کْلُویس به پاپیّت داده شد، برمیخیزند و مقدِسِ حصین را آلوده میسازند، که در تاریخ نمایانگر شهر روم بود؛ و سپس رومِ بتپرست، دینِ بتپرستی را (قربانیِ دائمی) از قلمرو برمیدارد و کاتولیسیسم را جایگزین آن میسازد، و آنگاه در سال 538 پاپیّت را بر تخت مینشاند.
هنگامی که پاپیّت در سال ۵۳۸ به قدرت رسید، هم شاهدی نبوی و هم شاهدی تاریخی فراهم آورد که در آیاتی که در نظر داریم بازنمایی شدهاند. سال ۵۳۸ بهواسطهٔ سال ۳۱ پیش از میلاد و نبرد آکتیوم نمونهوار نشان داده میشود. در باب هشتم دانیال، آیهٔ نهم، رومِ مشرک برای تصاحب تختِ زمین سه مانع جغرافیایی را مغلوب میساخت. نخست سوریه در شرق بود، سپس یهودا و اورشلیم، و پس از آن مصر در نبرد آکتیوم. روم پاپی نیز سه شاخ را از میان برمیداشت که سومیِ آنها گوتها بودند که در سال ۵۳۸ از شهر روم رانده شدند. رومِ مشرک و رومِ پاپی دو شاهد فراهم میآورند که نشان میدهند نبرد آکتیوم با سال ۵۳۸ منطبق است، و سال ۵۳۸ قانون یکشنبه را در ایالات متحدهٔ آمریکا به تصویر میکشد، آنگاه که رومِ مدرن با برتری مطلق فرمان میراند تا زمانی که مهلتِ فیض پایان پذیرد.
ما مرورِی بر آیات بیستوهفت تا سیویک را به پایان رساندهایم.
در مقالهٔ بعدی، بر این آیات تمرکز خواهیم کرد و کارِ تطبیق این بخش را با تاریخِ آیات یازده تا پانزده آغاز خواهیم نمود.